منبع اخبار فناوری اطلاعات

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



آخرین مطالب


جستجو


 



 

(نظریه اکثریت):

 

با توجه به اینکه دارنده چک خود مرجع وصول را تعیین می‌کند چنانچه هر مرجعی را انتخاب کرد از طریق دیگر نمی‌توانداقدام کند در موردی که تقاضای خود را از اجرای ثبت استرداد نماید در اینصورت می‌تواند دادخواست حقوقی دهد و حق شکایت کیفری او محفوظ است.

 

(نظریه اقلیت):

 

‌در مورد دادخواست و توقیف اموال برای چک امتیازاتی در نظر گرفته شده که دارنده چک بتواند اقدام نماید و دادگاه موظف است به اجرای ثبت با ملاحظه گواهی عدم پرداخت چک قرار تأمین اموال را صادر کند اما اگر حقوق شاکی پرداخت شد عشیریه آن را به ثبت دهد‌یعنی می‌تواند از هر سه مرجع اقدام کند.

 

(نظر کمیسیون):

 

اگر دارنده چک برای وصول وجه آن از طریق اجرای ثبت اقدام به صدور اجراییه نماید و اگر از این راه منصرف نشود و تقاضای اجراییه را مسترد ننماید نمی‌تواند برای وصول وجه چک تظلم نماید هریک از مراجع مربوطه برای وصول چک ممکن است به توقیف مال اقدام نماید و توقیف چند مرجع در خصوص دین واحد شرعاً و قانوناً مجاز نیست.[۵۵]

 

‌بر اساس ماده ۲ ق.ص.چ. دارنده چک می‌تواند علیه صادر کننده اجراییه ثبتی صادر نماید صادر کننده همیشه صاحب حساب نیست ‌بنابرین‏ شایسته آن است که امکان صدور اجراییه علیه صاحب حساب نیز فراهم گردد. ماده ۲۵۲ آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا و طرز رسیدگی به شکایات از عملیات اجرایی و ماده ۱۹ قانون صدور چک این نقیضه را برطرف کردند.

 

ماده ۲۲۹ آیین نامه اجرای مفاد و رسیدگی به شکایات از عملیات اجرایی مصوب ۱۳۵۵ بیان می‌دارد: عملیات اجرایی بعد از صدور دستور اجرا شروع و هر کس که از عملیات اجرایی شکایت داشته باشد می‌تواند شکایت خود را با ذکر دلیل و ارائه مدرک به رئیس ثبت محل تسلیم کند. نظر رئیس طبق مقررات به اشخاص ذینفع ابلاغ می‌شود و اگر آن ها شکایتی داشته باشند می‌توانند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ شکایت خود را تسلیم نمایند. ماده۱ قانون اصلاح بعضی از مواد قانون مصوب ۲۷/۶/۱۳۲۲ بیان می‌دارد: هر کس دستور اجرای اسناد را مخالف با مفاد سند‌ یا شکایت از دستور اجرا داشته باشد می‌تواند به ترتیب مقرر در آیین دادرسی مدنی اقامه دعوا نماید. ماده ۵ بیان می‌کند:درصورتیکه دادگاه دلایل شکایت را قوی بداند به درخواست مدعی بعد از گرفتن تأمین قرار توقیف عملیات اجرای را می‌دهد درصورتیکه موضوع سند وجه نقد باشد آن وجه در صندوق ثبت محل توقیف می‌شود. بنظر می‌رسد این ماده حکم موردی را بیان می‌کند که مبنای صدور اجراییه مورد اعتراض است یا تعهد خود را ساقط شده می‌داند.

 

۱ـ۲ـ۱۱ سیر مراحل مختلف رسیدگی به چک دارای جنبه کیفری

 

در رسیدگی به جرم چک دارای جنبه کیفری، مسایل زیر مطرح است که در این قسمت سعی می‌شود در حد نیاز بدان‌ها پرداخته شود.

 

۱ـ۲ـ۱۱ـ۱ رسیدگی عمومی

 

۱ـ۲ـ۱۱ـ۱ـ۱ محل وقوع جرم

 

به منظور تعیین صلاحیت مرجع رسیدگی کننده به جرم چک دارای جنبه کیفری باید محل وقوع جرم مذکور مشخص شود زمانی می‌توان آن را مشخص کرد که محل تحقق جرم صدور چک دارای جنبه کیفری از نظر مادی معین گردد. با توجه به ماده ۳ که در آن به ضرورت وجود مبلغ نقد، معادل مبلغ چک در تاریخ مندرج در آن تأکید شده باشد صرف مراجعه به بانک محال علیه بعد از تاریخ مذکور در چک و اخذ گواهی عدم پرداخت بنا بر علل قانونی، کاشف از وقوع جرم بوده و ‌به این لحاظ است که باید محل استقرار بانک محال علیه، محل وقوع جرم صدور چک کیفری محسوب گردد.[۵۶]

 

۱ـ۲ـ۱۱ـ۱ـ۲ طرح شکایت در مرجع صالح و رسیدگی مقدماتی

 

پس از تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به چک دارای جنبه کیفری، مرجع مذکور مطابق اختیارات قانونی شروع به رسیدگی می‌کند در صورتی که چک را واجد جنبه کیفری بداند تحقیقات لازم را به عمل می‌آورد رسیدگی به شکایت یا با ارجاع پرونده به نیروی انتظامی و صدور اعزام شاکی و متهم به مرجع رسیدگی و یا مرجع قضایی اقدام به ارسال احضاریه و رسیدگی به آن صورت می‌گیرد. موارد مورد نظر شامل:

 

۱ـ۲ـ۱۱ـ۱ـ۲ـ۱ تأمین خواسته از اموال متهم

 

نظریه مورخ ۲۷/۶/۱۳۵۳ اداره حقوقی وزارت دادگستری چنین می‌باشد: به صراحت ماده ۶۸ مکرر قانون آیین دادرسی ضرر و زیان شاکی را فقط از اموال متهم می‌توان تأمین کرد در صورتی که مدیر عامل شرکتی متهم به صدور چک بی محل به عهده شرکت باشد اموال شرکت را نمی‌توان بابت تأمین خواسته توقیف کرد. به نظر می‌رسد چنانچه صادر کننده چک بلا محلی که وی به وکالت از طرف صاحب حساب اقدام به صدور چک مذکور نموده بتواند ثابت کند که عدم پرداخت چک مستند به عمل صاحب حساب، وکیل و‌ یا نماینده بعدی صاحب حساب بوده است تأمین اموال شخص که موجب عدم پرداخت شده به عنوان متهم بلا مانع می‌باشد زیرا که این امر نتیجه قهری توجه اتهام از صادر کننده چک مذکور به شخص دیگر است.

 

۱ـ۲ـ۱۱ـ۱ـ۲ـ۲ احضار ‌یا جلب متهم

 

احضاریه یا جلب متهم چک دارای جنبه کیفری تابع عمومات و ماده ۲۲ می‌باشد. فاصله بین ابلاغ احضاریه و موعد احضار حداقل سه روز است اشخاصی که حضور پیدا نکرده و گواهی هم نفرستاده باشند به دستور قاضی جلب می‌شوند.

 

۱ـ۲ـ۱۱ـ۱ـ۲ـ۳ اخذ تأمین از متهم

 

قانون گذار در ماده ۱۸ از میان انواع قرار‌های تأمین مذکور در ماده ۱۳۲ تنها به صدور «قرار کفالت»‌ یا «وثیقه» ‌در مورد صدور چک بلا محل اکتفا ‌کرده‌است با این وصف انتخاب یکی از این دو نوع در باره متهم صدور چک بلا محل موکول به نظر مرجع رسیدگی کننده ‌به این امر می‌باشد.[۵۷]

 

۱ـ۲ـ۱۱ـ۱ـ۲ـ۴ صدور قرار موقوفی یا منع تعقیب

 

پس از رسیدگی مقدماتی توسط مرجع چنانچه بنا به دلایل قانونی چک مورد شکایت فاقد جنبه کیفری باشد مرجع مذکور اقدام به صدور قار موقوفی درباره متهم می‌کند. اگر به تأیید دادستان رسیده و شاکی خصوصی نسبت به آن معترض باشد نامبرده می‌نواند نسبت به قرار صادره اعتراض کند تا دادگاه ‌در مورد آن اظهار نماید رأی دادگاه قطعی است.

 

۱ـ۲ـ۱۱ـ۱ـ۲ـ۵ صدور قرار‌های مجرمیت و کیفر خواست

 

چنانچه رسیدگی مقدماتی منجر به صدور قرار مجرمیت متهم گردیده و دادستان نیز با قرار صادره موافق باشد از طرف دادستان کیفر خواست علیه متهم صادر و پرونده برای صدور رأی به دادگاه صالح ارسال خواهد شد.

 

۱ـ۲ـ۱۱ـ۲ رسیدگی در دادگاه عمومی

 

پس از صدور کیفر خواست مبنی بر مجرمیت متهم ‌در مورد چک پرونده در دادگاه عمومی مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. رأی حضوری رأیی است که متهم مشمول قانون صدور چک یا وکیل او در دادگاه حضور پیدا کرده و یا در صورت عدم حضور دادگاه لایحه تسلیم کرده باشند و رأی غیابی رأیی است که شرایط رأی‌ حضوری را ندارد. اگر متهم نشانی دیگری غیر از نشانی اعلام شده در بانک را تعیین کرده باشد اقامتگاه قانونی او همان نشانی اعلام شده خواهد بود به موجب رأی دیوان عالی کشور «هر گاه پرونده مربوط به اتهام صدور چک بلا محل طبق موازین قانونی برای اظهار نظر باشد رسیدگی و صدور حکم غیاب متهم خالی از اشکال است». بدیهی است دادگاه به هنگام رسیدگی به در خواست واخواهی محکوم علیه نسبت به اخذ تأمین یا تجدید نظر در تأمین مأخوذه اقدام خواهد نمود.[۵۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 02:29:00 ق.ظ ]




 

در طبقه بندی دیگر، ‌می‌توان سهام‌داران را با توجه به الگوی خرید و فروش سهام از سوی آن ها به سه گروه به شرح زیر تقسیم بندی کرد: اول گروهی که سهام را تا زمانی که بازده بالایی دارد نگهداری ‌می‌کنند و در مواقعی که ارزش واقعی سهام کمتر از ارزش بازار آن است اقدام به فروش آن ‌می‌کنند. گروه دوم سهامدارانی هستند که به دنبال بازدهی برابر با متوسط بازدهی بازار هستند و از خرید و فروش مکرر سهام خودداری ‌می‌کنند و گروه سوم شامل سهامدارانی هستند که به هدف سفته بازی سعی در به دست آوردن حداکثر سود در حداقل زمان دارند.

 

۲-۲-۸- اجزای بازده

 

اگر شخصی یک دارایی را از هر شخص دیگری خریداری کند، سود (زیان) ناشی از این سرمایه گذاری را بازده سرمایه گذاری می­نامند. بر این اساس بازده معمولاً از دو بخش تشکیل می­ شود، یک قسمت مربوط به دریافتی نقدی حاصل از سرمایه گذاری است و قسمت دیگر بازدهی است که از فروش دارایی به دست می ­آید.

 

سود دریافتی: مهمترین جزء بازده سودی است که به صورت جریانات نقدی دوره­ای سرمایه گذاری بوده می ­تواند به شکل بهره یا سود تقسیمی باشد. ویژگی متمایز این دریافت­ها این است که منتشر کننده پرداخت­هایی را به صورت نقدی به دارنده دارایی پرداخت می­ کند، این جریانات نقدی با قیمت اوراق بهادار نیز مرتبط است.

 

سود (زیان) سرمایه: دومین جزء مهم بازده سود (زیان) سرمایه است که مخصوص سهام عادی است ولی ‌در مورد اوراق قرضه بلند مدت و سایر اوراق بهادار با درآمد ثابت نیز مصداق دارد. ‌به این جزء که ناشی از افزایش (کاهش) قیمت دارایی است سود (زیان) سرمایه گویند. این سود (زیان) سرمایه ناشی از اختلاف بین قیمت خرید و قیمت زمانی است که دارنده اوراق قصد فروش آن ها را دارد.

 

    1. -Desai $ et al ↑

 

    1. – Torenton ↑

 

    1. – Satklif ↑

 

    1. – Coolback and Varfild ↑

 

    1. – barth ↑

 

    1. – Rajgopal, S. and M. Venkatachalam ↑

 

    1. – Barton, Jan and Simko ↑

 

    1. – Leuz, C., D. J. Nanda, and P. Wysoki ↑

 

    1. – Revsine, Collins & Johnson ↑

 

    1. – Richardson, Sloan, Soliman & Tuna ↑

 

    1. – Beneish & Vargus ↑

 

    1. – Penman & Zhang ↑

 

    1. – Hodge ↑

 

    1. – Mikhail, Walther & Willis ↑

 

    1. -Desai and et al ↑

 

    1. ۱- Syntactic ↑

 

    1. ۲- Pragmatic ↑

 

    1. ۳- Sematntic ↑

 

    1. – Real earnings ↑

 

    1. – Persistence of Earnings ↑

 

    1. – Kirschenheiter ↑

 

    1. – Melumad ↑

 

    1. – Chan el at ↑

 

    1. – Rivsine et al ↑

 

    1. – White et al ↑

 

    1. – Schipper, K.; Vincent ↑

 

    1. – Bernstein ↑

 

    1. – Stability ↑

 

    1. – Variability ↑

 

    1. – Williams ↑

 

    1. – Sustainability of Earnings ↑

 

    1. – Earnings Manayement ↑

 

    1. – Revsine et al. ↑

 

    1. – Zhang ↑

 

    1. – Richardson et al. ↑

 

    1. – Balsam et al. ↑

 

    1. – Mikhail et al. ↑

 

    1. – penman ↑

 

    1. – Lip ↑

 

    1. ۱- Standard Deviation (S.D). ↑

 

    1. ۱- Coefficient of variation. ↑

 

    1. ۲- Instability Index of Earnings. ↑

 

    1. – Deangelo 1986 ↑

 

    1. – Vincent, 2003 ↑

 

    1. – Dechow , Dichev ↑

 

    1. – Relevant. 2 ↑

 

    1. ۳- Reliability. ↑

 

    1. – Burgstahler , Dichev (1997) ↑

 

    1. ۱– Brief ↑

 

    1. ۲-Tucker ↑

 

    1. – Libby ↑

 

    1. – Bernstein ↑

 

    1. – Schipper, K.; Vincent ↑

 

    1. – Fchrand ↑

 

    1. ۲ -Eston ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:53:00 ق.ظ ]




 

بالا بردن هزینه جرم از رهگذر افزایش مجازات جرایم علیه سالمندان و ناتوانان که با توجه به ضعف جسمی آنان بیشتر مورد توجه بزه کاران هستند همچنین حساس سازی حقوق کیفری چه از لحاظ ماهوی (مانند جرم انگاری ویژه) و چه از لحاظ شکلی (مانند آموزش ضابطین در برخورد با ناتوانان و سالمندان) سهم به سزایی در پیشگیری از بزه دیدگی سالمندان و ناتوانان و تکرار جرم علیه آنان دارد.

 

از طرفی جرم انگاری برابر در وضع قوانین باعث احساس خشنودی در ناتوانان و سالمندان نسبت به حمایت دستگاه عدالت کیفری از آنان می شود؛ زیرا ناتوان نه تنها در می‌یابد که به عنوان تابع حقوق کیفری شناخته شده بلکه از حقوق برابر با سایر افراد برخوردار است.

 

از دیگر مؤلفه های پیشگیری از تکرار بزه دیدگی سالمندان و ناتوانان، جنبه عمومی دادن ‌به این گونه از جرایم است تا تمامی افراد مطلع ‌از وقوع بزه دیدگی به پلیس گزارش دهند زیرا سالمندان و ناتوانان به دلیل محدودیت جسمانی گاهی قادر به طرح شکایت نیستند و این خود باعث تکرار جرم علیه آنان می شود. ‌بنابرین‏ باید فارغ از موضوعیت بخشیدن به نحوه اعلام جرم،حمایت کیفری را معطوف این بزه دیدگان” ساکت یا خاموش “[۱۰۲]نمود.

 

تأمین امنیت بزه دیده سالمند و ناتوان در بستر دادرسی منصفانه باعث کاهش هراس سالمند و ناتوان ‌از گزارش وقوع جرم می شود. ‌با اینکه خود این هراس عاملی برای بزه دیدگی مکرر است، بزهکاران نیز از این هراس سوءاستفاده کرده و سیبل جرم را روی این افراد متمرکز می‌کنند.

 

افزایش شمار مطلق و نسبی سالمندان وناتوانان در همه جوامع، مسائل مثبت و منفی جدیدی را مطرح ساخته است . یکی از مشکلات، افزایش میزان بزه دیدگی آنان[۱۰۳]، آزار ، خشونت و غفلت نسبت به آن ها‌ است. و از طرفی دیگر سالمندان و ناتوانان به دلیل ویژگی های جسمی و روانی که دارند، پیرو این حوادث متحمل خسارات سنگین تری از افراد دیگر می‌شوند و روند ترمیم خسارات آن ها کندتر و گاه متوقف است. سالمندان وناتوانان هنگامی که در فرایند عدالت کیفری در مقابل پلیس، دادگاه و … می ایستند، ضعیف تر عمل می‌کنند.

 

رویکرد قوانین ایران (جزایی ، تامین اجتماعی و …) نسبت به سالمندان و ناتوانان باید تغییر پیدا کرده و در قسمت‌هایی ترمیم شود ، زیرا حمایت های بایسته ای از آنان به عمل نیاورده و گاهی خود باعث بزه دیدگی یا آزار مکرر آن ها می‌شوند . بزه دیدگی سالمندان و ناتوانان باید موضوعی برای خدمات رفاه اجتماعی و پزشکی در کنار عدالت جزایی باشد . گسترش مراکز نگهداری موقت و دائم از سالمندان و ناتوانان ، فقر زدایی از آن ها ، برنامه ریزی مناسب برای پر کردن اوقات فراغت ، گسترش شبکه های اجتماعی و خدمات بهداشتی ویژه سالمندان و آموزش همه اقشار جامعه (خانواده ها ، دانشجویان به صورت گذراندن واحدهای درسی ، پزشکان ، مددکاران اجتماعی ، پرستاران و …) ‌در مورد نیازها و مسائل سالمندان و … باید جزء نخستین برنامه های دولت قرار گیرد زیرا تاثیر بسیاری در پیشگیری از بزه دیدگی سالمندان و به خصوص بزه دیدگی مجدد و بهبود وضعیت آن ها دارد.

 

مبحث سوم: میانجیگری کیفری پلیس

 

میانجی گری کیفری به عنوان مفهومی ناب از مفاهیم و نهادهای عدالت ترمیمی، حاصل تحول نگرش‌ها و دیدگاه های عمومی حقوق ‌دانان و جرم شناسان و مقامات دستگاه عدالت کیفری از عدالت کیفری سرکوبگر و سزاده و عدالت اصلاح و تربیت به سوی عدالت پویای ترمیمی و ترمیم می‌باشد که در مقایسه با دیدگاه های سنتی و مرسوم عدالت کیفری دیدگاهی کارآمدتر و انسانی تر را از عدالت کیفری را دنبال می‌کند. میانجیگری کیفری فرآیندی است که بزه دیده و بزهکار و درصورت لزوم اشخاص دیگر جامعه را که از جرم متاثر شده اند و یا نفع و ضرری در مقابله با جرم دارند، قادر می‌سازد که در صورت تمایل به طور فعال طی گفتگوهای متقابل با مساعدت و حضور یک شخص ثالث بی طرف(میانجی گر) به حل و فصل مسایل برخاسته از حادثه مجرمانه بپردازند. بنابر نظریات جرم شناختی بهتر است وظیفه میانجیگری از سوی نیروهای آموزش دیده و حرفه ای انجام شود. لذا پلیس با آگاهی از چند وچون میانجیگری، جرم اتفاق افتاده و بزهکار و بزه دیده جرم با آگاهی بیشتری این وظیفه را انجام می‌دهد. میانجیگری کیفری که اولین بار به طور رسمی در اوایل دهه هفتاد قرن بیستم در کانادا و آمریکا تجربه شد هم اکنون در کشورهای مختلف گسترش قابل توجهی داشته است. اساس نظری میانجیگری کیفری را دیدگاه های بزه دیده شناسی نوین و دیدگاه های مبتنی بر عدالت ترمیمی و نظریه انصاف و نظریه روایتگری تشکیل می‌دهد.

 

پلیس با ارائه اثرات گفتمان سازش از طرفین جرم می‌خواهد به گونه ای مصالحه آمیز به حل و فصل دعوا بپردازند در حین جلسات سازش پلیس که فردی کارآزموده وحرفه ای است به عنوان میانجیگر حضور دارد و با ارائه راهبردهای مؤثر به اصلاح فی ما بین می پردازد.

 

بالطبع در صورت موفقیت آمیز بودن میانجیگری پلیس، در مرحله اجرای دستورالعمل های جلسات میانجیگری، باز هم حضور پلیس آموزش دیده برای موفقیت آمیز بودن مرحله اجرا نیازی اساسی است.

 

میانجیگری کیفری پلیس طی این مبانی فکری اهداف متعددی در قبال ارکان عدالت کیفری یعنی بزه دیده و بزهکار و اعضای جامعه و دستگاه عدالت کیفری از جمله پلیس دنبال می‌کند و در قبال هر یک از این ارکان به اصول کلی مانند اصل اختیاری بودن، بی طرفی، استقلال، محرمانه بودن فرایند میانجیگری اتکا می کند و در طی یک فرایند خلاق و کارآمد دیدگاه ها و منافع بزه دیده و بزهکار و نهادهای جامعه و نیازهای آن ها را به همدیگر نزدیک می کند.

 

فرایند میانجیگری کیفری پلیس در مرسوم ترین شکل آن چهار مرحله را شامل می شود. در مرحله اخذ و ارجاع پرونده، پلیس با آگاهی از جزئیات پرونده نحوه میانجیگری کارآمدتر را بررسی می‌کند. در مرحله آمادگی برای میانجیگری از طرفین جرم در خواست می شود تا برای ارائه راهبردهای حل ‌آسیب‌های جرم حضور یابند، پس از مرحله گفتگوهای میانجیگری با حضور پلیس و ارائه راهبردهای مؤثر، مرحله اقدامات پس از میانجیگری شامل می شود که هر کدام از این مراحل دارای قواعد و اصول مختص به خود می‌باشند.

 

گفتار اول: اهداف میانجیگری

 

عدالت ترمیمی اهداف بسیار مختلفی در زمینه‌های مختلف دنبال می‌کند.اما اصلی‌ترین آن ها مواردی را شامل می شود که در خلال فرایند پویای عدالت ترمیمی،بزهدیدگان و بزه کاران وجامعه در جریان یک نقش آفرینی خلاق در کنار هم قرار گیرند که در نتیجه آن:

 

الف- موقعیت و جایگاه بزه دیدگان، به وسیله نقش آفرینی فعال در جریان عدالت کیفری در جامعه تقویت شود و به دلنگرانی های بزه دیده از جمله مادی، معنوی و اجتماعی پاسخ داده شود و تا حدی لطمات جبران شود.این نیازها به اعتقاد برایت ویت شامل موارد زیر می شود:

 

    1. احیاء و ترمیم شخصیت انسانی و شفقت و عطوفت

 

    1. ترمیم زیان ها و خسارات مالی

 

    1. ترمیم و درمان لطمات جسمانی و روانی

 

    1. ترمیم روابط مختل شده انسانی

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ق.ظ ]




۱-۲) بیان مسئله

 

هر سازمانی برای اینکه اثربخش باشد قبل از هر چیز بایستی بتواند در موارد بحرانی ضمن انطباق و سازش با محیط متغیر و مقابله با هر مشکلی بهترین منابع خود را به کار گرفته و با نیروهای تهدید کننده خارجی به طور موفقیت آمیزی برخورد کرده و نیروی آن ها را در جهت هدف اصلی سازمان هدایت کند و همواره با حفظ توانایی‌های بقای خود، آن را رشد و توسعه دهد و به تعبیری دیگر از سلامتی سازمانی برخوردار باشد (رضایی صوفی و دیگران، ۱۳۹۱: ۶۲).

 

به طور کلی در زمینه نقش تعارض در اثربخشی سازمان ها سه دیدگاه زیر مطرح است: برای بیشتر افراد، اصطلاح تعارض سازمانی، نوعی معنی و مفهوم در بر دارد. تعارض صرفا می‌تواند هماهنگی و اقدامات لازم کار گروه به منظور تحقق اهداف سازمان را کندتر کند. نظریه دیگری ‌در مورد تعارض استدلال می‌کند که تعارض از طریق ایجاد انگیزه برای تغییر و بهبود فرایند تصمیم گیری، اثربخشی یک سازمان را بهبود می بخشد. نظریه سومی نیز در این زمینه وجود دارد که به نظریه تعامل گرایان مشهور است. به طور واضح، رویکرد تعامل گرایان استدلال نمی کند که همه تعارضات سازنده و مفید هستند. یقینا تعارضاتی نیز وجود دارند که بر اثربخشی تاثیر منفی می‌گذارند. بر اساس نظریه تعامل گرایان، در چنین مواردی مدیران نقش تعیین کننده ای را دارا می‌باشند (رابینز، ۱۳۸۸: ۳۵۹-۳۵۸). در تعارض که پدیده اجتناب ناپذیر زندگی می‌باشد، فرد هم زمان با دو تمایل معارض رو به رو است، که یکی مانع بروز دیگری می شود؛ رویدادهای بیرونی و درونی (تعارض های درونی حل نشده ناهشیار و هشیار) بسیار تنش زا هستند و سلامت آدمی را به مخاطره می اندازند. اجتناب از فشار روانی، واکنشی سازگارانه است، اما فشار روانی مستمر و غیر قابل کنترل واکنش ناسازگارانه را در بردارد. تعارض اغلب زیانبار تلقی می شود، اما گاهی باعث نمایان شدن مسایل و حل آن ها، بهبود تصمیم گیری و عملکرد، ایجاد خلاقیت و تغییر و تحول می شود. تعارض باعث ادراک های متفاوت از ارزش ها، اهداف و مقاصد فرد دیگری می شود و افراد را با مشکلات فراوانی رو به رو می‌سازد (قنبری و دیگران، ۱۳۸۹: ۴۳).

 

امید بر این است که بتوانیم طی این پژوهش به بینش های کلی دست یابیم و راهکارهایی عملی و کاربردی به دست اندرکاران ارائه دهیم. این پژوهش درصدد آن است که دریابد مدیران بیمه سلامت استان گیلان دارای چه سبک های مدیریت تعارض بوده و برای حل و فصل تعارضات و مشکلات بین خویش و کارکنان از چه روش ها و سبک هایی استفاده می نمایند و کدام سبک، اثربخشی سازمان را بالاتر می‌برد. لذا سعی بر این است که با بررسی ارتباط بین سبک های مدیریت تعارض با اثربخشی سازمانی بیمه سلامت، بهترین سبک ها را شناسایی و معرفی کرده و یا شرایط و وضعیت هایی را در هر یک از سبک ها می‌توانند بیشترین اثربخشی را داشته باشند را شناسایی کرده و آن ها را معرفی کرد.

 

در واقع رشد یک سازمان، وابسته به نحوه مواجهه با تعارض هاست. الزاماً فقدان تعارض ها نمی تواند بهترین شرایط را فراهم کند. شبوه تصمیم گیری در تعارض می‌تواند سازنده یا مخرب باشد. شیوه سازنده در تعارض، به ما کمک می‌کند موقعیت را از زوایای مختلف ببینیم اما شیوه مخرب می‌تواند هدایتگر ویرانی باشد. ‌بنابرین‏ مدیریت تعارض ها مهم ترین شرط وابسته به رشد تمام سازمان است. در واقع مسیر تعارض مشروع بوده و شاخص مثبتی از سلامت یک سازمان است (آنتونیونی، ۱۹۹۸). اولکام و هاکوفازلو[۱] (۲۰۰۴) نشان دادند که اگر تعارض به دقت و به طور کوشا مدیریت شود، به یکی از مهم ترین ابزارها در رشد سازمان بدل خواهد شد هم چنین رحیم و همکاران[۲] (۲۰۰۲) تعارض را به عنوان تعاملی تعریف کرده‌اند که ناسازگاری اختلاف یا ناهمگونی درون یا بین نهادهای اجتماعی را آشکار می‌سازد (سریواسان[۳]، ۲۰۰۵). در واقع سوال اصلی تحقیق این است که آیا بین سبک های مدیریت تعارض و اثربخشی سازمانی در سازمان بیمه سلامت استان گیلان ارتباطی وجود دارد؟

۱-۳) ضرورت تحقیق

 

کمتری را تجربه نمایند (اهمیت تعارض و ضرورت مدیریت اثربخش آن، باعث شده است که مطالعه تعارض در سازمان مورد علاقه محققان و صاحب نظران مدیریتی و سازمانی قرار گیرد. در این بین، توجه به نحوه مدیریت تعارض در سازمان می‌تواند به مدیران کمک کند تا شرایطی فراهم آورند که افراد، تعارض و تضاد فیاضی، ۱۳۸۸: ۹۲). بی شک مدیران نقش تعیین کننده ای را در افزایش اثربخشی سازمان های بیمه بر عهده دارند و در این میان مدیریت تعارض در این گونه سازمان ها از اهمیت به سزایی برخوردار است. وجود محیطی آرام توام با سلامت سازمانی از ضروریات سازمان های بیمه می‌باشد. صاحب نظران معتقدند که مدیران معمولا در برخورد با تعارض و اداره آن از پنج سبک (رقابت، همکاری، مصالحه، سازش و اجتناب) استفاده می نمایند. بررسی تحقیقات انجام شده در این زمینه، این مطلب را بیان می‌دارد که هریک از سبک های مدیریت تعارض در موقعیتی مفید و سازنده است (قوی اندام، ۱۳۸۶: ۱۴۶). در حالی که این سوال پیش می‌آید که با توجه به ضرورت کارکرد مؤثر سازمان بیمه، کدام یک از سبک های مدیریت تعارض، اثربخشی سازمانی را افزایش داده و کدام یک اثربخشی سازمانی را کاهش می‌دهد و آیا بین سبک های مدیریت تعارض و اثربخشی سازمانی سازمان های بیمه رابطه وجود دارد یا خیر. ‌بنابرین‏ موضوع پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سبک های مدیریت تعارض و اثربخشی سازمانی در سازمان بیمه سلامت می‌باشد. در این پژوهش تلاش می شود نحوه مدیریت تعارض در بین مدیران و اثربخشی سازمانی کارکنان بررسی شده و تفاوت سبک های حل تعارض در آن ها مورد سنجش قرار گیرد.

 

از آن جهت که تا به امروز تحقیقی در جهت رابطه بین سبک های مدیریت تعارض و اثربخشی سازمانی و پرداختن به اهمیت موضوع در سازمان بیمه سلامت استان گیلان صورت نگرفته است؛ لذا بر آن شدیم که در این پژوهش رابطه سبک های مدیریت تعارض با اثربخشی سازمانی را از دیدگاه مدیران بیمه سلامت شناسایی کنیم و نقش سبک های مدیریت تعارض بر میزان اثربخشی سازمان را مورد سنجش قرار دهیم تا بتوانیم با نتایج حاصله در جهت استفاده درست و مدیریتی کارا بر این امر کمکی در جهت بالا بردن میزان اثربخشی سازمان و در نهایت دستیابی هرچه بهتر به اهداف این سازمان ارائه دهیم.

 

۱-۴) اهداف تحقیق

 

هدف اصلی این تحقیق پاسخ به سوال اصلی تحقیق است که در این راستا اهداف این تحقیق عبارتند از:

 

هدف اصلی: شناسایی ارتباط بین سبک های مدیریت تعارض و اثربخشی سازمانی در بیمه سلامت استان گیلان می‌باشد.

 

اهداف فرعی:

 

    1. شناسایی ارتباط بین سبک همکاری در مدیریت تعارض و اثربخشی سازمانی در بیمه سلامت استان گیلان

 

    1. شناسایی ارتباط بین سبک رقابت در مدیریت تعارض و اثربخشی سازمانی در بیمه سلامت استان گیلان

 

    1. شناسایی ارتباط بین سبک اجتناب در مدیریت تعارض و اثربخشی سازمانی در بیمه سلامت استان گیلان

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:49:00 ب.ظ ]




 

برای نمونه در مقوله فرهنگ، آزادی عمل کسانی که با تولید محصولات غیر مجاز جنسی ،سعی در تخریب اخلاق و ترویج ابتذال دارند، سد راه آزادی واقعی افراد یک جامعه است. در چنین فضایی فرصت و قدرت انتخاب زندگی اخلاقی و معنوی، از جوانان و نوجوانان تا حد زیادی سلب می شود و حق رستگاری آنان پایمال می شود. در نظام ارزشی اسلام ، استقلال فردی و آزادی در عین برخورداری از جایگاه رفیع، هرگز به عنوان ارزش مطلق و فوق همه ارزش‌ها تلقی نمی شود.[۷۲]»

 

حکومت اسلامی،تضمین کننده ی حق انتخاب مردم است. در عین اینکه باید تمام تلاش خود را برای هدایت و تربیت انسان های با فضیلت،به کار بندد و جامعه ای رها از قید و بندهای طواغیت،فراهم کند.

 

بند دوم : وظایف دولت اسلامی در عرصه فرهنگ

 

یکی از اهداف مهم بعثت پیامبران، تعلیم و تربیت جامعه، ارتقای‌ دانش و بینش مردم و اصلاح امور اجتماعی، سیاسی و اخلاقی جامعه در مسیر شناخت و بندگی خداوند متعال است. این اهداف برای حاکمان اسلامی به صورت طبیعی، در قالب وظیفه مقرر شده است، به گونه‌ای که امام علی(ع)، عمده‌ترین وظیفه حکومت اسلامی را همین موضوع می‌داند و می‌فرماید:«حق شما بر من این است که شما را در مقوله‌های گوناگون آموزش دهم تا آگاهی شما افزایش یابد و دچار جهل و گمراهی نشوید و اینکه شما را به گونه‌ای تربیت کنم که راه و رسم چگونه زندگی‌کردن را بیاموزید.[۷۳]»

 

کارگزاران دولت دینی، عهده‌دار تأمین علم و دانش شهروندان قلمرو حکومت خود هستند. آنان موظف‌اند؛ زمینه‌های کسب دانش و افزایش آگاهی‌های مردم را در عرصه‌های گوناگون ،فراهم سازند. در این مورد آیاتی مانند:هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیّنَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِه وَ یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ[۷۴]». به خوبی وظیفه کارگزاران دولت دینی را در متابعت از فلسفه بعثت روشن می‌کند. تعلیم و تربیت، بخش عمده فلسفه بعثت انبیا را تشکیل می‌دهد. در سوره بقره نیز آمده است: «همان طور که در میان شما رسولی از خودتان فرستادیم، تا آیات ما را برای شما تلاوت کند و شما را تربیت نماید.‌[۷۵]»

 

«مشکل اساسی جامعه در جاهلیت جدید یا کهن، ندانستن اصول «تمدن ناب» و یا عمل نکردن به آن در فرض دانستن است؛ یعنی جهالت و ضلالت، دو عامل قطعی انحطاط در جامعه جاهلی است و مهم‌ترین هدف حکومت اسلامی در بخش فرهنگ به معنای جامع، جهالت‌زدایی و ضلالت‌روبی است، تا با برطرف شدن جهل و نادانی، علم و کتاب و حکمت ،جایگزین آن گردد و یا با برطرف گشتن ضلالت و گمراهی اخلاقی و انحرافِ عملی، تزکیه و تهذیب روح ،جانشین آن شود؛ از این‌رو، در آیه مذبور و مانند آن، که اهداف و برنامه های زمامـداران اسـلامی مطـرح می‌شـود، جهل‌زدایی توسط تعلیم، و ضلالت‌روبی توسط تزکیه، از شاخصه‌های اصلی آن قرار گرفته است و آیه مذکور، جامعه امّی؛ نادان و بی‌سواد را به فراگیری دانش تشویق می‌کند تا از امّی‌بودن برهند و به عالِم و آگاه‌شدن بر‌سند و نیز جامعه گمراه و تبه‌کار را به طهارت روح فرا می‌خواند تا از بزهکاری برهد و به پرهیزکاری و وارستگی باریابد.

 

خداوند متعال در توصیف اهداف و برنامه های پیامبراکرمˆ می‌فرماید:یکی از اهداف پیامبران این است که غل و زنجیرهایی که توسط ادیان تحریف شده به دست و پای مردم زده شده است را آزاد سازد و با زدودن اوهام و خرافات و آگاه ساختن آنان، حریت و آزادی را در فکر و اندیشه آنان به ارمغان آورد.با نگاهی به سیره پیامبرˆ مشخص می‌شود، حاکم اسلامی نمی‌تواند نسبت به جهل و نادانی مردم بی‌طرف باشد، بلکه باید تمامی توان و امکانات خود را برای جهل‌زدایی و روشنگری مردم به کار گیرد و تمام موانع را از سر راه تربیت و آگاهی جامعه بردارد و زمینه شکوفایی جامعه را فراهم سازد.پیامبر اکرمˆ این وظیفه را به خوبی انجام داد و ائمه اطهار‰ نیز در همین مسیر قدم نهادند. ایشان مهم‌ترین مسئولیت و وظیفه خود را حفظ و پاسداری از دین، از طریق روشنگری و تبلیغ صحیح و روشمند می‌دانستد؛ برای مثال، آن‌گاه که پیامبرˆ می‌خواست، معاذ بن جبل را به عنوان فرماندار یمن بفرستند، دستورالعمل جامعی برای ایشان صادر می‌فرمایند. در این دستورالعمل، پیامبر اکرمˆ مهم‌ترین وظایف حکومت اسلامی را در قبال فرهنگ بیان داشته و از فرماندار خود خواسته است:قرآن را به همگان بیاموز؛مردم را ‌بر اساس اخلاق پسندیده تربیت کن؛سنت‌های جاهلی و غلط را از میان بردار؛ دستورات اسلام را در جامعه زنده و آشکار کن؛بیشترین توجه به برپایی نماز باشد؛مردم را موعظه کن و معاد را به آن ها متذکر شو؛معلمان و مبلغان را در میان مردم اعزام کن.[۷۶]»

 

«امام علی(ع) در حکومت خویش عُلُو مادی و معنوی مردم را بیش از هر چیز واجد اهمیت می‌دانست و به استانداران خویش، از جمله مالک اشتر این امر را توصیه می نمود. مرحوم علامه جعفری در شرح یکی از بندهای عهدنامه مالک، سخن مولا را چنین ترجمه ‌کرده‌است: من تو را برای اداره کشور مصر می فرستم که چونان باغبان ِعاشق نهالهای باغ خود، مردم آن سرزمین را احیا نمایی و شخصیت آنان را در این گذرگاه معنادار که دنیا نامیده شده است، به ثمر برسانی، و از ‌بدبختی‌ها و رذالتهای اخلاقی و ناگواری های جانکاه نجاتشان بدهی، نه چونان درنده ای خون آشام که قدرت حکومت مستت کند و زندگی و مرگ مردم را به بازی بگیری و برای رسیدن به خواسته های جاه طلبانه خود، حیات مردم را که شعاعی از اشعه الهی در روی این کره خاکی است، طعمه ای لذیذ برای خود تلقی نمایی. در این فرمان که قابل تعمیم بر جوامع و حکومات بشری است، زمامداری که مدیریت جامعه را بر عهده می‌گیرد، اداره همه ابعاد جامعه را، از تنظیم حیات طبیعی افراد و گروه ها گرفته تا امکان پذیر ساختن ورود به حیات معقول و رهسپار نمودن اشخاص به عظمت و کمال ربوبی، متعهد می شود.بدین ترتیب اصلاح، رشد و بالنده کردن مردم، در جنبه مادى و معنوى، روحى و جسمى از وظایف و آرمانهاى حکومت از منظر امام علی (ع) است .[۷۷]»

 

یکی دیگر از وظایف دولت دینی، هدایت جامعه به سوی خوبی‌ها و پاسداری از سنت‌ها و محتوای دین و نیز فراهم‌آوردن شرایطی است که فرهنگ اصیل دینی، توسعه یابد و بتواند با فرهنگ مهاجم و بیگانه و یا با بدعت‌ها مقابله کند.یکی از عواملی که موجب شده است دین، پایگاه خود را در بسیاری از جوامع از دست بدهد، تحریف‌ها و تعبیرهایی است که به نفع صاحبان قدرت و دنیامداران ،در ادیان ایجاد شده است؛ در نتیجه، دین به گونه‌ای تعریف شده است که خواسته گروه خاصی را برآورده ساخته است و حقوق صاحبان اصلی دین، که عامه مردم می‌باشند، از بین رفته است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:30:00 ب.ظ ]




 

بخش سوم: پیشینه پژوهش

 

۲-۹ پیشینه پژوهش های خارجی

 

۱- مانوز[۱۲۲] (۲۰۱۳) در تحقیقی با عنوان ” نقدشوندگی و سرمایه گذاری شرکت ” به بررسی رابطه بین نقدشوندگی بازار سهام و سرمایه گذاری شرکتی پرداخت. او در مقاله خود به طور خاص رابطه بین سرمایه گذاری شرکت و نقدشوندگی بازار سهام را مورد واکاوی قرار داد و از داده های پانل دیتا شرکت های پذیرفته شده در بورس آمریکا استفاده کرد. او شواهدی در ارتباط با سطح بالاتر تجاری و سطح بالاتر تعدیل شده صنایع مرتبط با سطح بالای سرمایه گذاری (امول، ماشین آلات و تجهیزات، کل دارایی ها و موجودی ها) یافت. این رابطه شواهد ضمنی بیشتری در ارتباط با تصمیم گیری های انتشار سهام ارائه داد و همچنین برای شرکت هایی با محدودیت های مالی بیشتر نوید استفاده بهتر از فرصت های سرمایه گذاری بهتر را ارائه داد. شواهد آن به طور پیوسته با از بین بردن انحرافات و سهام انتشار شده شرکت ها و سرمایه گذاری بیشتر، نشان از دریافت مزایای پایین هزینه سرمایه بوده که رابطه مستقیمی با نقدینگی بازار سهام دارد. همچنین او ارتباط کمتری با حذف اطلاعات هنگامی که نقدشوندگی بازار سهام به مدیران در ارتباط با گرفتن تصمیمات کارآمادتر کمک می‌کند، بیان کرد. مانوز بیان کرد که این توقف‌ها نمی تواند لزوماً” باعث ترقی پیش‌بینی های سرمایه گذاری شود اما تنها سرمایه گذاری موجود را کارآتر می‌کند. پژوهش ما نیز از تحقیق مانوز (۲۰۱۳) پیروی کرده اما با توجه به شرایط اقتصادی کشور و تفاوت های موجود در بازارهای سرمایه، یک سری متغییرها مورد بازبینی قرار گرفته و با توجه به بازار سرمایه کشورمان توسط محقق تعدیل شده اند.

 

۲- چانگ (۲۰۱۰) در تحقیقی تحت عنوان حاکمیت شرکتی و نقدشوندگی به صورتی تجربی رابطه حاکمیت شرکتی و نقدشوندگی را بررسی نموده است در مطالعات خود نشان داد همبستگی بالای مثبتی بین حاکمیت شرکتی و نقدشوندگی سهام در همه زمانها برقرار است

 

۳- فانگ و همکاران در سال (۲۰۰۹) به بررسی ارتباط بین نقدشوندگی و ارزش شرکت در ۲۶۴۲شرکت عضو بازار آمکس ،نیز و نزدک به مدت ۶ سال پرداختند. آن ها این ارتباط را با اثر نقدشوندگی، بر نسبت قیمت به سود ،معکوس اهرم مالی و بازده عملیاتی تشریح کردند. آن ها بر مبنای تئوری نمایندگی معتقدند نقدشوندگی معیاری مطلوب برای سنجش کارائی فعالیت مدیران فراهم آورده وسبب تعیین صحیح پاداش مدیران می شود. آن ها همچنین بیان می دارند که نقدشوندگی سهام به دلیل هزینه معاملاتی کمتر سرمایه گذاران آگاه بیشتری را به معاملات جذب می‌کند و در نهایت سبب می شود تا قیمت سهام به ارزش ذاتی نزدیکتر شده و سرمایه گذاران غیر آگاه بیشتری به معاملات وارد شوندکه این امر منجر به حاکمیت شرکتی بهتر و در نتیجه ارزش بیشتر شرکت می شود. به طور کلی نتایج تحقیق آن ها نشان داد بین نقدشوندگی سهام با نسبت سود عملیاتی بر دارایی و میزان حقوق صاحبان سهام در شرکت‌های با سطح نقدشوندگی بالاتر رابطه مثبت وجود دارد ولی ارتباطی بین نقدشوندگی در سطوح مختلف و نسبت قیمت برسود عملیاتی وجود ندارد.

 

۴- برنان و همکارانش[۱۲۳] (۱۹۹۸)، از حجم معامله سهام به عنوان معیار نقدشوندگی در یک مدل قیمت­ گذاری دارایی­ های چند فاکتوره که نوعی ازAPT است، استفاده کرده‌اند. برنان و همکارانش در مطالعه خود بر روی بازده اضافی از یک مدل عاملی استفاده کرده­ند، و بدین گونه بازده تعدیل شده بر مبنای ریسک را به دست آوردند. این بازده تعدیل شده بر مبنای ریسک به صورت مقطعی با بهره گرفتن از حجم سهام و دیگر ویژگی­ها مانند اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، قیمت، سود تقسیم شده و بازده­های گذشته (برای گرفتن اثر شتاب) رگرس شدند. در این مطالعه از داده ­های دوره ۱۹۹۶-۱۹۹۵ استفاده شده است و جامعه آن­ها شامل تمام سهام مورد معامله شده در بورس اوراق بهادار نیویورک، نزدک و بورس اوراق بهادار امریکا بود. همان طوری که انتظار می‌رفت، نتایج نشان داد که حجم اثر معنی دار و منفی بر بازده سهام تعدیل شده بر مبنای ریسک دارد.

 

۵- داتار و همکارانش[۱۲۴] (۱۹۸۸)، از گردش معاملات سهام( نسبت حجم سهام معامله شده به تعداد سهام در دست سهام‌داران) به عنوان معیار نقدشوندگی استفاده کرد. آن ها بازده­های مقطعی سهام بازار بورس نیویورک را برای دوره ۱۹۹۱-۱۹۶۳ با بهره گرفتن از گردش حجم معاملات و با کنترل کردن اثرات اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، بتا و با به کار گرفتن روش فاما و مکبث (۱۹۷۳) برآورد کردند. پیش ­بینی این بود که با طولانی­تر بودن دوره نگهداری سهام (که اشاره به نقدشوندگی پایین دارد)، یا گردش حجم معاملات پایین­تر، بازده موردانتظار بالاتر است. نتایج با این پیش ­بینی سازگار بود: بازده مقطعی سهام به صورت منفی و معنی دار با گردش معاملات سهام مرتبط بود. همچنین تحقیقی که وسیله هیو[۱۲۵](۱۹۹۷)، در بازار بورس اوراق توکیو صورت گرفت نتایج مشابهی داشت (آمیهود و همکارانش، ۲۰۰۵، ص۴۴-۴۳).

 

۶- ریوون هُرست[۱۲۶] (۱۹۹۹) بازده­های ۲۰ بازار را که عمری ۱۰ ساله یا کمتر از ۱۰ سال داشتند مورد بررسی قرار داد. بازده های هر کشور را بر اساس حجم معاملات طبقه ­بندی کرد، و دریافت که هیچ تفاوتی بین بازده­ها در طبقات بالا و پایین وجود ندارد. اما ریوونهرست در مطالعه خود هیچ کنترلی بر دیگر متغیرها نداشت. وی همچنین دریافت که حجم معاملات شرکت­های کوچک و با بتا بالا بیشتر است (آمیهود و همکارانش، ۲۰۰۵، ص۴۴).

 

۷- مطالعه دیگری که از گردش معاملات به عنوان معیار نقدشوندگی استفاده ‌کرده‌است به وسیله نگوین و همکارانش[۱۲۷] (۲۰۰۵) صورت گرفت. آن­ها اثر گردش معاملات را بر روی بازده­های سهام در دو روش، با بهره گرفتن از داده ­های ۲۰۰۲-۱۹۷۰ مورد مطالعه قرار دادند. در یک آزمون، آن­ها از مدل سه عاملی که در کار فاما و فرنچ استفاده بود، استفاده کردند و ۲۵ پرتفلیو با طبقه بندی بر اساس اندازه و ارزش بازار در مطابقت با گردش معاملات تشکیل دادند. میانگین ضریت همبستگی رابطه سیستماتیکی را با پرتفلیوهای گردش معاملات نشان نداد، که این موضوع با اثر نقدشوندگی ناسازگار است. در آزمایش بعدی نگوین و همکارانش یک تجزیه و تحلیل مقطعی با بهره گرفتن از سهام فردی ( به جای پرتفلیو) انجام دادند. با کنترل کردن بتا، اندازه و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، آن­ها دریافتند که گردش معاملات تاثیر معنی­دار و منفی بر روی بازده دارد که این موضوع با اثرات نقدشوندگی بر روی بازده سازگار است (نگوین و همکارانش، ۲۰۰۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:40:00 ب.ظ ]




 

همچنین قانون، مواد مضر را به نفت، ترکیبات نفتی و ترکیبات هیدروکربن و اسیدها و الکل ها و فضولات مواد شیمیایی و صنعتی و سایر مواد مایع و یا جامد و یا گازی خطرناک تعریف می‌کنند طبق این قانون وزیر نیرو مکلف است تا از ادامه فعالیت کارخانه های باعث آلودگی جلوگیری و هر شخصی را که عمداً موجب آلودگی آبهای داخلی شود مجازات نماید. مهمترین قانون ایران برای کنترل آلودگی ناشی از منابع خشکی قانون ۱۹۷۴ محیط زیست می‌باشد که سازمان حفاظت محیط زیست را به وجود آورد.

 

(۲) کنترل آلودگی نفتی در دریای خزر

 

حفاظت دریای خزر از آلودگی نفتی به موازات افزایش استخراج نفت از بستر دریای خزر و حمل نفت توجه جدی را اقتضاء می کند. در حال حاضر به نظر می‌رسد صرفاً قانون جامع از طرف ایران برای حفظ محیط زیست دریای خزر از آلودگی نفتی، قانون ۱۹۷۶ ایران راجع به حفاظت دریا و رودخانه های مرزی در برابر آلودگی نفتی است که می‌تواند در دریای خزر اعمال شود.

 

۲٫۷٫۲- نتیجه گیری

 

دریای خزر یک دریای داخلی و تحت حاکمیت مشترک ایران و کشورهای اطراف آن است. ادعاهای آن ها تاکنون دریا را به عنوان یک دریای مشترک قلمداد نموده اما بعضی از شواهد مانند وجود منطقه ماهیگیری و منطقه انحصاری بهره برداری از بستر دریا مجاور ساحل که توسط کشور ایران و شوروی سابق به رسمیت شناخته شده است مخالف این نتیجه گیری است. صرف‌نظر از این ها هیچ مرز رسمی دریائی بین ایران و کشورهای اطراف دریای خزر وجود ندارد و به‌علت قابل اعمال نبودن حقوق دریاها در دریای خزر ‌در مورد ماهیگیری، بهره برداری از بستر دریا و کنترل آلودگی و تحدید حدود فلات قاره و تعیین نظام حقوقی دریای خزر به عهده کشورهای اطراف آن گذاشته شده که طبق حقوق بین الملل آن را معین کنند و در صورت بروز هرنوع اختلاف باید صرفاً خود آن ها را حل و فصل نمایند. با این حال همکاری ایران و شوروی سابق ممکن است سابقه حقوقی مفیدی برای سایر دریاهای مشابه باشد. می توان گفت که ایران در این زمینه در موقعیتی است که یک موضوع حقوقی مهمی را به حقوق بین الملل اضافه نمایند.

 

اما در کل می توان گفت همواره آن چه در قانون گفته می شود و آن چه به صورت نظریه های تئوریک در قوانین بین‌المللی می خوانیم با آن چه در عالم اجرا می‌گردد تناقضاتی مشاهده می شود که ناشی از نارسایی قوانین و در برخی موارد عدم پایندگی کشورها به خصوص کشورهایی با قدرت سیاسی بالا (ابرقدرت ها) می‌باشد. جهت جبران عملی و همه جانبه آلودگی نفت و مواد آلاینده دیگر در سطح دریا به عنوان یک موروث بزرگ بشری که از گذشته تاکنون در اختیار بشر قرار گرفته و محیطی برای زندگی جانوران است.

 

کمیته تکنیکی با فناوری روز جهت جبران همه جانبه و بی قید و شرط ضرر و زیان زیر نظر سازمان ملل متحد و سازمان بین‌المللی دریاها (IMO) تشکیل شود که دارای ابزاری قدرتمند و حیات همه کشورها چه نفت خیز و چه غیر نفت خیز، چه ساحلی و چه غیر ساحلی باشد[۱۳].

 

۲٫۸- حفاظت و حمایت از تنوع زیست دریایی از طریق شیلات فعال

 

استفاده از اصطلاح تنوع زیستی دریایی به دنبال کاربرد این مفهوم در ماده دوم کنوانسیون تنوع زیستی (سی بی دی) بر همین اساس، تنوع زیستی نه تنها شامل تنوع در گونه ها از جمله گیاهان، پستانداران، ماهی ها و دیگر موجودات زنده دریایی می‌گردد، بلکه شامل تنوع در اکوسیستم ها می شود که این موجودات در آن زندگی می‌کنند و همجنین تنوع ‍ژنتیکی در میان گونه ها را در بر می‌گیرد. اجزا ملموس تنوع زیستی شامل زیستگاه ها، اکوسیستم ها، جمعیت گونه ها و مواد ژنتیکی می شود. اصطلاح «محیط زیست دریایی» در مفهوم گسترده ای استفاده می‌گردد و شامل دریاها و اقیانوس ها و حیات دریایی آن ها می شود که دربرگیرنده ی خلیج ها و نواحی ساحلی است که البته شامل آب های داخل خشکی ها نمی شود

 

در بیانیه وزرایی کوالالامپور در سال ۲۰۰۴ که در چارچوب کنوانسیون تنوع زیستی مطرح شد این نکته آمده است که: تنوع زیستی به طور بی سابقه ای به علت فعالیت های انسانی در حال نابودی است. این بیانیه قطعا شامل تنوع زیستی دریایی نیز می‌گردد.

 

قوانین ملی و بین‌المللی ابزار ضروری و لازمی برای سامان دادن به فعالیت های انسانی با هدف جلوگیری یا کاستن تهدیدات علیه تنوع زیستی دریایی هستند.

 

رژیم بین‌المللی شامل اسناد الزام آور حقوقی و غیر الزام آوری می‌گردد که در سطح جهانی و منطقه ای یا ناحیه ای تصویب شده اند. در حالی که هدف اولیه بسیاری از این اسناد ممکن است همیشه حمایت و محافظت از تنوع زیستی و دریایی نباشد، اما مسلماً این اسناد در رسیدن ‌به این هدف نقش مثبت و مهمی دارند.

 

به منظور کسب اطمینان از اینکه اسناد بین‌المللی خواه الزام آور یا غیر الزام آور به لحاظ حقوقی مؤثر و کار آمد باشند، معمولا نیاز به اجرای این اسناد در سطوح ملی و غالبا به وسیله ی ابزارهای قانون گذاری است.

 

دریا ها و اقیانوس ها حدود هفتاد در صد از سطح کره زمین را پوشانده اند و نقش مهمی در برقراری و حفظ توازن اکولوژیک زمین ایفا می‌کنند. دریا ها و اقیانوس ها یک سوم از اکسیژنی را که ما تنفس می‌کنیم تولید می‌کنند، منبعی با ارزش از پروتئین هستند و تغییرات آب و هوایی جهانی را تعدیل می‌کنند. نواحی دریایی و ساحلی اکوسیستم های گوناگونی را در خود جای داده‌اند که از جمله صخره های مرجانی هستند که در نواحی گرمسیری، جنگل های حرا و پوشش های گیاه بستر دریا یافت می‌شوند. بخش اعظمی از این اکوسیستم ها طیف وسیعی از حیات دریایی را حمایت می‌کنند که از شکارچیان اصلی از قبیل پستانداران دریایی تا ارگانیسم هایی نظیر جلبک ها که در پایین ترین سطح زنجیره‌ی غذایی قرار دارند، متغیر است. حفظ فراوانی و تنوع زیستی این اکوسیستم ها برای سرتاسر شیلات از جمله پرورش آبزیان بسیار حیاتی است. برای بسیاری از مردم جهان محیط زیست دریایی نه تنها منبع بسیار مهم مواد پروتئینی است، بلکه فعالیت هایی نظیر شیلات، حمل و نقل دریایی و گردشگری نیز که از منابع در آمد به حساب می‌آید وابسته به محیط زیست دریایی است.

نیاز به حمایت و نگه داری از تنوع زیستی دریاها به صورت ویژه برای ارگانیسم ها و زیستگاه هایی که بسیار بومی هستند ‌به این معنی که فقط در مناطق محدودی در جهان وجود دارند بسیارضروری است. برای مثال، اقیانوس هند چهارصد و هشتاد و دو گونه مختلف از صخره های مرجانی دارد که بیست و هفت در صد آن ها فقط در یک منطقه است. نمونه‌ دیگر در دریای بالتیک است که بزرگترین مجموعه‌ آب شور جهان را در خود جای داده است و زیستگاه های بی نظیری در آن وجود دارد که ارگانیسم های دریایی نادری را در خود جای داده است. کوه های زیردریایی در اعماق دریاها نیز به علت ویژگی های بومی خود شهرت زیادی دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:11:00 ب.ظ ]




هارمز(۲۰۱۲) به سه مرحله در تحول مفهوم خداوند اشاره می‌ کند.

 

نخست: مرحله فرشته پنداری (۶-۳ سال) که کودکان در این مرحله تفاوت ناچیزی بین خداوند و فرشتگان ادراک می‌ کنند .هارمز معتقد است به تدریج و با گسترش ظرفیت شناختی کودک تصویری که او در ذهن خود از خداوند نقاشی کرده‌اند هم عینی تر می‌شود و هم شباهت بیش تری به انسان ها پیدا می‌ کند.او این مر حله را که در کودکان ۶ تا ۱۱ سال دیده می‌شود مرحله واقع بینی می‌ نامند و معتقد است کودکان در این مرحله برای معرفی خداوند به دیگران به راحتی از سمبل‌های مذهبی استفاده می‌ کنند.در رویکرد هارمز آخرین مرحله شکل گیری مفهوم خداوند در انسان مرحله فردگرایانه نامیده می‌شود که این مرحله در نوجوانان به چشم می‌ خورد، در این مرحله نوجوانان منحصرآ بر سمبل‌های مذهبی تآکید نمی‌ کنند بلکه رویکردی فردی ‌در مورد خداوند اتخاذ می‌ نمایند که نتیجه آن پیدایش برداشت ها و ادراکات بسیار متفاوتی از مفهوم خدا در یک فرد نسبت به فرد دیگر است.پژوهش‌های دیگری که بر موضوع تحول مفهوم خداوند در کودکان می‌ پردازد توسط (دکنجی[۴۴] ،۲۰۱۱)و در کشور فرانسه انجام شده است، در این پژوهش از کودکان و نوجوانان ۱۴-۷ ساله کاتولیک خواسته شد هنگامی‌ که کلماتی مانند خدا را می‌ شنوند به تداعی آزاد بپردازند ،تحلیل پاسخ ها وجود سه مرحله را تحول مفهوم خداوند تأیید می‌ نمودند.دکنجی معتقد است که کودکان ۸-۷ تا۱۱ سال غالبآ رویکردی اسناد گونه ‌در مورد خداوند اتخاذ می‌ کنند،‌به این صورت که در این کودکان خود به صورت مجموعه ای از صفات تلقی می‌ کنند که این صفات بیشتر ماهیت انسان گونه دارند(مانند صدای مهیب یک روح) ضمناً در این مرحله مفهوم خدا از سایر سازه‌های مذهبی نسبتآ مستقل است.تداعی‌های کودکان بین ۱۱تا ۱۴ سال بر محور شخصیت تآکید داشت مثل آنکه خداوند ویژگی‌های والدینی داشته باشد و صفات انسان گونه اما فرا انسانی از قبیل خوب قوی و عادل و سرانجام در سن حدودآ ۱۴ سالگی تغییرات بشری شروع به رخ دادن می‌ نماید، معمولآ در نوجوانان تمرکز بر تقابل بودن ویژگی‌های انسانی بودن خداوند ناپدید می‌شود و بر داشت نوجوانان از مفهوم خدا انتزاعی تر می‌ گردد آن ها گرایش دارند تا در بیان مفهوم خداوند مؤلفه‌های ارتباطی وابستگی با خداوند را منعکس می‌ نمایند (مثل عشق. مهربانی.ایمان و توکل)که از درون فرد نه از ویژگی‌های توصیفی درگیر او ناشی می‌شود.‌بنابرین‏ در پژوهش دکنجی مفهوم خدا حول سه محور اسناد صفات.شخصیت .و درون نگری مورد بررسی قرار می‌ گیرد (ربانی،۱۳۸۸).

 

(کپارتریک[۴۵]،۲۰۱۱). تئوری دلبستگی والد –کودک بالبی (۱۹۸۰) را به حیطه مذهب گسترش دادند و یک رویکرد منحصر به فرد برای مطالعه پیوند و ارتباط بین تحول نخستین و مذهب و مفاهیم مذهبی در کودکان و نوجوانان فرآهم آورند . این نویسندگان تأکید نمودند که تئوری دلبستگی بالینی ممکن است چهارچوب ادراکی مفیدی برای فهم تفاوت‌های فردی کودکان را ادراک مفهوم خدا را فراهم آورند به عبارت دیگر کیفیت رابطه کودک با مراقبت خود از طریق مفهوم خود وافراد مهم زندگی کودک با مفهوم خدای کودکان مرتبط می‌شود .تصورات ذهنی که کودک از خود وسایر افراد با اهمیت زندگی خود که از تعاملات مشاهده وتجربه شده کودک با مراقبانشان حاصل شده است دارد ادراک و رفتارهای کودک رادر موقعیت‌های تازه وروابط تازه کنترل می‌ کند یعنی این تصورات رابطه کودک با خدا را تابع خود می‌سازد (سروستانی،۱۳۹۱).

 

دیدگاه کپاتریک درخصوص ارتباط دلبستگی ومذهب منبعی غنی برای تحقیقات تجربی فراهم آورده است، برای مثال این اعتقاد وجود دارد که نظریه دلبستگی با فهم مفهوم سازی خداوند رفتارهای مذهبی مانند دعا کردن وزمزمه کردن برای خود در ارتباط است . همچنین میان تجربیات مذهبی وعشق رمانتیک نیز ارتباط وجود دارد . به اعتقاد کپاتریک (۲۰۰۷) بزرگسالانی که در روابط عاشقانه خود دلبسته ایمن هستند تعهد مذهبی بیشتر وتصویر مثبت تری از خداوند گزارش کرده‌اند پاسخ گویان مضطرب دوسو گرا احتمال دارد که خود را بیشتر به صورت یک نور تصور کنند وپاسخ گویان اجتنابی اعتقاد بیشتری دارند که انسان نمی‌ تواتند معرفتی نسبت به خدا وجهان آخرت داشته باشد (کیر کپاتریک[۴۶]،۲۰۱۳).

 

۲-۲-۱۰- رابطه دلبستگی شکل گرفته دوران کودکی با ادراک از خدا

 

به اعتقاد صاحب نظران قسمت عمده ویژگی‌های شخصیتی منش وخصوصیات رفتاری هر فرد به تصویری که خود در ذهن دارد یعنی به خودپنداره وی بستگی دارد در پژوهش‌های جدید روانشناسی (خود پنداره)از جمله موضوعاتی است که توجه زیادی را به خود معطوف ساخته است وبه عنوان یک موضوع مهم در روانشناسی مطرح است. ( کاظمی‌ و همکاران، ۱۳۸۸)خود پنداره یا تصور از خود به عنوان ادراکات کلی که هر فرد از خود دارد تعریف می‌شود یعنی یک تلقی عینی از مهارت ها خصوصیات وتوانایی هایی که یک تلقی عینی از مهارت ها خصوصیات و توانایی هایی که فرد از خود دارد .(باب ومک هال [۴۷]،۲۰۰۷) با ارائه تعریفی دقیق تر معتقدند خود پنداره به مجموعه ای از احساسات ‌و برداشت‌های فرد از خویشتن اطلاق می‌شود که این خویشتن ادراک شدید به نوبه خود بر ادراک فرد از جهت وهم بر رفتار او تاثیر می‌ گذارد ‌بنابرین‏ به طور کلی می‌ توان گفت که منظور از خویشتن پنداری یا تصور از خدا مجموعه افکار واحساسات ونگرش هایی است که هر کس درباره خود پرورش می‌ دهد (رحمت آبادی،۱۳۸۹).

 

از آنجایی که تصور هر فرد از خود وبه عبارت دیگر مفهوم خود از افراد از همان سال‌های نخستین زندگی در ارتباط با والدین به ویژه مادر شکل می‌ گیرد، می‌ توان با اهمیت روابط دلبستگی در شکل گیری خود پنداره اشاره کرد (خانجانی ،۱۳۹۱). دلبستگی پیوند‌های عاطفی نسبتا پایداری است که میان کودکان و میان یک و تعداد بیشتری از افراد ایجاد می‌شود در ایجاد وتعیین کیفیت این پیوند عاطفی سه مفهوم قابل دسترس بودن پا سخ دهنده بودن وتصویر مادرانه نقش یگانه ومنحصری ایفا می‌ کنند (مظاهری ،۱۳۹۰).

 

در واقع دلبستگی یک پیوند عاطفی با فرد دیگری است در جهت دریافت حس امنیت که این حس امنیت در طول زندگی افراد باقی می‌ ماند (هارمز ،۲۰۱۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:42:00 ب.ظ ]




یکی از عوامل اثرگذار بر کیفیت سود هزینه های نمایندگی ناشی از جریان نقدی آزاد است. جریان نقدی آزاد نشان‌دهنده وجوه نقدی است که شرکت پس از کسر مخارج لازم برای نگهداری یا توسعه دارایی‌ها در اختیار دارد و قابل‌توزیع بین سرمایه‌گذاران است. (جنسن، ۱۹۸۶).

 

واژه آزاد ‌به این معنا نیست که شرکت حتماً این وجوه رابین سرمایه‌گذاران توزیع خواهد کرد، بلکه نحوه استفاده از آن به نظر هیئت مدیره و سیاست‌های شرکت بستگی دارد. جنسن۱ نخستین شخصی بود که با توجه به تضاد منافع بین مالکان و مدیران این معیار را تحت عنوان تئوری نمایندگی مبتنی بر جریان نقدی آزاد[۱] مورد بررسی قرار داد. بر اساس این تئوری زمانی که جریان نقدی آزاد افزایش می‌یابد، امکان دارد مدیران برای دستیابی به منافع شخصی و افزایش قدرت کنترل بر منابع شرکت، اقدام به اتخاذ تصمیمات غیر بهینه نمایند و وجوه نقد مازاد را در پروژه هایی با خالص ارزش فعلی منفی سرمایه‌گذاری نمایند که این امر هزینه های نمایندگی را افزایش می‌دهد. بدترین حالت زمانی رخ می‌دهد که مدیران به منظور پنهان نگه‌داشتن اثرات مخرب این اقدامات، سود را دست‌کاری کرده و متورم نشان می‌دهند. دست‌کاری سود توانایی سود جاری در پیش‌بینی جریانات نقدی آتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و یک برداشت مثبت نادرست به استفاده‌کننده القا می‌کند.

 

برای کاهش اثر جریان نقدی آزاد از مکانیسم‌های مختلفی استفاده می‌رود. در این رابطه جنسن[۲] (۱۹۸۶) استفاده از ابزارهای نظارتی را برای کاهش تنش‌ها بین منابع تحت کنترل مدیران شرکت‌ها و به دنبال آن افزایش ارزش شرکت‌ها پیشنهاد می‌کند. محققان دانشگاهی این مسئله را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده‌اند: بررسی اثرات حاکمیت شرکتی بر جریان نقدی مازاد، نقش سود سهام، بازخرید سهام و بدهی در کاهش مشکلات نمایندگی ناشی از جریان نقدی آزاد. حاکمیت شرکتی مؤثر مشکل نمایندگی ناشی از جریان نقدی آزاد را رفع می‌کند و از این طریق تأثیر منفی جریان نقدی مازاد بر ارزش شرکت را تعدیل می‌کند. مکانیسم حاکمیت شرکتی مناسب با نظارت مؤثر بر عملکرد مدیران، احتمال سرمایه‌گذاری مدیران در پروژه های سرمایه‌گذاری نامناسب را کاهش می‌دهد؛ که این امر انگیزه دست‌کاری سود را کاهش می‌دهد و مانع از کاهش کیفیت سود می‌رود. همچنین این مکانیسم با الزام مدیران به پرداخت سود سهام به سهام‌داران وجوه در اختیار مدیران را کاهش می‌دهد و انگیزه مدیران در سرمایه‌گذاری در پروژه های نامطلوب را تعدیل می‌کند. (الدهماری و اسماعیل ۲۰۱۳۱).

 

مکانیسم‌های حاکمیت شرکتی با توجه با اندازه شرکت‌ها متغیر است؛ ‌بنابرین‏ انتظار می‌رود که اثرگذاری حاکمیت شرکتی بر رابطه بین جریان نقدی آزاد و قابلیت پیش‌بینی سود در میان شرکت‌های بزرگ و کوچک متفاوت باشد. شرکت‌های بزرگ منطبق با تئوری نمایندگی مبتنی بر جریان نقدی هستند در حالی که شرکت‌های کوچک با تئوری سلسله مراتبی ۲[۳] سازگار هستند. مدیران شرکت‌های بزرگ انگیزه بالایی برای استفاده از جریان نقدی آزاد برای گسترش اندازه شرکت دارند، زیرا به آن‌ ها منافع بیشتری می‌رساند. در مقابل شرکت‌های کوچک به دلیل توانایی کنترل اقدامات مدیران می‌توانند از صرف جریانات نقدی آزاد در پروژه های نامطلوب پیشگیری نمایند؛ ‌بنابرین‏ هزینه نمایندگی ناشی از جریان نقدی آزاد در شرکت‌های بزرگ بیشتر است و این امر استفاده از مکانیسم حاکمیت شرکتی برای جلوگیری از اقدامات فرصت‌طلبانه مدیران و افزایش قابلیت پیش‌بینی سود تضمین می‌کند. در نتیجه انتظار می‌رود که اثربخشی مکانیسم حاکمیت شرکتی در کاهش هزینه های نمایندگی ناشی از جریان نقدی آزاد و بهبود قابلیت پیش‌بینی سود در شرکت‌های بزرگ بیشتر از شرکت‌های کوچک باشد.

 

هدف از این تحقیق، بررسی تاثیرجریان نقدی آزاد، حاکمیت شرکتی و حجم شرکت بر قابلیت پیش‌بینی پذیری سود در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس تهران است سؤالی که در اینجا مطرح می‌رود این است که آیا جریان نقدی آزاد مازاد بر قابلیت پیش‌بینی سود تأثیر معنی‌داری دارد؟ و آیا این تأثیر توسط مکانیسم‌های حاکمیت شرکتی و اندازه شرکت تعدیل می‌رود؟

 

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

 

تصمیم‌گیری امری است که از ساده‌ترین تا پیچیده‌ترین امور زندگی انسان با آن درگیر است. سرعت توسعه فن‌آوری، گسترش ارتباطات، اتصال بازارهای کشورها به یکدیگر و نظایر آن‌ ها موجب وسیع‌ترشدن گستره‌های عملیاتی و در نتیجه پیچیده‌تر شدن محیط‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری گردیده که در نتیجه آن امر تصمیم‌گیری اقتصادی به موضوعی تبدیل‌شده که انجام آن روزبه‌روز مشکل‌تر و نیازمند داشتن اطلاعات و توانمندی‌هایی بالاتر برای تصمیم‌گیرندگان است. اینجا است که اهمیت کسب اطلاعات مفیدتر جهت تصمیم‌گیری‌های دقیق‌تر ضرورت بیش‌ازپیش خود را آشکار می‌سازد و طبیعی است که در چنین فضای آکنده از رقابت و تغییر، تصمیم‌گیری‌های اقتصادی نیز هرچه بیشتر متکی بر دانش و اطلاعات گردیده و از جنبه‌های تصادفی و غیرمنطقی فاصله می‌گیرد. در این میان پایه و اساس بسیاری از تصمیم‌گیری‌های اقتصادی استفاده‌ کنندگان را می‌توان اطلاعات مالی و حسابداری و خاصه صورت‌های مالی اساسی دانست. از بین استفاده‌ کنندگان از اطلاعات حسابداری، سرمایه‌گذاران مهم‌ترین بهره‌وران تلقی می‌گردند. بر این اساس اطلاعات حسابداری بایستی سرمایه‌گذاران را جهت پیش‌بینی رویدادهای آتی یاری دهد.

سرمایه‌گذاران اغلب به دنبال به حداکثر رساندن بازده سرمایه‌گذاری خود هستند. جهت این امر تشخیص اینکه سهام چه زمانی خریداری شود و تا چه زمانی نگهداری و چه زمانی فروخته شود ایشان را قادر به تأمین هدف به حداکثر رسانی منافع حاصل از سرمایه‌گذاری‌های خود می‌کند. بدین علت موضوع بررسی تاثیرجریان وجه نقد آزاد مازاد و حاکمیت شرکتی بر قابلیت پیش‌بینی سود در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید تا از طریق بررسی تجربی و انجام آزمون‌های علمی بر روی اطلاعات وقوع یافته طی سال‌های متمادی در بورس اوراق بهادار تهران راهکارهای مفیدی با ارائه پیشنهادهای مطلوب به سرمایه‌گذاران جهت کسب بیشترین بازدهی در دوره های مشابه فراهم گردد. لذا این پژوهش در راستای کمک به تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و صاحبان سهام جهت انجام معاملات در بازار سهام بورس اوراق بهادار تهران است. در این تحقیق تأثیر جریان نقدی آزاد بر قابلیت پیش‌بینی سود طبق تئوری نمایندگی جریان نقدی آزاد آزمون می‌رود. با توجه به اینکه جریان نقدی آزاد از طریق سرمایه‌گذاری غیر بهینه باعث کاهش کیفیت سود می‌رود، نتایج این تحقیق می‌تواند به عنوان ابزاری در سرمایه‌گذاری مورداستفاده مدیران قرار گیرد. از سوی دیگر نقش حاکمیت شرکتی در جلوگیری از تصمیمات غیر بهینه مدیران که باعث افزایش کیفیت سود می‌رود، آزمون می‌رود، ‌بنابرین‏ نتایج تحقیق می‌تواند مورداستفاده ارکان اداره‌کننده شرکت‌ها قرار گیرد. همچنین شرکت‌های مشاوره و سرمایه‌گذاری، محققین و پژوهشگران می‌توانند از نتایج این تحقیق بهره‌مند شوند.

۱-۴- اهداف پژوهش

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:14:00 ب.ظ ]




 

۷٫نمایش روش و منش زنان پاکدلی که در عرفان عملی طی طریق کرده و به مراتبی از قرب دست یافته‏اند و پرداختن به زمینه ها و بسترهایی که آنان را ‌به این جهت سوق داده می‏تواند برای دیگران نیز سازنده و مؤثر باشد.

 

۸٫این حقیقت را باید از طریق برنامه های رسانه به ویژه به جامعه زنان تفهیم کرد که هر چه آدمی به لذایذ بیرونی و عرصه برونی وجود خویشتن بپردازد، از عرصه درون و خویشتن‏نگری باز خواهد ماند.

 

۹٫لازمه تکامل و حرکت سازنده، تعمق و اندیشه درونی و انصراف از تکثر بیرونی است و این همه زمانی میسر می‏ شود که زن، در کنار زندگی متعارف و روزمره خود بخشی از برنامه زندگی‏اش را به مطالعه، اختصاص دهد.

 

رسانه در این جهت می‏تواند ارائه طریق نماید، ترتیب و تنظیم برنامه های آموزشی (با تأکید بر آموزه‏های دینی) آن هم در اوقاتی که نوعاً خانم‏ها امکان بهره برداری از آن را دارند و ساعاتی که از اشتغالات بیرون و احیاناً داخل منزل فارغ شده، از بهترین زمان ارائه برنامه است.

 

فرجام سخن

 

بررسی‏های گذشته نشان داد که رسانه های جمعی کارکردهای مثبت و منفی در ارتباط با تبیین انحرافات اجتماعی ای همچون انحرافات پوششی وظاهر اشخاص دارند. اینک این پرسش مطرح می‏ شود که آیا رسانه ها مجازند تحت عنوان طرح حوادث ،انحرافات اجتماعی را به ذهنیت جامعه منتقل نمایند؟ یا آنکه رسانه ها فقط میبایست نمایشگر کنشهای مثبت مردم باشند و از انحرافات آنان سخن نگویند؟
به نظر می‌رسد منابع شناخت مردم از حوادث و مسائل اجتماعی منحصر به رسانه ها نیست و آنان از راه های مختلفی از جمله مشاهده عینی و ارتباطات کلامی با دیگران از حوادث تلخ و انحرافات اجتماعی آگاهی می‏یابند، از این رو تصور اینکه چشم وگوش مردم تنها از دریچه وسایل ارتباط جمعی به دنیای حوادث و انحرافات باز می شود، خیالی بیش نیست. لذا گزارش این گونه انحرافات اجتماعی توسط رسانه ها چنانچه با تحلیل و تبیین ‌آسیب‌های آن ها و به منظور حفظ جامعه از گسترش انحرافات صورت گیرد ، امری مفید، بلکه ضروری است که ضمن افزایش آگاهی مخاطبین رسانه ها، موجب می‏ شود که رفتار اجتماعی خود را براین اساس تنظیم نمایند و از پیامدهای کجروی‏های اجتماعی در امان باشند. قرآن کریم بارها با بیان سرگذشت اقوام گذشته از انواع آلودگی‏ها و انحرافات اجتماعی سخن به میان آورده است و مقصود از بیان آن ها را عبرت آموزی و پیشگیری از وقوع و تکرار آن ها در بین امت اسلامی برشمرده است. قرآن کریم در سوره یوسف، داستان عشق و شیفتگی زلیخا به یوسف را با تمام جزئیات و تفاصیل آن بیان کرده و انحراف اخلاقی زلیخا را با انواع مکرها و ترفندهای آن تشریح نموده است، ولی بی تردید مقصود از ارائه این گزارش‏ها تقویت جنبه معنوی بشر می‌باشد. خداوند میفرماید: «و آن زن که یوسف در خانه او بود، از او تمنای ‌کام‌ جویی کرد، درها را بست و گفت: بیا به سوی آنچه برای تو مهیاست. گفت: به خدا پناه می برم، اوصاحب نعمت من است، مقام من را گرامی داشته، مسلماًً ظالمان رستگار نمیشوند. آن زن قصد او کرد و او نیز ـ اگر برهان پروردگار را ‌نمی‌دید ـ قصد وی می‌نمود، این چنین کردیم تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم، چرا که او از بندگان مخلص ما بود.»

 

در این آیات هر چند خداوند از انحرافات اخلاقی زن عزیز مصر ، سخن به میان آورده و آن را برای همه مردم بیان ‌کرده‌است، اما این اطلاع رسانی را با تحلیل، تذکر و شیوه معنوی رهایی از انحرافات اجتماعی توأم ساخته است.

 

قرآن کریم انحراف اجتماعی برخی اقوام را ذکر کرده، ولی در ضمن بیان این انحرافات ، به راه درمان آن اشاره می‌کند. همچنین موارد دیگری همانند قتل‏ هابیل توسط قابیل در قرآن ذکر شده است، ولی به جهت اینکه در کنار نقل این خبر، مضرات و پیامدهای آن انحراف تحلیل و تبیین می‏ شود، از اشاعه فحشاء، شکستن قبح گناه … و سایر کارکردهای منفی که در این رابطه وجود دارد، جلوگیری می‏ شود.
با استشهـاد به آیـات گذشتـه، مـلاک نقـل و گـزارش انحرافات به طورگسترده مشخص می‏ شود. این ملاک همان طور که ‌در مورد قرآن وجود دارد، ‌در مورد رسانه های جمعی هم محقق است و آن ها باید در کنار ذکر حوادث، به جنبه عبرت آموزی حوادث جهت پیشگیری از وقوع انحراف توجه داشته باشند و در این راستا، به تحلیل انحرافات و راه های مبارزه با آن و شیوه های جایگزینی مثبت آن ها اشاره نمایند و اگر به صرف نقل و ذکر انحرافات اکتفا شود، افزایش دامنه و نوع کارکردهای منفی رسانه ها دور از انتظار نخواهد بود.

 

مبحث سوم:تلقی حجاب به عنوان یک تحمیل ‌و اجبار دولتی یا رسمی(نظریه کنترل اجتماعی وواکنش اجتماعی)

 

گفتار اول:نظریه کنترل اجتماعی وواکنش اجتماعی

 

نظریه کنترل از نظریه های مطرح در حوزه جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی محسوب می‌شود .نظریه کنترل درتحلیل وتبیین کج رفتاری های اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته و از نظریه های با نفوذ حوزه جامعه شناسی انحرافات اجتماعی و جرم بوده است فرضیه اصلی این نظریه ارضا نشدنی بودن ماهیت انسان است. هم چنان که فروید گفته :« افراد به طورطبیعی تمایل به کج رفتاری دارند، و اگر تحت کنترل قرار نگیرند چنین می‌کنند». جامعه شناسان براین عقیده بودند که مردم از قوانین و هنجارهای اجتماعی پیروی می‌کنند مگر اینکه تحت تاثیر معاشرت،قرارگرفتن در محیط نامناسب یا حتی تحت تاثیر نظارت اجتماعی ،‌کج‌رفتار شوند اما دیدگاه کنترل اجتماعی بر این عقیده است که افراد اصولا دارای قابلیت بهنجار یا نابهنجار بودن هستند. نکته اصلی این است که جامعه چه رفتاری با فردباید داشته باشد. رفتار بهنجار یا نا بهنجار تنها در درون جامعه دارای معنی است و هر جامعه ای سعی می‌کند که هنجارهای خود را بر فرد تحمیل کند ناهمنوایی و کجروی اجتماعی، نتیجه کمبود یا فقدان کنترل اجتماعی اعم از رسمی (قضات، ضابطین قضایی، پلیس، زندان و…) و غیررسمی (خویشاوندان، دوستان، همسایگان، همکاران و…) می‌باشد.

 

کنترل اجتماعی به نحو اختصار به شیوه هایی اطلاق می شود که جامعه برای واداشتن اعضایش به همنوایی و جلوگیری از ناهمنوایی به کار می‌برد.[۱۴۰] .

 

در این نظریه بیان گردیده است که کج رفتاری اشخاص ، بیش از آنکه ناشی از نیروهای محرک به سوی نابهنجاری باشد محصول عدم ممانعت است .این درست نقطه مقابل فرض نظریه یادگیری است که کج رفتاری را ناشی از شرایط اجتماعی خاص (شکاف اهداف و ابزار مقبول اجتماعی و تجربه یادگیری از دیگران ) می دانند. نظریه یادگیری مستقیماً می پرسد، علت کج رفتاری چیست اما نظریه کنترل مستقیماً می پرسد، علت همنوایی چیست ، زیرا آنچه موجب کج رفتاری است فقدان همان چیزی است که باعث همنوایی می شود، پاسخی که ‌به این سؤال مهم داده شده این است که آنچه موجب همنوایی است ، اعمال کنترل اجتماعی بر افراد است که جلوه کج رفتاری را می‌گیرد. ‌بنابرین‏ فقدان یا ضعف کنترل اجتماعی علت اصلی کج رفتاری است که در بخش های زیر توضیح داده خواهد شد[۱۴۱].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:45:00 ب.ظ ]




 

حسن دیگر این تئوری را می توان جنبه پیشگیری کننده آن درورود زیان دانست.

 

بدین صورت که با فرض علم فروشنده و عدم لزوم اثبات تقصیر وی ،فروشندگان و تولید کنندگان برای گریز از پرداخت خسارت سعی خواهند نمود تادر ساخت و فروش کالاهای خود نهایت دقت و مهارت لازم را به کارگیرند ؛ در نتیجه منجر به بالا رفتن سطح ایمنی کالا خواهد انجامید .

 

با وجود محاسن بالا در تئوری فوق، نمی توان آن را خالی از ایراد دانست . ایراد مهمی که براین تئوری می توان گرفت. این است که چون فرض مذبور اماره ای بیش نمی باشد .و در حقوق ایران با توجه به اینکه ، امارات در صورت اثبات خلاف آن بی اثر می‌شوند ، بدیهی است که عرضه کننده کالا با اثبات خلاف فرض مذبور، خودرا از زیر بار مسئولیت خواهد رهانید [۱۸] در حالی که در حقوق فرانسه ،برخلاف حقوق ایران ،اماره قضائی به دو صورت قابل رد و غیرقابل رد می‌باشد ‌و تئوری مذبور در حقوق فرانسه ، یک اماره غیرقابل رد می‌باشد. در حالی که در حقوق ایران چنین اماره ای وجود ندارد .‌بنابرین‏ اگرچه این تئوری درحقوق فرانسه به نحو مطلوبی از حقوق مصرف کنندگان حمایت می‌کند ، ولی در حقوق ایران ،این امکان وجود ندارد.

 

درمورد مبنای ناشی از عیب مورد معامله برای فروشنده ،گروهی از فقهای شیعه تصریح کرده‌اند که بر فروشنده واجب است مشتری رااز معیوب بودن مورد معامله آگاه سازد . دربرخی از روایات آمده است که درباره روغن نجس ، فروشنده باید این نکته را به خریدار تذکر دهد تا از روغن مورد معامله برای مصرف خوراکی استفاده نشود . ‌بر اساس این حکم ، اعلام عیب درمورد معامله و آگاه ساختن مشتری تکلیف فروشنده محسوب می شود . از این رو در صورت بی توجهی فروشنده نسبت ‌به این نکته ، وی ملزم به جبران خسارت خواهد بود که دراثر کوتاه درادای تکلیف بر وی تحمیل می شود ، وباید خسارت آن را به خریدار بپردازد.[۱۹]

 

گروهی از حقوق ‌دانان اعتقاد دارند که عرف معاملات حکم می‌کند درباره کالاهای دست اول و غیر مستعمل ، مورد معامله سالم و بی عیب باشد. ‌بنابرین‏ به لحاظ بدیهی بودن این نکته، هنگام انعقاد قرارداد و تسلیم مورد معامله ، به آن اشاره نمی شود . به عبارت دیگر ،خریدار انتظار دارد که کالای دریافت شده ، نیازهایش را برآورده سازد و ویژگی ها و کیفیت مورد نظر وی را دارا باشد . گوئی فروشنده یه طور ضمنی متعهد است که کالای سالم و بی عیب را به خریدار تسلیم کند . یعنی تعهد به تسلیم کالای سالم به سبب انعقاد عقد ایجاد می شود . از این رو در صورت وفا نکردن فروشنده به تعهد مذکور وی مسئول زیان های ناشی از آن خواهد بود . در این نظریه ، تضمینی به سود خریدار فرض شده است.

 

‌بر اساس این تضمین فرضی ، فروشنده متعهد به تسلیم کالای سالم و بی عیب به مشتری و الزام فروشنده به جبران خسارت های وارد شده به مشتری دراثر دریافت کالای معیوب ،ریشه قراردادی خواهد داشت ‌و ناشی از تقصیری محسوب می‌گردد که طرف قرارداد مرتکب آن شده است. ‌بنابرین‏ اثبات تقصیر فروشنده به عهده خریدار نخواهد بود ، ولی به نظر می‌رسد که اثبات مسئولیت فروشنده ‌بر اساس این نظریه دشوار باشد.مگراینکه صراحتاً درقانون مقررشود که فروشنده مکلف به فروش کالای سالم به خریدار است.

 

نظریه دیگر این است که قواعد مسئولیت مدنی ‌بر رابطه میان خریدار و مشتری درعقد بیع حاکم است. ‌بنابرین‏ در صورت فروش کالائی که عیب آن در هنگام معامله آشکار نبوده است ،برای جبران خسارت خریدار ، چون متضرر خواهان دعوی محسوب می شود ،وی همانند سایر دعاوی که اثبات ادعا برعهده مدعی است ،باید بار اثبات را تحمل کند و به اثبات دو نکته بپردازد. نخست اینکه اثبات نمایدبین عیب مذکور و ضرر رابطه سببیت وجود دارد ،دیگر اینکه اثبات کند فروشنده نیز مرتکب تقصیر شده است . البته اثبات دو مورد مذکور دشوار است و دراغلب موارد خریدار در احقاق حقوق خویش ناموفق خواهد بود.

 

نظریه دیگری نیز وجود دارد که درآن فرض شده است که فروشندگان حرفه ای که به تهیه و فروش کالای معینی می پردازند ، با توجه به تخصص و تبحری که درحرفه خویش به دست آورده اند ،از عیوب کالاهای مورد معامله آگاه هستند ؛زیرا مهارت ایشان در حرفه مورد اشتغال ، اماره ای مبنی بر اطلاع آن ها از وجود عیب درمورد معامله تلقی می شود.

 

از این رو خریداران با اعتماد به آن گونه فروشندگان ، ترجیح می‌دهند که حتی با پرداخت بهای بیشتر ، به انجام معامله با آن ها بپردازند.‌بنابرین‏ درصورتی که کالای مورد معامله معیوب باشد ودراثر استعمال آن خسارتی به خریدار وارد شود ،مطابق این نظریه فروشنده حرفه ای مکلف به رد قیمت آن است وباید جبران خسارت را نیز تحمل کند .

 

به نظریه مذکور انتقاداتی وارد شده است. نخست اینکه اماره مورد نظر ،صرفاً علیه فروشنده حرفه ای قابل استناد است و درمورد سایر فروشندگان ،نمی توان ازآن استفاده کرد . دیگر اینکه فروشنده با اثبات بی اطلاعی خود از عیب موجود درمورد معامله ،مسئولیت نخواهد داشت.بدین ترتیب ،اماره آگاهی فروشنده از عیب، برای جبران خسارت خریدار ،مؤثر نخواهد بود . از این رو درحقوق فرانسه ،گرایش بیشتری به استفاده از تعهد ضمنی فروشنده به ایمنی مورد معامله وجود دارد.

 

گفتار چهارم : تسری این فرض به عرضه کننده غیرحرفه ای کالا و خدمت

 

درجامعه امروزی ما به لحاظ مشکلات اقتصادی یا به انگیزه کسب درآمد بیشتر ،افرادی هستند که کاری را به عنوان پیشه دوم خود انتخاب می‌کنند ،بدون اینکه درآن کار مهارت لازم یا مجوز قانونی داشته باشند.برای مثال تولیدات خانگی نظیر مرباورب گوجه فرنگی و…. را به بازار مصرف ارائه می‌دهند .

 

درمورد مسئولیت مفروض برای عرضه کنندگان حرفه ای مشکلی نیست .چون داشتن تخصص و مهارت ،دلیل بر علم و آگاهی به عیوب پنهانی کالا و خدمت خواهد بود .یک تولیدکننده حرفه ای نمی تواند نسبت به عیب کالا اظهارجهل کند زیرا اطلاع کامل از تمامی جوانب تولید کالا ،لازمه و پایه اصلی کار اوست[۲۰]

 

برای مثال تولیدکننده مواد داروئی مسلم است که از محتوی ، ‌و ترکیبات و اندازه دارو به طور دقیق اطلاع دارد واگر در این راستا دراثراستعمال دارو زیانی به مصرف کننده وارد شود ،ادعای جهل او نسبت به نامرغوب بودن یا فساد دارو پذیرفته نخواهد شد.

 

اهمیت این فرض درمورد عرضه کنندگان غیرحرفه ای بیشتر آشکار می شود وحمایت از مصرف کننده ‌در مقابل‌ آنان را بیشتر می طلبد .با قراردادن این فرض راه هر گونه عذرو بهانه درجهت رفع یا کاهش مسئولیت ،مسدود خواهد شد.فایده نهادن بار این مسئولیت بردوش عرضه کننده این است که :

 

اولاً : ‌هر شخصی بدون داشتن مهارت کافی مبادرت به تولید و ساخت کالا یا ارائه خدمت نمی کند.

 

ثانیاًً: بافرض علم و آگاهی عرضه کننده نسبت به عیوب ، سطح احتیاط ورعایت ضوابط نکات ایمنی لازم بالا می رود .

 

گفتار پنجم : آثارمسئولیت قراردادی عرضه کننده کالا و خدمت

 

بند اول : معافیت مصرف کننده از اثبات تقصیر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:26:00 ب.ظ ]




 

به دلیل نارسا بودن ماده ۷۳ کنوانسیون ۱۹۶۹ وین که به مسأله جانشینی پرداخته بود، کمسیون حقوق بین ­المللی پیش­نویس مربوط به جانشینی دولت‌ها در معاهدات بین ­المللی را تهیه نموده و در سال ۱۹۷۸ به تصویب رسانید.

 

ماده ۲۰کنوانسیون یاد شده اعلام می­ کند که ‌در مورد کشور جانشین فرض بر حق شرط گذاشته می شود مگر اینکه در اعلامیه جانشینی خلاف آن تصریح شده باشد.

 

در ارتباط با پذیرش حق شرط توسط کشور جانشین ۳حالت قابل تصور است:

 

    1. کشور جانشین حق شرط­های قبلی را بپذیرد؛ در این حالت مشکلی وجود ندارد و وضع قبلی کماکان ادامه پیدا می­ کند.

 

    1. کشور جانشین در اعلامیه جانشین سکوت کرده باشد؛ طبق ماده ۲۰ کنوانسیون ۱۹۷۸ به منزله حفظ رزرو است ‌به این نظر انتقاد شده است که فرض و اصل بر قبول مقررات کنوانسیون­ها به همان صورتی است که هستند و بدون تغییر و تعدیل در مفاد آن، بنا بر این سکوت را به معنی حفظ رزرو دانستن نادرست است.

 

  1. کشور جانشین از حق شرط صرف ­نظر کند؛ بدیهی است که این حالت نیز بلااشکال است چرا که در حقیقت موضع این کشور نسبت به کنوانسیون به حال عادی برمی­گردد که مطلوب ­تر است. نکته دیگر درباره اعمال حق شرط جدید از طرف جانشین است، طبق بند ۲ماده ۲۰کنوانسیون ۱۹۷۸ اعمال چنین حق شرطی نیز ممکن است.

این کنوانسیون دقیقاً مقررات ۱۹۶۹ وین را تکرار ‌کرده‌است. از آنجا که ماده ۱ کنوانسیون حقوق معاهدات ۱۹۶۹ وین، صراحتاً مقرر می­ نماید. «کنوانسیون حاضر ناظر بر معاهدات منعقده بین دولت‌ها است». لذا آنچه در این کنوانسیون مقرر شده به معاهدات منعقده بین دولت‌ها و سازمان‌های بین ­المللی یا بین سازمان‌های بین ­المللی با یکدیگر تسری نمی­یابد.

 

به همین دلیل و پیرو قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۶۹ که به کمسیون حقوق بین ­الملل مأموریت داده می­ شود. ضمن مشورت با سازمان‌های مهم بین ­المللی مسئله حقوق معاهدات بین دولت‌ها و سازمان‌های بین ­المللی با یکدیگر را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد و پیش­نویس کنوانسیونی در این زمینه را تهیه و ارائه نماید، کمسیون حقوق بین ­الملل موضوع فوق را در دستور کار خویش قرار داد. نتیجه تحقیق و بررسی کمسیون این موضوع، پیش­نویسی بود که در کنفرانس ۱۹۸۶ وین ارائه گردید.

 

در این پیش­نویس همانند کنوانسیون حقوق معاهدات ۱۹۶۹، ماده ۲ و مواد ۱۹تا۲۳ که راجع به آن سخن به میان آمد اختصاص داده شد و همان مقررات با اندک تغییری که مربوط به موضوع و عنوان کنوانسیون بود مورد تصویب قرار گرفت.

 

بدین ترتیب بعد از بیست سال پس از تصویب کنوانسیون ۱۹۶۹ وین، قواعد مربوط به حق شرط بدون هیچگونه تغییر قابل ملاحظه­ای مجدداً در کنوانسیونی دیگر اعمال گردید و همانند مقررات قبلی مورد تأیید مجدد اعضای حاضر در کنفرانس ۱۹۸۶ وین قرار گرفت.[۱۳]

 

 

گفتاردوم :اصطلاح شناسی حق شرط

 

«حق شرط» ترجمه انگلیسی واژه Reservation و واژه فرانسوی Reserve ‌می‌باشد. در ادبیات حقوق فارسی از معادلهای دیگری نیز استفاده شده است، همچون: حق امتناع، حق تحفظ، شرط، تحفظ و حتی تحدید تعهد. از میان معادلهای مذکور، به نظر می­رسد که اصطلاح «حق شرط» مناسب­تر باشد، زیرا Reservation یا Reserve به­نوعی متضمن «شرط» (ترجمۀ Condition) است که حقی برای اعمال آن متصور است.[۱۴]

 

۱-۲: مفهوم حق شرط

 

دولت‌ها در برابر معاهدات می­تواننددو نوع موضع­گیری داشته باشند:

 

عضویت غیرمشروط: در این حالت دولت‌ها معاهده را کاملاً پذیرفته و هیچ شرطی برای عضویت خود در معاهده قائل نمی­شوند. این روش به دلیل اینکه برخی از مقررات یک معاهده می ­تواند مخالف مواضع و منابع آن ها است، از عضویت در معاهده به­ طور کلی خودداری می­ورزند. این روش نیز درست نیست، زیرا نباید کل یک معاهده که منافع بسیاری می ­تواند برای کشورها داشته باشد به دلیل اینکه جزء ناچیزی از آن با منافع کشورها در تعارض است، از دست داد. ایراد دیگر این روش این است که باعث می­ شود تعداد کمی از کشورها به معاهدات بین ­الملل بپیوندند.

 

– عضویت مشروط: در این حالت دولت‌ها با بهره گرفتن از حق شرط به یک معاهده می­پیوندند. این روش باعث بسط تعهدات بین ­المللی و قانونمند شدن نظام بین ­الملل می­ شود بدون آنکه ضرری به منافع کشور عضو وارد سازد.[۱۵]

 

۲-۲: مفهوم حق شرط از نظر عهدنامه وین ۱۹۶۹:

 

‌بر اساس جزء د بند ۱ ماده۲ عهدنامۀ وین «حق شرط عبارت است از بیانیۀ یک جانبه­ای که یک دولت تحت هر نام یا هر عبارت در موقع امضا، تصویب، پذیرش، تأیید یا الحاق به یک معاهده صادر می­ کند و یا بوسیلۀ آن قصد خودرا دایر بر عدم شمول یا تعدیل آثار حقوقی بعضی از مقررات معاهده نسبت به خود بیان می­دارد».

 

بدین ترتیب دولت‌ها می ­توانند به هنگام امضاء، تصویب، پذیرش یا الحاق به معاهدات بین ­المللی بعضی از مقررات آن ها را که با قوانین داخلی خود مغایر می­دانند و در صورت اجرا می ­تواند مشکلاتی را برای نظام حقوقی داخلی آن ها به ­وجود آورد، نپذیرفته یا آثار حقوقی آن را نسبت به خود تعدیل نمایند. اصولاً فلسفه حق شرط تسهیل عضویت دولت‌ها و گسترش دامنۀ الحاق کشورها به معاهدات است. چنانچه دولت‌ها ‌در مورد اصول اساسی و تعهدات اصلی مندرج در معاهده توافق نمایند، اختلاف­ نظر آن ها ‌در مورد مسائل فرعی و نه­چندان اساسی قابل اغماض بوده و مانع عضویت و مشارکت آن ها در معاهده است.[۱۶]

 

۳-۲: اعلامیۀ تفسیری و تفاوت آن با حق شرط

 

رویۀ معاصر به موازات حق شرط به معنی دقیق کلمه، اعلامیه تفسیری را نیز معمول داشته است. موضوع اعلامیۀ تفسیری اصولاً مستثنی کردن یا محدود کردن اجرای مقررات معاهده نمی ­باشد، بلکه تنها روشن نمودن معنی آن مقررات است.

 

صدور اعلامیۀ تفسیری نیاز به تصریح در معاهده ندارد و حق صدور آن ناشی از قاعدۀ عرض عام ‌می‌باشد.

 

عهدنامه­های حقوق معاهدات در رابطه با اعلامیۀ تفسیری ساکت است. با وجود این، معمولا در معاهداتی که حق شرط نسبت به آن ها منع شده، به طرفهای معاهده اجازۀ صدور اعلامیۀ تفسیری داده می­ شود. (از جمله ماده ۳۱۰ عهدنامه ۱۹۸۲ در زمینه حقوق دریاها).

 

اعلامیۀ تفسیری با حق شرط تفاوتهایی به شرح زیر دارد:

 

    1. در حالی که اعلامیۀ تفسیری عمدتاًً دارای ویژگی سیاسی است و مواضع سیاسی کشورها را در قبال معاهده نشان می­دهد، حق شرط ویژگی حقوقی دارد و مواضع حقوقی کشورها را نسبت به معاهده مشخص می­ کند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:58:00 ب.ظ ]




 

    1. Reality testing ↑

 

    1. Problem solving ↑

 

    1. Stress management EQ ↑

 

    1. Stress tolerance ↑

 

    1. Impulse control ↑

 

    1. General mood EQ ↑

 

    1. optimism ↑

 

    1. happiness ↑

 

    1. Ganon ↑

 

    1. Ranzijn ↑

 

    1. Identifying emotions ↑

 

    1. Emotional facilitation of thinking ↑

 

    1. Understanding emotions ↑

 

    1. Management of emotions ↑

 

    1. Sitarenios ↑

 

    1. Kamchech ↑

 

    1. Meta mood experience ↑

 

    1. State Meta Mood Scale (SMMS) ↑

 

    1. Reflective mood experience ↑

 

    1. Trait Meta Mood Scale (TMMS) ↑

 

    1. attention ↑

 

    1. clarity ↑

 

    1. repair ↑

 

    1. Hein ↑

 

    1. Cary ↑

 

    1. Inborn emotional potential ↑

 

    1. Practical emotional skills ↑

 

    1. Emotional quotient ↑

 

    1. Emotional sensitivity ↑

 

    1. Emotional memory ↑

 

    1. Emotional learning ability ↑

 

    1. Emotional processing ability ↑

 

    1. Meta ability ↑

 

    1. Social and emotional skills ↑

 

    1. Ciarrochi ↑

 

    1. sutton ↑

 

    1. Wheatley ↑

 

    1. Durlak ↑

 

    1. Weissberg ↑

 

    1. Ohman ↑

 

    1. Flykt ↑

 

    1. Esteves ↑

 

    1. Lopes ↑

 

    1. Eisenberg ↑

 

    1. Fabes ↑

 

    1. Guthrie ↑

 

    1. Reiser ↑

 

    1. Denham ↑

 

    1. Izard ↑

 

    1. Emotionally Intelligent Teacher ↑

 

    1. Emotional Litercy in the Middle school ↑

 

    1. Rhodes ↑

 

    1. Paul ↑

 

    1. Bower ↑

 

    1. Lambert ↑

 

    1. Pate ↑

 

    1. Haring ↑

 

    1. Wood ↑

 

    1. Hippocrates ↑

 

    1. Kretchmer ↑

 

    1. Sheldon ↑

 

    1. Manic-depressive ↑

 

    1. Bipolar affective disorders ↑

 

    1. Primary behavior disorder ↑

 

    1. Secondary behavior disorder ↑

 

    1. Diagnostic and statistical Manual Disorders, Five Edition, Text Revision (DSM-V) ↑

 

    1. American Psychiatric Association ↑

 

    1. International Classification of Diseases (ICD) ↑

 

    1. World Health Organization ↑

 

    1. Reaction adjustment ↑

 

    1. Childhood schizophrenia ↑

 

    1. Sounga-Barke ↑

 

    1. Ransdell ↑

 

    1. Gara ↑

 

    1. Schuyere ↑

 

    1. Brackett ↑

 

    1. Emotional and behavioral Difficulties (EBD) ↑

 

    1. Maria ↑

 

    1. Mavroveli ↑

 

    1. Rieffe ↑

 

    1. Bakker ↑

 

    1. Chan ↑

 

    1. Bajgar ↑

 

    1. disruption ↑

 

    1. Sangareau ↑

 

    1. Furnham ↑

 

    1. Frederickson ↑

 

    1. Shove ↑

 

    1. Whitehead ↑

 

    1. Narimani ↑

 

    1. Sadeghieh ↑

 

    1. Homaily ↑

 

    1. Siahpoosh ↑

 

    1. Biran ↑

 

    1. Burch ↑

 

    1. Peez ↑

 

    1. Gonzales ↑

 

    1. Siu ↑

 

    1. disruptive ↑

 

    1. Aprillia ↑

 

    1. Ritandiyono ↑

 

    1. Garg ↑

 

    1. Rastogi ↑

 

    1. Stress resiliency ↑

 

    1. Williams ↑

 

    1. Daley ↑

 

    1. Burnside ↑

 

    1. Hammond-Rowley ↑

 

    1. Predictive validity ↑

 

    1. Trait emotional intelligence ↑

 

    1. Hierarchical regression ↑

 

    1. Supplementary regression ↑

 

    1. Rivers ↑

 

    1. externalizing ↑

 

    1. internalizing ↑

 

    1. Fernandez-Berrocal ↑

 

    1. Vera ↑

 

    1. Extremera ↑

 

    1. Romos ↑

 

    1. Cultural factors ↑

 

    1. Perceived emotional intelligence (PEI) ↑

 

    1. Individualism-collectivism ↑

 

    1. Masculinity-feminity ↑

 

    1. Beck Depression Inventory (BDI) ↑

 

    1. Trentacosta ↑

 

    1. Mostow ↑

 

    1. Fine ↑

 

    1. Attentional competence ↑

 

    1. Nelis ↑

 

    1. Quoidbach ↑

 

    1. Mikolajaczak ↑

 

    1. Hansenne ↑

 

    1. Liu ↑

 

    1. Self-encouragement ↑

 

    1. Kolb ↑

 

    1. Weede ↑

 

    1. Hogan ↑

 

    1. Mac Cann ↑

 

    1. Fogarty ↑

 

    1. Zeidner ↑

 

    1. Roberts ↑

 

    1. Coping styles ↑

 

    1. Emotion perception ↑

 

    1. Emotion facilitation of thought ↑

 

    1. Problem-focused ↑

 

    1. Jiwen Song ↑

 

    1. General mental ability ↑

 

    1. Laborde ↑

 

    1. Dosseville ↑

 

    1. Scelles ↑

 

    1. Malekar ↑

 

    1. Mohanty ↑

 

    1. Amber ↑

 

    1. Ferrando ↑

 

    1. Breslau ↑

 

    1. Miller ↑

 

    1. Raykov ↑

 

    1. Birchwood ↑

 

    1. Vistasari ↑

 

    1. Abdual Wahab ↑

 

    1. Othman ↑

 

    1. Herawan ↑

 

    1. Sinnadurai ↑

 

    1. Chinaveh ↑

 

    1. Ishak ↑

 

    1. Salleh ↑

 

    1. Fonseca ↑

 

    1. Oppositional defiant disorder (ODD) ↑

 

    1. Shannon ↑

 

    1. Test-retest ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:29:00 ب.ظ ]




 

۱-۱۳- ساختار کلی پژوهش

 

در فصل اول ما به بیان موضوع، اهمیت، اهداف پژوهش و به صورت خلاصه به بیان چهارچوب نظری و تعاریف متغیر های پژوهش می پردازیم. سپس در فصل دوم چهار چوب نظری پژوهش و سوابق داخلی و خارجی انجام شده در این زمینه مورد بررسی قرار می‌گیرد. فصل سوم اختصاص دارد به روش شناسی پژوهش شامل توضیحات در زمینه جامعه و نمونه آماری، روش پژوهش و روش تجزیه و تحلیل داده ها و در آخر فصل سوم به تعریف عملیاتی متغیر های پژوهش و روش آماری آزمون فرضیات خواهیم پرداخت. در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل داده ها توسط روش های آماری مناسب پرداخته شده و فرضیه‌ها توسط روش آماری مناسب مورد آزمون قرار گرفته اند. در فصل پنجم به ارزیابی نتایج آزمون فرضیه‌ها، نتیجه گیری کلی، پیشنهاد ها و محدودیت های پژوهش پرداخته می شود.

 

فصل دوم

 

(۱)

 

(مبانی نظری و پیشینه­ پژوهش)

 

    • مقدمه

 

    • پایگاه نظری پژوهش

 

    • ادبیات پژوهش

 

  • پیشینه پژوهش

۲-۱- مقدمه

 

اتخاذ تصمیمات اقتصادی و تخصیص بهینه منابع٬ بدون وجود اطلاعات معتبر و قابل اعتماد امکان پذیر نیست. جریان سرمایه ها زمانی بسوی فعالیت های اقتصادی بهینه سرازیر می شود که تصمیمات صاحبان سرمایه در زمینه سرمایه گذاری٬ متکی بر اطلاعات مربوط و قابل اعتماد باشد.

 

افرادی می‌توانند نقش اعتبار دهی را ایفا کنند که دارای استقلال و صلاحیت فنی لازم برای اجرای رسیدگی باشند تا جامعه بتواند از بی طرفی و واقع بینی آنان اطمینان حاصل نماید٬ به عبارتی حسابرسی منظم و سالانه توسط حسابرسان مسقل بهترین نوع حفاظت از منافع سرمایه گذاران است. محصول نهایی و اصلی فرایند حسابرسی اظهار نظر حسابرس می‌باشد که در قالب گزارش حسابرسی بیان می شود.

 

گسترش روزافزون جوامع و پیچیدگی معاملات مبادلات تجاری در بازارهای سرمایه از یک سو و تضاد منافع موجود بین دو گروه تهیه کننده و استفاده کننده اطلاعات از سوی دیگر سبب شده است تا ضرورت انتخاب حسابرسان مستقل به منظور نظارت و اعتبار بخشیدن به اطلاعات مالی آشکار گرد.

 

۲-۲ – تاریخچه حسابرسی

 

حرفه حسابرسی سابقه بسیار طولانی دارد که به تدریج به صورت کنونی درآمده است در سال ۱۴۹۲ کلمب رهسپار غرب شد ، مدارکی مستند وجود دارد که نشان می‌دهد در این سفر دریایی یک نفر حسابرس از سوی دربار اسپانیا مأمور شده بود تا بر حسابهای مالی که کلمب از طلاها و ادویه های گردآمده تهیه می کرد نظارت کند . علاقه دولت انگلیس به کاهش تقلب و به لحاظ قانون شرکت‌های انگلیسی از سال ۱۸۶۲ حرفه حسابرسی شکل گرفت در اواخر قرن نوزدهم و در آغاز صنعتی شدن ایالت متحده آمریکا عده ای از ‌حسابداران رسمی انگلستان به همراه سرمایه گذاران انگلیسی ‌به این کشور مسافرت کردند. در سال ۱۸۹۶ قانونی برای نخستین بار برای اخذ گواهینامه رسمی از مقامات دولتی برای حرفه حسابداری و حسابرسی مستقل الزامی گردید.

۲-۳-تعاریف و مفهوم حسابرسی

 

۲-۳-۱-حسابرسی

 

حِسابرِسی به معنای اعم کلمه در «بیانیه مفاهیم بنیادی حسابرسی» این گونه تعریف شده است: حسابرسی فرآیندی است بسامان جهت جمع‌ آوری و ارزیابی بیطرفانه شواهد درباره ادعاهای مربوط به فعالیت‌ها و وقایع اقتصادی برای تعیین میزان انطباق این ادعاها با معیارهای از پیش تعیین شده و گزارش نتایج به اشخاص ذینفع.

 

این تعریف به عمد به صورت جامع ارائه شده است تا انواع مختلف حسابرسی را شامل شود. برخی از عبارات این تعریف نیاز به توضیح بیشتری دارد. عبارت فرایند بسامان بر این نکته دلالت دارد که حسابرسی بر اساس برنامه‌ریزی مناسب انجام می‌شود. برنامه‌ریزی مناسب شامل جمع‌ آوری و ارزیابی بیطرفانه شواهد است. حسابرسان باید با حفظ بیطرفی نسبت به جمع‌ آوری و ارزیابی مربوط بودن و اعتبار شواهد بپردازند. اگر چه نوع، میزان و قابلیت اتکای شواهد در کارهای مختلف حسابرسی می‌تواند متفاوت باشد، اما جمع‌ آوری و ارزیابی شواهد، بخش اعظم فعالیت‌های حسابرسان را تشکیل می‌دهد. شواهدی را که حسابرسان جمع‌ آوری می‌کنند باید درباره ادعاهای مربوط به فعالیت‌ها و وقایع اقتصادی باشد. در حسابرسی، واژه ادعا معنای ویژه‌ای دارد و به اظهارات ضمنی یا صریح مدیریت اطلاق می‌شود که در قالب صورت‌های مالی، اسناد و مدارک یا سیستم‌ها تجسم می‌یابد. برای مثال، صورت‌های مالی اساسی تهیه شده توسط مدیران شامل چند ادعا است. از جمله مبلغی که در ترازنامه در سرفصل اموال، ماشین آلات و تجهیزات نشان داده می‌شود، بیانگر این است که مدیران ادعا دارند: شرکت بر این دارایی‌ها مالکیت دارد و از این دارایی‌ها در فرایند عادی عملیات تولیدی یا خدماتی خود استفاده می‌کند و این مبلغ، بهای تمام شده تاریخی پس از کسر استهلاک انباشته این دارایی‌ها است (نشریه شماره ۸۷ سازمان حسابرسی،۱۳۸۷).

 

۲-۳-۲- تعریف حسابرسی

 

حسابرسی عبارت است از بازرسی جستجوگرانه اسناد و مدارک حسابداری وسایر شواهد زیربنای صورت های مالی . حسابرسان از راه کسب آگاهی از سیستم کنترل داخلی و بازرسی مدارک ,مشاهده دارایی ها, پرسش از منافع داخل و خارج شرکت و اجرای سایر روش های رسیدگی , شواهد لازم را برای تعیین این که صورت های مالی , تصویری مطلوب و به نسبت کامل از وضعیت مالی شرکت و فعالیت های آن در طول دوره مورد رسیدگی ارائه می‌کنند یا خیر , گردآوری می‌کنند.

 

و در نظر اهالی حرفه حسابرسی فرآیندی منظم و با قاعده (سیستماتیک) جهت جمع‌آور ی و ارزیابی بی طرفانه شواهد درباره ادعاهای مدیریت در ارتباط با فعالیت ها و وقایع اقتصادی , به منظور تعیین این ادعاها یا اظهارات با معیارهای از پیش تعیین شده و گزارش نتایج به افراد ذینفع است

 

۲-۳-۳- مفهوم حسابرسی

 

مفهوم حسابرسی را می توان در دو گروه عام و خاص بررسی کرد

 

حسابرسی در مفهوم عام نوعی شهادت دهی و اعتبار دهی است در واقع در مفهوم عام به اظهار نظر یک شخص متخصص در خصوص قابلبت اتکای ادعاهای شخص دیگر حسابرسی گفته می شود.

 

حسابرسی در مفهوم خاص عبارت است از هر گونه رسیدگی به دفاتر و اسناد و مدارک حسابداری و انجام سایر بررسی هایی که توسط شخصی مستقل از تهیه کنندگان آن ها به منظور ارائه اظهار نظر نسبت به صورت‌های مالی انجام می شود (نشریه شماره ۸۷ سازمان حسابرسی، ۱۳۸۷).

 

۲-۳-۴- اهمیت حسابرسی

 

بعد از انقلاب صنعتی و تشکیل شرکت‌‌هایی با سهام‌داران زیاد وسرمایه هنگفت‌‌، جدایی مالکان (سهام‌داران) ومدیران، موضوعی جدایی‌ناپذیر از فعالیت‌‌های اقتصادی شد. این موضوع در عصر جهانی شدن سرمایه و تأسيس شرکت‌‌های سهامی چندین هزار سهامداری که ممکن است در یک کشور نباشند تشدید شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:01:00 ب.ظ ]




 

۲-۳-۴٫ اهمیت تعهد سازمانی

 

اهمیت تعهد از سوی نویسندگانی به شرح زیر مورد تأکید واقع گردیده است :

 

مک گریگور (۱۹۶۰): عقیده داشت بزرگترین چالش برای مدیران پرسنلی، یکپارچه نمودن نیازهای سازمان با نیازهای فردی اعضایش می‏ باشد .

 

پاسکال و آتوس (۱۹۸۱): مطالعه آنان پیرامون دلایل موفقیت ژاپن، آشکار ساخت که ژاپنی‏ها فرهنگ‏های قوی سازمانی را درسازمان‎های خود به وجود آوردهاند. که این امر برخاسته از وجود ارزش‌های مشترک بین مدیریت و کارگزاران به گونه‏ای دو جانبه می‏ باشد.

 

پیترز و آستین ( ۱۹۸۵ ): به سازمان ها چنین توصیه می‌کنند: به انسان ها اعتماد کنید و با آنان به مانند بزرگسالان رفتار کنید، آنان را با سبک رهبری عینی و اسطور های برانگیزید.حاکمیت، یک حالت دایم و وسواس گونه برای نیل به کیفیت را بسط و توسعه بخشید. در آن ها (کارکنان) این احساس را به وجود آورید که حس کنند مالک کسب و کار هستند و در چنین شرایطی است که نیروهای کار شما با یک تعهد جامع واکنش نشان خواهند داد.

 

والتون[۳۰]( ۱۹۸۵ ) : چنین نوشت که پایه و اساس استراتژی تعهد بایستی وجود هر یک فلسفه مدیریتی باشد، که ادعاهای قانونی ذینفعان متعدد سازمان همچون، مالکان، کارمندان، مشتریان و عوام را تأیید و تصدیق کند. ‌در کانون چنین فلسفه ای این باور اعتقاد قرار دارد که ایجاد تعهد در کارکنان، منجر به بر(انگیختن و ارتقا عملکرد می‌گردد ( خسروی،۱۳۸۷)

 

تعهد و پایبندی مانند رضایت، دو طرز تلقی نزدیک به هم هستند که به رفتارهای مهمی مانند جابجایی و غیبت اثرمی‏گذارند. همچنین تعهد وپایبندی می‌توانند پیامدهای مثبت و متعددی داشته باشند، کارکنانی که دارای تعهد و پایبندی هستند، نظم بیشتری در کار خود دارند، مدت بیشتری درسازمان می‏مانند و بیشتر کار می‏ کنند. مدیران باید تعهد و پایبندی کارکنان را به سازمان حفظ کنند و برای این امر باید بتوانند با بهره گرفتن از مشارکت کارکنان در تصمیم گیری فراهم کردن سطح قابل قبولی ‌از امنیت شغلی برای آنان، تعهد و پایبندی را بیشتر کنند (الله دادی،۱۳۸۱).

 

شهید مطهری اظهار می‌دارد اگر شخص لیاقت، شایستگی و تعهد حداکثر بهره برداری از امکانات و سرمایه را داشته باشد، لیاقت مدیر شدن را دارد که اگر چنین تعهد و شایستگی را ندارد، نباید چنین مسئولیتی به او محول شود ( اسماعیلی،۱۳۸۸).

 

۲-۳-۵٫ عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی

 

در مدل نظری مودی و همکاران[۳۱] در دهه ۱۹۸۲ نیز چهاردسته از پیش شرط های تعهد سازمانی بیان شده که بیانگر عوامل مؤثری است که موجب تعهد سازمانی می شود، نظیر ویژگی‌های شخصیتی (سن، جنس، تحصیل، سابقه خدمت)، ویژگی های شغلی( ابهام نقش و فشار شغلی : بعضی از نقش ها پیچیده تر از بعضی دیگرند. بعضی از اعضای گروه فقط یک نقش دارند و بعضی ، نقش های متعدد.کسانی که نقش های پیچیده را بازی می‌کنند معمولاً پایگاه بالاتری دارند .اما همین نقش های پیچیده می توانندفشار روانی زیادی بر فرد مورد نظر وارد آورند خصوصاًً وقتی رفتارهایی که در آن نقش باید انجام بدهند به خوبی مشخص نباشند یا با هم تعارض داشته باشند . فشارهای ناشی از ابهام نقش و تعارض نقش برتعهد سازمانی فرد و گروه مؤثراست. ‌بر اساس مطالعات مودی و همکارانش وضعیت نقش یکی از مقدمات ایجاد تعهد می‌باشد، تحقیقات مایتو وزاجاک نیز این مسئله را تأ یید می‌کند. یکی از مفروضات مودی این است که وضعیت نقش ناشی از ادراک حاصل از محیط کاری و ویژگی های سازمانی ( حیطه نظارت و کنترل) است ( اسماعیلی، ۱۳۸۸). مونچ عقیده دارد که با افزایش ارتباط اعضای گروه با سایر افراد و گروه‌ها ، حجم تعهدات اعضا افزایش یافته و بدین ترتیب تعهدات اعضا دچار تورم شده و با افزایش تورم تعهدات اعضا به افراد گروه‌های دیگر پایین می‌آید و تعهد به گروه خودی افزایش می‌یابد.شافر نیز معتقد است میزان تعهد فرد با میزان ارضاء نیازمندی‌های وی مرتبط است ‌بنابرین‏ شغلی که می‌تواند نیازمندی‌های فرد را برآورده سازد مورد رضایت او خواهد بود . هرسازمانی بر اساس ظرفیت روحی و فکری کارکنان و شناخت استعدادهای وی باعث ایجاد علاقه به کار ‌بر اساس طبیعت آن ، احساس مسئولیت و تعهدی که در جریان کار سازمان مورد نظر است می شود (خسروی، ۱۳۸۷). اصل ترتیب و نظم دادن اشیاء وانسان‌ها در سازمان از دیدگاه فایول بسیار مهم است.یکی از اصولی که در سازمان از اهمیت خاصی برخوردار است اصل ثبات وپایداری شغلی در سازمان است . فایول اعتقاد دارد که برای مدیریت بهتر در سازمان بهتر است از افراد باتجربه و دارای تخصص ‌و کارآمد استفاده شود . برای اینکه بتوان ادامه کار کارکنان با تجربه را در سازمان تثبیت کرد باید طوری آنان را مدیریت کردکه سازمان را رها نکنند .مسلماًً توجه به مسائل رفاهی و انگیزشی و فراهم کردن امکانات رشدکارکنان و غیره از جمله موارد مهمی است که سبب تعهد کارکنان به سازمان می شود واگر ازاین روش‌ها پرهیز شودکارکنان تعهدی به مدیریت وسازمان نخواهند داشت و بسیار سریع آن را ترک می‌کنند (غیاثی، ۱۳۹۰،).

 

درباره فواید تعهد سازمانی سخن زیادی گفته شده است. در اینجا فقط ‌به این نکته‌ اشاره می کنم که طبق پژوهشی جدید، افراد دارای تعهد سازمانی بالا تمایل بیشتری به اشتراک گذاردن دانش خود دارند. آن ها هیچگونه تنگ نظری در انتقال تجربیات خود ندارند و از اینکه سازمان راه خطای آن ها را دوباره تجربه کند ناخشنودند. ناگفته نماند کسی که دارای میزان بالایی از تعهد است در مراقبت از اطلاعات مهم سازمان خود اهتمام خاصی خواهد داشت. همچنین باید اشاره نمود که صرفاً پول و امکانات مالی و مادی فراوان، موجب برانگیختن افراد نمی شوند و این احساس تعهد است که همچون موتوری محرک عمل می‌کند و خواهد کرد (زارعی متین، ۱۳۹۲).

 

۲-۳-۵-۱٫ عوامل فردی

 

هر فردی از آن حیث که عضوی از جامعه است ، تحت تاثیر فرهنگ، باورها، اهداف و نیازهای آن جامعه قرار می‌گیرد و در وهله دوم به عنوان فردی که دارای ویژگی های خاص خود مانند: علایق، نگرش‌ها، انگیزه ها و نیازهای فردی است ، رفتارهای وی قابل تأمل و بررسی می‌باشد. تحقیقات مختلفی ‌در مورد تاثیر عوامل جمعیت شناختی بر روی تعهد سازمانی انجام شده است که هر کدام نتایج مختلفی داشته‏اند ().در زیر به اصلی ترین عوامل فردی مؤثر بر تعهد سازمانی اشاه می‏ شود:

 

    • سن: تعهد سازمانی با سن فرد دارای رابطه مثبت و مستقیم است، یعنی هرچه سن افراد بالاتر می ‏رود به همان نسبت میزان تعهد سازمانی آن‏ها نیز افزایش می‏یابد؛ و این به دلیل فرصت کمتر در به‎دست آوردن موقعیت شغلی بهتر نسبت به شغل فعلی با توجه به افزایش سن می‎باشد.

 

    • جنسیت: زن‏ها نسبت به مردان تعهد بیشتری نسبت به سازمان دارند. بسیاری ازکارشناسان دلیل تعهد بیشتر زنان را در گذراندن موانع زیاد برای دستیابی به شغل سازمانی می‏ دانند.

 

    • تحصیلات: رابطه تعهد سازمانی و میزان تحصیلات ضعیف و نفی می‏ باشد زیرا اغلب افراد دارای تحصیلات بالا دارای انتظارات شغلی سطح بالای می‏ باشند.

 

    • سابقه: هرچه سابقه بالاتر می‎رود انتظار دستیابی به سمت‏های رده بالای سازمانی بیشتر می‏ شود ‌بنابرین‏ میزان تعهد سازمانی بالاتر می ‏رود.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:32:00 ب.ظ ]




 

طرفدارانِ نظریه قراردادی بودنِ ماهیّت وفای به عهد، معتقدند: در قانون مدنی، موادی وجود دارد که لزوم اهلیّتِ پرداخت­کننده و دریافت­کننده را، شرط صحتِ ایفاء اعلام ‌کرده‌است، در ماده ۲۶۹ ق.م آمده: «وفاء به عهد، وقتی محقّق می­ شود که، متعهشد چیزی را که می­دهد، مالک یا مأذون از طرف مالک باشد و شخصأ هم اهلیّت داشته باشد».

 

در تکمیل همین ماده، مقنّن در ماده ۲۷۴ ق.م مقرر داشته: «اگر متعهّدله اهلیّت قبض نداشته باشد، تأدیه در وجه او معتبر نخواهد بود»، پس با توجه به لزومِ اهلیّت متعهّد و متعهّدله، ماهیّت وفای به عهد را باید قرارداد دانست، زیرا اگر غیر از این بود، وفای به عهد، عملی صرفأ مادی بود و قانون­گذار، عنصر روانی را شرطِ صحتِ ایفاء نمی­دانست و اراده فردی کامل که همان اهلیّت نام دارد را، لازمه صحت وفای به عهد به حساب نمی­آورد[۱۳۳].

 

در حقوق فرانسه، غالبأ وفای به عهد را دارای ماهیّت قراردادی می­دانند که موضوع آن، پایان دادن به تعهّد و برائتِ مدیون است، لذا علاوه بر این­که، مدیون باید، قصد ایفاء داشته باشد، بلکه طلبکار هم باید آن را قبول نماید[۱۳۴].

 

حقوق­دانانِ فرانسه، برای توجیه نظر خود، معتقدند: وفای به عهد، یک واقعه مختلط است که مرکب از عمل مادی (مانند پرداخت مبلغی وجه یا انجام دادن فعل یا ترک عمل) و توافق ضمنی بین طرفین است که این خود، یک تصرّف حقوقی، محسوب می­ شود.

 

حقوق­دانان فرانسه، معتقدند: در این «واقعه مختلط» توافق و قرارداد که عمل حقوقی محسوب می­ شود، بر عمل مادیِ اجرای تعهّد غلبه دارد، لذا باید وفای به عهد را عمل حقوقی دانست و نتیجه گرفت که، وفای به عهد «توافقی» است که طرفین، درباره پرداخت دین صورت می­ دهند، بدین صورت که، متعهّد با تسلیمِ موضوع تعهّد، اقدام به «ایجاب» می­ کند و متعهّدله که مورد تأدیه را با شرایط و اوصاف قرارداد، منطبق می­داند، آن را می­پذیرد و با عملِ خود، ایجابِ صورت گرفته را «قبول» می­ نماید، پس روشن است که تراضیِ طرفین، باید از ارکانِ تحقّقِ وفای به عهد محسوب گردد و وفای به عهد را «عقد» دانست، لذا برای انجام وفای به عهد، داشتن اهلیّت شرط است[۱۳۵].

 

در همین راستا، فرجاوی ((frejasulle از حقوق­دانان فرانسه، در تعریف و ماهیّت وفای به عهد می­نویسد: «وفای به عهد ذاتأ «عمل حقوقی» است که دارای عنصر مادی (تسلیم مال و یا اتجام فعل) و عنصر قراردادی (توافق بین متعهد و متعهدله) ‌می‌باشد»[۱۳۶].

 

یکی دیگر از حقوق­دانانِ قدیم فرانسه، به نام «بودن»[۱۳۷]در خصوصِ قراردادی بودن ماهیّت وفای به عهد، معتقد است: «وفای به عهد، قرارداد ارادی است که دارای اثر سقوط حق است»[۱۳۸].

 

در حقوق مصر نیز، نظریه­ای شبیه به نظریه فوق، مطرح شده است که وفای به عهد را، واقعه­ای مختلط می­داند[۱۳۹].

 

برخی از حقوق­دانانِ مصری، چنین می­نویسند: «وفای به عهد مرکب است از، یک عمل مادی و نیز توافقی بر ادای دین که تصرفی حقوقی محسوب می­ شود و این عنصر تصرف قانونی، در این واقعه مختلط برتری و چیرگی دارد و لذا باید وفای به عهد را در شمار تصرف حقوقی به حساب آورد و آن را نیازمند قصد انشاء دانست، بر همین اساس، این حقوق­دانان، وفای به عهد را «تصرف حقوقی عینی» نامیده­اند»[۱۴۰].

 

ـ نقد نظریه قراردادی بودن ماهیت وفای به عهد

 

‌به این نظریه، ایرادات و انتقاداتی وارد شده است، برخی از حقوق­دانان، در انتقاد از قراردادی دانستن ماهیّت ایفای دین معتقدند: گاهی موضوع «وفای به عهد» شرکت در انعقاد قرارداد است و نیاز به ایجاب و قبول دارد؛ مانند، موردی که مالک به موجب قولنامه، تعهّد به فروش خانه خود در برابر دیگری می­ کند و خریدار تعهّد مالک را می­پذیرد، در این­صورت، اجرای تعهّد با وقوع بیع در دفتر اسناد رسمی تحقّق، می­یابد، امّا، آن­چه، مهم است، ذکر این نکته است که، به صرفِ تراضی طرفین، در شیوه اجرای تعهّد، نباید نتیجه گرفت، وفای به عهد باید از طریقِ تراضی و عقد صورت گیرد و ایفاء را قرارداد دانست[۱۴۱]. زیرا آنچه در وفای به عهد، چهره غلبه و رجحان دارد «تراضی» نیست، بلکه نیروی اجبار و التزام است که نقش پررنگ­تری دارد، در این مثال و مثال­های دیگری که موضوعِ وفای به عهد (تعهد به انتقال) است، نباید از لزومِ دخالتِ متعهّد و متعهّدله استنباط نمود که ماهیّت وفای به عهد، قرارداد است، در این تعهّدات، تراضی طرفین را، باید لازمه و نتیجه «مفاد و طبیعت تعهد» دانست.

 

در وفای به عهد، مدیون، از قبل ملتزم شده، مالی را به دیگری تسلیم یا کاری را به انجام برساند، در این مرحله نهایی (اجرای تعهّد)، مدیون اختیارِ لازم را ندارد، زیرا نه در انتخابِ گیرنده و نه در گزینشِ میزان و اوصاف مال، هیچ آزادی و اختیاری ندارد، در این مرحله، متعهّد به حکم قانون است که باید تعهّد خود را اجرا نماید و چنان چه به میل و اختیار، تعهّدش را انجام ندهد، متعهّدله، می ­تواند به قهر و زور، متعهّد را به وفای به عهد ملزم نماید، متعهّدله هم موظف است مالی را که در مقام وفای به عهد تأدیه می­ شود و منطبق با شرایط قرارداد است را قبول نماید وگرنه متعهّد با تسلیم آن به حاکم یا قائم مقام وی در برابر متعهدله بری الذمه می­گردد [۱۴۲]، چرا که در ماده ۲۷۳ ق.م آمده: «اگر صاحب حق از قبول آن امتناع کند، متعهّد به وسیله تصرّف دادن آن به حاکم یا قائم مقام او بری می­ شود و از تاریخ این اقدام، مسئول خسارتی که ممکن است به موضوع حق وارد آید، نخواهد بود».

 

‌بنابرین‏، نمی­ توان ادعا کرد که متعهد با اجرای عقد، عمل حقوقی دیگری انجام می­دهد چرا که اراده او در اینجا نقشی ندارد. «سقوط تعهد نتیجه پدپده مادی اجرای تعهد است و ارتباطی به «قصد انشاء» و اثر اراده ندارد. به همین دلیل است که اگر شخص ثالثی نیز بدون اذن و اطلاع مدیون، دین را ایفاء کند، تعهد متعهد در مقابل متعهدله ساقط می­ شود»[۱۴۳].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:03:00 ب.ظ ]




 

فردنیاند گیول[۷۳] (۲۰۰۱) در تحقیق دیگر خود به بررسی «رابطه بین جریان وجوه نقد آزاد، نقش نظارتی دیون و سیاست انتخابی مدیران در خصوص روش LIFO و FIFO» پرداخته است. وی این چنین مطرح می­ کند که رابطه بین جریان وجوه نقد آزاد و انتخاب روش­های ارزیابی موجودی کالا بر پایه این فرض است که علی‌رغم اینکه روش LIFO یک روش مفید برای فرار از مالیات است اما مدیران واحدهای اقتصادی دارای جریان وجوه نقد آزاد به منظور افزایش مزایای پایان خدمت خود از روش FIFO به عنوان یک روش افزایش­دهنده سود استفاده ‌می‌کنند. از این رو بدهی­ها و دیون به عنوان یک تصمیم نظارتی می ­تواند در کاهش تضاد منافع ناشی از جریان وجوه نقد آزاد مؤثر واقع شود. وی در این تحقیق ‌به این نتیجه رسیده است که احتمال اینکه مدیران واحدهای اقتصادی دارای جریان وجوه نقد آزاد بالا و دیون بالا روش FIFO را انتخاب نمایند از مدیران واحدهای اقتصادی دارای جریان وجوه نقد آزاد بالا و دیون کم بیشتر است.

 

جونز و شارما[۷۴] ۲۰۰۱ رابطه بین مدیریت سود و جریان­های نقدی آزاد را در کشور استرالیا و در
شرکت­های با رشد کم و زیاد مورد بررسی قرار دادند و ‌به این نتیجه رسیدند که در شرکت­های با رشد کم رابطه معنادار مستقیمی بین اقلام تعهدی اختیاری و جریان­های نقد آزاد وجود دارد ‌به این دلیل که در این نوع شرکت­ها مدیران سعی ‌می‌کنند از طریق اقلام تعهدی اختیاری عملکرد ضعیف واحد تجاری خود را بهبود بخشند. اما در شرکت­های با رشد زیاد به چنین رابطه معناداری دست پیدا نکردند.

 

مایکل و ست فالن[۷۵] در سال ۲۰۰۵ در تحقیق خود تحت عنوان «ساختار بهینه سرمایه و هزینه­ های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد» ‌به این نتیجه رسیده است که بدهی، و تعهدات برای هزینه­ های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد به منزله پوشش و محافظی می­باشند مشابه با اثر سپر مالیاتی خود.

 

جی کوب[۷۶] در سال ۲۰۰۵ تحقیقی در خصوص «سیاست پرداخت سود سهام، انعطاف­پذیری مالی و هزینه­ های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد» انجام داده است. وی در این تحقیق سیاست پرداخت سود سهام را تحت عنوان یک مکانیزم حاکمیت شرکتی در نظر گرفته است و ‌به این نتیجه رسیده است که سود سهام، هزینه­ های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد را به وسیله توزیع وجوه نقد در دسترس محدود می­سازد.

 

چیونگ و همکاران[۷۷] در سال ۲۰۰۵ در تحقیق خود تحت عنوان «مدیریت سود، جریان وجوه نقد آزاد، نظارت­های برون­سازمانی» ذکر می­ کند که مدیران شرکت­های دارای رشد اندک و جریان وجوه نقد آزاد بالا برای جبران سود کم و یا منفی خود، که به ناچار همراه با پروژه­ های منفی دارای خالص ارزش فعلی منفی است، از اقلام تعهدی اختیاری افزاینده سود استفاده ‌می‌کنند. وی در این تحقیق نقش حسابرسان مستقل با کیفیت بالا و سهام‌داران نهادی را در کم کردن ارتباط جریان وجوه نقد آزاد مازاد و اقلام تعهدی اختیار مورد آزمون داده است. وی ‌به این نتیجه رسیده است که حسابرسان با کیفیت بالا و سرمایه ­گذاران نهادی، که دارای سهام قابل توجهی می­باشند ارتباط بین جریان وجوه نقد آزاد و اقلام تعهدی را تعدیل ‌می‌کنند. وی می­گوید که جریان وجوه نقد آزاد، همراه با فرصت­های سرمایه ­گذاری پائین به عنوان یکی از مشکلات نمایندگی اصلی مطرح می­ شود و مدیران در این حالت هزینه ­هایی را برای سهام‌داران ایجاد ‌می‌کنند که ثروت سهام‌داران را کاهش می­دهد، و اگر نظارت برون­سازمانی و خارجی سهام‌داران برون­سازمانی مؤثر و کارا باشد، این رفتار فرصت­طلبانه محدود خواهد شد.

 

انوار ابومصلح[۷۸] در کنفرانس بین ­المللی آکادمی­های متحد در سال ۲۰۰۹ موضوع هزینه­ نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد و حق اختیار خرید سهام مدیر را بررسی و مطرح ‌کرده‌است. وی در این تحقیق نقش حق اختیار خرید سهام مدیر را در کاهش مشکلات نمایندگی­ جریان وجوه نقد آزاد مورد بررسی قرار داده است و مشاهده نموده است که پاداش به صورت اختیار خرید سهام با انباشتگی وجوه نقد آزاد مازاد در ارتباط ‌می‌باشد و حق اختیارهای خرید سهام منافع مدیران و سهام‌داران را همسو می­سازد که این خود بیانگر نظارت بهتر بر مدیریت ‌می‌باشد.

 

هوگون و موسلو [۷۹](۲۰۱۰)به بررسی تأثیر محافظه کاری حسابداری بر کیفیت محیط اطلاعاتی پیرامون شرکت پرداختند.در این راستا ایشان واکنش بازار( سرمایه گذاران و سهام داران) به پیش‌بینی های تحلیل گرا را مورد بررسی قرار دادند.آن ها برای اندازه گیری محافظه کاری از واکنش نامتقارن سود، یعنی روشی که توسط باسو[۸۰](۱۹۹۷) معرفی شده است، بهره گیری و آن را برای سنجش محافظه کاری اعمال شده در پیش‌بینی سود توسط تحلیل گران مالی تعدیل کردند. با تجزیه و تحلیل بالغ بر ۲۰۰۰۰ مورد مشاهده (به شکل سال – شرکت – پیش‌بینی ) آن ها ‌به این نتیجه رسیدند که محافظه کاری حسابداری می‌تواند نقش مطلوب و مؤثری در ارتقاء کیفی محیط اطلاعاتی پیرامون شرکت ایفا نماید.زیرا یافته های تجربی ایشان حاکی از آن بود که واکنش بازار ( سرمایه گذاران و سهام داران ) و به ویژه سرمایه گذاران نهادی به پیش‌بینی های تحلیل گران محافظه کارتر به مراتب شدید تر از واکنش ایشان به پیش‌بینی های سایر تحلیل گران می‌باشد. همیلتون و همکاران [۸۱](۲۰۰۵) به بررسی رابطه تغییر شرکا و مؤسسات حسابرسی با کیفیت سود پرداختند. آن ها پیش‌بینی کردند در آن دسته از صاحب کارانی که شرکا، مدیران و مؤسسات حسابرسی به تناوب تعویض می‌شوند. کیفیت سود بالاتر و گزارشگری آن ها محافظه کارانه تر است.(شهابی ،۱۳۹۰، ۶۵)

 

همیلتون و همکاران(۲۰۰۵) برای اندازه گیری میزان محافظه کاری اعمال شده در حسابداری و گزارشگری سود از مدل های معرفی شده توسط باسو[۸۲](۱۹۹۷) و بال و شیواکومار[۸۳](۲۰۰۵) استفاده کردند. آن ها با تجزیه و تحلیل آماری داده های جمع‌ آوری شده در رابطه با ۳۶۲۱ سال- شرکت دریافتند شرکت ها پس از تغییر شرکای حسابرسی، اقلام تعهدی غیر منتظره کمتری گزارش کرده‌اند. همچنین یافته های آن ها حاکی از آن

 

    1. -Jensen M. C. ،۱۹۸۶, ۳۲۳٫ ↑

 

    1. – Free Cash Flow ↑

 

    1. – Agency Problems ↑

 

    1. – Negative Net Present Value ↑

 

    1. – Marginal Project ↑

 

    1. – Westphalen, 2002, p12. ↑

 

    1. – Value Relevant ↑

 

    1. – Jonsen&Sharma, 2001. ↑

 

    1. – Chung, et al, 2005. ↑

 

    1. . Accounting conservatism ↑

 

    1. . Conditional Conservatism ↑

 

    1. . Pae, J; D. Thornton & M. Welker ↑

 

    1. -DPS ↑

 

    1. – Free cash flow ↑

 

    1. – Jensen M. C. ،۱۹۸۶, ۳۲۳٫ ↑

 

    1. ۱٫ Chat Field ↑

 

    1. Kiso,vigant and varfild,2001 ↑

 

    1. . Beaver,1988 ↑

 

    1. . Feltham & Ohelson,1995 ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:44:00 ب.ظ ]




 

در این چارچوب تفکرات زیست محیطی حرف اول و اولین نگرانی قبل از هر اقدامی محسوب می‌گردد.

 

۲٫۲- تاریخچه حقوق محیط زیست:

 

حقوق محیط زیست اگرچه حقوق جوانی محسوب می شود و تولد آن به اواخر ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برمی گردد؛ ولی توجه به محیط زیست اگر چه نه در نگرش آگاهانه امروزی، از عهد باستان وجود داشته است. بر اساس اسناد یافت شده در ۱۹۰۰ ق‌م یک ذخیره گاه طبیعی در بابل به دستور فرعون (AKHENATON) ایجاد شد و در ۳۰۰ ق‌م در رابطه با حیوانات وحشی در هند دوران حکومت آسوکا (ASOKA) قواعدی وضع شد. سپس در قرن هفدهم در ۱۶۶۹ در فرانسه شاهد وضع مقرراتی در رابطه با آب ها و جنگل ها می باشیم.

 

۲٫۲٫۱- حفاظت از محیط زیست از قرن نوزدهم تا به امروز

 

از قرن نوزدهم شاهد توجه آگاهانه تر در سطح جهانی به مسائل زیست محیطی هستیم. این دوره را می‌توانیم به دو زمان قبل و بعد از جنگ جهانی دوم تقسیم نماییم.

 

۲٫۲٫۲- اقدامات به عمل آمده در مسائل زیست محیطی بعد از جنگ جهانی دوم

 

نخستین اقدامات زیست محیطی بعد از جنگ جهانی دوم در رابطه با حفاظت از طبیعت، شکار نهنگ، حفاظت از پرندگان و گیاهان بود؛ سپس در رابطه با آلودگی آب ها و سرانجام در رابطه با آلودگی دریاها از مواد نفتی بود.

 

نخستین اقدامات مقابله با آلودگی آب ها (کنوانسیون‌های خاص)

 

بین سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۳ در رابطه با حفاظت رودخانه ها و دریاچه ها از آلودگی پنج کنوانسیون به شرح ذیل منعقد شدند:

 

    • ۱۹۵۰ پروتکل ایجاد کمیسیون سه جانبه در رابطه با آب های آلوده (فرانسه، بلژیک، لوگزامبورگ)

 

    • ۱۹۵۶ کنوانسیون رودخانه موزل

 

    • ۱۹۶۰ کنوانسیون دریاچه کنستانس

 

    • ۱۹۶۲ کنوانسیون دریاچه لمان

 

  • ۱۹۶۳ کنوانسیون رودخانه راین[۳]

کنوانسیون های جامع در رابطه با آلودگی ها

 

از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۹ موضوع آلودگی های نفتی با غرق شدن چند کشتی نفتی در دریاها مورد توجه قرار گرفت که نتیجه آن انعقاد کنوانسیون های ذیل است:

 

    • ۱۹۵۴ کنوانسیون جلوگیری دریاها به وسیله آلودگی نفتی (لندن ۱۲ مه ۱۹۵۴) تجدید نظر شده در ۱۹۷۳ به وسیله کنوانسیون مارپل

 

    • ۱۹۵۸ کنوانسیون حقوق دریا (ژنو ۲۹ آوریل ۱۹۵۸)

 

    • ۱۹۵۹ معاهده قطب جنوب (کانبرا اول دسامبر ۱۹۵۹)

 

    • ۱۹۶۷ معاهده اصول مرتبط با فعالیت های فضائی کشورها

 

  • ۱۹۶۹ کنوانسیون همکاری بین‌المللی در مقابله با آلودگی دریا به وسیله نفت (بُن ۹ ژوئن ۱۹۶۹)

۲٫۲٫۳- تحول حقوق بین الملل محیط زیست پس از جنگ جهانی دوم

 

از ۱۹۷۰ شاهد تحول جدی در حقوق بین الملل محیط زیست می باشیم.

 

۲٫۲٫۴- تولد حقوق جدید محیط زیست

 

بین سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ شاهد تدوین قواعد بسیار زیادی در مسائل زیست محیطی در سطح ملی، منطقه ای و بین‌المللی هستیم. از این دوره به بعد این حقوق با سرعت بسیار زیاد توسعه یافته به نحوی که امروزه با هزاران سند حقوقی در این زمینه روبرو می باشیم.

 

    • کنوانسیون حفاظت از تالاب های مهم بین‌المللی (رامسر ۲ فوریه ۱۹۷۱)

 

    • ۱۹۷۲ کنفرانس استکهلم (اعلامیه محیط زیست، ایجاد سازمان یونپ قطعنامه ۲۰۰۷ سازمان ملل متحد)

 

    • ۱۷۳ کنوانسیون تجارت بین‌المللی انواع گیاه و جانوری در معرض نابودی (واشنگتن ۳ مارس ۱۹۷۳)

 

    • ۱۹۷۹ کنوانسیون حفاظت از انواع مهاجر جانوری وحشی (بن ۲۳ ژوئن ۱۹۷۹)

 

    • ۱۹۷۹ کنوانسیون حفاظت از حیات وحش و محیط طبیعی در اروپا (بن ۱۹ سپتامبر ۱۹۷۹)

 

    • ۱۹۸۰ تدوین استراتژی جهانی حفاظت توسط سه نهاد: اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت، یونپ و صندوق جهانی غذا (WWF)

 

    • ۱۹۸۲ تدوین منشور جهانی طبیعت (سازمان ملل متحد ۲۸ اکتبر)

 

    • ۱۹۸۲ کنوانسیون حقوق دریاها (مونتگوبی ۱۰ دسامبر ۱۹۸۲)

 

  • ۱۹۸۵ کنوانسیون حفاظت از لایه اوزون (وین ۲۲ مارس ۱۹۸۵)[۴]

۲٫۳- ویژگی ها، مبانی و منابع حقوق بین الملل محیط زیست

 

حقوق محیط زیست را می‌توانیم به صورت مجموعه قواعد موجود مرتبط با محیط زیست با هدف حفاظت از آن تعریف نماییم؛ ‌بنابرین‏ مقصود آن حقوقی است برای محیط زیست و بر محیط زیست.

 

در ابتدا برداشتی منفی و مانع شونده نسبت به حقوق محیط زیست وجود داشت و بر این اساس تدابیر حمایتی و حفاظتی در مفهوم مضیق اتخاذ گردیدند؛ از قبیل تنظیم اقدامات، تدابیر نظارتی و پلیسی و غیره. سپس نگرشی مثبت گرایانه در قالب اتخاذ تدابیری برای مدیریت قلمروها و انواع مانند آب، هوا و زباله به وجود آمد.

 

در نهایت اندیشه‌های پیشگیرانه ایجاد شد که به موجب آن قبل از ایجاد هر نوع آسیبی به محیط زیست باید اقدام نمود. این اندیشه موجب ایجاد حقوق آلودگی ها و تخریب گردید. حقوق محیط زیست حقوقی است پیچیده. پیچیدگی آن بر می‌گردد از طرفی به پیچیدگی موضوع آن و از طرف دیگر به تکنیکی و علمی بودن شدید این حقوق. همچنین به اینکه این حقوق حقوقی است در حال تکامل، حقوقی است پیش رو و آینده نگر که به پیش‌بینی آثار اقدامات کنونی و خطرات آن ها حتی در طویل المدت، می پردازد همچنین به اینکه به نظر حقوقی است ناهمگن و نامتجانس و حتی از هم پاشیده.

 

حقوق محیط زیست حقوقی است ایجاد شده قبل از هر چیز از قواعد اداری. هدف این حقوق نظارت بر فعالیت های خطرناک از طریق پلیس های اداری می‌باشد که به آن حقوق اداری محیط زیست می‌گویند.

 

هم زمان برای هر چه بیشتر مؤثر نمودن این حقوق، مجازات های کیفری به آن اضافه شد و ‌به این ترتیب حقوق کیفری محیط زیست به وجود آمد.

 

حقوق محیط زیست علاوه بر اینکه می‌تواند شعاع بین‌المللی داشته باشد، گاهی اوقات با اقتصاد و قواعد حقوقی آن نیز تلاقی می‌یابد.

 

حقوق محیط زیست حقوقی است تشویقی. نگرش کلاسیک مسائل زیست محیطی به صورت نگرش های اداری و آئین نامه ای موسوم به دستور العمل و کنترل تحت فشار و تکامل شیوه های دخالت و ابزار های سیاست های عمومی به تدریج به وسیله ی نگرش های اقتصادی متکی به ابزار تشویقی غالبا به صورت مالی یا مالیاتی (مالیات اکولوژیکی، جمع‌ آوری زباله ها، برچسب زیست محیطی، ممیزی زیست محیطی و غیره) تکمیل شده است.

 

حقوق محیط زیست حقوقی است دموکراتیک؛ زیرا نخستین حرکت های مشورتی در ابعاد داخلی و بین‌المللی از این حقوق به وجود آمدند. در حقوق داخلی در کشورهای پیشرفته برای انجام هر اقدامی که می‌تواند آثار زیست محیطی داشته باشد علاوه بر نظر خواهی از متخصصین از مردم محل نیز نظر خواهی می نمایند.

 

بخش عمده حقوق بین الملل محیط زیست تحت نظر سازمان ملل متحد، کمیسیون اقتصادی اروپا، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، شورای اروپا و اتحادیه اروپا ایجاد شده است[۵].

 

۲٫۴- حقوق بین الملل دریاها و حفاظت از محیط زیست دریایی (آلودگی دریایی)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:16:00 ب.ظ ]




 

عشق مربوط به همنشینی محبتی است که ما نسبت به افرادی احساس می‌کنیم که در زندگی‌مان به طور عمیق با آن ها پیوند خورده‌است. این همان عشق است که بر شراکت در تجربه استوار است، عشقی که در آن می‌دانیم طرف مقابل ما همیشه در کنار ما است، عشقی که به وسیله آن می‌دانیم همیشه به خاطر آنچه هستیم پذیرفته‌می‌شویم.

 

زوج‌های امروزی با هدف تحقق انتظاراتشان نیز ازدواج می‌کنند، شناخت انتظارات، بیان آن ها و تلاش برای تحقق آن ها در حد اعتدال چیزی است که خشنودی را در روابط زناشویی محقق می‌سازد. افراد انتظار دارند که از همسرانشان به طور خاص و از ازدواج به طور عام سود مطمئنی عایدشان شود.

 

مهمتر آنکه همسر در جامعه صنعتی، فنی و مساوات‌طلبانه فعلی معنای عمیق‌تری از انتظار را در ذهن دارند. آنان به نقش خانه‌داری یا نان‌آوری خانواده قانع نیستند و چیزی کمتر از کمال را نمی‌پذیرند و نه انتظار دارند. این کمال مطلوب بر احساس ساده‌لوحانه از خوشبختی و رضایت خاطر استوار است و در مجموع می‌توان گفت که در عصر حاضر باورهای غلط متعددی پذیرفته‌شده‌اند، زوج‌ها این عقیده را پذیرفته‌اندکه ازدواج ارضای هر نیاز روانشناختی را به همراه دارد و همین عقاید که راهی برای سرخوردگی زناشویی خواهدبود. انتظار همیشه شاد بودن، رفع نیازها و تحت حمایت و تأیید بودن همیشگی از جمله همین عقاید است.

 

شاد بودن به عنوان یک فرد یا یک زوج، پیوسته در تمام عمر کار سختی است. هیچ فردی همیشه شاد نیست و برای زوج‌ها نیز طبیعی است که دوره این از ناشادی، کشمکش یا فشاری داشته‌باشند، تصویری که می‌توان از ازدواج ارائه داد، خوشی و سعادت پیوسته زناشویی است. واقعیت این است که ازدواج فرد را شاد نمی‌کند شاد نگه‌می‌دارد، یا به وی کمک نمی‌کند که از زحمت و سختی دور شود. قطعا کسی که هدفش از ازدواج همیشه شاد بودن است محکوم به شکست است، توافق در ارزش‌ها با رضایت زناشویی در ارتباط است. ‌به این معنا که زوج‌های موفق خود را با نظام زندگی‌شان متعلق می‌سازند، مطالعه ازدواج‌هایی که امکان ارزیابی آن ها وجود دارد بر این امر دلالت می‌کند که الگوهای متفاوتی در عملکرد موفقیت‌آمیز از ازدواج‌ها به نمایش گذاشته‌می‌شوند(نظری،۱۳۸۷).

 

یک روش واحد برای هر فرد به منظور داشتن زندگی زناشویی خشنود وجود ندارد، اما با پیگیری عناصر اصلی معلوم می‌شود که گرچه الگوها متنوعند ولی قواعد مشترکی وجود دارند. بعضی از قواعد مشترکی که در ازدواج‌های خشنود با الگوهای عملکردی متنوع مشاهده می‌شود عبارتند از:

 

    1. همسران در یک زندگی زناشویی موفق، بادوام و توام با رضایت به یکدیگر احترام می‌گذارند، هر یک از همسران بعضی ویژگی‌ها یا توانایی‌های قابل احترام را در دیگری می‌یابند، مثل همسر خوبی بودن، تامین مخارج کردن، طبع و ذوق هنری داشتن و غیره هر چقدر میزان احترام‌گذاری به یکدیگر وسیع‌تر باشد، زندگی زناشویی رضایت‌مندانه‌تر خواهدبود. این همسران تأیید و ارزش‌گذاری خود برای همسرشان را نشان می‌دهند به طور پیوسته کارهایی را انجام می‌دهند و بیان می‌کنند که عواطف، عشق و احترامشان را به یکدیگر نشان می‌دهد و اعمالی را که اهداف ازدواجشان را حمایت و تأیید می‌کند انتخاب می‌کنند.

 

    1. همسران نسبت به یکدیگر بردبار هستند. آن ها درک می‌کنند که احتمال فریب‌خوردن یا خطا کردن در خودشان وجود دارد. انسان را آسیب‌پذیر می‌بینند و ‌به این ترتیب می‌توانند قصور و کوتاه دیگری را بپذیرند، آن ها مسئولیت رفتار و عزت نفس خود را به طور فردی می‌پذیرند و انتظار ندارند که شریک زندگی‌شان مسئول شاد و خوشحال نگه‌داشتن آن باشد. به همین دلیل از سرزنش و انتقاد یکدیگر اجتناب می‌کنند و در عوض آنچه ‌در مورد همسرشان درست است تأیید می‌کنند. با همدلی به سخنان یکدیگر گوش می‌دهند و در جستجوی عواملی هستندکه در روابط آن ها تاثیر به جای می‌گذارد.

 

    1. همسران به پایه اعتماد متقابل به تشریک مساعی می‌پردازند. تشریک مساعی بر اعتماد متقابل زوج‌های دارای زندگی زناشویی با ثبات و رضایت ‌بخش بنیان نهاده شده‌است و به آن ها امکان صرف وقت، انرژی، رغبت و اطمینان به درگیرشدن در فعالیت‌ها و کارهای فرعی خارج از محیط زناشویی را می‌دهند. آن ها آزاد هستند که نه تنها فقط از یکدیگر بلکه از هر چیز و هر کس دیگر که ممکن است آن ها را به طور فردی یا دوتایی علاقمند سازد، لذت ببرند.

 

  1. در یک ارتباط زناشویی توأم با حس همکاری و مشارکت ممکن نیست زن و مرد همیشه با هم موافق باشند، اما می‌توانند به راحتی مخالفت خود را اعلام کنند و این امر مورد پذیرش قرار گیرد و با هم به دنبال راه حلی می‌گردندکه مورد تأیید هر دو قرار گیرد(نظری، ۱۳۸۷).

 

۲-۳- عوامل مؤثر در تحکیم روابط زناشویی

 

وینچ(۱۹۷۴، به نقل از وزیری، ۱۳۸۶) هشت معیار را برای موفقیت زناشویی مطرح کرده‌است، که عبارتند از: ثبات، انتظارات اجتماعی، رشد شخصیت، مصاحبت، شادی، رضایت، سازگاری و یکپارچگی. البته عوامل زیادی می‌تواند در رضایت زناشویی مؤثر باشند و هر کس با توجه به نگرش خاص خود و یا نتایج پژوهش ‌هایش عواملی را برای رضایت زناشویی بیان می‌کند.

 

  1. صمیمیت

احساسات مثبت اوایل ازدواج، به مرور می‌تواند به عشقی عقلانی و منطقی تبدیل شود. شوهر می‌تواند از گفتن«دوستت دارم» و زن از شنیدن آن لذت ببرند، زیرا محبت و جذابیت متقابل در بافت صمیمیت، وفاداری، اعتماد و دوستی به هم گره خورده و عشق قوی‌تر و عمیق‌تر را پایه‌گذاری می‌کند(بک، ۱۳۷۶).

 

  1. احترام به همسر

تاجیک اسماعیلی(۱۳۷۷) در رابطه با نقش‌های شوهر می‌نویسد مرد بایستی به همسر خود، به خصوص در حضور دیگران احترام بگذارد، این احترام باید توأم با صمیمیت و مهربانی باشد. ‌بنابرین‏، زن نیازمند دریافت محبت و احترام از طرف شوهر است، به ویژه هنگامی که در حضور دوستان و آشنایان قرار داشته‌باشند این امر باعث می‌شود که زن از داشتن شوهر احساس افتخار و سربلندی کند و این احساس شوق او را به زندگی زناشویی و آمادگی وی برای گذشت و بردباری در برابر محرومیت‌ها و سختی‌های احتمالی بیشتر می‌کند.

 

  1. برقراری روابط اجتماعی

نباید از اهمیت زیاد ارتباط در گروه غافل شویم. ارتباط باعث می‌شودتا این مجموعه که برای رسیدن به اهدافی مشترک با هم ‌در تعامل‌اند وحدت پیدا کنندو دلیل لزوم برقراری ارتباط بین اعضای گروه، وجود مشکلات و موانع بیرونی و درونی است(هارجی، ساندرز و دیکسون[۸]، ۱۹۹۴؛ ترجمه بیگی و فیروزبخت، ۱۳۷۷).

 

مارکوسکی و گرین‌وود[۹]، ۱۹۸۴؛ ترجمه موسوی ۱۳۸۶) ‌به این نتیجه رسیدند که یک ارتباط مثبت بین سازگاری اجتماعی و سازگاری زن و شوهر وجود دارد، بدین معنی که افرادی که در زندگی زناشویی سازگار و موفق هستند در روابط اجتماعی خود نیز افرادی سازگار و موفق خواهندبود.

 

    1. مسایل اقتصادی و اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:47:00 ب.ظ ]




 

 

 

 

 

Y= درآمد سالانه فروش سال جاری -سود عملیاتی سال جاری هزینه ها (بهای تمام‌شده کالای فروش رفته و هزینه های عمومی و اداری) سال ماقبل سال جاری

 

    1. : دارایی شرکت: برابر با کل دارایی شرکت که به طور مستقیم از ترازنامه استخراج می‌شود.

 

    1. : بدهی شرکت: برابر با کل بدهی شرکت که به طور مستقیم از ترازنامه استخراج می‌شود.

 

    1. :جریان نقدی آزاد:

 

    1. برای محاسبه جریان وجوه نقد آزاد (FCF) از الگوی اندازه ­گیری لهن و پولسن[۳۸] که توسط گیول و تسو[۳۹] نیز به‌کاررفته، استفاده می­ شود. این مدل به شرح زیر است:

 

 

 

که در این مدل داریم:

 

: جریان وجوه نقد آزاد.

 

: سود عملیاتی قبل از هزینه استهلاک.

 

: مالیات بر درآمد کل پرداختی.

 

: هزینه­ های مالی (بهره) پرداختی.

 

: سود سهام ممتاز پرداختی.

 

: سود سهام عادی پرداختی.

 

: Ta کل دارایی‌ها

 

  1. : تولید ناخالص داخلی: روش‌های مختلفی برای محاسبه ی تولید ناخالص ملی وجود دارد. محاسبه ی مجموع ارزش‌افزوده، محاسبه با نگرش مصرف و محاسبه با نگرش درآمد، سه روش متداول انجام این کار هستند.م محاسبهبا نگرش مصرف ‌به این شکل است:

تولید ناخالص داخلی = مصرف خصوصی + سرمایه‌گذاری + مصارف دولتی + (صادرات – واردات)

 

لازم به ذکر است که در این پژوهش تولید ناخالص داخلی از سایت وزارت امور اقتصاد و دارایی به طور مستقیم برای هرسال استخراج می‌گردد.

 

    1. : جریان نقدی عملیاتی: از صورت گردش وجه نقد قابل استخراج می‌باشد.

 

  1. : اهرم مالی: ازتقسیم کل بدهی‌ها بر کل دارایی‌ها به دست می‌آید.

 

دسته‌بندی متغیرها

 

    1. = متغیر وابسته

 

    1. = متغیر مستقل

 

    1. = متغیر مستقل

 

    1. = متغیر مستقل

 

    1. = متغیر مستقل

 

    1. = سایر متغیرهای مستقل

 

  1. = سایر متغیرهای مستقل

 

رابطه بین متغیرها:

 

در این تحقیق جهت به دست آوردن رابطه بین متغیرها از رابطه خطی مرکب زیر استفاده شده است:

 

+ + SGA=α +

 

اندازه‌گیری رابطه

 

به‌طوری‌که گفته شد در این تحقیق به منظور برآورد رابطه بین متغیرها از روش‌های اقتصادسنجی، رگرسیون خطی مرکب استفاده شده است. بر مبنای داده های عملکردی ۵ ساله در بازه زمانی بین ۹۲-۱۳۸۸و به عبارتی ۵ نمونه تصادفی وابسته مقادیر متغیرهای مستقل , و متغیر وابسته Yتعیین‌شده با بهره گرفتن از روش تحلیل داده های تابلویی یا Data Panelپارامترهای α وβ۱ تا β۶ بهره گرفته‌شده است.

 

نرم‌افزارها

 

با عنایت به استفاده از سری های زمانی داده ها و به عبارتی ۵ نمونه وابسته در گردآوری داده ها و لزوم به کارگیری تحلیل های تابلویی جهت انجام محاسبات و تحلیل های آماری از نرم‌افزار Eviews استفاده شده است. پیش از آن از نرم‌افزار Excel جهت پردازش اولیه داده ها و آماده‌سازی آن‌ ها به عنوان متغیرهای تحقیق بهره گرفته‌شده است. بعلاوه از نرم‌افزار ره آورد نوین نیز برای استفاده از اطلاعات و داده های بورس مورداستفاده قرارگرفته است.

 

فصل چهارم:

 

یافته های تحقیق

 

 

مقدمه‏

 

در فصل سوم، روش کلی تحقیق، تعریف جامعه آماری، نحوه تعیین حجم نمونه و روش نمونه‌گیری، روش‌ها و ابزار گردآوری داده ها و نهایتاًً روش‌ها و ابزار تجزیه‌و تحلیل داده ها موردبحث قرار گرفت. در این فصل داده های موردنیازی که جهت آزمون فرضیه‌های تحقیق جمع‌ آوری‌شده، به عنوان منبعی برای تجزیه‌و تحلیل استفاده شده است. برای تجزیه‌و تحلیل اطلاعات گردآوری‌شده از روش­های توصیفی و استقرایی آزمون فرضیه استفاده شده است. ساختار کلی فصل حاضر بر مبنای توصیف نمونه آماری، توصیف یافته ها، تحلیل پیش‌فرض‌ها، تحلیل روابط بین متغیرها و نهایتاًً تعمیم‌یافته ها از نمونه تصادفی به جامعه آماری تنظیم شده است. پیش‌فرض‌های مورد ارزیابی به‌تبع تحقیقات مرتبط یا مشابه، بر مبنای استفاده از رگرسیون خطی مرکب به منظور تعیین رابطه بین متغیرها موردبررسی قرار گرفته‌اند.

 

در این تحقیق به منظور داده‌پردازی اولیه از نرم‌افزار اکسل و در راستای توصیف یا تحلیل یافته ها از نرم‌افزار آماری EVIEWS بهره گرفته شده است. در این فصل ابتدا جدول آمار توصیفی متغیرهای تحقیق ارائه گردیده و پس‌ازآن آزمون فرضیات تحقیق ارائه گردیده است.

 

توصیف جامعه آماری

 

جامعه آماری مربوط ‌به این تحقیق شامل شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار بوده است که شرایط زیر را دارا باشند:

 

۱) سهام شرکت از سال ۸۸ تا ۹۲ در بورس اوراق بهادار تهران معامله‌شده باشد.

 

۲) نماد معاملاتی شرکت به تابلوی غیررسمی منتقل نشده باشد.

 

۳) نماد معاملاتی شرکت فعال و برای حداقل ‌یک‌بار در سال معامله‌شده باشد.

 

۴) سال مالی شرکت به پایان اسفندماه ختم شود و در دوره مورد مطالعه تغییر سال مالی نداده باشد.

 

۵) اطلاعات مالی شرکت در دوره مورد مطالعه در دسترس باشد.

 

۶) شرکت باید در گروه شرکت‌های واسطه‌گری مالی نباشد.

 

بر مبنای اطلاعات به دست‌آمده جامعه آماری تعریف‌شده محدود به مرزهای تعریف‌شده در بند قبل ۱۵۰ شرکت با توزیع مندرج در جدول شماره ۴-۱ می‌باشد:

 

جدول (۴-۱): توزیع جامعه آماری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ردیف صنعت جمع کل جامعه تعداد حجم نسبی ۱ حمل‌ونقل انبارداری و ارتباطات ۲ ۰٫۰۱۳ ۲ خودرو و قطعات ۱۸ ۰٫۱۲۰ ۳ دستگاه‌های برقی ۶ ۰٫۰۴ ۴ ‌ذغال‌سنگ ۱ ۰٫۰۰۶ ۵ رایانه ۲ ۰٫۰۱۳ ۶ سیمان آهک گچ ۱۱ ۰٫۰۷۳ ۷ شیمیایی ۱۲ ۰٫۰۸ ۸ غذایی به‌جز قند و شکر ۹ ۰٫۰۶ ۹ فرآورده‌های نفتی ۲ ۰٫۰۱۳ ۱۰ فلزات اساسی ۱۵ ۰٫۱۰ ۱۱ فنی و مهندسی ۱ ۰٫۰۰۶ ۱۲ قند و شکر ۴ ۰٫۰۲۶ ۱۳ کاشی و سرامیک ۷ ۰٫۰۴۶ ۱۴ کانه‌های فلزی و غیرفلزی ۱۶ ۰٫۱۶۰ ۱۵ لاستیک وپلاستیک ۸ ۰٫۰۵۳ ۱۶ ماشین آلات و تجهیزات ۱۱ ۰٫۰۷۳ ۱۷ منسوجات ۴ ۰٫۰۲۶ ۱۸ مواد دارویی ۲۱ ۰٫۱۴ جمــــع ۱۵۰ ۱۰۰

 

توصیف نمونه آماری

 

نمونه آماری به روش تصادفی و مبتنی بر محاسبات انجام‌شده در ارتباط حجم نمونه به شرح مذکر در فصل سوم ۱۱۰ شرکت از بین جامعه فوق‌الذکر انتخاب گردید. توزیع نمونه تصادفی به شرح جدول شماره ۴-۲ می‌باشد. متغیر های مالی این شرکت‌ها در یک بازه زمانی ۵ ساله ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ مورد مطالعه قرارگرفته و حجم نمونه تصادفی مشتمل بر ۵۵۰ سال-شرکت تعیین شده است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:18:00 ب.ظ ]




 

– تقوائی یزدلی، زهرا؛ رحیمی، حمید و یزدخواستی، علی (۱۳۹۲). بررسی برنامه ی درسی پنهان دانشگاه علوم پزشکی کاشان از دیدگاه دانشجویان، مجله ی توسعه ی آموزش در علوم پزشکی، شماره ۱۲، صص ۲۳-۱۴٫

 

– تقی پور، حسینعلی و غفاری، هاجر (۱۳۸۸). بررسی نقش برنامه درسی پنهان در رفتار انضباطی دانش آموزان از دیدگاه مدیران و معلمان مدارس راهنمایی دخترانه شهرستان خلخال در سال تحصیلی ۸۹-۸۸، مجله علوم تربیتی، شماره ۷، صص ۶۵-۳۳ .

 

– تندنویس، فریدون (۱۳۷۸). وضعیت فوق برنامه ورزشی دانشگاه های کشور، مجله حرکت، شماره ۳، صص ۱۳۵-۱۲۳٫

 

– جعفری، سید ابراهیم؛ سیادت، سید علی و بهادران، نرگس (۱۳۸۷). بررسی عوامل مؤثر در شادابی مدارس، ‌فصل‌نامه اندیشه‌های نوین تربیتی، شماره ۱۴، صص ۴۴-۳۱٫

 

– حسین زاده، علی (۱۳۹۰). ارتباط در زندگی اجتماعی- الگوها، آثار و آسیب های آن، شماره ۱۶۲، صص ۱۴۲-۱۲۵٫

 

– حسینی کاخک، سید علیرضا (۱۳۸۲). آموزش مهارت های همکاری از طریق بازی، ‌فصل‌نامه رشد آموزش تربیت بدنی، شماره ۱۱، صص ۴۳-۴۰٫

 

– حیدری، علی اشرف و شاملی، عباس علی (۱۳۸۹). بررسی نقش شخصیت و رفتارهای اخلاقی دبیران معارف اسلامی در الگوپذیری دانش آموزان مقطع متوسطه، مجله اسلام و پژوهش های تربیتی، شماره ۳، صص ۲۲۳-۱۸۹٫

 

    1. Dewey ↑

 

    1. Kilpathric ↑

 

    1. Giroux ↑

 

    1. Jackson ↑

 

    1. Apple & King ↑

 

    1. Scott king ↑

 

    1. Dekle ↑

 

    1. Skelton ↑

 

    1. Ahola ↑

 

    1. Herbert ↑

 

    1. Horn ↑

 

    1. Wilson ↑

 

    1. Ausbrook ↑

 

    1. John gray ↑

 

    1. Bergenhenegouwen ↑

 

    1. Vallance ↑

 

    1. Portelli ↑

 

    1. Lynch ↑

 

    1. Dreben ↑

 

    1. Margolis ↑

 

    1. Morrow ↑

 

    1. Wuest & Bucher ↑

 

    1. Brookover ↑

 

    1. McNamara & Julie ↑

 

    1. Carvalho ↑

 

    1. Ernest Boyer ↑

 

    1. Pascarella ↑

 

    1. Shaw ↑

 

    1. ۱٫phenomenology ↑

 

    1. Miller ↑

 

    1. phelan ↑

 

    1. Carl Rogers ↑

 

    1. Coskun ↑

 

    1. Demirel ↑

 

    1. Rvznshayn & Forest ↑

 

    1. Bruce ↑

 

    1. Veenman ↑

 

    1. Martin ↑

 

    1. Long ↑

 

    1. Frye ↑

 

    1. Weinstein ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:50:00 ب.ظ ]




شکل ۱- ۱- مدل مفهومی نظام حسابداری دولتی و بودجه ریزی عملیاتی ۶

چکیده

 

پیشرفت های فناوری های ارتباطات و اطلاعات تاثیرات شگرفی بر دنیای اقتصاد و کسب و کار داشته است،وقوع پارادایم های جدید مانند اقتصاد دیجیتالی یا شبکه ای و بازارهای الکترونیکی وشکل گیری شبکه های ارزش ازجمله این تاثیرات مهم هستند . هر کسب و کار یا صنعتی حول یک زنجیره ارزش شکل می‌گیرد که اطلاعات در بطن آن قرار دارد. به کارگیری فناوری اطلاعاتی در این زنجیره ها ، موجب افزایش ظرفیت اطلاعاتی آن ها شده و در نتیجه آن ها را به شبکه های ارزش، ارتقاء داده است. امروزه فناوری اطلاعات وارتباطات، محورتوسعه اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی کشورهای مختلف قرارگرفته است. تجارت الکترونیک یکی از نمودهای عینی انقلاب فناوری اطلاعات وارتباطات درعرصه های اقتصادی است .

فصل اول

 

کلیات طرح

 

مقدمه

 

‌پاسخ‌گویی‌ دولت به ملت و ایجاد شفافیت مالی ، به همراه ارائه اطلاعات مربوط و قابل اتکا جهت اخذ تصمیمات اقتصادی ، از مهم ترین اهداف نظام حسابداری دولتی می‌باشد. تجربیات نیم قرن اخیر نشان داده است تحقق اهداف فوق بدون بهره گیری از پشتوانه نظری مستحکم و استقرار نظام حسابداری بر این چارچوب نظری امکان پذیر نمی باشد. در چند دهه گذشته مطالعات گسترده ای برای تدوین چارچوب نظری مستحکم ، تعریف اقلام صورت های مالی ، تبیین ویژگی های کیفی اطلاعات حسابداری و در نهایت تدوین استانداردهای حسابداری بخش دولتی صورت پذیرفته است.

استانداردهای حسابداری بین‌المللی بخش عمومی که حاصل تلاش هیئت استانداردهای حسابداری بخش عمومی می‌باشد ، نمونه شاخصی است که ضمن برخورداری از مبانی تئوریک ، پذیرش آن توسط دولت ها روند گسترده و رو به رشدی داشته است. از سوی دیگر با بهره گیری از این استانداردها و تأکید بر بومی سازی آن تدوین استانداردهای ملی در کشورمان در حال نهایی شدن است.

 

اجرای استانداردهای ملی مستلزم تغییر مبنای حسابداری کشورمان از مبنای نقدی به مبنای تعهدی می‌باشد. این تغییر یا به بیان بهتر تحول ، مستلزم آموزش نیروی انسانی در سطح وسیع ، اصلاح برخی از قوانین ، توسعه زیرساخت های ارتباطی و تکنولوژیک و … می‌باشد.

 

بودجه ریزی عملیاتی با تمام مزایایی که دارد ، در مراحل مختلف نیازمند اقدامات پیچیده در ابعاد فنی و سیاسی بودجه ریزی است. به طور کلی نظام حسابداری و نظام مدیریت باید هماهنگ با یک فرایند بودجه ریزی عملیاتی دچار تحول شود ، چرا که توافق و هماهنگی در سطوح مختلف قوه مجریه ، قوه مقننه ، از الزامات اصلی موفقیت در بودجه ریزی عملیاتی محسوب می شود. (اسعدی و همکاران ۱۳۸۷)

 

۱- ۱- بیان مسأله تحقیق

 

با توجه به گستردگی وظایف ، فعالیت ها و برنامه های دولت وجود یک سیستم اطلاعاتی یکپارچه برای انجام امور مالی دولت الزامی است. سیستم حسابداری نقدی سنتی بوده و دارای مشکلات فراوانی از نظر قانونی ، ساختاری می‌باشد که منجر به عدم محاسبه دقیق بهای تمام شده خدمات خروجی می‌گردد و از طرف دیگر سیستم حسابداری تعهدی میزان تعهدات پروژه های عمرانی را به صورت دقیق تر نشان داده و موجب شناسایی کلیه دارایی ها و بدهی ها می شود .

 

حسابداری تعهدی نشان می‌دهد که آیا درآمدهای حاصل شده در این دوره توانسته اند هزینه های این دوره را پوشش دهند یا مقداری از هزینه های این دوره را به سال های آینده منتقل کرده‌اند از سویی دیگر ایجاد این سیستم به ارزیابی مناسب عملکرد مدیریت و تصمیمات بهتر در سازمان کمک می‌کند.

 

بدین ترتیب تغییرات صورت گرفته در طبقه بندی اقلام بودجه ای و طبقه بندی آن بر مبنای تکالیف قانونی ، استقرار نظام بودجه ریزی عملیاتی و بهای تمام شده کالا و خدمات ، استقرار و به کار گیری سیستم حسابداری تعهدی باعث بهبود عملکرد مالی سازمان ها و متضمن استفاده کارآمد و اثر بخش از بودجه دولتی است.

 

مصرف بهینه منابع عمومی ، شفافیت مالی و اتخاذ تصمیمات اقتصادی کلان مستلزم تغییر مبنای اندازه گیری است. برای این منظور دولت های اصلاح گرا طی دهه های گذشته متوجه ضرورت اجرای سیستم حسابداری تعهدی در بخش دولتی شده اند (مهدوی ۱۳۷۹).

 

لذا در این پژوهش بر اساس پرسش نامه، در معاونت نظارت مالی و خزانه داری کل کشور وزارت امور اقتصادی و دارایی به دنبال شناسایی شکاف بین استانداردهای نظام حسابداری سنتی و عملیات واقعی حسابداری و بودجه ریزی عملیاتی می‌باشد که جامعه آماری آن را ذیحسابان و معاونین ذیحساب ، کارکنان بخش مالی و بودجه ، خزانه معین استان تشکیل می‌دهند که نتایج بیانگر وجود چالش های واقعی در عمل به بودجه ریزی عملیاتی است.

 

تغییر از حسابداری نقدی به تعهدی ، نه تنها یک تغییر سیستم حسابداری بلکه تغییری مفهومی در به کار گیری اصول و استانداردهای حسابداری در مدیریت بخش عمومی است. (کردستانی ، ۱۳۸۸)

 

با بررسی سرفصل های متداول که در حال حاضر توسط دستگاه های اجرایی دولتی و حسب مورد بخش عمومی مورد استفاده قرار می‌گیرد ، میتوان دریافت که سیستم حسابداری از کفایت لازم برخوردار نبوده و به اصلاحات اساسی نیاز دارد. (باباجانی ، ۱۳۷۱)

 

همچنین یکی دیگر از مواردی که ضرورت بازنگری در سرفصل های حسابداری فعلی مورد استفاده در دستگاه های اجرایی را بازگو می کند زائد و غیر کاربردی بودن برخی از سرفصل های حسابداری و یا بخشی از یک رهنمود خاص می‌باشد ، به نوعی که دیگر دیدگاه ذیحسابان و مدیران مالی و همچنین کارشناسان مالی دستگاه های اجرایی از مقبولیت لازم برخوردار نیست و به طور کامل استفاده نمی شود. اجرای بودجه ریزی عملیاتی نیازمند بسترهایی است که عدم توجه به آن ها ، بودجه ریزی را در عمل با مشکلاتی مواجه می‌سازد یکی از این بستر ها ، وجود ساختار مناسب حسابداری است که باید با بررسی واقعیت های موجود در آن به نبال شناسایی نقاط ضعف در اجرای آن بود. زیرا به نظر می رشد بین استانداردهای اعلام شده و عملیات واقعی حسابداری ، شکاف بزرگی نمایان است.

 

لذا در این تحقیق به دنبال بررسی عوامل مؤثر بر اجرای روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت (بهای تمام شده ) در حسابداری دولتی و رعایت استانداردهای تدوین توسط دستگاه اجرایی می پردازیم.

 

ملکرز و ویلاغبی (۲۰۰۰) با انجام پژوهشی تحت عنوان «اجرای بودجه بندی عملیاتی: دیدگاه های مخالف موفقیت” با بهره گرفتن از روش اینترنتی و توزیع پرسش نامه بین مدیران اجرایی و قانون گذاران بودجه دریافتند که ۴۵ ایالت آمریکا در سال ۱۹۹۷ تغییرات و اصلاحات بودجه بندی عملیاتی را به نحوی تجربه کرده‌اند. بنا به گزارش آن ها کمتر از ۲۰ ایالت داده های عملکرد را به برنامه ریزی و مدیریت مرتبط می‌سازند. ۱۵ ایالت به صورت مؤثر تصمیمات بودجه بندی را بر مبنای داده های عملکرد انجام می‌دهند .

 

۱-۲- اهداف تحقیق

 

۱-۲-۱- هدف اصلی :

 

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سیستم حسابداری دولتی و استقرار بودجه ریزی عملیاتی در معاونت نظارت مالی و خزانه داری کل کشور می‌باشد.

 

۱-۲-۲- اهداف فرعی :

 

۱- تعیین نوع رابطه بین موانع و مشکلات قانونی سیستم حسابداری دولتی و بودجه ریزی عملیاتی

 

۲-تعیین نوع رابطه بین موانع ومشکلات ساختاری سیستم حسابداری دولتی و بودجه ریزی عملیاتی

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:53:00 ب.ظ ]




 

۲- سپس از بین شهرستان­های واقع در مناطق چهارگانه استان شش شهر که معرف مناطق چهارگانه استان هستند و تا حدی نشانگر وضعیت اقتصادی و اجتماعی و امکانات آموزشی استان باشند شامل شهرهای بندر عباس(ناحیه۱و۲) در مرکز،میناب و جاسک در شرق استان ، بستک در غرب استان و قشم و شهاب از جزایر نشینان استان انتخاب شدند.

۳- برای انتخاب نمونه ­های مورد مطالعه که شامل دو گروه مدارس مجری الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی و مدارس مجری ارزشیابی کمی بودند، ابتدا به تفکیک هر شهرستان به تناسب تعداد کلاس­های سوم ابتدایی چند مدرسه از میان مدارس مجری الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی انتخاب شدند.سپس سعی شد با کمک کارشناسان مقطع ابتدایی آموزش و پرورش شهرستان­های فوق­ از میان مدارس مجری ارزشیابی کمی، مدارسی هم­سطح و در شرایط برابر­( از حیث فضا، تجهیزات، نیروی انسانی و ویژگی­های فردی و خانوادگی دانش ­آموزان) برای مقایسه انتخاب شوند.

 

مشخصات حجم نمونه معلمان هر دو گروه به تفکیک هر شهرستان در جدول ذیل آمده است:

 

حجم نمونه معلمان بر حسب شهرستان­های شرکت کننده در پژوهش(جدول۱-۳).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ردیف شهرستان مجری­ارزشیابی­توصیفی مجری ارزشیابی کمی کل ۱ ناحیه۱ بندرعباس ۱۰ ۱۰ ۲۰ ۲ ناحیه۲ بندرعباس ۱۰ ۹ ۱۹ ۳ میناب ۱۳ ۱۲ ۲۵ ۴ جاسک ۹ ۷ ۱۶ ۵ بستک ۱۲ ۱۱ ۲۳ ۶ قشم ۱۰ ۱۰ ۲۰ ۷ شهاب ۸ ۹ ۱۷ جمع کل ۷۲ ۶۸ ۱۴۰

ابزار جمع‌ آوری اطلاعات

 

جهت جمع ­آوری اطلاعات در یک تحقیق از روش­های مختلف استفاده می­ شود. ابزار اندازه ­گیری داده ­ها وسیله­ای است که به پژوهشگر کمک می­ کند تا داده ­ها و اطلاعات لازم را گردآوری و ثبت نماید.پژوهشگر بر حسب روش و هدف تحقیق خود و نوع داده­هایی که قصد جمع ­آوری آن را دارد، تصمیم ‌می‌گیرد که از چه ابزاری استفاده کند(نادری،سیف نراقی،۱۳۷۷).

 

یکی از ابزارهای رایج برای جمع ­آوری داده ­ها در کارهای پژوهشی پرسشنامه ‌می‌باشد. لذا در این پژوهش نیز برای جمع ­آوری داده ­ها از پرسشنامه استفاده گردید.پرسشنامه یکی از ابزارهای رایج و روش مستقیم برای کسب داده ­های تحقیق ‌می‌باشد.پرسشنامه مجموعه ­ای سوال و گویه است که پاسخ ­دهندگان با ملاحظه آن، پاسخ­های لازم را ارئه می­نمایند.این پاسخ­ها داده ­های مورد نظر پژوهشگر را تشکیل می­ دهند(بازرگان و همکاران،۱۳۷۶).

 

بدین منظور پس از مطالعه ادبیات تحقیق و همچنین مشورت با اساتید راهنما و مشاور، پنج مؤلفه در ارتباط با عمل یاددهی معلم بدین شرح تعیین گردید:

 

بازخورد دادن، طراحی فعالیت­های یادگیری و مداخله­ها، ارزیابی عملکرد دانش ­آموز، ایجاد انگیزش بیرونی و اصلاح روش تدریس.

 

همچنین شش مؤلفه در ارتباط با عمل یادگیری دانش ­آموز بدین شرح تعیین گردید:

 

تلاش و کوشش، مشارکت و همکاری، پذیرش مسئولیت یادگیری، انگیزش بیرونی، رضایت­مندی و حمایت والدین .

 

برای ارزیابی مؤلفه­ ها یک پرسشنامه محقق ساخته در قالب ۳۵ گویه با طیف لیکرت(خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم و خیلی کم) تنظیم گردید. شماره پرسش­های مربوط به هر مؤلفه از این قرار است:

 

شماره پرسش­های مربوط به هر مؤلفه، جدول(۲-۳).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مؤلفه­ های مربط به عمل یاددهی معلم شماره پرسش­های مربوط به آن مؤلفه­ های مربوط به عمل یادگیری دانش ­آموز شماره پرسش­های مربوط به آن ۱- بازخورد دادن ۹-۶ ۱- تلاش و کوشش ۲۸-۲۱-۱۸-۱۷ ۲- طراحی فعالیت­های یادگیری و مداخله­ها ۱۳-۱۱-۷ ۲- مشارکت و همکاری ۲۶-۲۳-۲۲-۲۰-۱۹ ۳- ارزیابی عملکرد دانش ­آموز ۱۲-۱۰ ۳- پذیرش مسئولیت یادگیری ۳۱-۳۰-۲۵-۲۴

 

۳۸-۳۲

۴- ایجاد انگیزش بیرونی ۱۶-۱۵-۱۴ ۴- انگیزش بیرونی ۳۶-۳۸-۳۵-۳۴-۳۲ ۵- اصلاح روش تدریس ۸ ۵- رضایت­مندی ۲۹-۲۷ ۶- حمایت والدین ۴۱-۴۰

روش اجرا

 

این پژوهش در سه مرحله به مرحله اجرا در آمد.­ در مرحله اول مدارس هم­سطح هر دو گروه نمونه(مدارس مجری ارزشیابی کمی و مدارس مجری الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی) به کمک کارشناسان مقطع ابتدایی شهرستان­ها شناسایی گردیدند و مجوز لازم برای مراجعه به مدارس انتخاب شده دریافت شد. در مرحله دوم پرسشنامه ­ها به صورت مقدماتی در ۲۰ مدرسه شهرستان­های بندرعباس و میناب اجرا شدند و اشکالات این ابزارها برطرف و برای اجرای اصلی آماده شدند و در مرحله سوم نیز پس از هماهنگی با مدیران و معلمان مدارس هر دو گروه نمونه، پرسشنامه ­ها در تاریخ آذرماه سال ۱۳۸۹ اجرا گردید.

 

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

 

محقق بر اساس یافته ­های تحقیق و به منظور تجزیه و تحلیل داده ­های به دست آمده، با توجه به اهداف و سؤالات مورد نظر اقدام به استفاده از روش­های آمار توصیفی و استنباطی نموده است. بدین منظور بخشی از آمار توصیفی چون فراوانی، درصد، نمودارها، جداول، میانگین و

 

انحراف استاندارد جهت تحلیل برخی از داده ­ها استفاده ‌شده‌اند. از طرف دیگر برای پاسخ به معنی­داری تفاوت بین میانگین­های به دست آمده، از آزمون تی تک­نمونه ­ای و آزمون­های ناپارامتریک یومن- ویتنی، فرید من و کروسکال والیس استفاده شده است.

 

از آزمون تی تک­نمونه ­ای جهت برآورد اینکه میانگین جامعه برابر عدد مشخصی هست یا خیر، استفاده گردید. با توجه به اینکه در این پژوهش مقیاس ۵ درجه­ای لیکرت بوده و هدف ما اندازه ­گیری وضعیت هر کدام از مؤلفه­ های ارزشیابی توصیفی بود، ما باید ملاکی برای ارزشیابی داشته باشیم. بدین ترتیب میانگین مقیاس­ها که عدد ۳ می­ شود، به­عنوان حد متوسط منظور گردیده و وضعیت مؤلفه­ ها را نسبت به عدد ۳ بررسی کردیم.

 

از آزمون فرید من برای مقایسه میانگین رتبه ­های چند گروه وابسته یا یک گروه که چندین اندازه ­گیری انجام داده باشد، به­کار می­رود.در این پژوهش نیز چندین اندازه ­گیری(مؤلفه­ ها) در یک گروه وجود دارد که جهت برآورد آن­ها از این آزمون استفاده شد.

 

از آزمون یو­من- ویتنی نیز برای مقایسه داده­هایی که در طرح­های گروه ­های مستقل به دست می­آیند، مورد استفاده قرار گرفت.

 

آزمون کروسکال والیس زمانی مورد استفاده قرار ‌می‌گیرد که نمونه­ ها بیش از دو گروه باشند.

 

از آنجا که در پژوهش حاضر سه گروه بر اساس سطح تحصیلات، هفت گروه بر اساس رشته تحصیلی و پنج گروه بر اساس میزان سن وجود دارد، از این آزمون استفاده گردیده است.

 

روایی پرسشنامه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:00:00 ب.ظ ]




 

صاحب جواهر با نظر شرایع موافق نیست و در پاسخ می‌گوید:

 

«مجرد اذن شارع برای تأدیب همسر، با ضمانت ـ در صورت مرگ همسر ـ منافات ندارد و اگر در تعزیز حاکم گفته شد، ضمانتی نیست، برای آن است که دلیل خاص داریم، (ولی در این مورد دلیلی نداریم.)

 

در ادامه، سخن شرایع را نقل می‌کند که:

 

«اگر پدر یا جدّ پدری فرزندی را برای تأدیب مورد ضرب قرار دادند و همان منجر به مرگ او شد، باید دیه او را بپردازند».

 

صاحب جواهر پس از نقل این سخن می‌گوید:

 

«هیچ دلیل خاص یا اجماعی برای فرق میان تأدیب همسری که به مرگ او منجر شود و تأدیب فرزندی که به مرگش منتهی شود، نداریم؛ پس چگونه ایشان در ثبوت دیه در تأدیب همسری که به مرگش بیانجامد، تردید دارد».

 

صاحب جواهر ادامه می‌دهد:

 

«اگرچه ضرب همسر در قرآن بدان فرمان داده شده (اشاره است به آیه ی محل بحث و جمله ی «واضربوهنّش»)؛ ولی این فرمان سبب تفاوت میان همسر و کودک نمی شود که در یکی ثبوت دیه محل تردید باشد و در دیگری ثابت. و از این دو مورد روشن تر، تأدیب شاگرد توسط معلم است که اگر منجر به قتل شاگرد شود، معلم ضامن است؛ هرچند ولی او اجازه ی تأدیب را به وی داده باشد؛ زیرا اجازه ی ولّی فقط گناه را بر می‌دارد، نه ضمانت را»[۱۲۰].

 

۳-۴-۱۲-۳- نظر آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری

 

«در تأدیب هایی که شرعاً مجاز است فی الجمله؛ مانند تأدیب همسر، فرزند، خادم و تأدیب صبی توسط معلم ـ با اجازه ی ولّی ـ اگر موجب جنایتی شود، تأدیبگر ضامن است». آنگاه در علت سخن خویش می‌گوید:

 

«چرا که اذن شرعی فقط گناه را بر می‌دارد، نه ضمانت را»[۱۲۱].

 

۳-۴-۱۲-۴- نظر ابن قدامه

 

«اگر زن بر اثر تأدیب مشروع مانند تنبیه بر نشوز، توسط شوهر از دنیا برود، مرد ضامن نیست؛ همچنین اگر معلم شاگردش را به گونه ی مشروع تأدیب نماید و شاگرد بمیرد».

 

آنگاه از شافعی و ابوحنیفه نقل می‌کند که آن ها معتقدند شوهر و معلم ضامن اند[۱۲۲].

 

همان گونه که ملاحظه شد، در عبارات علما و فقها، تأدیب زن در کنار تأدیب شاگرد، فرزند و خادم مطرح است و همان‌ طور که در این سه مورد، نیاز به رجوع به حاکم شرع نیست، ‌در مورد زن ناشزه نیز، نیازی به مراجعه نمی باشد.

 

البته همان‌ طور که گفته شد، تأدیب همسر باید خفیف باشد و در روایتی نیز به «ضرب غیر مبرح» یعنی زدنی که شدید و سخت نباشد، تصریح شده است[۱۲۳].

 

در برخی از روایات نیز میان تأدیب و تعزیز فرق گذاشته شده که همین نشان می‌دهد، برخی از زدن ها می‌تواند از نوع تعزیز اصطلاحی نباشد.

 

از فقه الرضا (ع) نقل شده است که: «التَّعزیزُ ما بَینَ بِضعَه عَشرَ سَوطاً إلی تِسعَهَ وَثَلاثینَ. وَالتأدِیبُ ما بَینَ ثَلاثَهَ إلی عَشرَهَ»[۱۲۴].

 

هرچند در برخی از موارد تعزیر و تأدیب به یک معنا استعمال شده است؛ ولی مقصود ما این است که همیشه هر زدنی را تعزیز اصطلاحی نمی گویند، تا بگویی: «التعزیر بید الحاکم». بلکه مواردی است که تأدیب شمرده می شود؛ ولی تعزیر اصطلاحی به وی گفته نمی شود و از این رو، در چنین مواردی نیاز به مراجعه به دادگاه و حاکم شرع نیست.

 

۳-۴-۱۲-۵- روایت امام صادق ‌در مورد ضرب زن ناشزه:

 

حمّادبن عثمان می‌گوید: «از امام صادق (ع) پرسیدم تا چه اندازه می توان فرزند و عبد را تأدیب کرد؟» فرمود: «پنج ضربه یا شش ضربه ی شلّاق»[۱۲۵].

 

‌بنابرین‏، تأدیب مخصوص و الی و حاکم نیست؛ بلکه دیگران نیز در حد و اندازه ای که شارع مقدس اجازه داده است، چنین حقی را دارند. از این رو می توان گفت تنبیه زن ناشزه از قسم تأدیبی است که اجازه ی اجرای آن به شوهر داده شده است.

 

در برخی از روایات از طریق ائمه (ع) وارد شده است، درباره ضرب زن ناشزه تصریح شده است که: «إِنَّهُ الضرب بِالسّواکِ؛ وی را با چوب مسواک بزند»[۱۲۶].

 

فقها نیز گفته اند نباید زدن موجب کبودی و شکستگی و یا خونی شدن بدن گردد. و برخی از آنان گفته اند موجب سرخی نیز نشود (که پیش از این، سخنان آنان نقل شد). در حالی که در تعزیراتی که توسط حاکم شرع انجام می‌گیرد، معمولاً زدن به وسیله تازیانه است و مقیّد به سرخ نشدن و کبود نشدن و مانند آن نیست. این نکته نیز قرینه ای است بر این حقیقت که زدن زن ناشزه، با تعزیرات مصطلح فرق دارد و از این رو به دست شوهر انجام می‌گیرد.

 

حکمت چنین اذنی از طرف شارع نیز پیش از این گفته شد: مرد پس از وعظ و هجر، با چنین زدنی هم نفرت خویش را از عملکرد زن نشان می‌دهد و هم در برابر افزون طلبی و امتیاز خواهی و دیگر آزاری زن، ایستادگی می‌کند. این واکنش از سوی مرد همان چیزی است که زن فطرتاً از مرد انتظار دارد. یعنی، برای وی مرد ضعیف و زبون و ترسو جاذبه ای ندارد؛ بلکه مرد با صلابت و شجاع (در حدّ اعتدال و دور از ستم گری) پر جاذبه است. (داودی، سعید، ۱۳۴۸)

 

البته روشن است که اسلام اجازه نمی دهد مرد از حدّ خویش تجاوز کند و به کتک کاری و ستم بر زن بپردازد.

 

لذا در صورت ادامه ی نشوز زن، مرد حق ضرب شدیدتر و جراحت بار زن را ندارد؛ بلکه یا باید تصمیم بگیرد با نشوز وی بسازد و یا به طلاق وی روی آورد و یا سراغ ازدواج مجدد برود و به هر حال راه حل عاقلانه ی دیگری را در پیش گیرد. (داودی، سعید، ۱۳۴۸)

 

جالب است بدانیم با آنکه فقها اجرای حدود را به دست حاکم شرع می دانند، ولی در ارتباط با همسر و فرزند جمعی از آنان معتقدند مرد می‌تواند خودش حدود الهی را بر همسرش جاری سازد[۱۲۷].

 

«شرایع» نیز در این مسئله تردید به خرج داده است و «صاحب جواهر» برای نظر کسانی که چنین اجازه ای را به شوهر داده‌اند، اینگونه استدلال می‌کند:

 

«زیرا پدر و شوهر سلطنت کامل بر فرزند و همسر خویش دارند و سیره ی مستمره بر تأدیب و تعزیر آن دو ـ که خود قسمتی از حدود الهی است ـ وجود دارد؛ مخصوصاً درباره ی تأدیب همسر به وسیله ی تنبیه بدنی در صورت کوتاه در حقوق زوجیت از کتاب و سنت و اجماع دلیل داریم و همین می‌تواند مجوز اجرای سایر حدود الهی برای شوهر نیز باشد»[۱۲۸].

 

البته ما معتقد نیستیم که مرد بتواند حدود الهی را در حق همسرش جاری سازد. ولی استدلال صاحب جواهر به اینکه تأدیب همسر سیره ی مستمره ی بوده است و بهره گیری از دلیل جواز ضرب وی در صورت نشوز ـ که کتاب و سنت و اجماع آن را مجاز دانسته است ـ قابل دقت است. ‌به این معنا که در تنبیه زن در صورت نشوز به وسیله مرد هیچ اختلافی نیست و تا آنجا مسلم است که پایه ای برای اجرای سایر حدود بر وی، توسط شوهر شمرده شده است. (داودی، سعید، ۱۳۴۸)

 

۳-۴-۱۳- تنبیه زن توسط مرد بهتر از رجوع به دادگاه است

 

باید بپذیریم که مراجعه به دادگاه در مسائل مربوط به زوجین اگر نتیجه ای هم برای شوهر در برداشته باشد و مشکلی را از سر راه او بر دارد، مشکلات عدیده ای را پدید خواهد آمد. از این رو ارجاع به دادگاه تنها در صورتی می‌تواند توصیه شود که راه حل بهتر و مؤثرتری وجود ندانسته باشد.

 

ولی خواهیم دید که طرح این مسأله در دادگاه از سوی مرد پی آمدهای چندی را در بر خواهد داشت:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ق.ظ ]




 

بعضی دیگر از دولت ها نسبت به ماده ۳۵ پیش نویس انتقاد داشتند. در این ماده، همان‌ طور که قبلاً گفته شد جهات غیر قابل پذیرش بودن دعوی پیش‌بینی شده است. این دولت ها معتقد بودند که ماده ۳۵ تنگ نظرانه تنظیم شده است. ‌بنابرین‏ لازم است غیر از جهان پیش‌بینی شده، موارد دیگری از موضوعاتی که در یک دادگاه داخلی در حال تعقیب [۱۲۵] می‌باشد یا تعقیب درمورد آن ها صورت گرفته نیز از موارد غیر قابل پذیرش بودن دعوا در دیوان محسوب شود. زیرا در ماده ۳۵ تنها موارد در دست تحقیق[۱۲۶] یا مواردی که تحقیق درمورد آن ها صورت گرفته ، قید شده است. « دلیل این امر این بود که هر جایی که رسیدگی های ملی صرفاً به صورت محاکمه های صوری برای حمایت از مجرمان باشد دیوان باید مداخله کند.»[۱۲۷]

 

دیگر موضوعات مورد اختلاف در این مورد، مسائل مربوط به قادر و مایل نبودن دولت ها برای تحقیق و تعقیب جنایات در صلاحیت دیوان بود که در مبحث مربوط به قابلیت پذیرش در این خصوص بررسی لازم صورت خواهد گرفت.

 

دو جنبه از دیدگاه های پیش‌بینی شده در پیش نویس کمیسیون حقوق بین الملل در روند مذاکرات کمیته مقدماتی با مخالفت روبرو نشد؛[۱۲۸] یکی توافق عمومی دائر بر گنجانیدن مسأله صلاحیت تکمیلی در مقدمه اساسنامه که نهایتاًً در کنفرانس رم نیز مورد پذیر واقع شد ودیگری، یکی از جهات غیر قابل پذیرش بودن دعوی یعنی اهمیت موضوع بود که در نهایت به موجب بند ( د) ماده ۱۷ اساسنامه دیوان به عنوان یکی از جهات عدم پذیرش دعوی پذیرفته شد. اما اختلاف نظرها درمورد اصل صلاحیت تکمیلی در کمیته مقدماتی به پایان نرسید بلکه در کنفرانس رم نیز این اختلاف نظرها ادامه داشت.

 

۲-۲-۱-۳ کنفرانس رم

 

در خلال مباحث مطرح در کمیته مقدماتی پیرامون صلاحیت تکمیلی، رئیس این کمیته از نایب رئیس هیئت نمایندگی کانادا، آقای جان هلمز[۱۲۹] درخواست کرد که مشورت های رسمی در خصوص صلاحیت تکمیلی را هماهنگ نماید. مشارالیه که در طول کار کمیته مقدماتی به عنوان هماهنگ کننده [۱۳۰] نقش مؤثری را در پیشبرد مسایل مربوط به صلاحیت تکمیلی ایفا نموده بود. در کنفرانس رم نیز همینوظیفه را عهده دار شد. در این کنفرانس بررسی مسایل مربوط به صلاحیت تکمیلی از هفته دوم در کمیته عمومی آغاز شد.[۱۳۱]

 

هماهنگ کننده فوق با تبیین منشأ و محتوای مسایل مربوط به قابلیت پذیرش و اصل عدم جواز محاکمه مجدد به تشریح موضوع پرداخت و درمورد این که در طی نشست ها با چه دقتی به مصالحه دست یافته اند توضیحات مفصلی بیان کرد. وی توانست هیئت های شرکت کننده در نشست را متقاعد کند که بحث ماهوی راجع به مقررات مربوط به صلاحیت تکمیلی را مجدداً طرح نکنند. گرچه بسیاری از هیئت های حاضر حمایت خود را به طور کلی از نقطه نظرات هماهنگ کننده اعلام کردند اما در جزئیات امر پیشنهادی داشتند و نارضایتی هایی نیز نسبت به مقررات صلاحیت تکمیلی مطرح بود.[۱۳۲]

 

علی رغم این که اصل صلاحیت تکمیلی در پیش نویس تهیه شده توسط کمیسیون حقوق بین الملل تنها در مقدمه این پیش نویس قید شده بود، در مراحل بعدی علاوه بر مقدمه در بخش های دیگر اساسنامه ‌به این مسأله اشاره و بر آن تأکید شد.

 

در پیش نویس اساسنامه که توسط کمیته مقدماتی ارائه شده بود، علاوه بر مقدمه، مسأله قابلیت پذیرش دعوی به عنوان سازوکار اجرای اصل صلاحیت تکمیلی در ماده ۱۵ نیز پیش‌بینی شد.

 

سرانجام در کنفرانس رم اعضای کمیته نگارش اساسنامه پیشنهاد کردند که علاوه بر اشاره به اصل صلاحیت تکمیلی در مقدمه که در آن زمان تحت بررسی قرار داشت، باید در بخش نخست اساسنامه نیز ‌به این اصل اشاره نمود. در حالی که این مسأله تکراری به نظر می رسید، بسیاری از اعضای کمیته نگارش بر این باور بودند که اصل مذبور از چنان اهمیتی اساسی برخوردار است که بایستی در ماده یک اساسنامه که مربوط به تأسیس دیوان است مجدداً بیان شود. سرانجام در اساسنامه نهایی علاوه بر مقدمه در ماده یک نیز بر اصل صلاحیت تکمیلی تأکید شد. ماده ۱۵ پیش نویس نیز به شرح ماده ۱۷ اساسنامه فعلی که مسایل مربوط به قابلیت پذیرش در آن پیش‌بینی شده ، مورد پذیرش قرار گرفت.

 

هماهنگ کننده پس از انجام مشورت های غیر رسمی با اعضای دفتر کمیته عمومی اعلام کرد که سه مشکل عمده در رابطه با ماده ۱۵ پیش نویس که به موجب آن مقررات مربوط به قابلیت پذیرش پیش‌بینی شده بود، وجود دارد. مشکل اول ‌در مورد « عدم تمایل» بود که برخی از نمایندگی ها معتقد بودند بند (۲) ماده ۱۵ در این مورد آزادی عمل بیش از حدی برای تشخیص « عدم تمایل» در اختیار دیوان قرار می‌دهد و هیچ معیار عینی که دیوان بتواند بر اساس آن اقدام کند ارائه نشده است . دوم، عبارت « تأخیر بیش از حد» به عنوان یکی از شاخص های احراز عدم تمایل، به خاطر آستانه پایین آن مورد انتقاد قرار گرفت.

 

نهایتاًً سومین مسأله ، نظر بعضی از نمایندگی ها درمورد فروپاشی جزئی نظام قضایی ملی برای تشخیص « عدم توانایی» بود که معتقد بودند فروپاشی جزئی نظام قضایی برای تشخیص « عدم توانایی» کافی نیست.[۱۳۳]

 

درمورد مشکل نخست بین هیئت های نمایندگی اختلاف چندانی نبود و سرانجام توافق نمودند که عبارت « مطابق دادرسی شناخته شده در حقوق بین الملل»[۱۳۴] به عنوان قیدی جهت تشخیص عدم تمایل از سوی دیوان گنجانیده شود. هم اکنون این قید در بند (۲) ماده ۱۷ اساسنامه درج شده است.

 

مشکل دوم نیز ‌به این شکل حل شد که به جای واژه « تأخیر بیش از حد»[۱۳۵]، « تأخیر غیر قابل توجیه»[۱۳۶] قید شد. علت این تغییر این چنین توجیه شده است که « واژه غیر قابل توجیه» نسبت به وازه « بیش از حد» از استاندارد بالاتری برخوردار است، چرا که این واژه متضمن این حق برای دولت ها بود که پیش از تشخیص « قابلیت پذیرش» یک پرونده توسط دیوان کیفری بین‌المللی، بتوانند درباره هر گونه تأخیری توضیح دهند. در حالی که یافته های دیوان از اصطلاح « تأخیر بیش از حد» ممکن است با در نظر گرفتن دیدگاه دولت مربوط یا بدون توجه به آن، صورت گیرد.[۱۳۷]

 

این موضوع هم اکنون به عنوان یکی از شاخص های تشخیص عدم تمایل دولت ها در رسیدگی به موضوع خاص، مطابق قسمت (ب) از بند (۲) ماده ۱۷ اساسنامه ‌به این شرح مقرر شده است : « تأخیری غیر قابل توجیه در رسیدگی وجود داشته است که با توجه به اوضاع و احوال، با قصد اجرای عدالت نسبت به شخص مورد نظر مغایرت دارد.»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ق.ظ ]




مسالمت جو
محقق
اصلاح گرا
عمل گرا
چالش طلب

 

 

۲۴/۰

 

 

۰۵۷/۰

 

 

۹۱/۱

 

 

۰۵۰/۰

ضریب رگرسیون متغیرها در جدول۴-۶ آمده است. نتایج گزارش شده در جدول ۴-۷ نشان می‌دهد که تیپ های شخصیت اینوگرام نمی توانند راهبردمراجعه به مراکز کاریابی را پیش‌بینی کنند.

 

جدول(۴-۷): ضرایب استاندارد و غیر استاندارد تیپ های شخصیت اینوگرام برای پیش‌بینی راهبرد مراجعه به مراکز کاریابی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل ضرایب غیر استاندارد ضرایب استاندارد t سطح معناداری B انحراف معیار Beta ثابت ۱۳/۵ ۲۲/۷ ۷۱/۰ ۴۸/۰ اصلاح گرا ۱۳/۰- ۲۰/۰ ۲۳/۰- ۶۸/۰- ۴۹/۰ یاری دهنده ۱۵/۰- ۲۰/۰ ۲۹/۰- ۷۷/۰- ۴۴/۰ عمل گرا ۰۲/۰- ۲۰/۰ ۰۴/۰- ۱۳/۰- ۹۰/۰ فردگرا ۰۳/-۰ ۲۰/۰ ۰۶/۰- ۱۸/۰- ۸۶/۰

ادامه جدول(۴-۷): ضرایب استاندارد و غیر استاندارد تیپ های شخصیت اینوگرام برای پیش‌بینی راهبرد مراجعه به مراکز کاریابی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل ضرایب غیر استاندارد ضرایب استاندارد t سطح معناداری B انحراف معیار Beta محقق ۱۷/۰- ۲۰/۰ ۲۷/۰- ۸۳/۰- ۴۱/۰ وفادار ۱۶/۰- ۲۰/۰ ۲۷/۰- ۷۸/۰- ۴۳/۰ کلیت گرا ۰۹/۰- ۲۰/۰ ۱۷/۰- ۴۶/۰- ۶۵/۰ چالش طلب ۱۸/۰- ۲۰/۰ ۳۴/۰- ۸۹/۰- ۳۸/۰ مسالمت جو ۱۲/۰- ۲۰/۰ ۲۰/۰- ۶۰/۰- ۵۵/۰

نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون جدول ۴-۷ نشان می‌دهد که ضریب رگرسیون برای هیچ یک از تیپ های شخصیتی معنی دار نیست و آن ها نتوانستند وارد معادله ی رگرسیون برای پیش‌بینی راهبرد مراجعه به مراکز کاریابی شوند.

 

۳) بین ابعاد نه گانه شخصیت اینوگرام و استفاده از راهبرد بررسی وب سایت سازمان ها، رابطه ساده و چندگانه وجود دارد. در جدول۴-۸ ضریب همبستگی پیرسون بین نه تیپ شخصیت اینوگرام و راهبرد کاریابی بررسی وب سایت سازمان ها که یکی از راهبردهای کاریابی است مورد بررسی قرار می‌گیرد:

 


جدول (۴-۸): ضریب همبستگی بین نه تیپ شخصیت اینوگرام و راهبرد بررسی وب سایت سازمان ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام متغیر ضریب همبستگی سطح معناداری اصلاح گرا ۰۲۲/۰ ۷۰۵/۰ یاری دهنده ۰۲۵/۰- ۶۶۶/۰ عمل گرا ۱۵۰/۰ ۰۱۰/۰ فردگرا ۰۴۶/۰- ۴۳۳/۰ محقق ۰۱۰/۰ ۸۵۸/۰ وفادار ۰۵۱/۰- ۳۸۱/۰ کلیت گرا ۰۲۷/۰- ۶۴۱/۰ چالش طلب ۰۳۲/۰ ۵۸۹/۰ مسالمت جو ۰۶۸/۰- ۲۴۵/۰

همان‌ طور که در جدول۴-۹ نشان داده شده است ضرایب همبستگی بین تیپ های شخصیت اینوگرام و راهبرد بررسی وب سایت سازمان ها معنادار نیست. با آن که ضریب همبستگی تیپ شخصیت عمل گرا همبستگی معناداری با راهبرد بررسی وب سایت سازمان ها دارد اما این همبستگی آن قدر قوی نیست که بتواند این راهبرد را پیش‌بینی کند. در عین حال همبستگی معنادار بین تیپ شخصیت عمل گرا و راهبرد بررسی وب سایت سازمان ها می‌تواند به حجم نمونه مربوط باشد.

 

برای بررسی فرضیه سوم از تحلیل رگرسیون استفاده شد که نتایج آن در جدول۴-۹ آمده است:

 

جدول (۴-۹): نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش‌بینی راهبرد استفاده از اینترنت و مراجعه به وب سایت سازمان ها بر اساس شخصیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل۱ متغیرهای پیش بین ضریب همبستگی مجذور ضریب همبستگی F سطح معناداری ۱ کلیت گرا
یاری دهنده
فردگرا
وفادار
مسالمت جو
محقق
اصلاح گرا
عمل گرا
چالش طلب

 

۱۶/۰

 

۰۲۵/۰

 

۲۳/۱

 

۶۰/۰

ضریب رگرسیون متغیرها در جدول۴- ۹ آمده است. نتایج گزارش شده در جدول ۴-۱۰ نشان می‌دهد که تیپ های شخصیت اینوگرام نمی توانند راهبرد استفاده از اینترنت و مراجعه به وب سایت سازمان ها را پیش‌بینی کنند.

 

جدول(۴-۱۰): ضرایب استاندارد و غیر استاندارد تیپ های شخصیت اینوگرام برای پیش‌بینی راهبرد استفاده از اینترنت و مراجعه به وب سایت سازمان ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل ضرایب غیر استاندارد ضرایب استاندارد t سطح معناداری B انحراف معیار Beta ثابت ۳۴/۳- ۰۵/۱۰ ۳۳/۰- ۷۴/۰ اصلاح گرا ۱۱/۰ ۲۸/۰ ۱۵/۰ ۴۲/۰ ۶۸/۰ یاری دهنده ۱۲/۰ ۲۸/۰ ۱۶/۰ ۴۳/۰ ۶۷/۰ عمل گرا ۲۳/۰ ۲۸/۰ ۲۹/۰ ۸۰/۰ ۴۲/۰ فردگرا ۱۳/۰ ۲۹/۰ ۱۵/۰ ۴۷/۰ ۶۴/۰ محقق ۱۱/۰ ۲۸/۰ ۱۴/۰ ۴۱/۰ ۶۸/۰ وفادار ۱۰/۰ ۲۸/۰ ۱۳/۰ ۳۶/۰ ۷۱/۰ کلیت گرا ۰۹/۰ ۲۸/۰ ۱۳/۰ ۳۴/۰ ۷۳/۰ چالش طلب ۱۲/۰ ۲۸/۰ ۱۷/۰ ۴۳/۰ ۶۷/۰ مسالمت جو ۰۹/۰ ۲۸/۰ ۱۱/۰ ۳۱/۰ ۷۶/۰

نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون جدول ۴-۱۰ نشان می‌دهد که ضریب رگرسیون برای هیچ یک از تیپ های شخصیتی معنی دار نیست و آن ها نتوانستند وارد معادله ی رگرسیون برای پیش‌بینی استفاده از اینترنت و مراجعه به وب سایت سازمان هاشوند.
۴) بین ابعاد نه گانه شخصیت اینوگرام و استفاده از راهبردگفتگو با دوستان و خانواده در زمینه کاریابی، رابطه ساده و چندگانه وجود دارد. در جدول۴-۱۱ضریب همبستگی پیرسون بین نه تیپ شخصیت اینوگرام و راهبردگفتگو با دوستان و خانواده در زمینه کاریابی که یکی از راهبردهای کاریابی است مورد بررسی قرار می‌گیرد:

 

جدول (۴-۱۱): ضریب همبستگی بین نه تیپ شخصیت اینوگرام و راهبرد گفتگو با دوستان و خانواده در زمینه کاریابی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام متغیر ضریب همبستگی سطح معناداری اصلاح گرا ۰۳۴/۰- ۵۶۶/۰ یاری دهنده ۰۲۱/۰ ۷۲۰/۰ عمل گرا ۱۳۲/۰ ۰۲۴/۰ فردگرا ۰۴۴/۰- ۴۵۶/۰ محقق ۰۸۱/۰- ۱۶۷/۰ وفادار ۰۳۸/۰ ۵۱۹/۰ کلیت گرا ۰۴۳/۰ ۴۶۱/۰ چالش طلب ۰۱۷/۰ ۷۷۰/۰ مسالمت جو ۱۱۶/۰- ۰۴۷/۰

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:56:00 ق.ظ ]




 

زیرا قبل از انتفاع از اتومبیل ب نظر مثبت وی را جلب ‌کرده‌است حال در همین مثال فرض کنید که الف ابتدا از اتومبیل انتفاع ببرد و استفاده کنند و بعد از انتفاع خویش از اتومبیل نظر مثبت ب را جلب کند که این شق هم معرف مفهوم اجازه است .

 

البته مفاهیم فوق الذکر ( تفاوت اجازه و اذن ) خوشبختانه جایگاهی در حقوق ما ندارد و شاهد این هستیم که مقنن بعضاً اجازه و اذن را به جای یکدیگر هم به کار می‌برد و اگر نه در غیر این صورت ماده ۱۰۴۳ ماده ای بی پایه واساسی بود که هر کودکی می‌توانست برآن ایرادی وارد آورد.

 

حال آنکه اجازه در این ماده به جای کلمه اذن به کار گرفته شده باید دید کیفیت این اجازه (اذن ) و جلب نظر ولی چگونه است.

 

اولاً این رضایت ( اجازه ) باید صریح باشد اما اینکه به فعل هم ممکن است یا نه قانون‌گذار سکوت گذاشته است اما فی الواقع برای آن معنی مشاهده نمی شود یعنی رضایت ولی به فعل هم ممکن است . دوماً آیا سکوت ولی ( پدر یا جد پدری)دال بر رضایت وی است یا اینکه خیر حتماً باید اراده انشایی داشته باشد برای ابراز اراده خود که باز هم از آنجایی که در روال حقوقی سکوت علامت رضا نیست یعنی حتماً باید رضایت خود را ابراز کند.

 

درضمن ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی اظهاری دارد ، « . . . موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست . . .»

 

در اینجا هم این ابهام به وجود می‌آید که آیا اذن پدر ارجح است یا اذن پدربزرگ (جد پدری ) یا اینکه تقدم زمانی این ارجحیت را مشخص می‌کند یعنی اینکه اگر پدر یا جد پدری هر کدام موافقت را زودتر ابراز کنند نکاح به صحت منعقد می شود . که به نظر می‌رسد با بهره گرفتن از واژه ( یا ) در عبارت « پدر یا جد پدری او است. » قانون گذار اجازه پدر و جد پدری را در عرض یکدیگر دانسته ، اما اگر محل اختلاف بین نظر پدر و جد پدری پیش آمد تکلیف چیست ؟ یعنی مرجع صلاحیت دار برای فصل اختلاف کیست و کجاست . که قانون‌گذار در این مورد هم مسیر سکوت و مسامحه خود را پیش گرفته است .
ـ خلاف اصل بودن ولایت از آنجایی که ولایت در دختری که بالغ شده است خلاف اصل است لذا قانون‌گذار دایره شمول آن را حد المقدور محدود و محصور ‌کرده‌است که ذیلاً به
آن می پردازیم .

 

اولاً : مقنن این صلاحیت را به پدر و جد پدری داده است و موافقت یکی از آنان نیز اکتفا می‌کند.
ثانیاًً : اجازه پدر و جد پدری فقط ‌در مورد دختری لازم است که باکره باشد در غیر این صورت یعنی اگر باکره نیازی به اجازه پدر وجد پدری نیست که البته مقنن تعریفی از باکره ارائه نداده است .

 

ثالثاً : حدود و صلاحیت پدر یا جد پدری فقط و فقط در اجازه به دختر باکره است که آن را تحت عنوانی جدا بررسی خواهیم کرد .

 

حدود وصلاحیت پدریا جدپدری در اجازه در فقه پنج نظر راجع به حدود صلاحیت پدر ذکر شده است که به بیان یک ، یک آن ها خواهیم پرداخت .

 

دختر همچنان تحت ولایت پدر وجد پدری است و ولی می‌تواند مستقلاً دختر باکره رشیده خود را به عقد ازدواج دیگری در آورد.

 

این نظر در بین فقهای اهل سنت نظر فقهای شافعی ، مالکی وعده محدودی از فقهای امامیه مثل شیخ طوسی در کتاب نهایه و شیح یوسف بحرانی صاحب حدائق است و به ولی (پدر ) در اینجا ولی مجبّر گفته می شود یعنی کسی که می‌تواند مولی علیه خود را به اجبار به عقد دیگری در آورد .
پدر و جد پدری ولایتی بر باکره رشیده ندارد و او خود می‌تواند مستقلاً اقدام به نکاح نماید.
ابوحنیفه ولایت پدر بر دختر باکره رشیده ساقط می‌داند و می‌گوید دختر خود مستقلاً می‌تواند مبادرت به عقد نکاح نماید و هیچکس حق اعتراض به او را ندارد مگر اینکه به غیر کفو یا کمتر از مهر المثل ازدواج کند که در این صورت ولی حق اعتراض دارد و می‌تواند در دادگاه حق فسخ بخواهد .
تشریک در ولایت یعنی لزوم اذن ولی و دختر در عقد نکاح یا به تعبیر دیگر دختر اگر بخواهد ازدواج کند باید اجازه ولی را بگیرد .

 

از این قول به عنوان قول مشهور در بین فقهای امامیه یاد شده است در بین فقهای معاصر می توان به نظر امام خمینی ( ره ) ، آیت ا. . . مکارم شیرازی ، آیت ا. . . صانعی ، آیت ا . . . صافی و دیگر فقهای امامیه یادکرد و دربین فقهای متقدمین می توان به فقهای بزرگی مثل : سید مرتضی ، ابن جنیف ، سلاز ، ابن ادریس ، علامه حلی در کتاب تذکره و قواعد ، شهید اول و شهید ثانی در لمعه و شرح لمعه و محقق کرکی و صاحب جواهر اشاره کرد و فقهای یاد شده اذن پدر را حمل بر اصل استصحاب می دانند .
در عقد منقطع دختر مستقل است و نیازی به اذن ولی ندارد ولی در عقد نکاح دائم اجازه ولی لازم است .
عکس نظر فوق یعنی در عقد دائم دختر مستقل است و در نکاح منقطع اجازه ولی لازم است این قول که محقق آن را در شرایع نقل کرده گوینده آن معلوم نیست.

 

همچنین دو نظر بالا تقریباً خلاف نظر اکثر قریب به اتفاق فقها است زیر فقها در فتوای و اقوال خود بین نکاح دائم و منقطع تفاوتی نگذاشته و منظور ایشان از نکاح مطلق نکاح است چه دائم و چه منقطع .
موارد سقوط اذن اعتبار ولی در بعضی از موارد اعتبار اذن ولی ساقط می‌گردد و دختر باکره می‌تواند بدون اذن پدر یا جد پدری خویش اقدام به ازدواج کند و چنین ازدواجی هم صحیح و نافذی می‌باشد که این موارد را به تفکیک توضیح می‌دهیم اما پیش از آن به مطلبی بسیار مهم می پردازیم . ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی این طور مقرر می‌دارد که (. . . هرگاه پدر ویا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می‌تواند با معرفی کامل مردی که . . . ) همان‌ طور که در ماده فوق مشاهده می شود در جایی که پدر یا جد پدری بدون علت موجه اجازه ندهد بنابر نص صریح قانون اجازه او ساقط می شود اما متاسفانه مشاهدهمی شود که در بعضی از منابع و کتب حقوقی وفقهی مثل مناحج المتقین و شرح لمعه و همچنین مختصر حقوق خانواده دکتر امامی و صفایی صفحه ۸۲ از عبارت « ولایت او ساقط خواهد شد و دختر در نکاح استقلال خواهد داشت » بهره برده اند که این ابهام را ایجاد می‌کند که مگر ولایت هم قبل از رسیدن فرزند به بلوغ قابلاسقاط است ؟

 

یعنی اینکه به علت کوتاه پدر نه در امر اجازه در نکاح د ختر باکره خویش بلکه در هر موضوع دیگری ( مثل ندادن نفقه به دخترش و . . . ) نسبت به مولی علیه آیا می توان ولایت پدر را اسقاط کرد ؟

 

مگر نه اینکه ولایت پدر ( و جد پدری ) بر فرزند خود اکتسابی است نه انتخابی . یعنی پدر صرف پدر بودنش ولی فرزند نابالغ خویش است . والاّ اگر غیر از این بود و ولایت فقط و فقط مخصوص پدر ( جد پدری ) نبود مادر هم می‌توانست ولی اولاد خویش باشد در صورتی که این امر شدنی نیست یعنی مادر نمی تو اند ولی فرزند خویش باشد . حال با توصیف و تفاسیر فوق چطور می توان نظریه بعضی از علماء حقوق مثل : دکتر صفایی و دکتر امامی و همینطور فقهای بنام مثل : شهید ثانی را توجیح کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:34:00 ق.ظ ]




 

۲-۳-۴) محیط

 

محیط[۵۴] به معنای عوامل خارج از سازمان است که اثربخشی عملیات روزمره و رشد بلندمدت سازمان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و سازمان، کنترل کمی روی آن ها دارد و یا اصلاً آن عوامل، قابل کنترل به وسیله سازمان نیستند (آرنولد و فلدمن،۱۹۸۶).

 

در یک تقسیم بندی محیط را به محیط عمومی و اختصاصی تقسیم می‌کنند. محیط عمومی همه چیز را در بر می‌گیرد؛ چیزهایی نظیر عوامل اقتصادی، شرایط سیاسی، محیط اجتماعی، ساختار حقوقی، وضعیت زیست بومی و شرایط فرهنگی. محیط عمومی همه شرایطی که بر سازمان تأثیراتی داشته ولی وابستگی آن ها نسبت به سازمان واضح و روشن نیست را در بر می‌گیرد، محیط اختصاصی، بخشی از محیط سازمان بوده که به طور مستقیم با سازمان در تحقق اهدافش مرتبط می شود (رابینز، ۱۹۸۷).

 

۲-۳-۵) قدرت- کنترل

 

تاکنون به استراتژی،‌ اندازه، تکنولوژی و محیط به عنوان عوامل تعیین کننده مستقل ساختار سازمانی اشاره شد اما آنچه که مسلم است، هیچکدام از این متغیرهای اقتضایی، به طور کامل تعیین‌کننده ساختار نیستند. هر کدام از آن ها در تشریح بخشی از ساختار، نقش دارند. در بهترین شرایط، این عوامل چهارگانه فقط پنجاه تا شصت درصد تغییر پذیری در ساختار را تشریح می‌کنند. دیدگاه قدرت کنترل مطرح می‌کند که قدرت و کنترل می‌تواند آنچه را که مبهم مانده به نحوی شایسته تبیین و تشریح نماید. ‌بر اساس این دیدگاه در هر زمان، ساختار یک سازمان تا حد زیادی نتیجه اقدامات صاحبان قدرت آن سازمان در انتخاب ساختاری است که می خواهند به مدد آن کنترل خود را حداکثر سازند (رابینز، ۱۹۸۷).

 

۲-۴) انواع سازماندهی

 

۲-۴-۱) سازماندهی بر مبنای وظیفه

 

سازماندهی بر مبنای وظیفه به طبیعت کار و مهارت ها و تکنولوژی که برای انجام دادن آن نیاز است، بستگی دارد. بوروکراسی ها اغلب ‌به این طریق بخش‌بندی می‌شوند. بخش بندی وظیفه ای اغلب در شرکت‌های تولیدی کوچک یافت می شود. در داخل یک بخش، کار ممکن است به قسمتهای ریزتری تقسیم شود. برای مثال بخش مالی ممکن است شامل بخش هایی برای حساب های دریافتنی، حساب های پرداختنی اعتبار و صورت دستمزدها باشد (دابرین[۵۵] ،۱۹۸۹). آن گروه‌بندی فعالیت ها بر مبنای وظایف اساسی مانند تولید، فروش و مالی می‌باشد (دسلر[۵۶] ،۱۹۹۸۹).

 

در چنین ساختاری، فعالیت ها برحسب وجوه مشترکی که دارند و معمولاً از پائین به بالا گروه‌بندی می‌شوند. اگر محیط دارای ثبات بوده و اگر سازمان از نوعی تکنولوژی استفاده کند که یکنواخت و عادی باشد و نیز دوایر سازمانی وابستگی زیادی به یکدیگر نداشته باشند ساختار وظیفه ای مؤثر خواهد بود (دافت، ۱۹۹۸).

 

۲-۴-۲) سازماندهی بر مبنای محصول

 

در این ساختار، بخش های مختلف سازمان ‌بر اساس نوع محصول، نوع خدمت، گروهی از محصولات، نوع کار طرحها یا برنامه های اصلی یا بر حسب مراکز سود سازماندهی می‌شوند. هنگامی که محیط نامطمئن، تکنولوژی پیچیده و دوایر سازمانی وابستگی بسیاری زیادی به یکدیگر دارند و نیز زمانی که اعمال نفوذ عوامل خارجی، زیاد و تطابق با محیط از اهمیت بالایی برخوردار است،‌ چنین ساختاری بسیار مناسب است (دافت، ۱۹۹۸).

 

۲-۴-۳) سازماندهی بر مبنای مشتری ( ارباب رجوع)

 

سازماندهی بر مبنای مشتری، یک ساختار سازمانی بر مبنای نــیازهای مشتـریان می‌باشد. وقتی که هر دسته از مشتریان یا ارباب رجوع برای خرید کالاها یا خدمات مورد نظر خود به واحدی مراجعه می‌کنند که زیر نظر یک مدیر قرار دارد تقسیم کار برحسب ارباب رجوع یا مشتری تحقق یافته است (دابرین،۱۹۸۹). در ایــن نــوع سازماندهــی، بخش ها به منظور خدمت به مشتریان خاصی سازماندهی می‌شوند (دسلر، ۱۹۹۸ ).

 

۲-۴-۴) سازماندهی بر مبنای ناحیه جغرافیایی

 

سازماندهی بر مبنای ناحیه جغرافیایی عبارت است از گروه بندی بخش ها بر مبنای ناحیه جغرافیایی. در این ساختار سازمانی،‌ همه فعالیت های شرکت در نواحی جغرافیایی به یک مدیر گزارش می شود (دابرین، ۱۹۸۹). سازمانی که چنین ساختاری داشته باشد می‌تواند خود را با نیازهای خاص هر منطقه وفق دهد و کارکنان در پی تأمین اهداف منطقه ای بجای اهداف کشوری یا ملی هستند. در این سازمان ها، ایجاد هماهنگی در داخل واحدهای هر منطقه مورد تأکید قرار می‌گیرد بجای این که بین همه مناطق جغرافیایی یا سراسر کشور هماهنگی ایجاد کند (دافت، ۱۹۹۸).

 

۲-۴-۵) سازماندهی بر مبنای فرایند

 

“سازماندهی بر مبنای فرایند عبارت است از گروه بندی تلاش ها بر مبنای فعالیت های انجام شده به وسیله بخش های سازمانی. فرایند یا تجهیزات به کار برده شده در تولید یک محصول، ممکن است مبنایی برای یک طرح بخش بندی باشد. قرار دادن همه ماشین های کنترل در یک بخش و ماشین های تراش در بخش دیگر نشان دهنده سازماندهی به وسیله تجهـیزات می‌باشد” (دابرین، ۱۹۸۹ :۲۱۵).

 

۲-۵) انواع ساختار سازمانی

 

در یک طبقه بندی کلی سازمان ها را به دو نوع سازمان‌ها با ساختار مکانیک و سازمان ها با ساختار ارگانیک تقسیم بندی می‌کنند. که به تشریح هر کدام از آن ها پرداخته می شود.

 

۲-۵-۱) ساختار مکانیکی

 

ساختارهای مکانیکی[۵۷] به وسیله ویژگی هایی نظیر پیچیدگی و رسمیت زیاد و تمرکز گرایی شناخته می‌شوند، چنین ساختارهایی با وظایف یکنواخت مناسبت داشته و بر رفتارهای برنامه ریزی شده متکی بوده و در واکنش به رویدادهای پیش‌بینی نشده نسبتاً کند عمل می‌کنند (رابینز، ۱۹۸۷).

 

در ساختار مکانیکی، تصمیمات ‌در مورد تمامی ساخت سازمانی و امور فنی آن بدون کسب تکلیف از رهبران و یا صاحبان قدرت اتخاذ می شود و حوزه قدرت و اختیارات هر واحد سازمان،‌ معین است. همچنین برای اطمینان یافتن از انجام منظم و مداوم وظایف و مسئولیت ها، مقررات و آئین نامه هایی تدوین می شود. تصمیمات ممکن است در سطوح بالاتر سازمانی اتخاذ شود. اشخاصی که به تصدی شغلی گمارده می‌شوند باید آموزش های شغلی و تخصص لازم را دیده باشند. فعالیت رسمی سازمان بیشترین اهمیت را دارد و مدیریت از مقررات و خط مشی ها، رویه ها و آئین نامه های حاکم بر سازمان تبعیت می‌کند. طرحهای سازمانی مکانیکی و بوروکراتیک از جمله طرحهایی هستند که برای شرایط قابل پیش‌بینی مناسبند و تا زمانی که وقایع و امور مختلف آشنا و تکراری باشند، این گونه ساخت های سازمانی هم می‌توانند بسیار موفق باشند (هایک و گالت[۵۸]،۱۹۸۷).

 

۲-۵-۲) ساختارهای ارگانیکی

 

“ساختارهای ارگانیکی[۵۹] نسبتاً منعطف و انطباق پذیر بوده و تأکید بر ارتباطات موازی به جای عمودی دارند و نفوذ در آن ها ‌بر اساس مهارت و دانش صورت می‌گیرد به جای این که بر مبنای اختیارات ناشی از پست سازمانی باشد. مسئولیت ها به جای این که صرفاً بر اساس شرح شغل باشد، به صورت انعطاف پذیر، تعریف شده و تأکید برروی مبادله اطلاعات بوده به جای اینکه بر صدور دستورات باشد “(رابینز، ۱۹۸۷ :۱۵۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:20:00 ق.ظ ]




 

    1. ۱ . ر.ک: مرتضى مطهرى، همان، ج ۱۹، ص ۳۸۵ـ۳۹۱٫ ↑

 

    1. ۲ . همان ↑

 

    1. ۱ . مطهرى، مرتضی، مسئله حجاب، تهران، چاپ اول، ۱۳۴۷، ص ۶۲ ↑

 

    1. ۲ . همان، ص ۵۲ ↑

 

    1. ۱ . رازى,ابوالفتوح ، روض الجنان و روح الجنان، بنیاد پژهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، ۱۵،ص۴۱۴٫ ↑

 

    1. ۲ . فضل بن حسن, طبرسى، مجمع البیان،بیروت ،داراحیاء تراث عربی ،۱۹۸۳،ج ۸،ص۵۵۷٫ ↑

 

    1. ۱٫ طباطبایى،محمد حسین، ترجمه المیزان،بیروت، اعلمی ،ج ۱۶،ص۴۶۱٫ ↑

 

    1. ۲ . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، اسلامیه، ۱۷/۲۹۲٫ ↑

 

    1. ۳فخر الدین طریحى، مجمع البحرین، ذیل واژه جلباب. ↑

 

    1. ۴ . طبرسى،فضل بن احسن، مجمع البیان، ج ۷، ص ۲۷۱: «عن النبى(صلى الله علیه وآله) قال للزوج ما تحت الدرع وللابن والاخ ما فوق الدرع ولغیر ذى محرم أربعه أثواب درع وخمار وجلباب وإزار». ↑

 

    1. ۱ . قاسمی مرضیه،بررسی حجاب از دیدگاه قرآن وحدیث،ص۱۴۴ ↑

 

    1. ۲٫ همان ↑

 

    1. ۳ . . سیوطى،جلال الدین ، الدر المنثور، ج ۵، ص ۴۲٫ ↑

 

    1. ۴ کلاتری،علی،فقه وپوشش بانوان،قم،مؤسسه‌ بوستان،چاپ سوم،۱۳۷۷،صص ۴۱_۵۰ ↑

 

    1. ۱٫همان،صص۶۵_۷۱ ↑

 

    1. ۱٫ طباطبایى یزدی،محمد کاظم، عروه الوثقى، قم،دارالتفسیر،۱۳۷۶، ج ۱، ص ۵۷۲٫ ↑

 

    1. ۲٫ محمدی اشتهارى،محمد،پوشش زن در اسلام،ص۱۱۳ ↑

 

    1. ۱ در این بخش سعی بر این است که تا حد ممکن مطالب ‌از نگاه جرمشناختی وجامعه شناسی تحلیل وتبیین گردد. ↑

 

    1. ۱جمعی از مولفین، پژوهشکده فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و مطالعات اسلامی،مجله فقه،تیر۱۳۸۶ ↑

 

    1. ۲ کوهی ،محمدرضا،آسیب شناسی شخصیت و محبوبیت زن،ص۱۶۸ ↑

 

    1. .deviance ↑

 

    1. folkways ↑

 

    1. ۱ سلیمی، علی؛ داوری، محمد: جامعه شناسی کجروی،ص۲۴۲ ↑

 

    1. mores ↑

 

    1. ۳٫همان ↑

 

    1. law ↑

 

    1. ۵ همان ↑

 

    1. ۶ سلیمی، علی؛ داوری، محمد: جامعه شناسی کجروی،صص۳۸۴_۴۰۶ ↑

 

    1. ۷ همان،صص۴۰۶_۴۲۵ ↑

 

    1. rational choice approach ↑

 

    1. ۲ لیتل، دانیل: تبیین در علوم اجتماعی،ترجمه: عبدالکریم سروش، مؤسسه فرهنگی صراط، چ اول، ۱۳۷۳،صص۶۴و۶۵ ↑

 

    1. ۳سلیمی، علی؛ داوری، محمد: جامعه شناسی کجروی،ص۳۷۰ ↑

 

    1. ۴ همان،صص۳۷۱ ↑

 

    1. ۵ همان ↑

 

    1. Barbara Hudson ↑

 

    1. ۱ سلیمی، علی؛ داوری، محمد: جامعه شناسی کجروی،صص۳۲و۳۲۴ ↑

 

    1. ۱ آقابخشی،علی،فرهنگ علوم سیاسی،ص۹۳ ↑

 

    1. ۱٫سلیمی،علی؛داوری،محمد،جامعه شناسی کجروی ،ص۳۸۷ ↑

 

    1. .cognitiv definition ↑

 

    1. ۲ ستوده،هدایت الله ودیگران؛آسیب شناسی اجتماعی،چ چهارم،تهران،مؤسسه‌ انتشارات آوای نور ،ص ۸۹ ↑

 

    1. ۳٫ ولد،جرج؛برنارد،توماس؛جرمشناسی نظری،ترجمه علی شجاعی،تهران،انتشارات سمت،۱۳۸۰،ص۲۶۹ ↑

 

    1. .defferential association reinforcement theory ↑

 

    1. .social learning theory ↑

 

    1. ۱ .ولد،جرج؛برنارد،توماس؛همان،ص۲۴۹ ↑

 

    1. ۲ .سلیمی ،علی ودیگران؛همنشینی و کجروی،قم،مؤسسه‌ چاپ زیتون،چ اول،۱۳۸۸،ص۱۶۵ ↑

 

    1. ۱ .محبی ،فاطمه؛آسیب شناسی اجتماعی زنان؛مجله کتاب زنان،شماره ۱۴، ۱۳۸۱ ↑

 

    1. ۱ . محبی ،فاطمه؛همان ↑

 

      1. ۱٫ آسیب شناسی کج روی های اجتماعی- محمدحسین فرجاد- تهران- مرکز مطبوعات وانتشارات قوه قضاییه- .چاپ اول- بهار۱۳۸۳ ↑

 

    1. ۱٫ آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحرافات)- هدایت الله ستوده- تهران- انتشارات آوای نور- چاپ .شانزدهم- ۱۳۸۵ ↑

 

    1. ۱ . ولد،جرج؛برنارد،توماس؛همان،ص۲۴۴ ↑

 

    1. ۱٫ سلیمی ،علی ودیگران؛همنشینی و کجروی،ص۱۶۷ ↑

 

    1. ۱ احمد احمدی ، اصول و روش های تربیت در اسلام ، انتشارات واحد فوق برنامه بخش فرهنگی جهاد دانشگاهی ۱۳۶۴٫ص۶۵ ↑

 

    1. ۱٫عفتی،مریم، چرا حجاب؟ چرابی حجابی؟ ،برگرفته شده از سایت www.efaf89.mihanblog.com

 

    1. .۱ طباطبایی،سیدعلی، بدحجابی،ریشه ها،تاملی بر ابعاد عملی وتجربی حجاب،به اهتمام محمد جواد جاوید،پژوهشکده مطالعات فرهنگی واجتماعی،۱۳۸۸،ص۶۳ ↑

 

    1. ۱ محمدی،جمشید،نمادهای فردی علل بد حجابی ،ص۴۲ ↑

 

    1. ۱ گـولد، جولیوس،فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر پرهام و دیگران، انتشارات مازیار، چاپ اول، ۱۳۷۶٫ص۱۰۰ ↑

 

    1. .۱ شالچیان ،علی ، عباسی ،ملوک ، دین و رسانه ،مجله سنجش و پژوهش ،سال دهم شماره ۳۶، زمستان ۱۳۸۲٫ ↑

 

    1. ۲٫رابنگتن،ارل؛واینبرگ،مارتین؛رویکردهای نظری هفتگانه در بررسی مسائل اجتماعی،ترجمه رحمت الله صدیق سروستانی،انتشارات دانشگاه تهران،چ سوم،۱۳۸۲،ص۶۶ ↑

 

    1. ۱٫ معتمدنژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی، تهران، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، ۱۳۵۵،ص۳۱ ↑

 

    1. ۲٫ ستوده،هدایت الله ودیگران؛آسیب شناسی اجتماعی،چ چهارم،تهران،مؤسسه‌ انتشارات آوای نور، ص۴۵ ↑

 

    1. ۳ .امین صارمی،نوذر؛انحرافات اجتماعی و خرده فرهنگ‌های معارض؛تهران دانشگاه علوم انتظامی ناجا؛۱۳۸۰؛ص۲۴ ↑

 

    1. ۱ . امین صارمی،نوذر؛انحرافات اجتماعی و خرده فرهنگ‌های معارض؛ص۳۹ ↑

 

      1. ۲ . مراد از خرده فرهنگ، عناصر فرهنگی متمایز از فرهنگ غالب در جامعه است . مثلاً مهاجرین به یک منطقه، به علت تفاوت فرهنگی با فرهنگ منطقه میزبان، دارای خرده فرهنگ هستند و عناصر فرهنگی متمایز از آن ها نسبت به عناصر فرهنگی میزبان عناصر خرده فرهنگ آنان است . در استعمال اصطلاح خرده فرهنگ، فرهنگ غالب مفروض است . ‌بنابرین‏ در این نوشته به کار بردن خرده فرهنگ با مشکل تعیین فرهنگ غالب روبرو است که سعی می‌کنیم در هر جا با آوردن قیود توضیحی ، مراد را به طور روشن مطرح کنیم . ↑

 

    1. ۱٫همان،ص۲۹ ↑

 

    1. ۲٫همان،ص۳۰ ↑

 

    1. ۱ . رفیع پور،فرامرز؛وسایل جمعی وتغییر ارزش‌های اجتماعی،صص ۱۲_۱۸ ↑

 

    1. ۲ . تاجیک، محمدرضا، گفتمان امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران، نگاهی به مسائل امنیتی ایران، به اهتمام امیر حسین ‌علی نقی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۰٫ص ۵۱ ↑

 

    1. ۳ . محبوبی منش، حسین ،تحلیل اجتماعی مسئله حجاب،مجله کتاب زنان ، زمستان ۱۳۸۶ – شماره ۳۸ ↑

 

    1. ۱ همان،ص۶۹ ↑

 

    1. ۱ .ابراهیم زاده ،حسن؛حجاب،رسانه های جمعی وهویت ما؛برگرفته شده از سایت راسخون ؛۱۳۸۷ ↑

 

    1. ۱٫ ساروخانی، باقر،جامعه شناسی ارتباطات، انتشارات اطلاعات، چاپ پنجم، ۱۳۷۳،ص۶۹ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:47:00 ق.ظ ]




 

پژوهش‌های اجتماعی به صورت خرد و کلان در حوزه سلامت روانی و اجتماعی به صورت منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی انجام یافته است، این امر اثبات می‌کند که تحت تأثیر دامنه بسیاری از عوامل جمعیت شناختی، اجتماعی، روانی و فرهنگی می‌توان عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی را مورد تأمل و بررسی قرارداد و به نظر راسنفیلد[۵۸] یکسری از عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی و روانی شامل “پایگاه اجتماعی-اقتصادی (SES)، موقعیت تأهل، جنسیت، مهارت‌های ارتباطی، مذهب، سرمایه اجتماعی و… می‌باشد” (راسنفیلد، ۱۹۹۷٫ به نقل از حاتمی، ۳۰:۱۳۸۹).

 

۱-۷-۳-۲ پایگاه اجتماعی-اقتصادی

 

این مؤلفه رابطه روشن و صریحی با سلامت از جمله سلامت اجتماعی دارد. در واقع هر چه فقر اقتصادی و شرایط نامناسب و وضعیت‌های درآمدی نامناسب تر باشند، پایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد در نتیجه وخیم تر است، که این امر باعث می‌شود سبک زندگی افراد در تمام زمینه‌ها از جمله سلامت اجتماعی آنان به خطر افتد. با توجه ‌به این مسائل از دیدگاه گراهام[۵۹] “سلامتی فرد به عنوان یک موضوع مهم نتیجه شرایط اقتصادی-اجتماعی است. افرادی که از لحاظ اقتصادی-اجتماعی در شرایط بهتری قرار دارند، به دلیل توانایی و دسترسی بهتر در وضعیت مطلوب‌تری قرار می‌گیرند؛ و در مقابل افرادی که به طبقات پایین جامعه تعلق دارند از سلامتی نامطلوب رنج می‌برند. به باور وی عواملی که باعث می‌شوند تغییرات در وضعیت اقتصادی-اجتماعی افراد بر سلامتی (جسمی، روانی، اجتماعی) تأثیر بگذارد. در سه مقوله مادی، رفتاری و روانی اجتماعی قرار می‌گیرند.”(گراهام، ۲۰۰۱: ۱۴ به نقل از هزارجریبی و همکار، ۳۰۹:۱۳۹۱).

 

۲-۷-۳-۲ وضعیت تأهل

 

متأهل بودن همواره امری مرتبط با سلامت و ارتقای سلامت بالأخص سلامت اجتماعی به ویژه برای مردان بوده است.

 

لیلارد و وایت[۶۰] دریافتند که ازدواج باعث کاهش رفتارهای پرخطر در مردان می‌شود. ازدواج همچنین مرتبط با افزایش سطح (البته نه به صورت مطلق) پایگاه اقتصادی-اجتماعی است که به ویژه بر سلامت تأثیر می‌گذارد (وایت، ۱۹۹۶).

 

متأهل بودن فواید زیادی برای سلامتی (بالأخص از نوع اجتماعی) دارد مثلاً فرد را همراه کسی می‌کند که همسر اوست و این عالمی است که برای سلامت اجتماعی مردان حائز اهمیت است. فایده دیگر ازدواج تأمین حمایت عاطفی و اخلاقی در لحظات اضطراب آفرین است. اما مجرد بودن هم فواید خاص خود را دارد. مارکس[۶۱] و لمبرت[۶۲] (۱۹۸۸) دریافتند که اگر چه ازدواج به طور کلی سلامت اجتماعی و روانی مردان و زنان را افزایش می‌دهد اما افراد مجرد برخی جنبه‌های ویژه از سلامت را تجربه می‌کنند که از همه مهم تر حس استقلال و رشد فردی بیشتر از افراد متأهل است.

۳-۷-۳-۲جنسیت

 

سلامت با توجه به جنسیت تفاوت‌هایی را پیدا می‌کند. مردان در مقایسه با زنان، بیشتر در معرض خطرات و ریسک‌های سلامت قرار دارند، از آن رو که جنسیت می‌تواند تا حد زیادی تعیین‌کننده میزان کنترل منابع اجتماعی-اقتصادی و شیوه رفتار با افراد در محیط اجتماعی‌شان باشد. زنان دو برابر مردان افسردگی دو قطبی را تجربه می‌کنند و نیز از خشونت‌های خانوادگی، اضطراب روانی، خشونت جنسی، فشارهای مربوط به سو گیری‌های جنسیتی و اجبار در ایفای نقش‌های چندگانه رنج می‌برند. مردان متأسفانه عمدتاًً گرفتار اعتیاد به مواد مخدر، پرخاشگری و جامعه ستیزی می‌شوند و همچنین سه برابر احتمال دارد که شخصیت ضد جامعه در آنان شکل گیرد و این در حالی است که رایج‌ترین اختلال در میان زنان، اختلالات ترس است. مردان در مقایسه با زنان رفتار آسیب‌زننده‌تری دارند که سلامت آنان را به خطر می‌اندازد (سازمان بهداشت جهانی، ۲۰۰۵).

۴-۷-۳-۲ عوامل روانی و اجتماعی

 

در حالی که تأثیر عوامل روانی-اجتماعی بر سلامت از دیرباز موضوع مناقشه بوده است، اما این بار، در سال‌های اخیر اعتبار پیدا ‌کرده‌است. کاسیوپو[۶۳] خاطرنشان می‌سازد که بسیاری از مشکلات امروز در زمینه سلامت، مبناهایی متغیر از اضطراب، خشم و افسردگی گرفته تا احساس سرخوشی غیر واقعی ناشی از مصرف مواد مخدر است (کاسیوپو، ۱۰۵۰:۲۰۰۳).

 

سلامت روانی: سلامت روانی رسیدن فرد ‌به این تصور است که زندگی‌اش منسجم و معنادار (ریف، ۱۹۸۹) است. مدل ریف برای سلامت ریف مدلی را برای سلامت روانی پیشنهاد می‌کند که از ۶ بعد پذیرش خود، تسلط بر محیط، هدفمند بودن زندگی، رشد فردی، استقلال و روابط مثبت با دیگران تشکیل می‌شود و نمایانگر چالش‌هایی است که فرد در تلاش برای رسیدن به خود شکوفایی با آن‌ ها روبرو می‌شود (ریف و کییز، ۱۹۹۵).

 

ریف و کییز (۱۹۹۵) یک مفهوم‌سازی نظریه محور از سلامت روانی ارائه می‌دهند که از کار نظریه‌پردازان اولیه الهام می‌گیرد. جنبه‌های سلامت روانی ریشه در مفهومی دارند که ارسطو ارائه می‌دهد مبنی بر اینکه سعادت نهایی در موجودیت بشر حاصل سعادتی است که محصول جانبی رسیدن به خود شکوفایی به شمار می‌رود. نظریه ریف و کییز هم‌راستا با کار نظریه‌پردازانی همچون راجرز[۶۴](۱۹۶۷)، ماسلو[۶۵](۱۹۶۸) است که عناصر مختلف سلامت روانی را طرح و شرح دادند.

 

ربر[۶۶] معتقد است که واژه خود شکوفایی نخستین بار توسط گلداشتاین[۶۷] به عنوان یک نظریه‌پرداز ارگانیسمی، مطرح شد تا توصیفی برای انگیزه ذاتی انسان‌ها برای رشد کامل توان بالقوهشان باشد. گلداشتاین معتقد بود که خود شکوفایی انگیزه اولیه انسان است و تمام انگیزه های دیگر زیرمجموعه آن قرار می‌گیرند. ریف اقدام به بررسی متون علمی کرد که کارکردهای روانی سطح بالاتری را مورد توجه قرار می‌دادند و ترکیب آن ها به اجزای پایه‌ای اعتقادات رایج درباره رفاه روانی رسید. دیدگاه‌های نظری درباره کارکرد یک فرد بالغ که مورد توجه ریف قرار گرفتند عبارت‌اند از: خود شکوفایی که ماسلو (۱۹۶۸) مطرح می‌کند، مفهوم بلوغ که دیدگاه آلپورت[۶۸] است، دیدگاه فردیت که یونگ[۶۹] مطرح می‌کند و مفهوم کارکرد کامل فرد بزرگسال که راجرز نظراتی درباره آن دارد (ریف، ۱۹۸۹). ریف با کنار هم قرار دادن این رویکردها، به درون‌مایه‌های مشترکی می‌رسد که برای سلامت روانی مثبت نمونه هایی ذکر می‌کنند. این درون مایه ها شامل تحلیل‌های مثبت از خود فرد و دیگران، عقیده به معنادار بودن زندگی، داشتن روابط سالم با دیگران، ظرفیت مدیریت زندگی شخصی، خودشناسی و آگاهی از رشد دامنه‌دار فردی می‌شوند. ریف در واقع یک مقیاس برای سلامت روانی تعیین کرد (مقیاس PWB) که همراه با ادغام الگوهای نظری چندگانه درباره کارکردهای مثبت روانی بود. مدل PWB چندبعدی به عنوان معرف ابعاد روان‌شناختی “شکوفایی چالشی” توصیف شده است (ریف، کییز و شموتکین، ۱۰۰۸:۲۰۰۱).

 

ریف و کییز هر یک از ابعاد مدل سلامت روانی خود را تعریف کرده‌اند: پذیرش خود: پذیرش خود عبارت از قابلیت شناسایی و پذیرش خصوصیات مثبت و منفی یک فرد است (ریف، ۱۹۸۹) و کسانی که پذیرش خود را به خوبی انجام داده‌اند، نگرش و تصور مثبتی از خوددارند و هر دو جنبه شخصیت خود را می‌پذیرند و با گذشته خود مشکلی ندارند (ریف و کییز، ۱۹۹۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:07:00 ق.ظ ]




 

حقوق ایران در این زمینه موقعی خاص دارد: از طرفی نفوذ حقوق فرانسه در آن ‌به روشنی قابل تشخیص است و از طرف دیگران نفوذ همه جانبه نیست با توجه به آنچه در فوق گفته شد حاکی از اینکه تاثیر تدلیس در مدلس در حقوق اسلامی علی الاصل مورد توجه نیست ولی در حقوق فرانسه یکی از شرایط اساسی تحقق تدلیس است ملسم می شود قانون‌گذار ایران در ماده۴۳۸ قانون مدنی که مقرر می‌دارد عملیات باید موجب فریب طرف معامله شود تا تدلیس پدید آید به حقوق فرانسه نظر داشته است منتهی در این ماده ظاهراًً دو نکته مسکوت مانده است:

 

اول اینکه ذکر نشده است منظور از فریب چیست: آیا مانند حقوق فرانسه باید این فریب بدان درجه از اهمیت باشد که اگر باین علت نمی بود فریب خورده تن به انعقاد عقد در نمی داد یا آنکه هر فریبی خواه علت اصلی عقد بوده یا نبوده باشد برای تحقق تدلیس کافی است ؟ آنچه از ماده بر می‌آید ‌بیشتر در جهت تأیید فکر اخیر است یعنی در واقع مقررات این ماده ناظر بر همه صور تدلیس است و هم آنچه را در حقوق فرانسه تدلیس اصلی خوانده می شود در بر می‌گردد و هم تدلیس فرعی را بعبارت دیگر عمومیتی که در تنظیم ماده به کار رفته است و بودن قیدی همانند آنچه در ماده ۱۱۱۶ قانون مدنی فرانسه ذکر شده و ضابطه تدلیس اصلی گشته است نشان می‌دهد که در حقوق ایران تفاوتی بین تدلیسی که انگیزه اصلی عقد شود و تدلیسی که در شرایط ثانوی آن تاثیر کند وجود ندارد این نظر صرفنظر از بنیاد لفظی آن در تفسیر عبارت ماده از چند جهت دیگر نیز قابل تر است:

 

در خود حقوق فرانسه چنان که دیدیم تفاون بین تدلیس اصلی و فرعی بیشتر یک عارضه تاریخی است که به حقوق رم بر می‌گردد حال آنکه در حقوق ایران چنین سابقه تاریخی که لااقل توجیه برای چنین تفکیکی باشد وجود ندارد. [۵۸]

 

مولفین فرانسوی نیز همان گونه که گفته ایم باشکال عملی دادرس در تفکیک این دو نوع تدلیس توجه داشته اند و به طور ضمنی از آن انتقاد کرده‌اند, منتهی چون قانون مدنی فرانسه حق فسخ را منحصربه صورت تدلیس اصلی ‌کرده‌است آن را اجباراً پذیرفته اند حال آنکه در حقوق ایران از راه فقه شیعه نفوذ خود را در مقررات قانون مدنی آشکار می‌کند مقررات قانونی ناظر به اثر حقوقی تدلیس اجباری برای قبول تفکیک بین این دو نوع تدلیس ایجاد نمی کند.

 

باضافه همچنان که در فقه اسلامی اگر چه در زمینه دیگر تصریح می شود به ‌عنوان یک اصل عقلی در سایر نظامهای حقوقی نیز دربنیاد مورد قبول است هر شرط خود ازائی از جز ثمن یاعوض قراردادی دارد و دشوار بتوان گفت که تدلیس در شرایط فرعی یا ثانوی عقد در چه زمانی به آن اندازه از اهمیت می‌رسد یا نمی رسد که مشتری اگر از تدلیس اطلاع می داشت حاضر به انعقاد عقد در برابر ثمن یا عوض قراردادی نمی شد.

 

حقوق انگلیس نیز بستگی تدلیس و اشتباه آشنا است اگر چه بدلایلی مبخش و پیچیده که بیرون از بحث این مقاله است ماهیت اشتباه در حقوق انگلیس خود مایه گفتگوها و برخوردهای نظری بسیار است کافی است اشاره کنیم که اشتباه در کامن لا سبب بطلان مطلق عقد می شود و بهمین جهت جز در موارد که اشتباه عناصر اصلی و اساسی عقد را از بین ببرد در حیطه کامن لا و بدون تاثیر است حال در مواردی نادری که تدلیس دارای چنان ماهیتی باشد که موجب اشتباه اساسی گردد کامن لاو … عقد را باطل می نگارد) و بهمین جهت در این صورت استثنایی عقد باطل نیست پس باید دید تدلیس , مستقل از اشتباه , چه درمانی در حقوق انگلیس دارد. [۵۹]

 

از آنجایی که تدلیس در حیطه نظریه سو عرضه می‌آید و سو عرضه ممکن است مدلسانه یا معصومانه باشد ابتدا باید دید سو عرضه بهر دو صورتش چه نتایجی بیار می آورد و آگاه آثار را که خاص سو عرضه مدلسانه است بیان کرد ولی پیش از آن باید توجه داشت که بر هم زن عقد در حقوق انگلیس بر دو نوع و هر نوع تابع احکام خاصی است : یکی در قلمرو قواعد کامن لاو است و احتیاجی به اقدام قضایی ندارد و بر هم زننده عقد راساً حق استفاده از این حق را دارد و دیگری در حیطه اکوئیتی است و با مراجعه به دادگاه و حکم قاضی انجام می‌گیرد در صورت اول اصطلاحاً عقد را قابل ابطال می خوانند و در صورت دوم از فسخ عقد سخن می‌گویند پس آنچه در حقوق ایران اصطلاحاً فسخ خوانده می شود به مفهوم قابلیت ابطال حقوق انگلیسی نزدیکتر است ولی در معنای اعم شامل هر دو نوع بر همزدن عقد در انگلیس می شود ولی در این مقاله برای روشن بودن مفاهیم خاص انگلیس از این پس (قابل ابطال) و (فسخ) را بمعانی مذکور در پیش به کار می بریم.

 

سو عرضه خواه مدلسانه باشد یا معصومانه به طرف مقابل حق می‌دهد که فسخ عقد را از دادگاه بخواهد منظور از این فسخ بازگرداندن عین وضع پیش از عقد است ‌بنابرین‏ خواهان فسخ باید آنچه را بنا به عقد دریافت داشته است بطرف دیگر بازپس دهد و می‌تواند مخارجی را که در اثر عقد به وجود آمده و متحمل شده است دریافت کند ولی در سو عرضه معصومانه نمی تواند خسارت بگیرد حال اگر باز گرداندن طرفین بوضع پیش از عقد میسر نباشد یا خواهان فسخ پس از آگاهی بر سو عرضه عقد یا ضمناً تنفیذ کرده باشد یا چنان تاخیری در ابطال عقد یا تقاضای فسخ کند که در حکم تنفیذ ضمنی بشمار آید یا تجویز فسخ غیر منصفانه گردد یا شخص ثالثی با حسن نیت و در برابر پرداخت عوض بر مال موضوع عقد که در اصل از آن متقاضی و بنا به عقد عرضه کننده منتقل شد حقی پیدا کند ابطال عقد جائز نیست و دادگاه نیز حکم به فسخ نمی دهد. [۶۰]

 

در سوعرضه مدلسانه مدلس گذشته از راه های که تاکنون بر شمرده شد می‌تواند عقد را صریحاً یا ضمناً بدون مراجعه بدادگاه ابطال کند و ابطال بلافاصله مؤثر است همچنین می‌تواند فسخ عقد و خسارت را با هم بخواهد باعقدی را نگاه دارد و تنها خسارت بخواهد آنچه در اینجا باید افزود طریقه خواستن خسارت است بنا به قواعد کامن لاو سو عرضه اگر به صورت شرط ضمن در نیاید ایجاد حقی برای گرفتن خسارت نمی کند و اگر در آید دیگر واقعاً سو عرضه بمعنای اصطلاحی آن که در پیش شرح آن گذشت نیست بلکه شرط ضمن عقدی است که تحقق نیافتن یا اجرا نشدنش تخلف ‌از عقد است حال اگر (سو ضمن عقدی است که تحقق نیافتن یا اجرا نشدنش تخلف از عقد است حال اگر سو عرضه بمفهوم اصطلاحی آن پدید آید یعنی شرط ضمن عقد نباشد تنها در صورتی که مدلسانه باشد مدلس می‌تواند نه از راه عقد بلکه از راه اقامه دعوای شبه جرمی فریب تقاضای خسارت کند بگفته دیگر در چنین موردی عمل واحد مدلس هم ضمانت اجرای عقدی دارد و هم ضمانت اجرای شبه جرمی که خسارت باشد جالب آنکه اگر در فسخ عقد خواه در سو عرضه مدلسانه و خواه معصومانه فسخ کننده که موضوع عقد را باز می‌گرداند می‌تواند برای باز پس گرفتن قسمتی که بنا به عقد به مدلس داده بود دعوایی اقامه کند که به مفاهیم فرانسه نزدیک می شود.

 

طبیعی است که بار اثبات بعهده مدعی آن است ولی در تدلیس حکمی چنان که در بحث آن گفتیم وجود تدلیس قانوناً فرض می شود و طرف با نفوذ باید خلاف آن را ثابت کند و نیز نشان دهد که معامله به غبطه طرف نفوذ پذیر بوده است.

 

نتیجه آنکه نوع ضمانت اجرا چگونگی اقامه دعوا همراهی اکوئیتی با کامن لاو و نیز باز بودن راه استفاده از مسئولیت مدنی برای جبران کمبودهای دیرینه پای کامن لاو و در زمینه قرارداد گرچه مدلس را در وضعی بس بهتر از کسی می نهد که تنها به دادخواهی در برابر سو عرضه معصومانه راهی آستان دادگاهست ولی مفاهیم و روش های حقوقی ایندو نظام در پایه از یکدیگر جدا است. [۶۱]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:28:00 ق.ظ ]




 

    1. – Fax ↑

 

    1. -Electronic Data Interchanging :EDI ↑

 

      1. -برای اطلاع از قوانین مصوب، نک: http://www.irtp.com/farsi/laws/659/index.htm

 

    1. -Business – to – Business commerce (B2B) ↑

 

    1. -Society of worldwide Interbank Finaneied tele communication(SWIFT) ↑

 

    1. – Business – to – Consumer commerce (B2C) ↑

 

    1. – Consumer – to – Consumer Commerce (C2C) ↑

 

    1. -The united Nations commissions on international trade law (UNCITRAL) ↑

 

    1. -www.Unidroit.org ↑

 

      1. – در حقوق ایران بر حسب قانون و رویه قضایی، شکلی بودن قرارداد، متضمن نوشته بیان اراده و امضای آن از طرف صاحب بیان است ↑

 

    1. – بموجب ماده ۳۲ قانون تجارت الکترونیکی «آئین نامه و ضوابط نظام تأسيس و شرح وظائف این دفاتر توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و وزارتخانه­های بازرگانی، ارتباطات و فناوری اطلاعات، اموراقتصادی و دارایی و دادگستری تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسیده. ↑

 

    1. – Online ↑

 

    1. Rawls, Amelia ↑

 

    1. -با این وجود بعضی از نویسندگان قراردادهای منعقد بواسطه پست الکترونیکی را به جهت ویژگ یهای الکترونیکی آنی و فوری شمرده و این قرارداد به مثابه قراردادهای منعقد بین حاضرین در یک جلسه می دانندAkipek, S: Ozel Hukuku ve Internet, Inter-TR 99 Konferansi, s.8.tam metin/hukuk.htm. http://inet-tr.org.tr/inet.comf5/tam; Catherine Elliott&Frances Quinn: Contract Law, Seventh Edition, London, 2009 ↑

 

    1. – Clic Worpped ↑

 

    1. – Shrink Worp ↑

 

    1. – طبق ماده ۷ )ب( قانون یکنواخت سازی معاملات الکترونیکیآمریکا اثر قانونی یا قابلیت اجرای قرارداد را صرفاً به دلیل استفاده از یک رکورد)سند( الترونیکی در انعقاد آن نمی توان رد کرد Uniform Electronic Transactions Act 1999 United States ↑

 

    1. Fransworth ↑

 

    1. – بند ۲ ماده ۱ اصول قرارداد های تجارت ماده ۱ قانون یکنواخت و تجاری آمریکا:UNIDROIT, Art 1(2); Uniform Electronic Transactions Act, Sec 2 ↑

 

    1. – UNCITRAL Model law on Electronic commerce. 1996. ↑

 

    1. – Uniform Electronic transactions Act. 1999 ↑

 

    1. – DIRECTIVE 2000/31/EC ↑

 

    1. – UNIDROIT ↑

 

    1. – لزوم به رعایت تشریفات گاه در مرحله انعقاد عقد و گاه در مرحله اثبات آن است، آنچه در اینجا به بحث ما مربوط می شود قسم نخست است. ↑

 

    1. – Report of task force on state law exclusions (Sep.21.1998 at “www.webcom.com/legaled/ ETAF forum/does/report4 ↑

 

    1. – Statute of frauds ↑

 

    1. N. Beattj and S. Samuelson ↑

 

    1. K. Widne and K. Bahler ↑

 

    1. – German civil code, S. 126-128, Italian Civil code, S. 1350 ↑

 

    1. – Art 12, 14, 20, 22 of the convention on the limitation period in the international sale of Goods, Art II at the convention on the Recognition and Enforcement of foreign Arbitral awards…. ↑

 

    1. – UCC 1-201 (46); Restatement (Second) of contracts & 131, 133 ↑

 

    1. R. J. Robertson ↑

 

    1. Swink ↑

 

    1. – Pike Indus V. Middleburj Assoc., 398 A. 2nd 1979; Sonders V. Roosevelt, 476 N. Y. S. 2nd 1984. ↑

 

    1. – UCC & 1 – 201 (39); Restatement (Second) at contract & 134 در حقوق انگلستان: ۱-Howlej V. Whipple. 48 N. H. 48, 1869 ↑

 

    1. – Italian Civil code, 1350, swiss code af obligation, Art 216 ↑

 

    1. – UETA 7©; E. SIGN, 15 U.S.C. 7001, Uniform electronic commerce Act of canada, Art 7 ↑

 

    1. -DIRECTIVE 1999, 93/EC of the European parliament Art 5l; uniform commerce Act of canada, Art 10; VETA 7(d) ↑

 

    1. -DIRECTIVE 2000, 31/EC Art 9, A/CN. 9/WG. IV/WP. 100, Art 8(1) ↑

 

    1. – ماده ۱۲: اسناد و ادله اثبات دعوی ممکن است به صورت داده پیام بوده، در هیچ محکمه یا اداره دولتی نتوان بر اساس قواعد ادله موجود، ارزش اثباتی داده پیام را صرفاً به دلیل شکل و قالب آن رد کرد. ↑

 

    1. – Code of obligation, Art7 par2 ↑

 

    1. -Uncitral ↑

 

    1. – شیخ انصاری می فرماید: «والذی یظهر من النصوص المتفرقه فی ابواب العقود الازمه و الفتاوی المعترضه لصیغتها فی البیع بقول طملق ، و فی بعض انواعه ، و فی غیر البیع من العقود الازمه : هو الاکتفاء بکل لفظ له ظهور عرفی معتدبه فی المعنی المقصود ، فلا فرق بین قوله ، بعت و ملکت و بین قوله : نقلت الی ملکک ، او جعلته ملکا لک بکذا».(المکاسب، کتاب البیع،ج۲، ۱۲۰). ↑

 

    1. pichler ↑

 

    1. rittenden ↑

 

    1. Pieliminary Draft of Netherland- ↑

 

    1. Weber ↑

 

    1. Miguel, ↑

 

    1. – ibid ↑

 

    1. Oudenhove ↑

 

    1. -Cour de cassation, 1 ere chambre civil, 19.Jan.1977, Bulletin civil 1, 1977, No. 36:The german civil code, sec 147 (2); the italian civil code, Art 1326, par 2, the swiss code of obligations, Art 5 pura 1; T.Verbiest and E. wery, le droit de linterney et de la societe dee linformation, lavcier, brussels, 2001 (P. 275) ↑

 

    1. – check out ↑

 

    1. -information shipping ↑

 

    1. – shipping Address ↑

 

    1. – Issuing Bank. ↑

 

    1. – Merchant Account ↑

 

    1. – Acquiring Bank ↑

 

    1. Direct cash like ↑

 

    1. Token ↑

 

    1. Direct Account Based ↑

 

    1. Creditanddebit checks ↑

 

    1. electronic checks ↑

 

    1. digital cash ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 11:51:00 ب.ظ ]




باید توجه داشت که گاهی اتفاق می افتد که مالی در زمان تلف دارای ارزش بوده ولی پس از مدتی از ارزش آن کم شده و یا بی ارزش می شود پس عادلانه نیست که مسئول جبران خسارت ملزم به دادن مثل مال تلف شده بشود و در واقع خسارت زیان دیده جبران نشده باقی بماند. لذا در اینگونه موارد دادگاه حکم به پرداخت قیمت مال تلف شده می‌کند و اینکه قیمت تا چه زمانی باید پرداخت شود، در ماده ۳۱۲ قانون مدنی بیان گردیده، منتها پرداخت قیمت حین الاداء که در متن ماده مذکور ذکر گردیده در این موارد عادلانه نیست. زیرا مالی که از ارزش افتاده و یا ارزش آن کاهش یافته است، مسلم است که در زمان اداء پرداخت قیمت، مال دارای کمترین ارزش بوده و این به ضرر زیان دیده و به سود خسارت زننده و مسئول است. مثل مواد سوختنی که در زمستان دارای ارزش بیشتری است و از بین رفته باشد و زیان زننده بخواهد در تابستان آن را جبران کند و قیمت آن را بپردازد مسلماًً در این زمان ارزش آن کمتر بوده و الزام مسئول به پرداخت قیمت در زمان اداء از انصاف به دور است. پس می توان گفت این کاهش قیمت نیز بر مبنای قواعد تسبیب قابل مطالبه است البته این در صورتی است که بتوان شخصی را که نمی‎تواند مال را مسترد نماید، مسبب این کاهش قیمت دانست (کاتوزیان، ۱۳۸۵: ۲۰۸).

 

در مواردی که مال تلف شده، مثل دارد، اما خرید و فروش آن در اختیار دولت قرار گرفته و یا به طور کلی ممنوع گردیده است، در صورت انحصار، مسئول باید قیمت انحصاری، در صورت ممنوع بودن آخرین قیمت قبل از ممنوعین را پرداخت نماید زیرا در حکم تلف است (امامی، ۱۳۷۳: ۳۷۱).

 

ب) دادن قیمت

 

پرداختن مبلغی پول به زیان دیده معمولی ترین شیوه جبران خسارت است که امروزه رویه قضایی نیز تمایل زیادی به آن نشان داده است. به جز در مواردی که زیان، معنوی باشد در سایر موارد با توجه به اوضاع و احوال قضیه ارزیابی می‌گردد البته حتی ‌در مورد زیان های معنوی نیز در بسیاری از کشورها و آرا موجود تقویم به پول را یکی از بهترین شیوه های جبران خسارت معنوی لحاظ کرده‌اند (کاتوزیان، ۱۳۸۷: ۲۳۸).

 

برای تعیین میزان پولی که دادگاه به عنوان خسارت معین می‌کند رعایت نکات ذیل مهم به نظر آید:

 

یکی اینکه میزان پولی که برای جبران خسارت داده می شود متناسب با میزان زیان وارده است نه درجه و چگونگی تقصیر عامل ورود زیان. ممکن است از تقصیری جزئی خسارت زیادی به بار آید و مقصر را ناچار به جبران آن نماید و یا گاهی شخص به جبران خساراتی محکوم شود که از تقصیر وی ناشی نشده ولی عدالت و مصلحت اجتماعی ایجاب می‌کند که آن را بپردازد. دوم اینکه معیار تعیین خسارت مقدار پولی است که بتواند زیان دیده را هرچه بیشتر به وضع سابق خود نزدیک کند و همه ضرر وارده را جبران نماید، پس باید راه حلی را انتخاب کند که به وسیله آن همه خسارت جبران گردد و ضرری جبران نشده باقی نماند. حتی در مواردی جبران ضرر هزینه ای را در پی داشته باشد آن هم بایستی توسط مسئول پرداخت شود و یا در صورت که شیء مستعمل بوده و تلف شده است برای تهیه مثل آن اگر شیء نو تهیه و به زیان دیده تحویل گردد، نمی توان اختلاف قیمت شیء مستعمل و نو را به صرف استعمال، از زیان دیده گرفت و یا اگر خود به تعمیر مال خسارت دیده بپردازد، این اقدام او از میزان خسارت نمی کاهد (قاسم زاده، ۱۳۸۸: ۱۶۳).

گفتار سوم ـ نقش دادگاه در تعیین شیوه های جبران خسارت

 

در خصوص نقش دادگاه در تعیین شیوه های جبران خسارت چند مورد را باید از یکدیگر تفکیک نمود. در باب غصب ظاهراًً احکام قانون مدنی و تصریح احکام فقهی این است که دادگاه اختیاری در تعیین شیوه جبران خسارت ندارد، چنانچه عین مغصوب موجود باشد ولو اینکه مالک درخواست بدل نماید، دادگاه ملزم به صدور حکم رد عین است. همچنین اگر عین مغصوب تلف شده و مثلی باشد، دادگاه باید حکم به پرداخت مثل بدهد ولو اینکه مالک درخواست قیمت نماید این وضعیت ممکن است گاه با حقوق مالک معارض باشد. هدف از این قواعد جبران خسارت مالک (زیان دیده) است پس چنانچه او نوع خاصی از شیوه جبران را مطالبه نماید منطقاً باید از سوی دادگاه مورد توجه قرار گیرد. در باب اتلاف و تسبیت و مبحث مسئولیت مدنی، وضعیت مقداری متفاوت است.

 

‌بر اساس ماده ۳ قانون مسئولیت مدنی دادگاه اختیار دارد که با توجه به اوضاع و احوال، کیفیت و طریقه جبران خسارت را مشخص کند از جمله مصلحت زیان دیده، اقتضای عدالت، عدم تحصیل هزینه های
غیر متعارف و یا عسر و حرج بر فاعل زیان، درخواست زیان دیده برای دادگاه ایجاد تکلیف نمی کند.

 

آنچه از ماده ۳ قانون مسئولیت مدنی با تفسیر موسع و منطقی، استنباط می شود این است که دادگاه می‌تواند به درخواست زیان دیده توجه کند، اما تکلیف ندارد که آن را بپذیرد، و چنین تکلیفی در سایر قوانین و مقررات هم مشاهده نمی شود. نکته ای که در اینجا لازم به تذکر می‌باشد این است که پاره ای از احکام خاص در قانون مدنی وجود دارد مثل ماده ۳۲۹ مبنی بر تجدید بنای ساختمان خراب شده که این اختیار قاضی را تا حدی محدود می‌کند اما به نظر می‌رسد که عبارت ذیل همین ماده که مقرر می‌دارد:
«… اگر ممکن نباشد باید از عهده قیمت برآید» قابل تفسیر است.

 

بدین بیان که باید گفت منظور از عدم امکان، عرفی است لذا اگر تجدید بنا هزینه غیرمتعارف ایجاد کند یا موجب عسر یا حرج فاعل زیان شود یا زیان دیده خود قبلاً بنا را ساخته باشد… از مصادیق عدم امکان عرفی است.

 

ضمناً نکته ای که در این جا شایان ذکر است این است که در مواردی که خیار به عنوان وسیله جبران خسارت به کار گرفته می شود اساساً نیازی به اخذ مجوز از دادگاه برای اعمال خیار وجود ندارد زیرا چنین تکلیفی در قوانین برای ذوالخیار مورد تصریح قرار نگرفته است. مواردی هم که دادگاه رسیدگی می‌کند حکم آن صرفاً جنبه اعلامی دارد علاوه بر این دادگاه نمی تواند راساً حکم به اعمال خیار و به عنوان یک روش جبران خسارت دهد زیرا در حقوق ایران خیار صریحاً به موجب حکم قانون ایجاد می شود، حتی در باب خیار شرط نیز ‌بر اساس حکم قانون است که طرفین قرارداد می‌توانند شرط خیار نمایند.

 

از مجموع مطالب چنین نتیجه به دست می‌آید که در حقوق ایران، اختیار دادگاه در تعیین شیوه جبران خسارت مطلق نیست به ویژه در باب غصب اساساً اختیاری وجود ندارد. درخواست زیان دیده نیز در تعیین شیوه جبران خسارت نقش مؤثری ندارد اگرچه در مسئولیت مدنی دادگاه می‌تواند ‌به این درخواست توجه کند لیکن تکلیفی ندارد که حتماً آن را بپذیرد (مهمان نوازان، ۱۳۸۹: ۱۹۶).

 

فصل سوم:

 

شیوه های جبران خسارت در کنوانسیون بیع بین‌المللی کالا

 

(۱۹۸۰ وین)

 

مبحث اول: شیوه های پولی جبران خسارت در کنوانسیون

 

در حقوق قراردادها، بخصوص در عرصه حقوق تجارت بین الملل یکی از مهمترین مسائل، اجرای به موقع تعهدات قراردادی است، از این روست که قواعد زیادی در زمینه نقض قرارداد وضع شده است تا جبران خسارت را برای تاجری که از نقض تعهد خسارت دیده را فراهم آورد. در کنوانسیون هم روش هایی برای جبران خسارت پیش‌بینی شده که تحت عنوان روش های پولی و غیر پولی جبران خسارت مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

گفتار اول: دریافت معادل پولی خسارت و دریافت بهره:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ب.ظ ]




مق 

آموزش چه در شکل رسمی و چه در شکل غیررسمی­اش، همواره یکی از دغدغه­ های بشر بوده و امروزه نیز حوزه تدریس جایگاه ویژه­ای را نزد اندیشمندان تعلیم و تربیت به خود اختصاص داده است؛ و با توجه به درهم­تنیدگی کیفیت تدریس با توسعه اجتماعی، ‌می‌توان انتظار داشت که در آینده نیز این جایگاه ویژه حفظ گشته و ارتقاء یابد.

از ‌آنجا که تحولات سریع علمی و تکنولوژیکی کیفیت زندگی انسان قرن بیستم و یکم را تحت تأثیر قرار داده و باعث ایجاد نیازهای جدیدی در سطح زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی گردیده است، لزوم همگام شدن با این تحولات، کشورهای مختلف را بر آن داشته تا جهت آماده ساختن انسان شایسته این قرن، رویکرد خود را به سمت بهسازی و ارتقای کیفیت آموزش معطوف نمایند. بررسی‌های مختلف نشان می‌دهد که جوامع پیشرفته هر سال قسمت زیادی از بودجه و درآمد خود را صرف آموزش می‌کنند و کشورهایی که خواسته‌اند خود را به سطح بالاتری از رشد برسانند، از طریق آموزش و پرورش و تغییر در نظام آموزشی به چنین هدفی دست یافته‌اند (محمدی، صباغیان، صا‌لح صدق‌پور، ۱۳۸۴: ۵۶). نیاز به آموزش از نیازهای مهم و ضروری بشر بوده و هست و مدارس، نقش حیاتی در ‌پاسخ‌گویی‌ ‌به این نیاز دارند؛ یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر یادگیری، محیط کلاس است (مهدی‌نژاد، ۱۳۹۲: ۲۳۲). کلاس درس به عنوان کوچک‌ترین خرده‌سیستم نظام آموزشی به تبع تحولات و تغییرات اجتماعی و آموزشی درحال تغییر است. از میان عناصر کلاس درس، نقش معلم و سبک مدیریتی او در تحقیق اهداف آموزشی بسیار مهم و اساسی است (خلخالی، ‌سلیمان پور و فردی، ۱۳۸۹: ۶۲). شناسایی ویژگی‌های معلم و چگونگی روابط آنان با دانش‌آموزان می‌تواند اطلاعات مناسبی در اختیار دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت قرار دهد و در اصلاح و توسعه برنامه های آموزشی مؤثر واقع شود (البرزی و خیر، ۱۳۹۰: ۵۵).آآآآآآ یکی از کارکردهای مدیریت کلاس درس ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است که میزان تحقق اهداف آموزشی و همچنین نواقص یادگیری‌ها را مشخص می‌کند (صمدی، رجائی‌پور، آقاحسینی و قلاوندی، ۱۳۸۷: ۱۶۰). ارزشیابی در نظام آموزشی به علت ماهیت و عملکرد خاصی که دارد یکی از مهم­ترین مباحث در فرایند آموزش محسوب می­گردد (درگاهی و محمدزاده، ۱۳۹۲: ۳۹). و عنصر توسعه دانش‌آموزان است (کلیپا، ایگنات و روسو، ۲۰۱۱: ۸۸۲). و می‌تواند این امکان را فراهم کند تا بر اساس نتایج آن، نقاط قوت و ضعف برنامه و دانش آموز مشخص گردد و به تقویت جنبه‌های مثبت و رفع نارسایی‌ها پرداخته شود. یکی از انواع ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، خود ارزشیابی است که در آن دانشجو خود به ارزشیابی از خود می‌پردازد و نقاط و ضعف خود را از دیدگاه خود بررسی می‌کند و نسبت به رفع و تقویت‌ آن‌ ها اقدام می‌کند. با توجه به موارد مطرح شده در این پژوهش رابطه بین مدیریت کلاس درس با خودارزشیابی دانشجویان مورد بررسی قرار می‌گیرد.

۱-۱- بیان مسأله

 

امروزه نظام­های آموزشی در سراسر دنیا اصلاحات گسترده ­ای را با هدف ایجاد تحول عمیق در فعالیت‌های علمی آغاز نموده ­اند (بارنابه و ریکابونی[۱]۱، ۲۰۰۷: ۳۰۲). در نظام‌های آموزشی و به‌ خصوص محیط دانشگاهی یکی از عواملی که نیازمند مدیریت مناسب می‌باشد کلاس درس است. طراحی و سازماندهی کلاس درس، اداره کلاس درس را آسان‌تر می‌کند (صمدی، رجائی‌پور، آقاحسینی و قلاوندی، ۱۳۸۷: ۱۵۶). کلاس درس به عنوان یک گروه یا سیستم اجتماعی یا سازمان رسمی مستلزم مدیریتی اثربخش و کاراست. معلم در کلاس درس در نقش مدیر می‌تواند ایفای نقش نماید. توجه به معلمان به عنوان مدیران کلاس درس رویکردی جدید ولی کاملاً توسعه یافته است. این رویکرد به دلیل تحولات و تغییرات سریع اجتماعی، آموزشی بیش از پیش مورد توجه صاحب‌نظران علوم تربیتی بخصوص برنامه‌ریزان آموزشی و درسی و مدیریت آموزشی قرار گرفته است (رجایی‌پور، حسینی و فرهنگ، ۱۳۸۵: ۲). مدیریت کلاس، عبارت است از هنر به کار بردن دانش تخصصی و بهره‌گیری از مهارت‌های کلاس‌داری در هدایت دانش‌آموزان به سوی اهداف مطلوب مورد نیاز دانش‌آموزان و جامعه (رئوفی، ۱۳۷۷: ۷۰). و چنانچه معلم فاقد توانایی مدیریت کلاس درس به طور مؤثر باشد، بعید نیست سایر مهارت‌هایش نیز بی‌اثر شود. ‌بنابرین‏ توجه به مدیریت کلاس، نحوه اداره کلاس‌ها و به کارگیری بهترین و مطلوب‌ترین سبک مدیریتی کلاس امری حیاتی و ضروری است (خلخالی، ‌سلیمان پور و فردی، ۱۳۸۹: ۶۱). حال از ‌آنجا که ارزشیابی پیشرفت تحصیلی یکی از کارکردهای مدیریت کلاس درس است (صمدی، رجائی‌پور، آقاحسینی و قلاوندی، ۱۳۸۷: ۱۶۰). در ادامه به بحث مفهوم خودارزشیابی پرداخته می‌شود. مهارت خود ارزشیابی یک ابزار مهم برای دانشجویان است برای تبدیل شدن به یک یادگیرنده مؤثر و این مهارت باید که به دانشجویان آموخته شود (عبدالله و همکاران، ۲۰۱۱: ۱۲۲). و اغلب برای ترویج یادگیری دانش‌آموز محوری، افزایش بینش در فرایند یادگیری و تشویق یادگیری فعال مورد استفاده قرار می‌گیرد (ویسی، ۲۰۱۳: ۷۳۱). و با توجه به تمایل روزافزون به یادگیری خودمحور و غیر انکار بودن سهم خودارزشیابی در آموزش مداوم و تداوم کیفیت، توصیه می‌شود که به خودارزشیابی به عنوان ابزاری قوی برای افزایش پویایی فردی و گروهی توجه شود (آتش‌سخن، بلبل­حقیقی، باقری و ابراهیمی، ۱۳۸۹: ۳۳۷). با توجه به موارد مطرح شده سوال اصلی پژوهش این است که آیا بین مهارت مدیریت کلاس درس و خودارزشیابی دانشجویان رابطه وجود دارد؟

 

۱-۲- اهمیت و ضرورت تحقیق

 

مهمترین فعالیت معلم در محیط کلاس درس مربوط به مدیریت کلاس درس است (کایکی، ۲۰۰۹: ۱۲۱۵). در واقع مدیریت کلاس، تنظیم‌کننده فعالیت‌های کلاس برای تسهیل جریان یاددهی – یادگیری است (مهدی‌نژاد، ۱۳۹۲: ۲۳۲). پژوهش‌ها مختلف نشان می‌دهد که سبک‌های مدیریت معلمان در کلاس نقش مهمی در موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان ایفا می‌کند و نقش مهمی در درگیری دانش‌آموزان در کلاس و ایجاد انگیزه در آنان دارد (آریان‌پوران، عزیزی و دیناروند، ۱۳۹۲: ۲۶). به عبارت دیگر مدیریت کلاس درس شامل رشد دانش‌آموزان سالم، انگیزش سالم، معلم سالم، ارتباط سالم و انضباط سالم می‌باشد (خلخالی، ‌سلیمان پور و فردی، ۱۳۸۹: ۶۱). ارزشیابی مداوم و مستمر وضعیت تحصیلی دانشجویان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن نیز یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی به ویژه در دانشگاه‌ها می‌باشد (همایی، حیدری، بختیار‌پور و برنا، ۱۳۸۸: ۵۰). یکی از انواع ارزشیابی خودارزشیابی است، خودارزشیابی با مفهوم یادگیری مادام‌العمر مرتبط است. خودارزشیابی می‌تواند به عنوان مهارتی در نظر گرفته شود که به یادگیرندگان کمک می‌کند که نسبت به یادگیری­ها و بروندادهای خود آگاه شوند و می‌تواند به عنوان جزئی از فرایند زندگی فراگیران تبدیل شود (خندقی، سپندار، سیفی و جوادی، ۱۳۹۲: ۵۹). خودارزشیابی، مناسب‌ترین روش برای بهسازی آموزش یادگیرندگان و کسب تجربه است که به عنوان یک ابزار فراگیر، با نگرش جامع به تمامی زوایای یادگیری به کمک یادگیرندگان می‌آید تا آن‌ ها را در شناخت دقیق‌تر نقاط ضعف و قوت خود یاری کند (زارعی، ملکی و سبزی­پور، ۱۳۹۱: ۱۳۴). با توجه به مباحث مطرح شده بررسی رابطه مدیریت کلاس با خودارزشیابی دانشجویان ضرورت دارد.

 

۱-۳- اهداف پژوهش

 

۱-۳-۱- هدف اصلی

 

شناسایی میزان استفاده اساتید از سبک‌های مختلف مدیریت کلاس

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:31:00 ب.ظ ]




۱۰- علی آبادی ، عبدالحسین ؛ حقوق جنایی ؛ جلد اول ، انتشارات فردوسی ، چاپ دوم ، سال ۱۳۶۹٫

 

۱۱- عمید ، حسن ؛ فرهنگ لغت ؛ انتشارات امیرکبیر ، چاپ هشتم ، سال ۱۳۷۱٫

 

۱۲- عباسی ، محمود ، لادن عباسیان ؛ ایدز و حقوق بشر؛ انتشارات فرهنگی حقوقی سینا ، چاپ اول ، بهار ۱۳۸۸ .

۱۳- کاتوزیان ، ناصر ؛ قانون مدنی در نظم حقوق کنونی ؛ انتشارات میزان ، چاپ دهم ، سال ۱۳۸۳ .

 

۱۴- گودرزی ، فرامرز ، مهرزاد کیانی ؛ پزشکی قانونی ؛ انتشارات سمت ، چاپ اول ، زمستان ۱۳۸۴٫

 

۱۵- گلدوزیان ، ایرج ؛ جزای اختصاصی ؛ انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ بیستم ، ۱۳۹۱ .

 

۱۶- گلدوزیان ، ایرج ؛ حقوق جزای عمومی ؛ جلد اول ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ سیزدهم ، سال ۱۳۸۸ .

 

۱۷- معین ، محمد ؛ فرهنگ فارسی معین ؛ انتشارات فرهنگ نما با همکاری انتشارات کتاب آزاد ، چاپ اول ، سال ۱۳۸۷ .

 

۱۸– ولیدی ، محمد صالح ؛ موقعیت خطای جزایی در اثبات مسئوولیت کیفری ؛ ‌فصل‌نامه حق ، دفتر چهارم ، سال ۱۳۶۴ .

 

۱۹- ولیدی ، محمد صالح ؛ حقوق جزای اختصاصی ؛ جلد دوم ، انتشارات امیرکبیر ، چاپ اول ، سال ۱۳۶۹ .

 

۲۰- یعقوبی ، رضا ؛ بیماران ایدز ؛ زیر نظر دکتر سعید امین زاده ؛ دانشگاه آزاد واحد پزشکی تهران ، چاپ فرهنگ مؤسسه‌ نشر کلمه، چاپ دوم ، سال ۱۳۷۰٫

 

ب) مقالات

 

۲۱- روشن ، محمد ؛ بررسی حقوقی و فقهی انتقال بیماری از طریق تماس جنسی ؛ ‌فصل‌نامه حقوق پزشکی ، شماره اول ، تابستان ۱۳۸۶٫

 

۲۲- رحیمی ، گیتی ؛ عوارض سقط غیر ایمن، مجموعه مقالات سمینار میان رشته ای سقط جنین ؛ انتشارات سمت ، چاپ اول ، سال ۱۳۸۶٫

 

۲۳- عباسی ، محمود و همکاران ؛ انتقال بیماری ایدز از طریق تماس جنسی و انتقال خون از آثار حقوقی تا پیامدهای کیفری ؛ ‌فصل‌نامه حقوق پزشکی شماره ۶، پاییز ۱۳۸۷٫

 

۲۴- عباسی ، محمود و همکاران ؛ سقط جنین مبتلا به ایدز ؛ ‌فصل‌نامه حقوق پزشکی ، سال دوم ، شماره ۶ ، پاییز ۱۳۸۷٫

 

۲۵- محمدی وحیدی ، سولماز؛ جنبه‌های قانونی سقط جنین ، مجموعه مقالات سمینار میان رشته ای سقط جنین ؛ انتشارات سمت ، چاپ اول ، سال ۱۳۸۶٫

 

به زبان عربی

 

۱- موسوی خمینی ،سید روح الله؛ تحریر الوسیله جلد چهارم ؛ مترجم علی اسلامی ؛ دفتر انتشارات اسلامی حوزه عملیه قم، چاپ چهاردهم ،سال ۱۳۷۶٫

 

 

 

منابع و مآخذ قانونی

 

۱- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ؛ انتشارات مجد، چاپ نهم ، سال ۱۳۸۰٫

 

۲- قانون طرز جلوگیری از بیماری‌های آمیزشی و بیماری‌های واگیر دار مصوب ۱۱/۳/۱۳۲۰

 

۳- مجموعه قانون مجازات اسلامی ؛ ناشر : معاونت پژوهش ، تدوین و تنقیح قوانین و مقررات ، چاپ دوم، ویرایش اول ، بهار ۱۳۸۳٫

 

۴- ماده واحده سقط درمانی مصوب خرداد ماه ۱۳۸۴٫

 

د- منابع اینترنتی

 

۱- SLOW CA.

 

۲-

 

۳-

 

۴- www.IRANHIV.COM

 

۵-

 

۶- WWW.RELAX_892@ YAHOO.COM

 

۷- www.HOGHOGH.MIHANBLOG.COM

 

criminal responsibility caused by AIDS transmission through those afflicted

 

Abstract :

 

This thesis deals with studying penal liability as a result of transferring AIDS. For doing sot it is used from research methodology of library and Internet studies . the sciences that are used for achieving to goals of this thesis include : medical sciences and penal law. This thesis has 3 chapters including”

 

First Chapter : Introduction , statement of problem and generalities in relation to subject and also problems related to importance of topic, history , questions and hypothesis of research are offered.

 

Second Chapter : This chapter deals with medical reslities related to AIDS including definition of HIV virus, AIDS, symptoms and its side effects, treatment control method and studying statistics of this disease in Iran and world

 

Third Chapter : This chapter deals with studying transferring AIDS from penal law point of view agree and disagree reasons criminology of AIDS , and studying instances for compatibility of titles in the field of penal law for transferring AIDS, and with conclusion in accordance with resources that are used in this thesis

 

Key Words : Penal Liability , AIDS, HIV Virus

 

    1. ۱-STLV III ORSIV ↑

 

      1. ۱- ماکرومولکولی است که از هر نظر، برای ایفاء مهم‌ترین نقش خود یعنی انتقال اطلاعات بیولوژیک شایسته است. بعبارتی DNA شاهکار خلقت در ایجاد ماکرو مولکول‌های زیستی بحساب می‌‌آید. همه فواصل و زوایای پیوند، انرژی ها و نوع پیوند عناصر از دقیقترین قوانین فیزیک مولکولی پیروی می‌‌کنند. ↑

 

    1. ۲-اتانول یا الکل اتیلیک یا فرمول شیمیایی CO2H5OH ↑

 

    1. (تی سل هاT CELLS)1- ↑

 

    1. آدلر،پروفسور مایکل،ایدز،ترجمه دکتر فرهاد همت خواه،انتشارات عصر کتاب،چاپ نهم،سال ۱۳۸۷،ص۲۳٫ ↑

 

    1. (Anergy testing)1- ↑

 

    1. ۱-beta2 Micr golobulir۲-(viral load)

      ۳-cytomegalovirus

       

      ۴-Hepatitisb

       

      ۵-Histoplasmosis

       

      ۶-Syphilis

       

      ۷-Toxoplasmosis

       

      ۸-tuberculosis ↑

 

 

 

 

 

 

 

 

    1. ۱-همان، ص۱۲٫ ↑

 

    1. ۱-آدلر,مایکل,همان ص ۵۰ به بعد ↑

 

    1. ۱-.جاوتز،میکروبشناسی،همان، ص۲۹۹ ↑

 

    1. ۱-جاوتز،میکروب شناسی، همان ،ص ۳۰۴٫ ↑

 

    1. ۱-جاوتر,میروب شناسی,همان,ص۳۰۵٫ ↑

 

    1. ۱- penumocystis carinii pneumonia۲-kaposis sarcoma

      ۳-lymphadenopathy associated ↑

 

    1. ۱- یعقوبی،رضا،همان،ص ۵٫ ↑

 

    1. ۱-احسان‌پور، رضا، مسئولیت انتقال ایدز، ‌فصل‌نامه پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع( ↑

 

    1. ۱٫Elliott R, Criminal Law, Public Health and HIV Transmission.P33, Montreal:Canadian HIV/ADIS Network& Canadian ADIS Society, 1997احسانپور، سیدرضا، مسئوولیت کیفری ناشی ازانتقال ایدز، مرکز تحقیقات اخلاق پزشکی مؤسسه‌ فرهنگی حقوقی سینا، ۱۳۸۸ ص ۴۹.

      ۲-عباسی، محمودی،انتقال بیماری از طریق تماس جنسی و انتقال خون،از آثار حقوقی تا پیامدهای کیفری،فصلنمامه حقوق پزشکی، سال دوم، شماره ۶، پاییز۱۳۸۷، ص۳۵٫ ↑

 

 

    1. ۱٫Hon justice Michael Kirby.HIV and Low – A Paradoxical Relationship of Mutual Interest Paper Presented IUVDT World STD/ADIS Congress, Singapore, 22March 1995احسانپور،سیدرضا،مسئوولیت کیفری ناشی ازانتقال ایدز، همان،ص۵۱٫ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:59:00 ب.ظ ]




نسبت بدهی به ارزش ویژه =

 

‌بنابرین‏ همزمان با افزایش در ساختار سرمایه ، هزینه سرمایه (ارزش ویژه) برای پوشاندن کامل هر گونه مزیت ناشی از این افزایش بدهی ، افزایش خواهد یافت . نرخ تنزیل مناسب برای یک پروؤه سرمایه گذاری خاص به منابعی که وجوه مورد نیاز برای تامین مال آن مورد استفاده قرار می‌گیرد وابسته نیست . این مسئله بی ارتباطی تصمیمات مالی در این مورد را بیان می‌کند. و دلالت بر این دارد که فقط تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری است که در هدف حداکثر کردن ارزش بازار شرکت اهمیت دارد. نتیجه مهمی که از این موضوع حاصل می شود این است که مدیران مالی وقتی که هزینه سرمایه یک سرمایه گذار را تخمین می‌زنند نیازی نخواهند داشتکه منابع مالی پروژه را نیز مورد توجه قرار دهند.

 

۲-۱۸-۲ اثبات ریاضی نظریه مولر و مودیلیان:

 

نکته اساسی نظریه م – م آن است که تاثیر پرداخت سود سهام بر ثروت سهام‌داران دقیقا توسط سایر روش های تامین مالی خنثی می شود و چون گفتیم که سهامدار نسبت به دریافت سود سهام و یا ابقای سود شرکت (عدم تقسیم سود) و کسب منافع سرمایه ای بی تفاوت می ماند. ارزش هر سهم در ابتدای دوره برابر است با ارزش فعلی سود سهام پرداخت شده در پایان دوره به علاوه ارزش بازار آن در پایان دوره ‌بنابرین‏:

 

ارزش بازار سهم در زمان صفر =

 

نرخ تنزیل شرکت =r

 

سود سهام در زمان ۱ =

 

ارزش بازار هر سهم در زمان ۱ =

 

فرض کنید که n تعداد سهام در زمان صفر و m تعداد سهام جدید است در زمان t که با قیمت صادر خواهد شد.

 

n

 

این رابطه ‌به این معنا است که ارزش تمام سهام صادره در زمان صفر شامل ارزش فعلی تمام سودهای پرداختی در زمان ۱ به عنوان ارزش سهام در زمان ۱ منهای ارزش سهام عادی منتشره جدید. برابر است با :

 

m

 

مجموع سرمایه گذاری های جدید در زمان ۱ =I

 

مجموع عایدات جدید شرکت در طول دوره =X

 

فرمول فوق صرفا مبین آن است که منابع وجوه باید برابر با مصارف وجوه باشد. یعنی مجموع درآمد خالص به علاوه سهام جدید سرمایه گذاری های جدید به اضافه سود سهام باشد. مبلغ کل تامین مالی از طریق سهام جدید توسط مجموع سرمایه گذاری های دوره که از طریق سود تقسیم نشده است تعیین می شود. با جایگزین کردن رابطه قبل در رابطه قبل تر میلر و مودیلیانی را حذف کردند.

 

به دلیل اینکه در این رابطه ظاهر نشده است و به دلیل اینکه فرض شده است I و X و از مستقل هستند. نتیجه گرفتند که ارزش جاری شرکت از ارزش جاری تقسیم سود سهام نیز مستقل است. آنچه با افزایش سود سهام عاید سهام‌داران عادی می شود. دقیقا به وسیله کاهش در ارزش نهایی سهام خنثی می شود. میلر و مودیلیانی نیز می‌گویند که نه تنها از تصمیمات تقسیم سود جاری بلکه از تصمیمات تقسیم سود آینده نیز مستقل بوده و تحت تاثیر آن ها قرار نمی گیرد. در شرایط فرضی با اطمینان کامل قیمت سهام در زمان ۱ و ۲ صرفا با رابطه دوم تبین می شود. ‌بنابرین‏ سهام‌داران نسبت به عدم تقسیم سود سهام و یا تقسیم سود سهام دوره های آتی بی تفاوت خواهند بود. در نتیجه تصمیمات تقسیم سود سهام جاری و آینده تاثیر برثروت سهام‌داران ندارد. آنجه بر ثروت سهام‌داران تاثیر دارد جریان عایدات نقدی منتظره شرکت است.

 

۲-۱۸-۲ انتقاد از نظریه میلر و مودیلیانی:

 

نظریه میلر و مودیلیانی بر مفروضاتی مبتنی است که بسیاری از این مفروضات در عمل واقعیت ندارند. این نظریه به خاطر این مفروضات عملا کاربرد خود را از دست داده است. به ندرت می توان بازاری را یافت که کامل باشد . یکی از مفروضات این نظریه عدم وجود مالیات ها است . سرمایه گذاران در هر کشور و بازاری برای دریافت سود و منافع سرمایه ای مالیات می پردازند نرخ های مالیاتی این دو نوع سود نیز فرق می‌کند. در هرجا نرخ مالیات سود سهام بیشتر از منافع سرمایه ای است نتیجه می گیریم که ارزش سهام ‌در مورد تامین مالی از داخل مؤسسه‌ بالاتر از هنگامی است که تامین مالی از خارج از مؤسسه‌ انجام می‌گیرد . از این رو صرفه مالیاتی منفعت سرمایه و سود سهام به نفع اتخاذ یک سیاست تسهیم سود مبنی بر نگهداری سود در مؤسسه‌ است.

 

فرضیه دیگر میلر و مودیلیانی عدم وجود هزینه های مالیاتی و شناور است.

 

آن ها فرض می‌کنند وقتی سهام دار سهم خود را می فروشد باید حق الزحمه ای بابت دارایی پرداخت نماید. همچنین ‌در مورد هزینه های شناور آن ها فرض کرئه اند که تامین مالی از طریق منابع داخلی یا خارجی از نظر هزینه برای سهام‌داران یکسان است. عملا می‌دانیم که انتشار سهام جدید مستلزم هزینه است ام نگهداری وجوه شرکت مستلزم هزینه نیست.

 

۲-۱۹ غیر مرتبط بودن سیاست سود سهام در بازار های ناقص:

 

در این تئوری آنچه اهمیت دارد ، ترجیحات سرمایه گذاران است ، منظور از ترجیحات سرمایه گذاران اولویت دادن به سود سهام و یا نگهداری آن به عنوان سود انباشته در شرکت است. برخی ادعا می‌کنند پرداخت سود سهام کمتر ، موجب افزایش ارزش سهام می شود و مدیران برای حداکثر نمودن ارزش سهام با نسبت پرداخت بالای سود موافق هستند. نظریه م – م و بلاک شولز ‌بر اساس اثر متقاضیان است.

 

۲-۲۰ اثر متقاضی[۱۱] (مشتری):

 

سیاست سود سهام شرکت ها متفاوت است تعدادی نسبت بالای پرداخت سود سهام دارند و برخی نسبت پرداخت پایین.، ترجیحات سرمایه گذاران متفاوت است. هر سرمایه گذار علاقه خاصی دارد تعدادی سود سهام بالا را ترجیح می‌دهند و برخی دیگر سود سهام پایین و منافع سرمایه ای بالارا ترجیح می‌دهند.

 

دلایلی که باعث اختلاف در ترجیحات سرمایه گذاران می شودعبارتند از: تفاوت در نرخ مالیات، تفاوت در درآمد سود سهام و منافع سرمایه . در نتیجه در بازارهای کارآی ناقص ، افزایش ارزش شرکت ه وسیله تغییرات نسبت پرداخت سود سهام امکان ندارد. و می توان گفت که سیاست سود سهام غیر مرتبط است. در نظریه اثر متقاضی نیاز سرمایه گذار و شناسایی آن اهمیت دارد. واقعا مهم نیست که چه سرمایه گذاری جذب شود. آنجه مهم است جذب متقاضیانی است که خواسته های مشابه دارند.

 

در هر حال غیر محتمل به نظر می‌رسد که مدیریت به طور جدی معتقد باشد که سیاست سود سهام مهم نیست.

 

۲-۲۱ نظریه درآمد باقیمانده: [۱۲]

 

مبنای کلی این نظریه این است که ارزان ترین منبع مالی برای یک شرکت تامین مالی از داخل شرکت است نه صدور سهام و یا اوراق قرضه. به طور کلی منابع پولی برای سرمایه گذار عبارتند از:

 

قرض وام

 

صدور سهام

 

سود انباشته

 

قرض و وام و صدور سهام ، تامین کننده وجوه سرمایه گذاری جدید هستند.

 

مدیریت مالی شرکت ، ساختار مالی را طی یک دوره تعیین می‌کند . ‌به این ترتیب دارایی های شرکت چقدر باید باشد و این دارایی ها از چه محلی باید تامین گردند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:47:00 ب.ظ ]




۴- ارائه صورت‌های مالی ‌بر مبنای‌ بهای تمام شده

 

‏ارقام ذکر شده ‏در صورت‌های مالی، ‌بر مبنای‌ ارزش‌های تاریخی عنوان شده اند و در آن ها، به خاطر ‏تغییرات در سطح قیمت‌ها، تعدیلی صورت نگرفته است. مقایسه داده های مالی که در طول دوره های مختلف و تحت تأثیر تورم یا رکود ایجاد شده اند، نادرست می‌باشد. بخصوص، ارزش ‌دارایی‌هایی مانند اموال، ماشین آلات و تجهیزات که معمولأ از عمر زیادی برخوردارند.

 

۵- داده های غیر عادی و ظاهرآرایی

 

‏برای محاسبه بسیاری از نسبت‌های مالی، از داده های ترازنامه استفاده می شود و در ترازنامه، مانده ‏حساب‌ها در یک نقطه زمانی مشخص، ارائه می‌گردد. مانده ‏برخی حسابهای موجود در ترازنامه ( اقلام ‏جاری) در طی سال از تغییرات و نوسانات زیادی برخوردارند و اعداد پایان سال، نشان دهنده وضعیت ‏عادی آن ها در طی سال نیست. بخصوص اینکه، اکثر شرکت‌ها، تاریخی را برای پایان سال مالی انتخاب می‌کنند که با دوره کاهش فعالیت‌ها یا سطح موجودیهایشان همزمان است. در نتیجه، وضعیت نقدینگی ‏بسیار مناسب و گردش موجودی نسبتأ بالایی، نشان داده خواهد شد.

 

۶- متنوع سازی

 

‏شرکت‌ها به منظور کاهش ریسک و افزایش سودآوری، علاوه بر فعالیت اصلی، در فعالیت‌ها و صنایع دیگر نیز سرمایه گذاری می‌کنند که ‌به این وضعیت، متنوع سازی گفته می شود. این تنوع سازی گاه به ‏حدی است که نمی توان شرکت را در یک صنعت خاص طبقه بندی کرد. در این حالت ، نتایج عملکرد شرکت‌های رقیب، در اثر چندین فعالیت مختلف به وجود می‌آید که خود قابلیت مقایسه بین شرکت‌ها را مشکل می‌کند.

 

۷- نیاز به ساده ‏سازی چارچوپ های دشوار حسابداری

 

‏استفاده از صورت‌های مالی برای انجام تجزیه و تحلیل، مستلزم ساده نمودن، تلخیص و استفاده از توصیه ها و برآورد‏هاست. لزوم افشا سر‌فصل‌های خاص در صور تهای مالی و بعلاوه، توجه مداوم به اصل فزونی منافع بر مخارج، مستلزم انجام تلخیص، هم در زمان ثبتهای اولیه و هم در هنگام تهیه صورت‌های مالی است. ‌بنابرین‏، اعتماد به نسبت‌های مالی، بستگی به درک و برداشت تحلیگر مالی از توانایی ‏آینده نگری این نسبتها د‏ارد و د‏ر مقایسه هایی که از نسبت‌های مالی استفاده می شود، لازم است عوامل متعددی مورد بررسی قرار گیرد و در صورت لزوم، تعدیلات متعددی انجام شود.

 

۲-۲-۷-۲- ارزیابی عملکرد با بهره گرفتن از تجزیه و تحلیل مالی

 

‏انتخاب ارقام و اطلاعات، مقایسه و تعیین رابطه بین آن ها و ارزیابی حاصل از آن را تجزیه و تحلیل مالی می‌نامند. ‌بنابرین‏، مرحله اول، انتخاب ارقام و اطلاعاتی است که از بررسی و تفسیر آن ها اخذ تصمیم امکان پذیر شود. مرحله دوم، مقایسه و تنظیم و مشخص کردن روابط بین ارقام و بالاخره مرحله سوم، ‏تفسیر و ارزیابی نتایج حاصل از مرحله دوم است. (اکبری، ۱۳۷۸)

 

‏باید توجه داشت که صورت‌های مالی، خلاصه معاملات انجام شده را نشان می‌دهد و اساسأ به گذشته مربوط می شود، در حالی که تصمیم گیری درباره مسائلی پیش می‌آید که به آینده ارتباط پیدا می‌کند. در تجزیه و تحلیل مالی، فرض بر این است که گذشته، زمینه ساز آینده خواهد بود.

 

‏به اعتقاد تامری در زمان تحلیل صور تهای مالی، باید جنبه‌های اخلاقی در نظر گرفته ‏شود. مدیران ممکن است با یک تضاد بین الزامات قانونی و تعهد اخلاقی در تهیه اطلاعات اضافی منعکس کننده واقعیت تجاری و آنچه باید گزارش شود، مواجه گردند. بعضی از جنبه‌های رفتاری ‏شرکت، معمولأ در اطلاعات مالی گنجانده نمی شود و این جنبه ها ممکن است به اندازه ‏اطلاعات ارائه ‏شده یا حتی بیشتر از آن ها، در ارزیابی صحیح عملکرد اهمیت داشته باشد. (اکسلسون ، ۲۰۰۲)

 

۲-۲-۷-۲-۱- محدودیتهای تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی

 

‏باید ‌به این مسئله توجه داشت که در عین حال که تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی، اطلاعات مفیدی ‏را درباره عملیات شرکت‌ها و وضعیت مالی آنان، در اختیار ‌گروه‌های اصلی استفاده کنندگان قرار می­دهد، ‏ولی دارای مشکلات و محد ودیتهای ذاتی هستند که دقت و قضاوت درباره آن ها را ضروری می­سازد. ‏پاره ای از این مشکلات به قرار زیر است:

 

    1. ‏بسیاری از شرکت‌ها تمایل دارند، نسبت‌های مالی آنان به متوسط صنعت نزدیک گردد، ولی ‏متوسط صنعت، همیشه یک شاخص ایده آل نمی باشد. در نتیجه، نوع عملکردی که شرکت را به متوسط صنعت برساند، لزوماًً برای شرکت مطلوب نیست.

 

    1. ‏در بسیاری از موارد، برخی از نسبت‌های مالی یک شرکت، خوب به نظر می‌رسند، درحالی ‏که مابقی نسبتها اینگونه نیستند. در نتیجه، اظهارنظر کلی درباره ‏قوی یا ضعیف بودن عملکرد مالی شرکت دشوار می‌باشد.

 

    1. یکی از مهمترین اشکالات اطلاعات حسابداری، این است که هزینه فرصت را به عنوان ‏هزینه در نظر نمی گیرد.

 

  1. ‏شرکت‌ها می‌توانند با بهره گرفتن از تکنیک‌های آرایش صورت‌های مالی، این صورتها را به نظر ‏قوی جلوه دهند. (جهانخانی، ۱۳۷۴)

بیشترین نوشته های تئوریک در این ‏خصوص است که واقعاً کدامیک از معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت‌ها از اعتبار بیشتری برخورد ار است. (هیلی[۳] ،۱۹۸۸)

 

۲-۲-۷-۳- ویژگی‌های نظام ارزیابی عملکرد اثربخش

 

‏وجود خصوصیت های زیر در ارزیابی عملکرد باعث موفقیت و اثر بخشی آن خواهد شد که ‏عبارتند از (نورمن و کاپلن[۴]: ۹۹۳ ‏۱)

 

۱-‏ روشن و مشخص بودن معیارها: بدین معنا که این معیارها نه تنها نباید به صورتی مبهم و کلی بیان شود بلکه باید دقیق، روشن و به دور از هر گونه ابهام و به گونه ای قابل درک بیان گردد.

 

۲- قابل اندازه گیری بودن: منظور وجود معیارهایی در ارزیابی است که به صورت کمی قابلیت اندازه گیری داشته باشد.

 

۳- معطوف به نتیجه بودن: یعنی نظام ارزیابی به گونه ای باشد که نتایج مورد قضاوت و ارزیابی قرارگیرد .

 

۴- قابلیت حصول: بدین معنا که اهداف و انتظارات، در زمان مورد نظر قابل حصول باشد، به عبارت دیگر حصول به اهداف و استانداردها دشوار نباشد بلکه از نظر ایجاد انگیزش نسبتاً قابل حصول باشد که ‌به این ترتیب بیشترین میزان انگیزش را برای شخص به همراه خواهد داشت.

 

۵- معطوف به زمان بودن: بدان معنا که انجام ارزیابی با ظرف زمان معنی پیدا کند و ضروری است که زمان یا دوره عملکرد در ارزیابی مدنظر قرار گیرد تا قضاوت، سنجش و اندازه گیری عملکرد مؤثرتر انجام پذیرد.

 

‏سه ویژگی اول اشاره به خصوصیات معیارها دارد در حالی که دو ویژگی آخر معطوف به ماهیت نظام ارزیابی عملکرد می‌باشد.

 

۲-۲-۷-۴- معیارهای اندازه گیری عملکرد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:59:00 ب.ظ ]




روزنبوم و دیگران[۲۰](۲۰۰۳)، با بهره گرفتن از اطلاعات ۶۴ شرکت هلندی که برای اولین بار به عموم عرضه شده بودند رفتار اقلام تعهدی شرکت‌ها را در طول زمان بررسی کردند. آنان دریافتند که مدیران دراولین سال عرضه سهام، سود را مدیریت کرده بودند ولی در سال‌های قبل از آن مدیریت سودی یافت نشد. آن‌ ها اثر مدیریت سود انجام شده در اولین سال عرضه سهام را نیز، بررسی کردند. نتایج بیانگر وجود یک رابطه‌ منفی معنادار بین اندازه اقلام تعهدی و عملکرد قیمت سهام شرکت در سه سال آتی می‌باشد.

 

پاستور و فوینتز[۲۱] (۲۰۰۶)، با برسی عملکرد ضعیف شرکت‌های اسپانیایی که برای اولین بار به عموم عرضه شده بودند (از آن به عنوان یک خلاف قاعده[۲۲]‌ نام می‌برد) دریافتند که شرکت‌های مذکور ، در سال اول عرضه سهام، با بهره گرفتن از اقلام تعهدی اختیاری، به مدیریت سود پرداخته‌اند؛ آن‌ ها همچنین دریافتند که هر چه اقلام تعهدی شرکت بالاتر باشد، بازده‌ی غیرمنتظره‌ی نامطلوب بیشتری در بلند مدت خواهد داشت.

 

لوئیس[۲۳](۲۰۰۴)، مدیریت سود را عامل عملکرد ضعیف و غیر عادی شرکت‌ها بعد از ادغام می‌داند.او با بررسی ۴۷۳ نمونه ترکیب تجاری (از نوع جذب) در طی سال‌های ۱۹۹۲ الی ۲۰۰۰ دریافت که یک رابطه‌ منفی بین سطح اقلام تعهدی اختیاری شرکت ادغام کننده و عملکرد آتی آن وجود دارد. با بررسی‌های بیشتر مشخص شد که بازار نمی‌تواند مدیریت سود انجام گرفته را به درستی و در پیرامون زمان ترکیب تجاری مذکور، تشخیص دهد.

 

حال یکی از راه هایی که می توان از سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان در برابر مدیریت سود حمایت کرد،حسابرسی است.به عبارت دیگر،یکی از راه های کاهش مدیریت سود ارتقای کیفیت حسابرسی است؛زیرا شرکت هایی که سود را دستکاری و مدیریت می‌کنند،بیشتر مستعد گزارش حسابرسی تعدیل شده هستند.با این پیش فرض،منطقی است که یک رابطه بین مدیریت سود و نوع اظهار نظر حسابرسی پیش‌بینی کنیم.

 

۲-۶ تئوری اثباتی حسابداری

 

تئوری اثباتی حسابداری توسط واتس و زیمرمن معرفی و رواج یافته است و اصطلاحی است از تئوری اقتصادی نئوکلاسیک. اساس این تئوری در اندیشه انتخاب معقول تئوری است یعنی نفع شخصی عمده ( که معمولاً به عنوان رفتار فرصت طلبانه اشاره می‌شود) مبنای همه فعالیت‌های اقتصادی است. در تئوری اثباتی حسابداری ، مؤسسه بازرگانی بر حسب مجموعه‌ای از قراردادها تعریف می‌شود. قراردادها، برای به دست آوردن سود شخصی افراد که همکاری با شرکت را پذیرفته‌اند، ضروری است. برای مثال قراردادهای با مدیران، تهیه کنندگان سرمایه و کارکنان (شامل مدیران). همچنین قراردادها برای کشف این که بخش‌های انفرادی به منظور حداکثر سازی منافع مالکان عمل می‌کنند، ضروری است .تئوری اثباتی حسابداری بر این فرض اقتصادی مبتنی است که مدیران ، سهام‌داران و قانون‌گذاران افراد منطقی هستند و می کوشند منافع خود را به حداکثر برسانند. آن ها برای حداکثر کردن ثروت خود به هزینه های قراردادها، هزینه های نمایندگی، هزینه های اطلاعات، هزینه های ورشکستگی و هزینه های سیاسی توجه دارند. از این رو مدیریت سیاست و رویه حسابداری که انتخاب می‌کند بر اساس تجزیه و تحلیل و مقایسه منافع و مخارج حاصل از رویه‌های حسابداری قرار دارد. ‌بنابرین‏ در این تئوری، نفع شخصی ، دلیلی برای انتخاب فنون و روش‌های حسابداری و خط مشی تصمیمات است (گیف‌کین،۲۰۰۷)

 

۲-۶-۱ نظریه های مدیریت سود

 

همانند اکثر عرصه های پژوهش حسابداری،نظریه های مدیریت سود نیز از پژوهش های عرصه های دیگر حسابدرای،یا حوزه های دیگر دانش ،مثل تامین مالی،اقتصاد،روانشناسی و مانند این ها وام گرفته شده اند.در این میان نظریه پذیرایی و نظریه ی حساب شویی نسبتا جدید هستند:اولی از مطالعات سیاست گذاری سود تقسیمی در حوزه تامین مالی گرفته شده است و دومی مستقیما از دل مطالعات دانشگاهی مدیریت سود گرفته شده است.فهرست پر بسامدترین نظریه های مدیریت سود عبارتند از:

 

    1. نظریه چشم داشت

 

    1. نظریه نمایندگی

 

    1. نظریه پذیرایی[۲۴]

 

    1. نظریه حساب شویی[۲۵]

 

    1. نظریه علامت دهی

 

    1. نظریه رفتاری

 

    1. نظریه بازی ها

 

    1. نظریه ذی نفعان

 

  1. نظریه ی قرارداد ها

به نظر می‌رسد تمام نظریه های مدیریت سود در سه چیز اشتراک دارند:

 

  1. تمام آن ها می کوشند رابطه ی بین مدیران شرکت ها و گروه یا ‌گروه‌های استفاده کنندگان یا ذی نفعان را نسبت به مدیریت سود تبیین کنند،۲) ‌به این دلیل و به دلیل استفاده از دو مقدمه ی منطقی”انسان عقلایی” و ” نفع شخصی” و محصول این دو،یعنی “بیشینه سازی مطلوبیت”،همه ی این نظریه ها می کوشند رابطه ی مدیریت سود و ارزش را تبیین کنند،و ۳) تمام این نظریه ها در عصر یکه تازی حسابداری اثباتی پرداخته شده اند و ‌بنابرین‏ طبیعت اثباتی و استقرایی دارند و از مشاهد و تجربه بر گرفته شده اند.در زیر به برخی از این نظریه های مهم پرداخته می شود و در نهایت نظریه هایی که به موضوع تحقیق مربوط می‌شوند به طور خاص مورد بررسی قرار می گیرند:

نظریه چشم داشت

 

دو رویکرد ‌به این نظریه وجود دارد:نظریه ی چشم داشت اطلاعاتی و نظریه چشم داشت ارزشی.هر دو رویکرد ریشه در نظریه چشم داشت ورانشناسی دارند .برای اولین بار نظریه ی چشم داشت در حوزه ی حسابداری با رویکرد چشم داشت اطلاعاتی وام گرفته شد سپس رویکرد ارزشی ‌به این نظریه در کانون پژوهش های مدیریت سود قرار گرفت.

 

اسکیپر(۱۹۸۹) چشم انداز اطلاعاتی را در مقام عنصر کلیدی زیربنای مطالعه ی پدیده ی مدیریت سود قرار می‌دهد.بر این اساس چشم داشت اطلاعاتی در اثر عدم تقارن اطلاعاتی که در ساختارهای شرکت های سهامی پیچیده بین مدیریت مسلط و گروه ذی نفعان درو افتاده تر وجود دارد، ایجاد می شود.وی معتقد است چشم داشت اطلاعاتی فرض می‌کند که افشاهای حسابداری دارای یک درونه یا بار اطلاعاتی است که علائم فایده مندی را به ذی نفعان مخابره می‌کند.

 

نظریه ی حساب شویی

 

جوردن و کلارک(۲۰۰۱) می‌گویند: نظریه ی حساب شویی قائل ‌به این است که اگر شرکتی در یک سال سود پایین را تجربه کند ممکن است سود آن سال را شستن یا استحمام دارایی ها(تبدیل آن ها به هزینه) کاهش دهد.بر این اساس اگر حساب شویی در چارچوب اصول پذیرفته شده ی حسابداری باشد،مدیران بعدا از بابت حساب شویی هایی که قبلا انجام داده‌اند جریمه و توبیخ نمی شوند.بعضی دیگر مانند زاروین معتقدند،حساب شویی زمانی رخ می‌دهد که مدیران جدید جایگزین مدیران قبلی می‌شوند و برای این که بعدا عملکرد خوبی از خود نشان دهند حساب شویی اساسی راه می اندازند.مهم ترین ضعف این نظریه این است که نگاه بخشی به مدیریت سود دارد.به عبارت دیگر فقط بخشی از فعالیت های مدیریت سود را تبیین می‌کند.

 

نظریه پذیرایی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:11:00 ب.ظ ]




استرس فرسودگی بدنی یا عاطفی است که بر اثر مسائل و مشکلات واقعی یا ذهنی پدید می‌آید. دکتر هانس سیله Hansselive یکی از پیشتازان پژوهش در زمینه استرس ، استرس را به عنوان پاسخ نامشخص بدن به هر گونه تقاضا نامیده است . وی مفهوم حالت سازگاری عمومی را ابداع کرد. حالت سازگاری عمومی پاسخ خود به خودی به هر گونه تهدید بدنی یا احساسی نسبت به سلامت یک ارگانیسم است . (دادستان ، ۱۳۸۴)

 

قبل از قرن بیستم از اصطلاح تنیدگی در زبان فرانسه استفاده شد ،در حالی که در زبان انگلیسی از قرن هفدهم به بعد فشار به صورت گسترده ای از آن سود جسته و رنج و محرومیت گرفتاری ، ناراحتی و ناملایمات یعنی همیشه پیامدهای یک زندگی دشوار با این کلمه بیان کرده‌اند.(دادستان ،۱۳۸۴)

 

۲-۲-۴- تعاریفی در طبقه بندی اصطلاح استرس

 

    1. استرس نیرویی است که تنش و تغییر در شیئی که این نیرو بر آن وارد می شود ، ایجاد می‌کند. در این معنا ، صحبت از تأثیرها هر عامل یا محرک برونی مانند عوامل جسمانی مثل صدا ، حرارت ، سرما ، یا عوامل روانشناختی مانند عزا ، از دست دادن کار و جزء آن است.

 

      1. استرس نتیجه عمل یک عامل جسمانی ، روانشناختی یا اجتماعی است ؛ عاملی که سیله آن را عامل “تنیدگی زا” نامیده است . در این صورت ، بررسی حالت تنیدگی ویا به عبارت دیگر بررسی نتایج زیست شناختی و روانشناختی تنیدگی بر سلامت افراد مد نظر است .اثر یک عامل می‌تواند موقت یا دایم باشد . ‌بنابرین‏ به بررسی طول مدت و زمان نهفتگی (از چند ساعت تا چند ماه و حتی یک سال یا چندین سال ‌در مورد بیماری‌های خود مصون ساز ) نشانه های بیماری می پردازند.

 

  1. استرس در عین حال عبارت است از عامل تنیدگی زا و پیامد ‌اثر آن در ابعاد مختلف فرد در پژوهش‌های سیله ، در تحقیقات متخصصان بیماری‌های روان ـ تنی (الکساندر و…) و همچنین در تمامی پژوهش های چهل سال اخیر ، غالباً این موضوع پذیرفته شده است .

می توان در هم شدگیها و ابهامات معنایی را که از چنین روی آوردی ناشی می‌شوند به خوبی درک کرد.

 

۴٫ در این معنا فشار استرس از بعد زیست شناختی آن در نظر گرفته نمی شوند بلکه از زاویه پویایی در عین حال درونی وبرونی آن مورد توجه قرار می‌گیرد . در این صورت تنیدگی به منزله عاملی برونی است که توسط یک فرد در فضا و زمان معینی ادراک می شود .فرد دفاع های روانی خود را برای مقابله با آن به کار می‌اندازد و در عین حال ، نظام های خودکار زیست شناختی نیز با این دفاع‌های روانشناختی پیوند می‌یابند .

 

زندگی روانی فرد می‌تواند بر اساس این عمل از هم پاشیده شود ، ضمن آنکه خطر « بدنی سازی » بر حسب ساختار روانی و چهارچوب جسمانی و اجتماعی نیز وجود دارد .(دادستان ،۱۳۸۴)

 

از جمله منابع عمده برونی استرس می توان مشکلات دراز مدتی مثل روابط خانوادگی ناراحت کننده، بیماری‌های ناتوان کننده یا بیکاری و نیز تغییرات عمده حتی تغییرات خوشایندی مثل ازدواج یا اثاث کشی و جمع شدن استرس های روزانه مثل دیر رفتن سر کار یا دیرکردن در ترافیک را نام برد . از جمله الگوهای رفتاری ایجاد کننده یا شدید کننده استرس هم می‌تواند باعث ناشکیبایی و پر خاشگری ، عدم احساس رضایت از وضع زندگی ، عدم رضایت شغلی و کاهش انگیزه شغلی شود. (جمالفر ،۱۳۸۴)

 

۲-۲-۵- وضع فعلی استرس

 

کلود برنارد ، فیزیولوژیک بزرگ قرن نوزدهم فرانسه متذکر شد که قسمت های مختلف بدن موجودات زنده تکامل یافته ،به وسیله محیط مایعی مانند خون احاطه شده است که برای ادامه زندگی باید به طور مستمر وجود و ثبات داشته باشد . به نظر او هدف تمام ساختارهای فیزیولوژیک تنها حفظ این ثبات است.این نظریات به وسیله والتر کانن در سال ۱۹۳۲ بسط وگسترش یافت. او این اثبات داخلی را « تعادل حیاتی » نامید . زیرا ناهنجاری های ارگانیسم را که در عوامل فشارآور بیرونی و درونی ایجاد شده است رفع می‌کند، به عبارت دیگر تعادل حیاتی هنگام فشار موجود،به کمک او برای برقراری تعادل می شتابد . سیله و همکارانش در سال ۱۹۵۲ میلادی یک نظریه تفصیلی برای نشان دادن چگونگی واکنش موجود زنده به استرس ارائه دادند .

 

یکی از محققان به نام فردگودوین در سال ۱۹۸۳ نشان داد که انسان‌ها قدرت زیادی برای تحمل استرس‌های شدید دارند ، اما هنگامی درمانده می شوندکه قدرت تجهیز مجدد قوا برای مقابله با فشارهای جدید را نداشته باشند . محقق دیگری به نام جک بارکاس ‌به این نتیجه رسید که حتی رفتارهای کوچک ما می‌توانند تأثیری چشمگیری بر بیوشیمی بدن بگذارند . درحالی که انواع پاسخ ها در مقابل عوامل استرس زا از افراد بشر سر می زند ، ولی در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی روانپزشکی به نام توماس هلمز در پژوهش های خود ‌به این نتیجه رسید که تنها عامل مشترک در ایجاد هر نوع استرس ،لزوم ضرورت و اجبار در ایجاد تغییر و تحول مهم در روند زندگی معمولی فرد است . (شاملو،۱۳۸۲)

 

اکثر معلمان،رضایت شغلی را با درست انجام دادن آن کار به دست می آورند .هر نوع کوتاه در انجام تعهدات که به قصور در کار منجر شود بی گمان استرس بیشتری ،به ویژه افسردگی به دنبال دارد چرا که تحلیل های نهایی نشان داده که حس غرور ناشی از پیشرفت در کار ،برای معلمان بسیار مهم است. اگر این احساس غرور به علت آن مقدار کم کاری ای که به بقای شغلی شان لطمه نمی زند ،صدمه ببیند ،احتمالا به شدت از کارشان بیزار می‌شوند . هوبرمن(۱۹۹۳) در بررسی بسیار جالبی بر چگونگی رشد و تغییر نگرش معلمان ضمن پیشرفت در زندگی حرفه ایشان متوجه شد بسیاری از معلمان زمانی که به مرز چهل سالگی می‌رسند یکبار دیگر حرفه خود را ارزیابی می‌کنند تا ببینند چقدر با پیشرفت ،انتظارات و آرمان هایی که در شروع حرفه ی تدریس برای خود در نظر گرفته بودند، فاصله دارند.

 

۲-۲-۶- عوامل ایجاد کننده استرس

 

۲-۲-۶-۱-فشار

 

فشار مفهومی دیگر از استرس به خصوص در ارتباط با استرس شغلی است . فشار زمانی به وجود می‌آید که میزان سرعت کار افزایش یابد. یا برای انجام کار فرصت اندکی وجود داشته باشد ویا کارهای اضافه‌ای بر فرد تحمیل شود و یا زمانی که فرد حداکثر توانایی خود برای یک دوره طولانی کار کند شاید دانش آموزان در هنگام امتحانات با اثرات فشار آشنا شده باشند .(فراهانی،۱۳۸۳)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:23:00 ب.ظ ]




بستانکاران و اعتبار دهندگان

 

بستانکاران و اعتبار دهندگان مایلند راه هایی برای به کنترل درآوردن سهام‌داران به منظور جلوگیری از ضایع شدن حقوق خود در شرکت اعمال کنند. اعمال چنین شیوه هایی مستلزم هزینه است که یکی از اشکال آن، هزینه نمایندگی است. جنسن و کلینگ [۹] نظریه ی پیشرفته ای راجع به هزینه های نمایندگی ارائه داده‌اند. در میان سایر مسائل آن ها نشان دادند که صرف نظر از اینکه چه کسی هزینه های نمایندگی را انجام می‌دهد. اینگونه هزینه ها توسط سهام‌داران تحمل می شود. صاحبان بدهی که هزینه های کنترل را پیش‌بینی می‌کنند، هزینه بهره بالاتر طلب می‌کنند هر چه هزینه احتمال نظارت بیشتر باشد، با فرض ثبات سایر عوامل هزینه بهره ی بالاتر طلب می‌کنند و ارزش شرکت کمتر خواهد بود (شیخ الملوکی، ۱۳۸۶، ص ۲۹)۲.

 

هزینه های ورشکستگی

 

یکی از نواقص مهم و اثر گذار بر ساختار سرمایه هزینه ورشکستگی است. هزینه های ورشکستگی چیزی بیش از هزینه های اداری و قانونی ورشکستگی است. در بازار سرمایه کامل، هیچ هزینه وابسته به ورشکستگی وجود ندارد، اگر شرکتی ورشکسته شود می‌تواند دارایی هایش را با ارزش اقتصادیشان بفروشد و هیچ هزینه حقوق و اداری وجود نخواهد داشت. اما در دنیای واقعی در رابطه با بازنشستگی هزینه های قابل ملاحظه ای وجود دارد (افشاری ، ۱۳۷۸،ص ۷۷۳)۳.

 

هزینه های بسیار سنگین حسابرسی و حقوقی، آموزش مجدد کارکنان، ایجاد روابط و بستن قرار دادهای جدید با عرضه کنندگان مواد اولیه و کارکنان، فروش دارایی های ثابت پایین تر از نرخ واقعی آن ها و همچنین عدم کارایی عملیات هنگام ورشکستگی سبب کاهش ارزش تصفیه شرکت می شود (جهانخانی، ۱۳۷۶،ص ۵۱۳)۴.

 

۵-۸-۲دیدگاه ایستا (تئوری توازی) یا (نظریه مصالحه)

 

نظریه ای که اخیراًً مطرح شده است، نظریه توازی (مصالحه) است که تقریباً اطلاعات خوبی ‌در مورد ساختار مطلوب سرمایه ارائه داده است. این مدل ها قادر نیستند ساختار سرمایه مطلوب را دقیقاً مشخص کنند. اما می‌گوید نسبت بدهی مطلوب از شرکت به شرکت دیگر فرق می‌کند و اظهار نظر آن ها به صورت زیر است، یک بنگاه نسبت بهینه ی بدهی را معمولاً ‌بر اساس توازی میان منافع و هزینه های استقراض، با ثابت نگهداشتن طرح های سرمایه گذاری و دارایی بنگاه تعیین می‌کند. اما برقراری این توازن مستلزم شناخت دقیق منافع و هزینه های تأمین مالی از طریق بدهی است، عمده ترین عوامل شناخته شده در برقراری این توازن عبارتند از: مالیات، آشفتگی مالی و مشکلات نمایندگی به طور کلی، در تئوری mm، هر شرکتی که مالیات می پردازد از استقراض بهره مند می شود. هر چه نرخ نهایی مالیات زیادتر باشد، نفع حاصله بیشتر خواهد شد (مایرز، ۱۹۸۴، ص ۵۹۲)[۱۰].

 

جنسن و مکلینگ دو نوع تضاد منافع را شناسایی کرده‌اند: الف) تضاد منافع میان مالکان و مدیران ب) تضاد منافع میان مالکان و بستانکاران، تضاد منافع بین سهام‌داران و مدیران از آن جائی ناشی می شود که مدیران کمتر از صد در صد حقوق باقی مانده را در اختیار دارند. در نتیجه، آن ها تمامی سود حاصل از فعالیت های افزایش سود خویش را به دست نمی آورند، این در حالی است که آن ها تمامی هزینه های فعالیت ها را متحمل می‌شوند. تضاد منافع میان سهام‌داران و بستانکاران از آنجایی ناشی می شود که قرار دادهای بدهی، انگیزه ی سرمایه گذاری غیر بهینه را در سرمایه گذران ایجاد می‌کند. انگیزه های سهام‌داران برای حداکثر کردن ارزش سهام خود، ضرورتاً مطابق با انگیزه ی افزایش مجموع ارزش بدهی و سهام شرکت نمی باشد. در واقع، سهام‌داران بنگاه های دارای اهرم، اغلب انگیزه ای برای به کارگیری استراتژی های سرمایه گذاری دارند که ارزش بدهی در جریان بنگاه را کاهش می‌دهد (نمازی،۱۳۸۶،ص۱۴۲)۲.

 

۶-۸-۲ دیدگاه ترجیحی

 

تئوری جایگزین و رقیب برای مدل توازی، مدل ترجیحی می‌باشد. این مدل زمانی به وجود می‌آید که هزینه های انتشار اوراق بهادار ریسک دار (هزینه های معاملات و بویژه هزینه هایی که به وسیله ی اطلاعات برتر مدیریت ‌در مورد ارزش اوراق بهادار ریسک دار بنگاه ایجاد می شود) هزینه ها و منافع پیشنهادی مدل توازی را مستأصل می‌کند.

 

مایرز تئوری ترجیحی را چنین بیان می‌کند.

 

    1. شرکت ها تأمین مالی درونی را ترجیح می‌دهند.

 

    1. شرکت ها نسبت های هدف پرداخت سود سهام را بر مبنای فرصت های سرمایه گذاری آتی مورد انتظار و جریانات وجوه نقد آتی مورد انتظار تنظیم می‌کنند.

 

    1. خط مشی های با ثبات تقسیم سود سهام، بعلاوه ی نوسانات غیر قابل پیش‌بینی در سود آوری و فرصت های سرمایه گذاری ‌به این معنا است که جریانات نقدی ایجاد شده از درون ممکن است کمتر یا بیشتر از هزینه های سرمایه گذاری باشد. اگر این جریانات نقدی از میزان هزینه های سرمایه گذاری کمتر باشد، شرکت ابتدا از موجودی نقد و یا فروش اوراق بهادار کوتاه مدت استفاده می‌کند.

 

  1. اگر نیاز به تأمین مالی از خارج شرکت احساس شود، شرکت ها ایمن ترین اوراق بهادار را منتشر می‌کنند. یعنی، اول با بدهی شروع می‌کنند، بعد احتمالاً اوراق بهادار دارای ماهیت ترکیبی و در نهایت سهام به عنوان آخرین ابزار مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

به عبارت دیگر، هزینه های انتشار اوراق بهادار ریسک دار ترتیبی برای تأمین مالی ایجاد می‌کند که طبق آن بنگاه ها سرمایه گذاری های جدید خود را ابتدا با سود انباشته، که هیچ مشکل اطلاعات نامتقارنی ندارد، سپس با بدهی کم ریسک، که مشکل ناچیز است، سپس با بدهی ریسک دارد نهایتاًً با اوراق مالکان خارجی تأمین مالی می‌کنند. این نظریه همچنین می‌گوید که مدیریت ممکن است از تغییرات ساختار سرمایه برای انتقال اطلاعات مربوط به سود آوری و ریسک شرکت استفاده کنند، طرز عمل ‌به این شکل است که افراد داخل شرکت چیزهایی از شرکت می دانند که افراد خارج از شرکت نمی دانند و مدیریت برای پوشاندن مشکلات داخلی شرکت سیاست‌های تأمین مالی مختلفی را بر می گزینند، تا علایم مثبت در بازار منتشر کند (نمازی،۱۳۸۶،ص۱۴۳-۱۴۲)۱.

 

در جدول (۱-۲) خلاصه ای از کاربرد تئوری‌های ترجیحی و مصالحه شواهد تجربی موجود، در تعیین ساختار سرمایه نشان داده شده است.

 

جدول ۱-۲ نتایج برخی تحقیقات پیرامون تئوری ترجیحی و مصالحه ( چن، ۲۰۰۴، ص ۸۴)[۱۱]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عوامل تعیین کننده تئوری علامت پیش‌بینی نمونه ای از شواهد تجربی سود آوری ترجیحی – کستر (۱۹۸۶)، فرند و لانگ (۱۹۸۹)

 

باسکین (۱۹۸۹)، گرینر و گوردن (۱۹۹۵)، شیام ساندر و میرز (۱۹۹۹)

 

بوون و دیگران (۱۹۸۲)؛ دامون و ستبر (۱۹۸۸)؛ گیولی و دیگران (۱۹۹۲)

مصالحه + اندازه ترجیحی – کستر (۱۹۸۶)؛ تیتمن و وسلز (۱۹۸۸) مارش (۱۹۸۲)؛ راجان و زینگالس (۱۹۹۵)؛ چیتدن و دیگران (۱۹۹۶) مصالحه + فرصت های رشد ترجیحی + لانگ و مالینز (۱۹۸۵)

 

تیتمن و وسلز (۱۹۸۸)، لانگ و دیگران (۱۹۹۶)

مصالحه –

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:34:00 ب.ظ ]




این نهضت فکری و اجتماعی ثمرات خود را ظاهر ساخت. اولین بار در انگلستان و سپس در آمریکا[۱۱] و بعد در فرانسه به صورت انقلابها و تغییر نظامها و امضاء اعلامیه­ها بروز و ظهور نمود و به تدریج به نقاط دیگر سرایت کرد.[۱۲]

 

در قرن نوزدهم، افکار تازه­ای در زمینه حقوق انسان‌ها در مسائل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی پیدا شد و تحولات دیگری رخ داد که منتهی به ظهور سوسیالیزم و لزوم تخصیص منافع به طبقات زحمتکش و انتقال حکومت از طبقه سرمایه­دار به مدافعان طبقه کارگر گردید. تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، آنچه درباره حقوق انسان‌ها گفتگو شده و یا عملاً اقدامی صورت گرفته مربوط است به حقوق ملتها در برابر دولت‌ها و یا حقوق طبقه کارگر و زحمتکش در برابر طبقه کارفرما و ارباب.

 

در قرن بیستم مسأله «حقوق زن» در برابر «حقوق مرد» مطرح شد و برای اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر که پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۸ میلادی از طرف سازمان ملل متحد منتشر گشت، تساوی حقوق زن و مرد صریحاً اعلام شد. در همه نهضت­های اجتماعی غرب، از قرن هفدهم تا قرن حاضر، محور اصلی دو چیز بود: «آزادی» و «تساوی» و نظر به اینکه «نهضت حقوق زن در غرب»، دنباله سایر ‌نهضت‌ها بوده و بعلاوه تاریخ حقوق زن در اروپا از نظر آزادیها و برابریها فوق­العاده مرارت بار بود،[۱۳] در این مورد نیز، جز درباره «آزادی» و «تساوی» سخن نرفت.

 

پیشگامان این نهضت، آزادی زن و تساوی حقوق او را با مرد مکمل و متمم نهضت حقوق بشر که از قرن هفدهم عنوان شده بود دانستند و مدعی شدند که بدون تأمین «آزادی زن» و «تساوی حقوق او با مرد» سخن از آزادی و حقوق بشر بی ­معنی است، و بعلاوه همه مشکلات خانوادگی ناشی از عدم آزادی زن و عدم تساوی حقوق او با مرد است و با تأمین این جهت مشکلات خانوادگی یکجا حل می­ شود.[۱۴]

 

۲-۲- پیشینه در ایران

 

«کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» در کشور ما در دو دوره مطرح شده است. در نوبت اول (سال‌های ۱۳۷۴-۱۳۷۶) موضوع توسط وزارت امور خارجه مطرح و توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی بررسی شد. و در دوره دوم (سال‌های ۱۳۷۸-۱۳۸۲) مرکز امور مشارکت زنان وابسته به نهاد ریاست جمهوری آن را مطرح کرد و در هیئت دولت و پس از آن در مجلس به بحث گذاشته شد، اینک شرح آنچه در این دو نوبت گذشته است:

 

۲-۲-۱- دور اول:

 

همان‌ طور که قبلاً اشاره شده، در تاریخ هشتم شهریورماه سال ۱۳۷۴ وزیر خارجه وقت در نامه­ای به رئیس دولت که با عنوان: «پیشنهاد لایحه الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» به دفتر هیئت دولت واصل شده بود، می­نویسد: «با توجه به ابعاد مختلف سیاسی- حقوقی کنوانسیون یاد شده (که از شهریورماه ۱۳۶۰ لازم­الاجرا شده است) و نظر به اینکه تاکنون (۸/۶/۷۴) بیش از ۱۳۸ کشور به عضویت آن درآمده­اند.[۱۵] و از ۵۱ کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی تاکنون حدود ۳۰ دولت، طرف متعاهد آن ‌شده‌اند و با عنایت به پیش ­بینی حق اعلام تحفظ و صدور اعلامیه تفسیری در متن کنوانسیون … تا جایی که این کنوانسیون بیش از هر معاهده بین ­المللی دیگر در زمینه حقوق بشر مورد «شرط» واقع شده است- و به منظور فراهم ساختن زمینه شرکت فعال و روشنگر دولت جمهوری اسلامی ایران در کمیته محو تبعیض علیه زنان و ارائه­ گزارش‌های مستدل و منطقی از وضعیت نظام در اسلام و جمهوری اسلامی ایران، هم­چنین به جهت خنثی نمودن تبلیغات استکبار جهانی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، لایحه بالا جهت سیر مراحل قانونی پیشنهاد شده است».[۱۶]

 

در این نامه همچنین، به دوازده مورد از موارد ابهام یا مغایرت احتمالی قوانین داخلی با مفاد کنوانسیون اشاره شده که در شش مورد آن، امکان اصلاح یا فسخ قوانین داخلی وجود دارد.

 

در تاریخ هشتم تیرماه ۱۳۷۵ کمیسیون لوایح دولت وقت، ضمن بررسی این پیشنهاد، دیدگاه خود را به دولت ارائه کرد. دولت نیز ضمن تصویب کلیات پیشنهاد وزارت امور خارجه، مقرر نمود که نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی در این خصوص اخذ گردد. سرانجام در سیصد و نود و پنجمین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی، هیأتی برای بررسی موضوع تعیین گردید.[۱۷] هم زمان با آغاز کار این هیئت، موافقان و مخالفان الحاق، برای انتقال دیدگاه های خود فعال شدند. دکتر ظریف «نماینده وزارت امور خارجه»، فاطمه هاشمی «دبیر کل اتحادیه بین ­المللی سازمان‌های غیردولتی زنان مسلمان» دیدگاه موافقان، و شورای فرهنگی اجتماعی زنان (وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی) و مرکز پژوهش­های اسلامی صدا و سیما دیدگاه مخالفان را به هیئت منتخب شورای عالی انقلاب فرهنگی منتقل کردند. مرکز پژوهش­های صدا و سیما در جزوه شصت و سه صفحه­ای خود استفتائاتی را از مقام معظم رهبری و آیات عظام تبریزی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، مظاهری و نوری همدانی منتشر کرد که به صراحت مخالفت خود را با الحاق ‌به این کنوانسیون اعلام کرده بودند.[۱۸]

 

در بیست و یکم مهرماه ۱۳۷۶ دبیر هیئت یاد شده، گزارشی از دیدگاه اعضاء را طی نامه­ای به شورا ارائه نمود و بالاخره در چهاردهم بهمن ماه ۱۳۷۶، در زمان ریاست جمهوری حجه­الاسلام خاتمی، چهارصد و سیزدهمین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی با الحاق جمهوری اسلامی ایران به «کنوانسیون» مخالفت کرد.[۱۹]

 

در پی مخالفت شورای عالی انقلاب فرهنگی، دور اول بحث راجع ‌به این «معاهده» به پایان می­رسد. در این میان توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

 

۱٫ بحث از الحاق به معاهده، از زمان دولت حجه­الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی آغاز شد و مخالفت جامعه علمی حوزه و برخی کارشناسان نیز به اواخر همان دولت بازمی­گردد. در سال ۱۳۷۶ نیز مرکز تحقیقات فقهی قوه قضائیه مفاد کنوانسیون را طی پرسشنامه­ای تفصیلی به بحث گذاشت و سپس دیدگاه علمی چهل نفر از علماء و کارشناسان حوزه را در کتابی منتشر کرد.[۲۰] مفاد این کتاب نیز حاکی از وجود اجماع نسبی علماء و فقهاء در مخالفت با الحاق «به معاهده» بود.

 

۲٫ چهارمین کنفرانس جهانی زن در شهریورماه سال ۱۳۷۴ در «پکن» برگزار شد و بیش از سی هزار تن از نمایندگان سازمان‌های غیردولتی زنان همراه با نمایندگان دولت‌ها در این کنفرانس شرکت کردند. سند کنفرانس پکن با نام «کار پایه عمل» که در ۳۶۱ بند تنظیم شده است برنامه اجرایی برای دستیابی به برابری، و حذف نگرشهای مبتنی بر جنسیت و در حقیقت برنامه اجرایی کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان است. نمایندگان اعزامی جمهوری اسلامی ایران ضمن انتقاد از کم­توجهی سند پکن به شناسایی سهم خانواده در امور جامعه و اعلام تحفظ نسبت به روابط جنسی خارج از چهارچوب خانواده، آموزش و خدمات جنسی و مسأله وراثت، برداشت خود را از «برابری» اعلام نمود. بر این اساس، «هر چند زنان از حیث شأن و حقوق بشر مربوط به خود با مردان برابرند،اما نقش­ها و مسئولیت‌های متفاوت آنان بر لزوم یک نظامعادلانه­ی حقوقی تأکید می­ورزد که در آن باید اولویت­ها و نیازهای خاص زنان در نقش­های چندگانه­ای که ایفا می­نمایند، لحاظ شود». در پایان، نمایندگان ایران اعلام کرده ­اند که: در جمهوری اسلامی ایران بر تعهد خویش به اجرای کار پایه عمل، ضمت عطف احترام و توجه کامل به اسلام و ارزش‌های اخلاقی جامعه خود، تأکید می­ورزد».[۲۱]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:03:00 ب.ظ ]




۲-۲-۲-۲- عقل

 

یکی دیگر از شرایط اهلیت داشتن عقل است یعنی شخص عاقل بوده و قوای دماغی شخص سالم بوده و شخص ابتلاء به اختلال قوای دماغی نداشته باشد ‌بنابرین‏ چنانچه شخص فاقد عقل بوده و قوه تعقل ( قدرت اندیشیدن ) نداشته باشد و مبتلا به اختلال قوای دماغی باشد مجنون نامیده می شود.

 

۲-۲-۲-۳- رشد

 

قانون‌گذار در ماده ۱۲۰۹ قانون مدنی مصوب ۱۳۱۴ مقررداشته : « هرکس که دارای هیجده سال تمام نباشد در حکم غیررشید است مع ذلک در صورتی که بعد از پانزده سال تمام رشد کسی در محکمه ثابت شوداز تحت قیمومَّیت خارج می شود»

 

‌بنابرین‏ در زمان اعمال و اجرای مقرره فوق، چنانچه حکم رشد فردی قبل از ۱۸ سال یعنی بعد از ۱۵سالگی از سوی محکمه اثبات می شد. رشید فرض می گردید و از قیومیت خارج می گردید.

 

بنا بر ماده فوق الاشاره سن بلوغ اعم از زن و مرد به طور یکسان ۱۸سال تمام بود یعنی «هیجده سالگی» اماره رشد بوده و کسی که ‌به این سن می رسید حق ادارۀ اموال خود را داشته است.

 

بنـــابــراین در حقوق ایران پیش از سال ۱۳۶۱ هرفردی به سن ۱۸سال تمام می رسید رشید محســوب می گردید و خود به خود از تحت قیومت خارج می گردید و درادارۀ امور خویش استقلال پیدا می کرد لیکـــن مــاده ۱۲۱۰قانون مدنی اصلاحی سال ۱۳۶۱،سن ۱۸سالگی را حذف نموده و چنین مقـــررداشته : « هیچکس را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگرآنکه عدم رشد یا جنون اوثابت شده باشد.

 

تبصره ۱ : سن بلوغ در پسرپانزده سال قمری و در دختر نه سال تمام قمری است

 

تبصره ۲ : اموال صغیری را که بالغ شده است درصورتی می توان به او داد که رُشد او ثابت شده باشد.» با توجه به اختلاف نظری که در تفسیرمتن ماده مذکور با تبصره ۲ آن وجود داشت هیئت عمومی دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه شماره ۳۰۰ مورخ ۳/۱۰/۶۴ در جهت رفع تعارض و به تبعییت از فقه امامیه در تفسیر ماده چنین اظهار نموده است:«ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی اصلاحی ۸/۱۰/۶۱ که علی القاعده رسیدن صغار به سن بلوغ را دلیل رشد قرار داده و خلاف آن را محتاج به اثبات دانسته ناظربه دخالت آنان درهر نوع امورمربوط به خود می‌باشد. مگر ‌در مورد امور مالی که به حکم تبصره ۲ ماده مرقوم مستلزم اثبات رشد است.»

 

با توجه به رأی صادره ، صغیر با رسیدن به سن بلوغ از حجر خارج می شود مگر در امور مالی که استقلال وی در اعمال حقوق مالی منوط به احراز رشد است و صرف رسیدن به سن بلوغ موجب اهلیت و استقلال در امورمالی نیست واهلیَّت اعمال واجرای حقوق خود را در امور مالی فاقد است و اهلیتِ استیفاء ندارد

 

حسب مقررات فعلی سن ۱۸ سال که قبلا” به عنوان سن رشد محسوب می گردید و با رسیدن آن، شخص رشید فرض می شد و خود به خود از حجر خارج می گردیداز قانون مدنی حذف گردیده است ولیکن در رویه عملی سازمان ها و مؤسسات دولتی و خصوصی و دادگاه ها و دفترخانه های اسناد رسمی ،در عمل هنوز سن هیجده سالگی تمام را نشانۀ رشد تلقی می‌کنند و از شخصی که به سن هیجده سالگی رسیده باشد دلیل دیگری بررشد نمی خواهند و در توجیه این رویه به ماده واحده قانون راجع به رشد معاملین مصوب ۱۳۱۳ استناد می‌کنند.( صفایی، ۱۳۸۹ : ۱۱۷ )

 

اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه ۴۲۳۱/۷ مورخه ۱۸/۸/۷۸ چنین اعلام نظر نموده است.

 

«با توجه به قانون راجع به رشد متعاملین ،داشتن ۱۸ سال تمام شمسی چه در مردان و چه در زنان اماره قانونی رشد معاملی است و این قسمت از آن قانون نه صریحاً و نه ضمناً نسخ نشده است، ‌بنابرین‏ هرکس به موجب شناسنامه اش ۱۸سال تمام شمسی داشته باشد از نظر معاملی رشید است مگر اینکه خلاف آن در دادگاه ثابت شود و ولایت قهری یا قیم نسبت به او منتفی است و با بودن اماره قانونی مذکور نیازی به صدور حکم رشد نیست اما درمورد کسانی که به سن بلوغ رسیده اند لیکن کمتر از ۱۸سال تمام دارند رشد معاملی آنان برای امکان دخالت در اموال خود بایدد در محکمه اثبات شود.»

 

۲-۲-۲-۴- محجورین

 

اصولاًهمۀ اشخاص دارای اهلیت تمتع هستند و می‌توانند دارای حق باشد و لیکن اهلیت استیفاء یعنی توانایی اجرای حق و بهره وری از آن را ممکن است نداشته باشند، اشخاصی که فاقد اهلیت استیفاء بوده و توانایی و شایستگی تصرف و اعمال حقوق خود را ندارند ( محجور )نامیده می‌شوند. قانون گذاردر ماده ۲۱۳ قانون مدنی معاملۀ محجورین را نافذ ندانسته و ‌بر اساس مادۀ۱۲۰۷ قانون مدنی محجورین شامل سه دسته صغار اشخاص غیر رشید و مجانین می‌باشند.

 

ماده۲۱۳قانون مدنی مقرر داشته: «معاملۀ محجورین نافذ نیست»

 

ماده۱۲۰۷ قانون مدنی مقرداشته : « اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:

 

الف- صغار

 

ب- اشخاص غیر رشید

 

ج- مجانین.

 

حجردر لغت به معنای منع، بازداری و جلوگیری، نداشتن صلاحیت در دارا شدن حق معین و نداشتن صلاحیت برای اعمال حقی که شخص آن را دارا شده است ( جعفری لنگرودی، ۲۰۸:۱۳۸۰ ) در اصطلاح حقوقی می توان گفت که حجر به معنی فقدان و عدم اهلیت استیفاست و ممنوع بودن شخص از تصرف در اموال و حقوق مالی خود برابر قانون و شرع به چنین شخصی محجور می‌گویند زیرا از تصرف در اموال و دارایی و حقوق مالی خویش ممنوع است. ( ساکت، ۱۳۸۶ : ۲۰۸ ) «‌بنابرین‏ محجور عنوانی است که به طور مطلق به هریک از صغیر و مجنون و سفیه اطلاق می‌گردد. محجور یعنی « ممنوع » و منظور، ممنوع از تصرف در اموال است.» ( شهیدی ، ۱۳۸۵ : ۴۳ )

 

۲-۲-۲-۴-۱- صغار

 

اولین دسته از محجورین صغارمی باشند،صغار جمع « صغیر» یعنی بچه ای که به حد بلوغ شرعی نرسیده است.حسب ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی، قانون‌گذار صغیر را از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع نموده است.

 

(صِغَر وضع و حالت شخصی است که در سن و سال نوجوانی زندگی می‌کند و هنوز به آن اندازه از نیروی فکری بسنده برای دارا شدن و بهره وری و برخورداری از همۀ حقوق یا اعمال آن ها نرسیده است.در برابر صغر، بلوغ یا کبر قرار دارد

 

کبر حالت شخصی است که به سن معینی رسیده است و در نتیجه از نظر جسمی و عقلی رشد او کامل شده است و برای همگی اَعمال زندگی خود اهلیّت و شایستگی دارد.» ( ساکت ، ۲۱۳:۱۳۸۶ ) ‌بنابرین‏ صغیر از نظر نیروی جسمی و عقلی رشد نیافته بوده و نمی تواند در اعمال حقوقی و مالی اش تصمیم بگیرد و در آن ها تصرف کند.

 

« در زبان عامیانه و نوشته های غیر حقوقی به صغیر ، کودک ، خردسال، طفل و بچه می‌گویند». ( صفایی و همکاران، ۱۳۸۸: ۲۲۶ ) دوران صغر ، از زمان تولد شخص طبیعی شروع شده و تا سن بلوغ ادامه می‌یابد. دوران صغر (کودکی) دارای دو مرحله بوده: مرحله غیر تمیز و مرحله تمیز و به همین اساس صغیر یا ممیز است یا غیر ممیز .

 

۲-۲-۲-۴-۱-۱- صغیر غیر ممیز

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:15:00 ب.ظ ]




۲٫ برنامه‌ریزی دقیق و کارشناسی برای انجام اصلاحات اقتصادی؛ اگرچه اصلاحات اقتصادی و دور ماندن از اقتصاد جهانی را می‌توان به تعویق انداخت و یا روند آن را ‌آرام‌تر نمود، اما باید ‌به این نکته توجه داشت که نهایتاً اقتصاد کشور باید قدرت رقابت و حضور در عرصه اقتصاد جهانی را پیدا نماید و با توجه به روندی که کل جهان را طی می‌کند به دور ماندن از آن نه امکان‌پذیر است و نه به صلاح اقتصاد کشور. بر این اساس لازم است که برنامه‌ریزی دقیق و مشخصی صورت گیرد تا به تدریج زمینه حضور در اقتصاد جهانی فراهم شود. این برنامه‌ریزی قبل از هر چیز باید قابل اجرا باشد. این برنامه‌ریزی قبل از هر چیز باید قابل اجرا باشد. به عبارت دیگر از آرمان‌گرایی و بلندپروازی در آن پرهیز گردد.

 

۳٫ تلاش در جهت بهبود بخشیدن به ساختار تولید؛ مشکل اصلی و اساسی کشور در ورود به عرصه اقتصاد جهانی، نارسایی شدید در ساختار تولیدی کشور است. بر این اساس، برای ورود به عرصه اقتصاد جهانی باید تمامی تلا‌ش‌ها معطوف به بهسازی وضعیت عرضه در کشور باشد. به ویژه آنکه این توجه بیشتر باید بر بخش‌های تولیدات صادراتی و تولید کالاهای استراتژیک متمرکز گردد.

 

۴٫ بی‌اثر کردن تحریم‌های سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه های مورد نیاز؛ بهبود بخشیدن به ساختار تولیدی در کشور بدون جذب سرمایه و تکنولوژی مورد نیاز عملا امکان‌پذیر نخواهد بود. به علاوه جمهوری اسلامی ایران به شدت از جانب آمریکا تحت فشار قرار دارد و تحریم این کشور مانع سرمایه‌گذاری جدی و مؤثر در بخش‌های مختلف اقتصادی کشور شده است. بر این اساس، لازم است که جمهوری اسلامی ایران آلترناتیوهای دیگری را برای سرمایه‌گذاری و انتقال تکنولوژی بیابد و آن ها را به کشور جذب نماید. این آلترناتیوها می‌توانند اتحادیه اروپا، کشورهای جنوب شرقی آسیا و … باشند.

 

۵٫ بهبود بخشیدن به شاخص‌های اقتصادی؛ اگر طی زمان تعیین شده در برنامه‌ریزی، ورود سرمایه به کشور صورت گیرد و ساختار تولید بهبود یابد، می‌توان امیدوار بود که شاخص‌هایی از قبیل نرخ بیکاری، نرخ تورم، فقر و فاصله طبقاتی نیز بهبود پذیرند؛ شاخص‌هایی که بهبود آن ها قبل از ورود به عرصه اقتصاد جهانی از دیدگاه امنیتی کاملا لازم و ضروری است و تنها با بهبود یافتن این شاخص‌ها می‌توان امید داشت که شوک‌های ناشی از ورود به اقتصاد جهانی، موجب به وجود آمدن بحران‌های اقتصادی در جامعه‌ نگردند.

 

۶٫ تثبیت سیاست‌های اقتصادی، به ویژه سیاست های پولی و ارزی

 

۷٫ تقویت سیاست‌های مالی دولت، به ویژه بهبود بخشیدن به سیستم مالیاتی کشور

 

۸٫ کاهش تدریجی ملاحظات دولت در اقتصاد از طریق اجرای دقیق سیاست خصوصی‌سازی

 

۹٫ قطع تدریجی حمایت‌های دولت از فعالیت‌های اقتصادی، حتی اگر قطع حمایت‌ها موجب ورشکستگی و از میان رفتن صنایع و فعالیت‌های ناکارا گردد.

 

۱۰٫ شناسایی بخش‌ها و فعالیت‌های استراتژیک و مستثنی نمودن آن ها از فرایند آزادسازی و خصوصی‌سازی

 

۱۱٫ جذب تکنولوژی‌های کاربر به منظور کاهش نرخ بیکاری

 

۱۲٫ ارتباط مداوم و مذاکره با سازمان‌های اقتصادی بین‌المللی از جمله مسئولان بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول جهت توجیه آن ها نسبت به ضرورت اجرای تدریجی سیاست‌های تعدیل اقتصادی

 

۱۳٫ ایجاد ساختارها و زیرساخت‌های مورد نیاز جهت ورود به اقتصاد جهانی، از قبیل بازارهای سرمایه‌داری، سیستم حمل و نقل مناسب، سیستم ارتباطی و اطلاع‌رسانی و …

 

۱۴٫ تلاش درجهت ورودنفت­به مذاکرات به عنوان­محصولی که­بخش­اعظم­صادرات کشورراتشکیل می‌دهد.

 

۱۵٫ افزایش ارزش افزوده کالاهای صادراتی از طریق تکمیل حلقه‌های پسین پروسه تولید

 

کلیه اهداف مذکور در چارچوب هدف کلی کاهش آسیب‌پذیری ایران در ارتباط با اقتصاد جهانی و افزایش ضریب امنیتی ایران قرار دارند.

 

۲-۲۰ نقش سازمان جهانی گمرک

 

طرح راهبردی سازمان جهانی گمرک در رابطه با سیستم هماهنگ دارای سه هدف اصل است:

 

۱- تضمین تفسیر و به کارگیری یکسان سیستم هماهنگ

 

۲- بهبود و به روز کردن سیستم هماهنگ به گونه ای که منعکس کننده تحولات در فن آوری الگوهای تجاری باشد.

 

۳- گسترش استفاده از سیستم هماهنگ توسط گمرکات و سایر آژانسهای دولتی ، سازمان های بین‌المللی و بخش خصوصی.

 

۲-۲۰-۱ کمیته سیستم هماهنگ

 

هنوز تقریبأ همه کشورها در حمایت از تولیدات داخلی خود از تعرفه های حمایتی استفاده ‌می‌کنند، که این امر منجر به اختلافات تعرفه­ای می­ شود. هر سال دو بار «کمیته سیستم هماهنگ»[۱۲] سازمان جهانی گمرک، به عنوان داور بین‌المللی حل اختلافات مربوط به طبقه بندی کالاها در سیستم هماهنگ انجام وظیفه می­ کند. کمیته سیستم هماهنگ یک هیئت واحد بین‌المللی است که در خصوص طبقه ­بندی تعرفه ای نظرات معتبر و با ارزش ارائه می­دهد.

 

۲-۲۰-۲ کمیته فرعی بازنگری سیستم هماهنگ

 

این کمیته مسئول بازنگری سیستماتیک نمانکلاتور سیستم هماهنگ به طور مرتب به منظور کمک به «کمیته سیستم هماهنگ» جهت حصول اطمینان از به روز نگه‌داشته شدن سیستم هماهنگ برحسب تحولات ایجاد شده در فن­آوری و شیوه ­های تجاری ‌می‌باشد.

 

۲-۲۰-۳ کمیته فرعی علمی

 

این کمیته در فنی­ترین کارها (بویژه مسائل مربوط به طبقه بندی محصولات شیمیایی) به کمیته سیستم هماهنگ و کمیته فرعی بازنگری سیستم هماهنگ، ‌کمک نماید.

 

۲-۲۱ نقش گمرک در تسهیل تجارت جهانی

 

گمرکات در رشد تجارت جهانی و توسعه بازارهای بین ­المللی نقش حیاتی دارند. رویه ­های مؤثر و کارای گمرکی می ­توانند به طور مؤثر در اقتصاد رقابتی ملت­ها تأثیرگذار باشند. در محیط بشدت رقابت­آمیز جهانی،‌ تجارت بین ­المللی و سرمایه ­گذاری به مکان­هایی که کارآمد،‌ حمایتی و تسهیل کننده هستند،‌ جریان پیدا می­ کند. در عین حال، از محل­هایی که به نظر تجار و صاحبان سرمایه، ‌دیوان­سالارانه، ‌پرهزینه و پرخطر هستند،‌ با سرعت تمام می­گریزد. فرآیندها و سیستم­های گمرکی نباید به ‌عنوان موانع تجارت جهانی و رشد اقتصادی عمل نمایند و یا چنین تصوری از آن ها ایجاد شود.

 

نظام­های تولید و توزیع نوین که به امکانات شگرف شیوه ­های تجارت الکترونیکی مرتبط هستند،‌ ترخیص سریع وقابل پیش ­بینی کالا از گمرک ‌را بصورت پیش­شرطی مهم برای کامیابی ملی درآورده است.[۱۳]

 

۲-۲۲ تعیین ارزش گمرکی کالاها

 

توافقنامه تعیین ارزش سازمان تجارت جهانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:26:00 ب.ظ ]




آرای هیات عمومی دیوان عدالت اداری ، خواه درمقام ابطال مقررات خلاف قانون و خواه مقررات خلاف شرع ، علاوه بر شعب و مراجع اداری نسبت به مراجع قضایی نیز، لازم الاتباع می‌باشد واین بدان دلیل است که هیات عمومی دیوان درمقام احراز تخلف یا ابطال مصوبات خلاف قانون یا شرع دارای صلاحیتی ذاتی در این حوزه است و ‌بنابرین‏ در هر دومورد محاکم قضایی نیز مکلف به تبعیت هستند.

 

در این موارد دیوان در حدود صلاحیت ذاتی خود عمل ‌کرده‌است. علاوه بر آن در این خصوص بعد از ابطال ،دیگر چنین مصوبه ای وجودخارجی ندارد تا به مرحله اجرا در آید(مقصودپور.۱۳۸۴:۱۱۵).

 

‌بنابرین‏ حکم مقرر در ماده ۴۵ قانون دیوان عدالت داری در خصوص استنکاف از اجرای آرای هیات عمومی دیوان عدالت اداری نسبت به قضات مستنکف نیز قابل اعمال خواهد بود. ماده ۲۰ قانون دیوان عدالت اداری نیز در خصوص زمان اثرگذاری آرای ابطالی هیات عمومی دیوان چنین مقرر می‌دارد:(اثر ابطال مصوبات از زمان صدور رأی‌ هیات عمومی است مگر ‌در مورد مصوبات خلاف شرعیا در مواردی که به منظور جلوگیری از تضییع حقوق اشخاص هیات مذکور ‌اثر آن را از زمان تصویب مصوبه اعلام می کند .) تفکیک مذکور در ماده فوق الذکر مبتنی بر نظریه تفسیری شورای نگهبان از اصل ۱۷۰ قانون اساسی است که در پی استعلام رئیس قوه قضائیه ،از آن شورا صورت گرفته است .مطابق نظریه تفسیری شورای نگهبان به شماره ۱۲۷۹/۲۱/۸۰ مورخ ۱۸/۲/۸۰ ،(نسبت به ابطال آیین نامه ها ،تصویب نامه ها وبخشنامه ها اصل یکصد وهفتادم به خودی خود اقتضای بیش از ابطال رأی‌ را ندارد، لکن چون ابطال موارد خلاف شرع ، مستند به تشخیص فقهای شورای نگهبان است وازمصادیق اعمال اصل چهارم قانون اساسی می‌باشد ، فلذا ابطال از زمان تصویب آن ها خواهد بود)( مرکز تحقیقات شورای نگهبان ،چاپ اول،۱۳۸۱،ص۹۸٫).

 

علی رغم اینکه ماده ۲۰قانون دیوان بر اساس عبارت آغازین نظریه فوق ،اثر ابطال مقررات خلاف قانون را از زمان صدور رأی‌ هیات عمومی دیوان دانسته است ، اما حمل این اثر بر ابطال مخالف اصول بدیهی حقوقی و مفهوم ابطال است.زیرا معنای ابطال جز اعلام بی اعتباری تصمیم از تاریخ تصویب مصوبه نیست. به دیگر سخن ، ابطال اثر قهقرایی داشته و براین اساس (مصوبه ای که خلاف قانون بوده یا مقام تصویب کننده اختیار تصویب آن را نداشته است ، از بدو تصویب بی اعتبار بوده و ابطال مصوبه توسط هیات عمومی به مثابه نسخ قانون یا نقض رأی‌ نیست که از زمان نقض دارای اثرباشد)( مقصود پور:۱۲۷).

 

اما به اذعان برخی حقوق ‌دانان نظریه تفسیری شورای نگهبان ، خود تاب تفاسیر مختلفی را در رابطه با زمان تاثیر ابطال مصوبات خلاف قانون دارد(سواد کوهی.۱۳۸۱:۱۰).

 

چرا که ازیک سو ‌بر اساس مفهوم مخالف بخش دوم از نظریه اخیرالذکر ، می توان قائل به تاثیر ابطال مصوبات خلاف قانون ، از زمان صدور رأی‌ هیات عمومی دیوان گردید و در برداشتی دیگر ، به نظر می‌رسد ، شورای نگهبان تنها در مقام بیان یک حکم می‌باشد و عبارت اول نظریه تفسیری ، پاسخ تلقی نمی شود و صرفاً اخبار از امری دارد که در خود اصل یکصد وهفتادم آمده است ومورد سوال کسب نظریه تفسیری شورای نگهبان راجع به زمان تاثیر ابطال بر آن می‌باشد(همان:۱۱).

 

‌به این ترتیب هرچند برداشت اخیر از نظریه شورای نگهبان با معنای ابطال تطابق بیشتری داشته و از باب احقاق حق اشخاص ، اقرب به صواب است ،اما تصریح ماده ۲۰ بر زمان صدور رأی‌ به عنوان زمان اثرگذاری آرای هیات عمومی و در ادامه مستثنا کردن مصوبات خلاف شرع از حکم مذکور در فراز ماده ۲۰ قانون دیوان عدالت اداری مبین برداشت اول از نظریه شورای نگهبان است .لازم به یادآوری است ماده مذکور استثنای دیگری را نیز بیان داشته است وآن موردی است که هیات عمومی دیوان به منظور جلوگیری از تضییع حقوق اشخاص ، اثر ابطال را از زمان تصویب مصوبه اعلام نماید.

 

مبحث سوم :نقش رویه قضایی هیات عمومی دیوان عدالت اداری در حقوق عمومی

 

علی رغم وجود اختلاف نظر میان اندیشمندان و نظریه پردازان حقوقی ، پیرامون پذیرش رویه قضایی به عنوان منبع حقوقی در قلمرو تئوری ونظریه پردازی ، مطالعه وبررسی نتایج عملی این منبع ارزشمند در نظام های حقوق عرفی و حتی حقوق نوشته مبین نقش وتاثیر مطلوب رویه قضایی در نظام های حقوقی مختلف است. برخی از نتایج وآثار مثبت رویه قضایی در نظام های حقوقی را می توان در شناسایی وتحکیم اصول کلی حقوقی ، تحرک بخشیدن به قانون ‌و تطبیق آن با نیازها ومصالح اجتماعی ، رفع ابهام و نقص قوانین ومقررات و در نهایت ، راهنمایی مقنن درتصویب قوانین جدید ‌و تصحیح قوانین سابق دانست.

 

تاثیر رویه قضایی در نظام حقوقی ایران نیز، در نوع خود قابل تأمل است. هرچند در این میان رویه قضایی دیوان عدالت اداری در مقایسه با رویه محاکم عمومی ( اعم از مدنی ‌و کیفری) کمتر مورد تأکید قرار گرفته اما عنایت و مطالعه رویه قضایی دیوان به عنوان تنها دادگاه حقوق عمومی از اهمیت بالایی برخوردار است.

 

در این مبحث هدف اصلی بررسی نقش رویه قضایی هیات عمومی دیوان عدالت اداری در حقوق عمومی و رشد واعتلای این حوزه می‌باشد .از این رو طی سه گفتار به بررسی نقش رویه قضایی هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تحکیم اصول حقوق عمومی ، رفع ابهام و نقص قوانین وتصویب قوانین و مقررات خواهیم پرداخت.لازم به ذکر است ،آنچه در این مقال تحت عنوان رویه قضایی هیات عمومی دیوان از آن یاد می شود علاوه بر مفهوم خاص رویه قضایی که شامل آرای وحدت رویه می‌باشد آرای ابطالی هیات مذکور را نیز در بر می‌گیرد .هرچند آرای ابطالی مانند آرای وحدت رویه از ویژگی “در حکم قانون بودن” برخوردار نیست ، اما این امر از اهمیت آرای مذکور وتاثیرآن در قلمرو حقوق عمومی نمی کاهد. چرا که مطالعه عملکرد دیوان عدالت اداری در طول فعالیت سی ساله این تأسيس نشان می‌دهد که نقش و تاثیر آرای ابطالی هیات عمومی دیوان در پیشرفت و اعتلای حقوق عمومی در ایران چنانچه بیشتر از آرای وحدت رویه نباشد کمتر نیست.

 

گفتار اول : شناسایی وتحکیم اصول حقوق عمومی

 

در فصل پیشین ضمن مطالعه تاثیر رویه قضایی شعب در تحکیم اصول حقوق عمومی ، نقش اصول کلی حقوقی ،خاصه،اصول حقوق عمومی در صیانت از حقوق مردم وحاکمیت و نیز نقش دادگاه های اداری در بیان وکشف این اصول بسیار مهم وحیاتی را متذکر شدیم.در حقیقت اصول مذکور ازسویی راهنمای قضات اداری در امر تفسیر قوانین و مقررات اداری ، در مواجهه با متون قانونی نارسا خواهد بود،از سویی دیگر در صورت عدم وجود قانون یا قاعده حقوق موضوعه به عنوان مکمل حقوق یاریگر قاضی اداری در صدور رأی‌ است.در عین اینکه (این اصول کلی که از متون بنیادین برآمده اند اساساً در راستای حمایت از حقوق شهروندی بروز وظهور یافته اند).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




مجنون کسی است که قوه عقل و درک ندارد و به اختلال کامل قوای دماغی مبتلاست. قانون مدنی در ماده ۱۲۱۲ قانون مدنی بدون هیچ تعراز مجنون به آثار حقوقی آن پرداخته است و گفته است جنون به هر درجه‌ای باشد موجب حجر است.

 

قانون‌گذار در ماده ۱۲۱۳ قانون مدنی مجنون را به ادواری و دائمی تقسیم ‌کرده‌است. مجنون دائمی نمی‌تواند در سمت وکالت قرار گیرد و چنین قراردادی چنانچه منعقد شود باطل و بلااثر خواهد بود و چنانچه طرفین عقد وکالتی منعقد کرده‌اند ولی پس از مدتی وکیل مجنون شود در چنین حالتی عقد منفسخ می‌شود. ازآنچه ‌در مورد جنون دائمی گفته شد مسلماًً مجنون ادواری در زمان جنون فاقد درک و تمییز و در نتیجه فاقد اراده است. البته ناگفته نماند تبصره ۷ ماده ۷ قانون وکالت هم بیان داشته شخصی که تحت قیمومیت است نمی‌تواند سمت وکالت را قبول کند.

 

۳-۱-۳-۲: آثار سفاهت طرفین در قرا داد وکالت

 

۳-۱-۳-۲-۱: آثار شرایط عقد

 

حال چنانچه پس از قرارداد وکالتی یکی از طرفین مجنون شوند چه آثاری به بار می‌آورد؟

 

با توجه به اینکه بند ۳ ماده ۶۷۸ قانون مدنی جنون وکیل یا موکل را موجب انقضای وکالت می‌داند، ‌بنابرین‏ ما جنون احد طرفین وکالت را به طور جداگانه هم موردبررسی قرار می‌دهیم.

 

فرض ما در حالتی است که موکل و وکیل در حالت سلامت عقلی، اقدام به بستن عقد وکالت کرده‌اند و حتی مجنون ادواری، در حالت افاقه، قرارداد وکالت را منعقد نموده است. اما پس‌ازآن و قبل از انجام موضوع وکالت، موکل یا وکیل دچار بیماری جنون می‌شود و وکالت منفسخ و اذن قطع می‌گردد. یعنی آنچه هنگام انعقاد وکالت برای صحت آن لازم بوده، در ادامه آن‌هم ضروری است؛ خواه ممنوعیت و بطلان عقد مجنون برای حمایت از او باشد و خواه برای جلوگیری از ورود ضرر به‌طرف دیگر عقد.

 

اما بحثی که در اینجا قابل‌طرح است و تردیدهایی را به وجود می‌آورد، بطلان عقد وکالت در خصوص جنون ادواری است. زیرا، ‌در مورد جنون دائمی، بدون شک بیماری جنون هر یک از طرفین عقد وکالت، موجب بطلان آن می‌گردد. لیکن ‌در مورد جنون ادواری در قانون مدنی مستقلاً حکمی دیده نمی‌شود. بااین‌حال، به دلایلی می‌توان گفت که با عارض‌ شدن جنون به هر یک از طرفین عقد وکالت، خواه جنون دائمی باشد یا ادواری، وکالت باطل می‌شود. زیرا اولاً، برابر بند ۳ ماده ۶۷۸ قانون مدنی به طور اطلاق «جنون» عقد وکالت را مرتفع می‌کند. یعنی در اینجا جنون هم شامل دائمی و هم ادواری است. ثانیاًً، وقتی عقد وکالت در جنون ادواری زایل گردید و اذن مرتفع شد، اتصال اذن قطع‌شده و عقد گسسته، موجه نخواهد بود و این امر که اعمال حقوقی مجنون ادواری زایل گردید و اذن مرتفع شد، اتصال اذن قطع‌شده و عقد گسسته، موجه نخواهد بود و این امر که اعمال حقوقی مجنون ادواری در حال افاقه نافذ است (ماده ۱۲۱۳ قانون مدنی)، در اینجا نمی‌تواند مصداق داشته باشد. یعنی نمی‌توان گفت هرگاه به فرد، جنون دست داد، وکالت باطل می‌شود و هر وقت او به حالت افاقه رسید، عقدِ منحل ‌شده، دوباره معتبر می‌گردد و در نتیجه ممکن است وکالت‌نامه واحد، بارها باطل و مجدداً خودبه‌خود اعتبار یابد.

 

درباره جنون، برخی از فقهای ما معتقدند که (وکالت) بنا بر اقوی به پیدا شدن دیوانگی مستمر و بنا بر احتیاط در غیر چنین دیوانگی (مثلاً ادواری) باطل می‌شود و یا یکی از حقوق‌دانان می‌نویسد: «‌… جنون خواه دائمی باشد و یا ادواری اگرچه مدت آن کوتاه و چند دقیقه بیش به طول نینجامد موجب ارتفاع وکالت می‌گردد».[۱۲۴] پس در نتیجه با پیش آمدن جنون (خواه دائمی یا ادواری) برای هر یک از طرفین عقد، وکالت باطل می‌گردد.

 

۳-۱-۳-۲-۲: اطلاع وکیل از جنون موکل

 

سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا پیش از رسیدن خبر موت یا جنون موکل به وکیل باید اعمال او را نافذ شناخت یا وکالت با این حوادث منحل می‌شود و علم و جهل وکیل در انحلال و نفوذ اعمال او اثر ندارد؟ به عبارتی آیا می‌توان با وحدت ملاک از ماده ۶۸۰ قانون مدنی همانند مورد عزل اعمال وکیل را پیش از رسیدن خبر موت و جنون موکل به او نافذ شمرد؟ در این‌باره قانون مدنی حکمی ندارد و ظاهر از سکوت نویسندگان قانون این است که نخواسته‌اند به‌مانند عزل، انفساخ وکالت در اثر جنون را منوط به علم وکیل سازند. به‌ویژه که نظر قاطع فقیهان امامیه نیز این است که نفوذ اعمال وکیل پیش از آگاهی از عزل موکل حکم استثنائی است که نمی‌توان به قیاس ‌در مورد جنون موکل اجرا کرد در تأیید این نظر نسبت به جنون می‌توان گفت ‌در مورد عزل موکل وظیفه دارد که نهی از اجرای وکالت را به اطلاع مأمور آن (وکیل) برساند و اگر در اجرای این وظیفه کاهلی کند باید نتایج آن را نیز متحمل شود.

 

باوجوداین اگر پذیرفته شود که مبنای نافذ شناختن اعمال وکیل معزول جلوگیری از ضرر نامشروعی است که به وکیل و طرف قرارداد می‌رسد باید انصاف داد که این مبنا ‌در مورد ناآگاه ماندن از جنون موکل نیز وجود دارد انتقال اموال موکل به ورثه نیز مانع از اجرای قاعده لا ضرر نیست زیرا هدف آن جلوگیری از ضرر نامتعارف وکیل و اشخاص ثالث است، نه کیفر دادن موکل بی‌مبالات. پس برای حفظ نظم در معاملات و حمایت از اعتماد مشروع بی‌گناهانی که با وکیل هدف معامله می‌شوند، باید قراردادهایی را که وکیل پیش از علم به جنون موکل بسته است نافذ شناخت این نتیجه ‌در مورد جنون به‌آسانی قابل پذیرفتن است زیرا ولی یا قیم موکل به عنوان مدیر و نماینده پایبند به پیمان‌های او است.

 

۳-۲: فوت وکیل

 

وکالت عقدی است که بر مبنای اعتماد متقابل وکیل و موکل به یکدیگر نهاده شده است، شخصیت هرکدام انگیزه دیگری در انعقاد قرارداد است و با فوت هرکدام یکی از ارکان عقد بر هم می‌خورد[۱۲۵].

 

ازجمله طرق انحلال قرارداد وکالت، فوت هر یک از طرفین منعقد کننده قرارداد است. این امر را می‌توان از بند سوم ماده ۵٧٨ و نیز ماده ٩۵۴ قانون مدنی به‌خوبی استنباط کرد. در این بخش کوشش شده تا بابیان مختصر ماهیت عقد وکالت از دیدگاه قانون مدنی، به بررسی اختصاری انحلال وکالت براثر فوت طرفین آن پرداخته، شرط بقای وکالت بعد از فوت طرفین منعقد کننده را بررسی کرده، آثار قرارداد بعد از فوت طرفین را مشخص کرده و درنهایت امکان یا عدم امکان بقای قرارداد وکالت و یا تبدیل آن به ماهیت حقوقی جدید بعد از فوت را مورد تحلیل قرارداد.

 

با بررسی مواد قانون مدنی در مبحث عقد وکالت، به سهولت استنباط می‌گردد که‌ عقد وکالت، اصولاً قراردادی جایز بوده و جز در مواردی خاص، که آن‌هم در قانون مدنی پیش‌بینی شده، از سوی هریک از طرفین منعقد کننده قرارداد و بنا به حدوث وقایعی، قابل انحلال خواهد بود. دلایل جواز عقد وکالت را می‌توان از مواد ۶۸۲،۶۷۸ و ۶۷۹ قانون مدنی استنباط کرد. ازجمله طرق مذکور که با جمع ماده ۹۵۴ همان قانون می‌توان دریافت، انحلال قرارداد وکالت در اثر انجام مورد وکالت، اراده موکل در عزل وکیل، استعفای وکیل و فوت یا حجر و یا سفه (در امور مالی)، می‌باشد.

 

۳-۲-۱: مبنای انحلال وکالت در اثر فوت

 

در توجیه انحلال قرارداد وکالت در اثر موت به طور اختصار می‌توان به دو دلیل استناد کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:49:00 ب.ظ ]




نرمال بودن H0:

 

غیر نرمال بودن H1:

 

  • مدل اول

با توجه به میزان آماره جراک بار برابر با ۴٫۷۱ است و با توجه به مقداراحتمال محاسبه شده که بیشتر از ۰٫۰۵ شده(۰٫۰۹) لذا فرضیه H0مبنی بر نرمال بودن باقیمانده های مدل پذیرفته می شود .

 

  • مدل دوم

با توجه به میزان آماره جراک بار برابر با ۵٫۳۴ است وتوجه به مقداراحتمال محاسبه شده که بیشتر از ۰٫۰۵ شده(۰٫۰۷) لذا فرضیه H0مبنی بر نرمال بودن باقیمانده های مدل پذیرفته می شود .

 

  • مدل سوم

با توجه به میزان آماره جراک بار برابر با ۵٫۳۹ است وتوجه به مقداراحتمال محاسبه شده که بیشتر از ۰٫۰۵ شده(۰٫۰۶) لذا فرضیه H0مبنی بر نرمال بودن باقیمانده های مدل پذیرفته می شود .

 

۳-۱۰-خطای تصریح مدل

 

نظر به اینکه خطای تصریح می‌تواند تهدیدی جدی برای تحلیل باشد، لذا در این تحقیق از آزمون Ramsey RESET جهت کشف این مشکل استفاده شده است و نتایج(پیوست ۱) حاکی از آن است که، خطای تصریح در مدل حاضر وجود ندارد.

 

۳-۱۱- آزمون هم خطی میان متغیرها

 

در مطالعه حاضر آزمون هم خطی در نرم افزار ایویوز انجام شد و نتایج(پیوست ۱) به دست آمده نشان می‌دهد که ضریب همبستگی بین متغیرها بین ۰٫۰۲ تا ۰٫۲ می‌باشد و تفاوت فاحشی با عدد یک دارد لذا می توان عدم خطی شدید را ادعا نمود.

 

۳-۱۲- خلاصه فصل

 

در این فصل ابتدا به بیان فرضیات تحقیق پرداخته شده و نحوه انتخاب نمونه آماری از جامعه آماری تشریح شده است. شرکت‌های عضو بورس اوراق بهادار تهران به ‌عنوان جامعه آماری و با بهره گرفتن از روش غربال گری به انتخاب نمونه آماری پرداخته شده است. جمع‌ آوری اطلاعات مورد نیاز به صورت کتابخانه ای و می‌دانی صورت گرفته و از همبستگی و رگرسیون جهت تبیین روابط بین متغیر ها استفاده شده است. داده های اولیه این تحقیق بعد از استخراج از منابع ذکر شده وارد نرم افزار اکسل شده تا با انجام برخی محاسبات متغیرهای مورد نیاز در فرضیه پژوهش به دست آیند. نتایج حاصل از اندازه گیری متغیرها به منظور آزمون فرضیه پژوهش وارد نرم افزار ای – ویوز شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات ابتدا آماره های توصیفی متغیرهای پژوهش شامل میانگین، انحراف معیار و … محاسبه و سپس آزمون همبستگی شامل ضریب همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شده است. برای بررسی خودهمبستگی از آزمون Correlation LM بهره برده ایم. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که هر سه مدل دچار خودهمبستگی بودند که با ورود جزء AR(1) این مشکل حل شد. برای آزمون فرض همسانی واریانس از آزمون Heteroskedasticity بهره جسته ایم. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که هیچ کدام از مدل ها مشکل ناهمسانی واریانس ندارند. برای بررسی نرمال بودن باقیمانده های مدل از آزمون Jargue-bera استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که باقیمانده های هر سه مدل دارای توزیع نرمال هستند. از آزمون Ramsey RESET جهت کشف مشکل خطای تصریح مدل استفاده شده است و نتایج حاکی از آن است که، خطای تصریح در مدل حاضر وجود ندارد. از نتایج به دست آمده از آزمون هم خطی نیز می توان عدم هم خطی شدید را ادعا نمود.

 

 

 

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیات

 

۴-۱ مقدمه

 

تحلیل رگرسیونی، روشی آماری جهت بررسی رابطه بین متغیرها و به طور کلی پژوهش های علّی است. در این روش رابطه بین متغیر یا متغیرهای مستقل با متغیر وابسته نشان داده می شود. ساده ترین مدل رگرسیون، مدل رگرسیون خطی است که تنها شامل یک متغیر مستقل و یک متغیر وابسته با رابطه خطی می‌باشد. این مدل اولین بار توسط ودربورن و فلدر در سال ۱۹۷۲ معرفی شد و مبنای تحلیل رگرسیونی قرار گرفت. با فرض آن که رابطه علت و معلولی بین دو متغیر کمی وجود دارد و این رابطه به صورت خطی می‌باشد، معادله رگرسیون به شکل زیر نوشته می شود: Y= α + βx که در آن β شیب خط و α عرض از مبدأ(محل تلاقی با محور y) است. رگرسیون خطی چند متغیره نیز زمانی استفاده می شود که دو یا چند متغیر تاثیر عمده ای روی متغیر وابسته داشته باشند. در این وضعیت از رگرسیون چندگانه جهت پیش‌بینی متغیر وابسته استفاده می شود. در رگرسیون چندگانه نیز فرض خطی بودن متغیرها برقرار می‌باشد و بر همین اساس معادله رگرسیون چندگانه به شکل زیر تعریف می شود: y = α۰ + b1x1 + b2x2 + … + bnxn

 

در این تحقیق با توجه به نوع متغیر وابسته، جهت بررسی روابط بین متغیرها از رگرسیون خطی چند متغیره استفاده می شود. پس از انجام تحلیل رگرسیون از تحلیل همبستگی استفاده می شود. ضریب همبستگی شاخصی است ریاضی که جهت و مقدار رابطه ی بین دو متغیر را توصیف می‌کند. ضریب همبستگی درمورد توزیع های دو یا چند متغیره به کار می رود. اگر مقادیر دو متغیر شبیه هم تغییر کند یعنی با کم یا زیاد شدن یکی، دیگری هم کم یا زیاد شود به گونه ای که بتوان رابطه آن ها را به صورت یک معادله بیان کرد، می گوییم بین این دو متغیرهمبستگی وجود دارد. در این فصل تلاش می­ شود، مدل مناسبی که بتواند در حد قابل ­قبولی تغییرات متغیر وابسته را توضیح دهد، طرح و برآورد شود. سپس به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته و آزمون فرضیات مطابق با روش‌ تحقیق مطرح شده در فصل سوم مورد بررسی قرار خواهد گرفت. آنچه مسلم است این است که کلیه مباحث مطروحه در فصول قبل زمانی از اهمیت لازم برخوردار خواهند‌بود، که اطلاعات جمع‌ آوری شده در این فصل به صورت دقیق و صحیح مورد بررسی قرار گرفته و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات به درستی تفسیر شود، ‌بنابرین‏ انتخاب شیوه صحیح تحلیل اطلاعات در این فصل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

 

۴-۲- مراحل برآورد مدل

 

۴-۲-۱ بررسی فروض کلاسیک

 

۴-۲-۱-۱ عدم خود همبستگی( Autocorrelation )

 

یکی از فروض مهم مدل کلاسیک خطی خود همبستگی یا خودهمبستگی سریالی بین اجزای اخلالی که در تابع رگرسیون جامعه(PRF) وارد می شود، وجود ندارد. به سمبلیک داریم:

 

E(UiUj)=0 i≠j

 

به طور ساده، مدل کلاسیک فرض می‌کند که اجزای اخلای مربوط به یک مشاهده، تحت تاثیر جزء اخلای مربوط به مشاهده دیگر قرار نمی گیرد.پس اگر چنین وابستگی وجود داشته باشد، دال بر خود همبستگی است. بر حسب نماد خواهیم داشت:

 

E(UiUj)≠ ۰ i≠j

 

هر چند تخمینهای OLS در حالت وجود خودهمبستگی، بدون تورش و سازگار باقی می مانند، ولی دیگر کارا نیستند. در نتیجه نمی توان آزمون‌های t و F معمولی معنی دار بودن را به خوبی کار برد و از این رو اقدامات درمانی مورد نیاز می‌باشد. درمان به ماهیت وابستگی بین اجزای اخلال بستگی دارد. اما از آنجا که اجزای اخلال غیر قابل مشاهده اند؛ عموما مورد استفاده قرار می‌گیرد، همان الگوی خود رگرسیونی مرتبه اول می‌باشد(گجراتی، ۱۳۸۸).

 

در مطالعه حاضر برای بررسی خودهمبستگی از آزمون Correlation LM بهره برده ایم.چنانچه مقدار احتمال برآورد شده کمتر از ۰٫۰۵ باشد دلیل بر وجود خودهمبستگی است. نتایج آزمون به شرح جدول زیر می‌باشد.

 

  • مدل اول

جدول۴-۱-خروجی آزمون Correlation LM

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

prob مقدار بحرانی Correlation LM ۰٫۰۳ ۴٫۳۸ F-statistic ۰٫۰۳ ۴٫۵۷ Obs* R-square

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:01:00 ب.ظ ]




ج) نقد و ارزیابی نظریه

 

هر چند که این نظریه اسباب اصلی در ورود خسارت را از سایر شرایط زمینه­ ساز آن جدا­می‌کند و از این حیث قابل تحسین است اما ایرادهایی هم بر نظریه وجود دارد از جمله این­که، این نظریه ضابطه و معیار مشخصی برای تعیین سبب و ایجاد رابطه‌ سببیت، ارائه نمی‌دهد و به نظر می‌رسد دادرس، برای تمیز سبب، باید به عرف مراجعه کند و معیار اصلی گزینش اسباب، احراز عرف می‌باشد به عبارت دیگر، برای تعیین رابطه سببیت باید دید، آیا ضرر وارده منسوب به شخص خطاکار است یا خیر؟ لذا، چون اسباب ایجاد کننده‌ ضرر متعدد هستند ممکن است هر دادگاه با اعمال سلیقه‌ خود در تشخیص ضرر، سبب‌های مختلفی را سبب عرفی و اصلی حادثه در نظر بگیرد و انتخاب سبب مسئول، دست­خوش استنباط­های متفاوت دادرسان قرار گیرد.

 

به علاوه این­که ، در حالت احتماع اسباب تشخیص عامل یا عواملی که امکان ایجاد حادثه را به طور عینی و به نحو قابل توجهی افزایش داده باشد مشکل و پیچیده است همچنین در این نظریه ملاک مسئول قرار گرفتن زیان زننده «قابلیت پیش‌بینی ضرر» می‌باشد در حالی که نحوه‌ مداخله‌ او را که مستقیم یا غیرمستقیم سبب حادثه شده مورد توجه قرار نمی‌دهد.

 

عده‌ای از حقوق­دانان در این رابطه معتقدند: «لزوم پیش ­بینی ضرر را با معیار علمی نمی‌توان توجیه کرد مگر این­که گفته­شود تنها در این مورد، تقصیر رخ می‌دهد چرا که شخص به کاری دست می‌زند که کم و بیش احتمال دارد به دیگران صدمه بزند و هم­چنین، عوامل ایجاد­کننده‌ ضرر گاه چندان پیچیده و مبهم است که سبب متعارف و ا صلی از سایر شرایط اتفاقی باز­شناخته نمی‌شود و همین امر سبب می‌شود که دادگاه‌ها نتوانند روش ثابتی در برابر حوادث مشابه در پیش­گیرند».[۲۰۶] برخی دیگر، خطر این نظریه را در اشتباه میان انصاف و عقل دانسته می‌گویند: «وقتی چندین علت منشاء پیدایش ضرر واحدی به نظر برسند، دادگاه‌ها، گرایش دارند علتی را که به عقیده‌ آن‌ ها از لحاظ اخلاقی خطرناک‌تر است ( مثلاً یک تقصیر جزایی) سبب ورود زیان بشناسند و حال آن­که این مسئله به هیچ وجه مطرح نیست».[۲۰۷]

 

در برابر ایرادهای مذکور آن­جا که گفته شده­بود معیار و ضابطه دقیقی جهت تعیین سبب و رابطه‌ سببیت ارائه نشده­است پاسخ داده‌اند که : در نظریه مذکور یک ضابطه و قاعده کلی ارائه شده­است. چون هر سببی که حسب سیر طبیعی، عادی و متعارف منتج به حادثه زیانبار گردد ضامن جبران خسارت خواهد بود، و منطق هم حکم می‌کند که قاعده بیان شود و تعیین مصداق برعهده قاضی نهاده­شود. همچنین حقوق و دیگر رشته‌های علوم انسانی همچون ریاضی نیستند که بتوان برای تمام مسائل آن‌ ها قاعده و فرمول ایجاد کرد لذا داوری در حقوق نمی‌تواند قاعده­پذیر باشد و بهتر است دادرس در انتخاب سبب اصلی مطابق اصول حقوقی و عرفی دست به انتخاب شایسته بزند. از طرف دیگر در اغلب موارد مشاهده می‌کنیم که مقنن، معیار تصمیم ­گیری دادرس را داوری عرف می‌داند چه، قانون­گذار و دادرس هر دو جزء عرف محسوب می‌شوند. ‌بنابرین‏ این­جا هم اگر مقنن داوری اصلی را به عرف واگذار کند و دادرس مکلف باشد طبق عرف عمل کند مشکلی پیش نخواهد آمد.

 

بند سوم: نتیجه

 

‌در مورد این­که شرط ضرر مستقیم با کدام یک از تئوری‌های ارائه شده در تعدد اسباب در تعیین سبب مسئول، شباهت بیشتری دارد، گفته می‌شود که در نگاه اول شاید نظریه سبب نزدیک و بی­واسطه با ضرر مستقیم بسیار به هم شبیه باشند، چرا که در سبب نزدیک و بی­واسطه ضرری که حاصل شده، نتیجه مستقیم فعل فاعل زیان ‌می‌باشد، به طوری که بین عمل عامل زیان و ضرر وارد شده واسطه­ای وجود ندارد، چرا که وجود واسطه، رابطه سببیت را تحت شعاع قرار می­دهد لیکن قبول بی­قید و شرط این نظریه بدون توجه به شرایط اوضاع و احوال منجر به بی­انصافی و بی­ عدالتی‌هایی برای اشخاص می‌گردد. چه­بسا چنانچه سبب مقدم از سبب موخر قوی‌تر باشد مسئول اصلی خواهد بود. ‌در مورد سبب متعارف و اصلی نیز این ایراد وارد شد که این نظریه، ضابطه و معیار مشخصی برای تعیین رابطه سببیت ارائه نمی‌دهد و در این نظریه ملاک، مسئول قرار گرفتن زیان­زننده در قابلیت پیش ­بینی ضرر می‌باشد. در حالی­که نحوه مداخله او راکه مستقیم یا غیر مستقیم سبب حادثه شده مورد توجه قرار نمی‌دهد.

 

مبحث سوم: استثنائات شرط ضرر مستقیم

 

گفتار اول: سوء نیت

 

در برخی از نظام‌های حقوقی و از جمله کامن لا، گفته می‌شود که شرط « مستقیم بودن ضرر» مختص اضرار غیرعمدی است، به عبارت دیگر در اضرار عمدی، مستقیم بودن ضرر شرط نیست. چنانچه طبق قاعده‌ موجود در کامن لا، گفته می‌شود نتایج « عمدی هیچ­گاه دور نیستند». ‌بنابرین‏ کسی که از روی نقشه و قصد به دیگری ضرر می‌زند؛ مسئول عواقب کار خویش است؛ حتی اگر ضرر، اثر مستقیم کار او نباشد. البته احراز اصل رابطه بین آن دو لازم است. همچنین لازم است آن اثر اگرچه با واسطه، مورد خواست شخص عامه باشد.[۲۰۸]

 

با توجه به مطالب بیان­شده در مبحث بیست، شایان ذکر است که مستقیم و بدون واسطه بودن، بیشتر به عنوان صفت علت و صفت رابطه‌ نسبیت مطرح است تا به عنوان صفتی برای ضرر.

 

حتی کسانی که در فرض اجتماع اسباب، سبب بی­واسطه و نزدیک را مسئول جبران خسارت می‌دانند معتقدند که در اضرار عمدی، بی­واسطه بودن سبب، شرط نیست و اگر مقصر، نتیجه‌ کار خود را قصد کرده­باشد و برای رسیدن به آن مقدماتی را فراهم کرده­باشد، باید مسئول عواقب آن باشد. به عنوان مثال، اگر کسی دیگری را به عمد مجروح کند مسئول نتایج عمل خود خواهد بود، حتی اگر سبب دورتر باشد.[۲۰۹] چه ضرورت مستقیم­بودن به تحقق رابطه‌ سببیت برگردانده­شود[۲۱۰]، و در واقع مستقیم بودن ضرر به مفهوم عرضی آن تفسیر گردد و نه مفهوم فلسفی یا علمی و چه اساساً نظریه‌ سبب مسئولیت بی واسطه و نزدیک مورد انتقاد قرار گیرد[۲۱۱] ؛ و یا شرط بی واسطه­بودن ضرر را بپذیریم؛ این امر مورد قبول همه­ایست که مورد اضرار عمدی و استیلای نامشروع عامل فعل زیانبار حتی اگر مسبب بی واسطه نباشد و ضرر نسبت به عمل او مستقیم تلقی نگردد، باز هم فاعل، مسئول جبران خسارت خواهد بود.

 

در اضرار عمدی و غیرعمدی باید گفته­شود، آنچه وجه تمایز این دو است ( قصد نتیجه) می‌باشد پس چون سوء نیت از عناصر فاعلی و ذهنی می‌باشد در تحقق مسئولیت فاعل نقش­دارد. پس ‌در مورد اضرار عمدی رابطه‌ سببیت عرضی، حتی با وجود عوامل دیگری در فاصله‌ میان فعل و ضرر، مستقیماً بین فعل شخص و ضرر ایجاد می‌گردد[۲۱۲].

 

شیخ طوسی[۲۱۳] و قاضی بن براج[۲۱۴] درباره‌ مسئولیت سبب و مباشر به سبب ملجئ و غیر ملجئ اشاره کرده‌اند ومنظور آنان از سبب ملجئ ، سبب بدون اراده و اختیار بوده و ­منظور از سبب غیر­ ملجئ سبب اختیاری بوده ­است.

 

نائینی درباره‌ ضابطه‌ سببیت می‌نویسد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:29:00 ق.ظ ]




چربی ها به دو نوع،چربی‌های اشباع شده(نامطلوب،بد)‌و چربی‌های اشباع نشده یا غیر اشباع(مطلوب، خوب)تقسیم می‌شوند.چربی خوب میزان کلسترول بد را کاهش می‌دهند و چربی های بد میزان کلسترول خوب را کاهش می‌دهند.چربی‌ بد به چربی‌های اشباع شده موجود در مواد غذایی گفته می شود.چربی‌های اشباع نشده نیز به دو دسته تقسیم می‌شوند:چربی‌های امگا۳ و امگا۶٫ (تبیان)

 

این اسید های چرب از جمله اسیدهای چرب ضروری ای هستند که،برای سلامت تان به آن ها نیاز دارید و از آنجا که بدنتان نمی تواند آن ها راخودش به تنهایی بسازد،می بایست از طریق رژیم غذایی دریافت گردند.تحقیقات گسترده ای نشان داده‌اند که اسیدهای چرب امگا۳برای مغز ضروری است و عملکرد رفتاری و ذهنی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.امگا۳به بهبود عملکرد مغزی وارتباط بهتر سلول های مغزی با یکدیگر کمک می‌کند.افرادی که دچار کمبود امگا۳ هستند ممکن است از افسردگی و اختلالات غذایی رنج ببرند.ادعای جدیدی تحت این عنوان که روغن ماهی رفتاررا بهبود می ‌بخش‌دو پرخاشگری را کاهش داده و مشکلات شدید رفتاری را کنترل می‌کند مطرح شده است.در یک مطالعه انجام شده ‌در مورد خشونت،محققان عقیده دارند که بین خشونت واسیدهای چرب رابطه وجود دارد.محققان دریافتند که افرادی که مکمل های امگا۳دریافت کرده‌اند میزان خشونت آن ها تا۳/۱کاهش پیدا ‌کرده‌است.در این آزمایش افرادی که سوابق طولانی خشونت داشته اند با اسید های چرب امگا۳ قادر به کنترل عصبانیت و پرخاشگری خود برای اولین بار شده اند.نکته ی مهم این است که الکل امگا۳ را از مغز پاک می‌کند. (http://www.theguardian.com)

 

اسید چرب امگا۳ نقش خیلی مهمی در کاهش کلسترول دارد.اسیدهای چرب غیر اشباع که در ماهی ها فراوانند،بر نواحی خاصی از مغز که با عواطف ارتباط دارند تأثیر می‌گذارند.پژوهشگران مشاهده کرده‌اند که، افراد با میزان‌ پایین‌تری از امگا۳ در خون، بیشتر مستعد هستند که دیدگاهی منفی نسبت به زندگی داشته باشند و بیشتر به طور تکانه‌ای رفتار می‌کنند،در حالی که افرادی که در خونشان میزان بالاتری از امگا۳ دارند،معمولاً توافق‌پذیرندو با احتمال کمتری اخلاق تند و خشن از خود نشان می‌دهند.(www.nojanserver.com)

 

اسید چرب امگا۳ برای ساختار و عملکرد مغز ضروری است.تحقیقاتی در انگلستان و هلند نشان داده است که مصرف مکمل امگا۳ در رژیم غذایی زندانیان، جرائم را۳۵٪ کاهش داده است. (www.cnn.com)

 

امگا۳وامگا۶ به عنوان معجزه قرن جدید در دنیای تغذیه مدرن شناخته شده اند.همان طور که اشاره کردیم امگا۳ یکی از اسیدهای چرب ضروری است.این اسیدهای چرب را ‌به این دلیل ضروری نامیده‌اند که اولاً برای ادامه حیات بدن کاملاً ضروری است و ثانیاًً چون ،توسط خود بدن انسان قابل تولید نیست،وحتماً باید از طریق رژیم غذایی با مکمل‌ها تأمین شود.بدن انسان برای برطرف کردن نیازهای خود،به مواد تغذیه‌ای ازجمله اسیدهای چرب نیاز دارد.امگا۳ باعث بهبود خلق و خو،رفتاروشخصیت اشخاص می‌شود.نتایج تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که میزان اسیدهای چرب امگا۳و امگا۶در خون آن‌ ها کم است،نسبت به دیگران رفتار متغیرتر و دیدگاه منفی‌تری دارند و دارای تنش‌های عصبی و علائم افسردگی هستند،در عین حال افرادی که اسیدهای امگا۳ و امگا۶ بیشتری در خون خود دارند،سازگارترند. (تبیان)

 

آیا ممکن است داشتن کلسترول پایین شمارا شرورتر و بداخلاق تر ازداشتن کلسترول بالا بنماید؟شاید بعید و احمقانه به نظر می‌رسد ولی به هر حال به عنوان یک تئوری قانون مند علمی مورد بحث قرار گرفته و از آن پشتیبانی گردیده است.اولین نتیجه حاصل ‌از مطالعات وسیع انستیتوبین المللی بهداشت در سال۱۹۸۱چنین بود که پایین آوردن کلسترول خون از وقوع حملات قلبی جلوگیری می‌کند ولی جای بسی تعجب بود که پایین بودن کلسترول باعث طولانی تر شدن زندگی نمی شود،درعوض مردانی که به دلیل پایین آمدن کلسترول خون از خطر حملات قلبی نجات یافته بودند اکثرا در اثر یاس و نومیدی دست به آدم کشی یا خودکشی می زدند.‌بر اساس انجام مطالعاتی در کشور فنلاند معلوم شد ارتباط نزدیکی بین کلسترول پایین خون و شرارت و سوء رفتار وجود دارد. (کارپر،۱۳۷۹،۴۲۴)

 

دانشمندان باید ‌در مورد چیزهای نشدنی هم فکر کنند.این همان چیزی است که جی کاپلان متخصص علوم رفتاری در دانشکده ی پزشکی بومن گری و استفن مانوک فیزیولوژیست در دانشگاه پیترزبورگ انجام دادند.آن ها تصمیم گرفتند کشف کنند نزدیک ترین پسر عمو های هم خون ما یعنی میمون ها پس از خوردن غذاهای کم چرب و پایین آمدن کلسترول خونشان چطور رفتار می نمایند.آنان بر روی۳۰ میمون به مدت۲ سال مطالعه کردند،به نصف این میمون ها غذاهای کم چرب که۳۰ درصد کالری از محل چربی ها تامین می شد دادند که در نتیجه کلسترول این دسته پایین بود.به دسته ی دیگر غذاهای پر چرب داده شد که در نتیجه کلسترول آن ها سه برابر گردید.قابل توجه است که در گروه میمون های با کلسترول پایین نصف آن ها رفتار وحشیانه به خود گرفته و شروع به جست و خیز کرده و به آزار و اذیت همسایه های خود پرداختند.

 

در این مورد دکتر مانوک می‌گوید،ما درباره ی چنین مکانیزمی هیچ گونه ایده و نظر خاصی نداریم در واقع نمی دانیم آیا کلسترول بالا باعث آرام شدن میمون ها شده بود یا این که کلسترول پایین باعث بروز رفتار ناهنجار در آن ها گشته بود.آن چه مسلم است این است که غذا روی سلول های مغزی اثر کرده و باعث تولید مواد شیمیایی به خصوصی نظیر سروتونین می شود که سبب آرامش و خوش خلقی می‌گردد.تحقیقات جدید هم چنین روشن ‌کرده‌است که بعضی مردان مسن با کلسترول پایین (زیر۱۶۰) در مقایسه با افراد مشابه خود با کلسترول بالاتر، به حالت های افسردگی دچار می‌باشند. (کارپر،۱۳۷۹،۴۲۵)

 

کاهش کلسترول خون منجر به بروز آسیب های روحی روانی می شود.تحقیقات دانشمندان ایتالیایی نشان می‌دهد که سطح پایین کلسترول خون در افراد می‌تواند سبب اختلالات روحی روانی شود.محققان دانشگاه رم تور ورگاتادر تحقیقات خود نشان داده اندکه درافراد مستعد،کاهش بدون محدودیت میزان کلسترول خون می‌تواند بروز آسیب های روحی روانی مثل افسردگی و بدخلقی را تسهیل کند.این اطلاعات نشان می‌دهد که،یک ماده،تنظیم کردن خلق و خوی،ارتباط میان متابولیسم کلسترول و میزان سطوح سروتونین مغز را برقرار می‌کند.این ارتباط توضیح می‌دهد که چرا کاهش میزان زیاد سطوح کلسترول می‌تواند سبب بروز علائم بیماری های افسردگی و یا کاهش فعالیت های تحریکی شود. (www.salamatnews.com)

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:13:00 ق.ظ ]




همان‌ طور که ملاحظه می‌شود در خصوص معتاد سیاست تقنینی کاملاً تغییر نموده است و صرف‌نظر از ایرادات فراوانی که به نحوه قانون‌گذاری وجود دارد، سیاست جدید، گرایش به بیمار تلقی نمودن معتاد دارد مگر اینکه شخص بیمار از انجام تکالیف پیش‌بینی شده در این قانون خودداری ورزد که در این صورت به موجب تبصره ۳ ‌ماده‌ی‌ ۱۶ به حبس از ۹۱ روز تا ۶ ماه محکوم می‌شود. در واقع می‌توان گفت بر اساس مقرره‌ی جدید، اعتیاد بالذّات جرم نیست ولی اگر شخصی معتاد باشد و تکالیف مندرج در قانون را انجام ندهد، به جهت این ترک فعل مجازات می‌گردد.

 

در همین‌جا لازم به ذکر است که برخلاف اعتیاد، استعمال موادّ مخدّر و همچنین مواد روان‌گردان برای افرادی که اعتیاد ‌به این مواد ندارند، جرم است و قانون‌گذار با تفصیل بین موادّ ‌ماده‌ی‌ ۴ (تریاک، شیره، حشیش و …) و ماده ۸ (هرویین، مرفین، شیشه و…) مجازات‌های جداگانه‌ای تعیین نموده است. به موجب ۱۹ قانون مذکور مواد دسته اول دارای بیست تا هفتاد و چهارضریبه شلّاق و یک میلیون تا پنج میلیون ریال جزای نقدی است در حالی که موادّ دسته دوم دارای مجازات پنجاه تا هفتاد و چهار ضربه شلّاق و دو تا ده میلیون ریال جزای نقدی است. یعنی هرچند ‌در مورد اعتیاد گرایش به بیمار تلقی شدن وی در اصلاحات جدید وجود دارد ولی استعمال موادّ مخدّر کماکان جرم و قابل مجازات است (مقصود پور،۱۳۹۱: ۱۳).

 

۳-۵-۳- تغییر مجازات مصادره اموال به مصادره اموال ناشی از همان جرم در جرایم موادّ مخدّر:

 

تغییر عمده سوم در اصلاحات ۱۳۸۹، تغییر منطقی مجازات مصادره‌ی اموال (که در جرایم موادّ مخدّر در بسیاری موارد شایع می‌باشد) به مصادره اموال ناشی از همان جرم است. به موجب بند چهارم از این اصلاحیّه، در بند (۴) ‌ماده‌ی‌ (۴) و تبصره ‌ماده‌ی‌ (۴) و بندهای (۴)، (۵) و (۶) ‌ماده‌ی‌ (۵) و ‌ماده‌ی‌ (۶) و بند (۶) ‌ماده‌ی‌ (۸) و تبصره (۱) ‌ماده‌ی‌ (۸) به جای عبارت « مصادره اموال به استثناء هزینه زندگی متعارف برای خانواده محکوم» عبارت « مصادره اموال ناشی از همان جرم» جایگزین می‌گردد.

 

‌بنابرین‏ بعد از اصلاحات اخیر، صرفاً امکان مصادره اموال ناشی از همان جرم وجود دارد و دادگاه نمی‌تواند به صرف ارتکاب جرایم قانون حاضر، اقدام به مصادره‌ی تمامی اموال مکشوفه از متّهم نماید. در حقیقت، بعد از تصویب این قانون، دادگاه حقّ مداخله ‌در مورد سایر اموال متّهم را نخواهد داشت. به عنوان نمونه در قبل از اصلاحات به صرف ارتکاب یکی از جرایم موضوع این قانون، ممکن بود حتّی سهم‌الارث پدری متّهم نیز مصادره گردد، بدون اینکه کوچک‌ترین ارتباطی به جرم داشته باشد که این مسئله با منطق حقوقی و عدالت سازگاری نداشت. بدیهی است، این مقرره نیز منطقی‌تر از گذشته می‌باشد.

 

ریشه این موضوع برگشت به قواعد بسیار بنیادین فقهی و قانونی نظیر قاعده تسلّط، قاعده لاضرر،‌ قاعده ید و قاعده حلیّت دارد که مضمون کلّی این قواعد این است که هرکسی بر مال خود مسلّط است به نحوی که حقّ همه‏گونه تصرّف و انتفاع در آن را دارد، مگر در مواردی که قانون استثناء کرده‏باشد. این قواعد، تثبیت‏کننده ‌مالکیت است و نه تنها در مکاتب الهی که حتّی در نظام‌های عرفی، یک اصل اساسی و مسلّم برای تنظیم روابط اجتماعی و اقتصادی افراد جامعه است (همان،۱۵).

 

شارع مقدّس نیز، توجّه ویژه‌ای ‌به این اصول داشته و آیات و روایات فراوانی در این خصوص یافت می‌شود که از جمله می‌توان به احادیث نبوی « حرمه مال المسلم کحرمه دمه»[۲۱]، « المؤمن حرام کلّه، عرضه و ماله و دمه.»[۲۲] و همچنین حدیث «لا یحلّ لامری مال أخیه الّا عن طیب نفسه»، که به موجب آن تصرّف در مال غیر جز از طریق جلب رضایت مالک ممنوع شده است، اشاره نمود.

 

در هر حال چون در مقام بررسی مبانی فقهی و قانونی مسئله حاضر نیستیم به طور خلاصه می‌توان گفت که به جهت حرمت فراوان ‌مالکیت نمی‌توان بدون دلایل بسیار قوی از احترام به ‌مالکیت مالک دست کشید و اقدام به مصادره کلّ اموال متّهم نمود بدون توجّه به اینکه این اموال، از راه مشروع حاصل شده باشد و یا از طریق نامشروع. در حالی که متاسفانه قانون سابق با زیرپاگذاشتن تمامی این اصول شرعی، قانونی و انسانی کلّ اموال متّهم را قابل مصادره می‌دانست که غیرقابل دفاع بود ولی خوشبختانه در قانون جدید از این رویّه‌ی باطل دست کشیده شده و صرفاً اموال ناشی از جرم قابل مصادره است منوط به اینکه دلایل کافی بر این امر نیز موجود باشد (زراعت،۱۳۸۸: ۳۲)

 

در این خصوص نیز نکته قابل توجّه اینکه ضبط وسیله نقلیه‌ای که حامل موادّ مخدّر شناخته شود منصرف از موضوع حاضر است و این وسیله به موجب ‌ماده‌ی‌ ۳۰ قانون مبارزه با موادّ مخدّر به نفع دولت ضبط و با تصویب ستاد مبارزه با موادّ مخدر در اختیار سازمان کاشف قرار می‌گیرد مگر اینکه حمل موادّ مخدّر و یا روان‌گردان بدون اذن و اطّلاع مالک وسیله نقلیّه صورت گرفته باشد که در این صورت به مالک آن مسترد می‌گردد.

 

۳-۶-دیدگاه شرع و قانون در مبارزه با جرایم مواد مخدر

 

در گزارشی از اینترپول، مقدار تریاک تولید شده در افغانستان در سال ۱۹۹۷ حدود ۳۸۰۰ تن برآورد شده است (نوری،۱۳۷۸: ۲۰۳).

 

بر اساس گزارش برنامه مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل، افغانستان به تنهایی ۵۰% هروئین موجود در جهان و ۸۰% هروئین در اروپا را تأمین می‌کند (همان،۲۱۳).

 

وجود چنین وضعیت جغرافیایی موجب شده است ۵۴% از زندانیان ایران رابطه مستقیم با مواد مخدر داشته باشند و درصد بالایی از جرایم دیگر از جمله سرقت به دلیل اعتیاد به مواد مخدر ارتکاب یافته باشد (اسعدی،۱۳۷۲ :۲۸).

 

افزایش تعداد معتادان، کاهش سن اعتیاد و فراگیر شدن اعتیاد و تسری آن حتی به خانم های خانه دارو دست به دست هم دادن عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی مختلف برای عمق بخشیدن به بحران اعتیاد، شرایط و وضعیت بسیار نابه سامانی را برای کشور ما فراهم آورده است. از این رو ضروری می کند از ابعاد مختلف این مسأله بررسی و راه حل هایی برای ریشه کن کردن آن اندیشه شود (گزارشی از اولین سمینار بررسی مسائل اعتیاد، ۱۳۶۵:ص ۱۷۰)

 

از آنجا که اعتقادات دینی در کاهش جرایم تأثیر به سزایی دارد (بار،۱۹۹۸: ۳۲۲). وهمچنین به موجب اصل چهارم قانون اساسی انطباق با شرع از شرایط تصویب قوانین ایران به شمار می رود، ابتدا به بررسی موضع شرع در برابر مواد مخدر پرداخته سپس قوانین مرتبط با آن و سیاست‌های کیفری را در طول قانون گذاری در ایران بررسی می‌کنیم.

 

۳-۶-۱-استعمال مواد مخدر از دیدگاه شرع

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:19:00 ق.ظ ]




در این دوره چون دلائل جنبه طریقیت دارد لذا وظیفه قاضی تحقیق و بررسی در خصوص هریک از دلائل ذکر شده در قانون تا حصول اقناع وجدانی خود ‌می‌باشد و جمع میان دلائل قانونی و اقناع وجدانی قاضی، توأماً ماهیت دلیل را تشکیل می‌داد در غیر اینصورت هیچکدام به تنهایی منشاء اثر نبوده و قدرت اثبات دعوی را نخواهند داشت.

 

ز) نظام دلائل علمی: عصر حاضر، عصر پیشرفت علم و دانش بشری است و در کلیه رشته­ های علمی از جمله حقوق تحولات چشمگیری ایجاد شده و مراکز مختلف علمی مربوط به کشف جرائم از جمله پزشکی قانونی و آزمایشگاه­های جنایی و پلیس علمی و تشخیص هویت در کشف جرائم و شناسایی مجرمین موفقیت چشمگیری داشتند و استفاده از وسایل علمی برای جمع‌ آوری دلایل و کشف حقیقت مطرح شده است و بی تردید پیدایش علوم و فنون جدید در طرز کار دادگستری بی تأثیر نیست.

 

هنگامی که بزهکاران در ارتکاب جرائم از شیوه ­های جدید علمی استفاده می‌کنند، عدالت نیز برای مبارزه با آن ها ناچار است به سلاحی مناسب مجهز گردد و از فنون علمی بهره گیرد.[۱۶]

 

در همین ارتباط شورای عالی قضایی بخشنامه­ای به کلیه دادسراها و دادگاه های کیفری سراسر کشور ابلاغ ‌کرده‌است با این عبارت: « … لذا لزوماًً متذکر می‌گردد که هر چند در برخی از جرائم طریق اثبات دعوی در قانون ذکر شده لیکن چون این امر از باب طریقیت و حصول علم برای قاضی است و قاضی برای حصول قطع و یقین، از هیچ نوع تحقیقی که علم را تحصیل کند منع نگردیده است، مقتضی است در رسیدگی­ها استفاده از طریق علمی کشف جرم را مورد غفلت قرار ندهند… »[۱۷]

 

‌بنابرین‏ در عصر حاضر، اقناع وجدانی قاضی از جنبه ذهنی و عقلی فراتر رفته و بیشتر جنبه علمی، تجربی و علمی و محسوس و مادی به خود گرفته و دلایل در این مرحله جنبه طریقیت دارد نه موضوعیت و اعتبار دلایل منوط به اقناع وجدان قاضی است که با بهره جویی از علم و روش های علمی قابل کنترل و ملاحظه نیز می‌باشد و با بهره گرفتن از امکانات و اطلاعات فنی و علم، این دلایل تأثیر بسزایی در کشف جرم، تعقیب متهمین و اثبات جرم ارتکابی دارد.

 

گفتار چهارم: انواع دلایل

 

در قانون موضوعه کیفری ایران تقسیم بندی خاصی ‌در مورد ادله اثبات دعوی وجود ندارد و حقوق ‌دانان به اعتبارهای مختلف به تقسیم بندی دلایل پرداخته‌اند که از جمله این دلایل بشرح ذیل می‌باشد:

 

    1. دلیل مطلق و دلیل نسبی: تعریف خاصی از این تقسیم بندی در دست نمی باشد اما می توان گفت که دلیل مطلق به تنهایی دعوی را اثبات می­ کند اما دلیل نسبی به تنهایی مثبت دعوی نیست مگر اینکه با دلایل و قرائن دیگری همراه باشد مانند اقرار به شرکت خود و سایرین در قتل که این اقرار علیه خودش نافذ و دلیل مطلق است ولی نسبت به سایرین نافذ نبوده و نوعی دلیل نسبی به شمار می‌آید مگر اینکه دلایل و قرائن دیگری آن را تقویت نماید.

 

  1. دلیل با نام و دلیل بی نام: دلیل با نام دلیلی است که خود قانون نامی به آن داده باشد مانند اقرار و سوگند اما دلیل بی نام دلیلی است که ریشه آن در قانون است.[۱۸]

ولی صریحاً در قانون نامی از آن به میان نیامده است مانند امارات قضایی (گزارش ضابطین، نظریه کارشناسی) که مورد حمایت قانون است از طرف دیگر باید اضافه کرد که دلایل اثبات دعوی در برخی جرائم دلیل بی نام و در برخی دیگر بی نام محسوب می شود مانند علم قاضی که در قتل بانام و در جرم کلاهبرداری بی نام محسوب می شود زیرا در قانون برای این جرم نامی برده نشده است.

 

  1. دلیل تحقیقی و دلیل غیر تحقیقی: دلیل تحقیقی بر پایه مطالعه و تحقیق و آزمون می‌باشد و اساس آن را علم تحقیقی تشکیل می‌دهد. در دلایل تحقیقی انسان با بررسی و پژوهش به موضوع مورد نظر دست می‌یابد، برعکس دلیلی که بر مبنای مطالعه و پژوهش علمی نباشد، دلیل غیر تحقیقی نامیده می شود. در امور کیفری دلیل تحقیقی بر دلایل غیر تحقیقی ارجحیت دارد و همواره سعی قضات و بازپرسان بر آن است تا با توسل بر دلایل تحقیقی به حقیقت امر دست یابند. علم نوعی دلیل تحقیقی به شمار می‌آید زیرا قاضی با توسل به تحقیق و کاوش در قضیه دعوی و با بهره گرفتن از قرائن و امارات موجود نسبت به موضوع دعوی علم حاصل کرده و با توسل به همین علم دست به صدور حکم می‌زنند. در بین دلائل سوگند و قسامه از دلائل غیر تحقیقی به حساب می‌آیند.

مبحث دوم: تعریف علم و نقش آن در امور کیفری و حقوقی

 

« “علم” به کسر عین به معنای دانستن، دانش، معرفت و شناخت، یقین، اظهار کردن، روشن نمودن، دلیل، حجت، برهان و درک و فهم نسبت به حقیقت امری و در مقابل جهل و نادانی است [۱۹]» و در اصطلاح فقهی به معنی اطمینان است که آن را علم عادی نامیده اند[۲۰] در واقع علم، تلاش برای کشف چیزی است که هست و به دنبال کشف آن موضوع، علم نیز برای شخص حاصل می‌گردد

 

در این قسمت نقش علم در امور کیفری و حقوقی مورد مطالعه قرار گرفته که در گفتار اول ویژگی های علم و گفتار دوم انواع علم و گفتار سوم طرق حصول علم و در گفتار چهارم حالت‌های مختلف ذهن مورد تحقیق و تفحص قرار گرفته است.

 

گفتار اول: ویژگی‌های علم

 

از آنجایی که علم قاضی به عنوان یکی از ادله اثبات دعوی، موضوع بحث و بررسی می‌باشد و هدف طرح نقش علم در مرحله اثبات دعوی است ‌بنابرین‏ شناخت ویژگی های علم لازم و ضروری بوده که این ویژگی­ها عبارت است از:

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 10:52:00 ب.ظ ]




در قرن بیست ویکم گسترش وپیشرفت فناوری موجب خواهد شد که وقت انسان بیش از پیش آزاد گردد و ثروتش افزون شود و زمان بیشتری را صرف اوقات فراغت خود نماید. در واقع نیمه دوم قرن بیستم را باید عصر صنعت گردشگری نام نهاد. به علاوه در این صنعت بشر کشف عظیمی کرد، اینکه گردشگری می‌تواند زیربنای صلح ودوستی ملتها باشد. هرچه شناخت مردم از همدیگر و از سرزمین همدیگر بیشتر می شود روابط آن ها دوستانه تر و صمیمانه تر می‌گردد. هر کشوری که دنبال این صنعت می رود باید دست از سیاست‌های خصمانه و خشن و شعارهای تند” مرگ بر” دست بر دارد(تام ترنر،۱۳۷۶).

 

اگر بشر اول قرن بیستم مجبور بود روزانه حداقل ۱۴ ساعت کار کند وبیمه های اجتماعی هم نداشته باشد، بشر اول قرن بیست ویکم در هفته حدود ۳۵ ساعت کارمی کند و از انواع بیمه های اجتماعی برخوردار است . لذا بشر ابتدای قرن بیست ویکم بر خلاف بشر ابتدای قرن بیستم اوقات فراغت بسیاری دارد که باید صرف شود. اگر بشر اول قرن بیستم در جهل استعمار و استثمار به سر می‌برد بشر اول قرن بیست و یکم، باسواد، با دانش و آگاه از مسائل جهان است روز به روز به گردشگری اقبال بیشتری پیدا می‌کند(پاپلی یزدی،سقایی،۱۳۸۵).

 

به دلیل زیر ساختهای تکنولوژی – فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده در قرن بیست ویکم پدیده گردشگری یک واقعیت اجتناب ناپذیر دررفتارو عمل انسان برای ارضای روح کنجکاو او خواهد بود. سفر به دیگر نقاط چه به صورت حقیقی و واقعی و چه به صورت مجازی (از طریق فیلم، ویدئو، سی دی، اینترنت ‌و کتاب) با انگیزه های مختلف جزء ملزومات زندگی قرن بیست ویکم و شکل دهنده جریانی است که مرزهای ملی وبین المللی را در نوردیده، رویکردی فراتر از دولت و ملت خواهد داشت. گردشگری عملاً در همه موارد ساختارشکنی می‌کند ویکی ازعوامل مهمی است که اقتصاد عصر پساساختاری را نوید داده، مفهوم واقعی دهکده جهانی مساوی دهکده گردشگری را تفسیر خواهد کرد (کاستلر،۱۳۸۰) .

 

کشور ایران که توان بالقوه عظیم گردشگری در همه زمینه‌های میراث فرهنگی، تاریخی، زیست محیطی وغیره را دارد سالها به دلیل نگرانیهای فرهنگی، خود را از جریان این اقتصاد عظیم کنار کشیده است . اما در سال‌های اخیر نه دولت ایران مایل است بیش از این خود را از این جریان عظیم اقتصادی دور نگه دارد و نه بازار بین‌المللی گردشگری می‌تواند از این توان عظیم اقتصادی(یعنی ایران) چشم پوشی کند . اگر نهضت بازسازی گردشگری در ایران با درک و فهم علمی از این صنعت و از امکانات و محدودیت‌ها، فرصت‌ها ‌و تهدیدهای آن همراه نباشد، چه بسا که این شاخه از اقتصاد مشکلات پیچیده فرهنگی ، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی،

 

بهداشتی، سیاسی، امنیتی وغیره را برای کشور به ارمغان آورد. (پاپلی یزد،سقایی،۱۳۸۵) .

 

۲-۴-۶شاخص های تعریف گردشگری

 

برای تعریف گردشگری از ضوابط و شاخص های متعددی استفاده می شود که بر اساس آن می توان انواع گردشگری را تعریف و طبقه بندی نمود :

 

۱٫ شاخص زمان : که فعالیت های گردشگری را به اشکال کوتاه مدت ( کمتر از یک روز ) ، میان مدت ( ۱ تا ۳ روز ) و دراز مدت ( بیش از ۳ روز ) از یکدیگر تفکیک می‌کند .

 

۲٫ شاخص مکان : که گردشگری را به صورت فعالیت هایی در حوزه های نزدیک ، میانی و خارج یا دور تقسیم بندی می کند .

 

۳٫ شاخص انگیزه : که بر اساس آن گردشگری با انگیزه های استراحتی، تفریحی ، درمانی، زیارتی ، فرهنگی، اقتصادی، آموزشی، ورزشی و … از یکدیگر تفکیک می‌گردد .

 

۴٫ شاخص فصل : که گردشگری را بر اساس فصول سال طبقه بندی می‌کند .

 

۵٫ شاخص شکل و سازماندهی سفر : مانند انفرادی،گروهی،خانوادگی و … که ترکیب گردشگری را مشخص می کند .

 

۶٫ شاخص وسیله نقلیه مورد استفاده : که بر اساس نوع وسیله نقلیه طیقه بندی می شود .

 

۷٫ شاخص نوع و محل اقامت : که گردشگران را بر اساس نوع و محل اقامت هم از نظر کیفی و هم از نظرکمی طبقه بندی می‌کند . مانند گردشگران مقیم در هتل ها یا خانه های ویلایی و یا پانسیون های خانگی و غیره .

 

۲-۴-۷انواع گردشگری

 

در دنیای امروز با تخصصی شدن همه امور ، به فعالیت های گردشگری نیز بایستی به شکل تخصصی نگاه کرد . چرا که توریست های هر رشته از گردشگری ممکن است با سایر گردشگران از نظر سن ، جنس ، میزان تحصیلات ، کشور مبداء و … متفاوت باشند . اما صاحب نظران این رشته گردشگری به طرق مختلف دسته بندی نموده اند

 

وانس اسمیت از شش گونه گردشگری به صورت زیر نام می‌برد ( الوانی ، ۱۳۷۳، ۱۰۸ ) :

 

۱) گردشگری قومی ۲) گردشگری هنری ۳) گردشگری تاریخی ۴) گردشگری طبیعت گرا ۵) گردشگری تفریحی ۶) گردشگری کاری

 

دکتر علی اصغر رضوانی نیز انواع و اشکال توریسم را به شرح ذیل تقسیم بندی نموده است :

 

۱) توریسم تفریحی و استفاده از تعطیلات ۲) توریسم درمانی ۳) توریسم فرهنگی و آموزشی ۴) توریسم اجتماعی ۵) توریسم ورزشی ۶) توریسم مذهبی و زیارتی ۷) توریسم بازرگانی ۸) توریسم سیاسی .

 

دکتر محمد حسین پاپلی یزدی گردشگری را از نظر مکانی و موضوعی بدین گونه تقسیم بندی نموده است :

 

الف) گردشگری از نظر مکان مقصد:

 

۱٫گردشگری شهری۲٫ گردشگری روستایی۳٫ گردشگری عشایری،قومی،قبیله ای۴٫گردشگری در طبیعت ۵٫گردشگری ساحلی و دریایی۶٫ گردشگری کوهستانی۷٫ گردشگری هوا- فضا ۸٫ گردشگری زیست محیطی

 

ب)گونه های گردشگری از نظر موضوع:

 

۱٫گردشگری دریایی ۲٫ گردشگری برف ۳٫ گردشگری فرهنگی و هنری (گردشگری میراث) ۴٫گردشگری اجتماعی ۵٫ گردشگری علمی – آموزشی ۶٫ گردشگری درمانی ۷٫ گردشگری در طبیعت ۸٫ اکوتوریسم ۹٫گردشگری ورزشی ۱۰٫ گردشگری و چشم اندازهای کشاورزی و عشایری ۱۱٫گردشگری شکار و صید ۱۲٫گردشگری تجاری ۱۳٫ گردشگری سیاسی ۱۴٫گردشگری آثار جنگ ۱۵٫ گردشگری زیارت اهل قبور ۱۶٫گردشگری تبهکاری vandalism 17. گردشگری مجازی

 

هر کدام از انواع گردشگری که در بالا ذکر شد دارای زیر شاخه های فراوانی است که از ذکر آن ها خوداری گردید.به نظر می‌رسد آنچه مهم است اینکه مدیران هر محلی با بهره گرفتن از متخصصین امر نسبت به برنامه ریزی امر گردشگری متناسب با محل خویش اقدام واز برکات این صنعت بهره مند شوند .

 

۲-۴-۸انواع تعاریف گردشگری

 

۲-۴-۸-۱گردشگری تاریخی:

 

یکی از مواردی که در صنعت گردشگری وجود دارد برنامه ریزی جهت بازدید از اماکن تاریخی مورد علاقه گردشگران است. گردشگران با توجه به مدت زمان بسیار محدودی که برای بازدید از شهرهای معروف در اختیار دارند علاقمند به بازدید از اماکنی هستند که با توجه به شناخت اولیه آن ها، بیشترین مطلوبیت را کسب کنند. منظور از گردشگری تاریخی منظور بازدید از موزه ها و ابنیه های تاریخی است.

 

۲-۴-۸-۲گردشگری فرهنگی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:44:00 ب.ظ ]




۲-۱-۲-۴-۱: تقدیم دادخواست توسط وکیل فاقد سمت

 

بدیهی است به دلیل جواز عقد وکالت، به‌محض استعفا توسط وکیل، وی سمت خود را از دست خواهد داد و دیگر هیچ اقدامی از طرف وی به عنوان وکیل قابل‌پذیرش نخواهد بود. ‌با این همه قانون‌گذار به منظور حمایت از حقوق دادرسی موکل، به‌رغم فقدان سمت وکیل مستعفی و اطلاع از استعفای وی، به طور استثنایی دادخواست شکایت تجدیدنظرخواهی و فرجام‌خواهی وکیل مستعفی را موردپذیرش قرار داده است.[۸۱]

 

در خصوص حکم استثنایی مذبور توجه به چند نکته شایسته است. برخی با انتقاد از حکم مذبور، مدعی شده‌اند که وکیلی که در زمان ابلاغ رأی اعلام استعفا می‌کند، قصد ادامه وکالت ندارد. ‌بنابرین‏ سخن گفتن از تقدیم دادخواست شکایت توسط وی بی‌معنی خواهد بود[۸۲].

 

در پاسخ باید گفت، هرچند وکیل مستعفی قصد ادامه وکالت در دعوی موردنظر را ندارد، لیکن ممکن است از سویی، برای حفظ حقوق دادرسی موکل حق شکایت نسبت به رأی و از سوی دیگر، برای پیش‌گیری از مسئولیت مدنی و انتظامی خود در اثر استعفای نابهنگام، انجام اقدامات حداقلی را لازم بداند و به‌رغم استعفا، اقدام به تقدیم دادخواست شکایت هرچند به صورت ناقص بنماید تا فرصت شکایت منقضی نگردد.

 

نکته دیگر در خصوص حکم قسمت اخیر ماده ۴۵ قانون آیین دادرسی مدنی این است که حکم مذبور استثنایی بوده، باید به‌قدر متقین آن بسنده نمود. ‌بنابرین‏ وکیل مستعفی فقط حق تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی و دادخواست فرجام‌خواهی دارد. ‌بنابرین‏ از سویی، وی حق اقدامات بیشتری در این مرحله ها را ندارد. از سوی دیگر، وی حق تقدیم دادخواست اعاده دادرسی، اعتراض ثالث و امثال آن را نیز ندارد.

 

۲-۱-۲-۴-۲: تقدیم دادخواست ناقص توسط وکیل

 

پس‌ازاین که ماده ٧٩ قانون آیین دادرسی مدنی تقدیم دادخواست تجدیدنظر و فرجام از وکیل مستعفی را موردقبول قرارداد، به‌موجب قسمت انتهایی ماده مقررشده که اگر دادخواست ناقص باشد، مدیر دفتر دادگاه به موکل اخطار می‌کند که نقص آن را برطرف نماید.

 

برخی تصور نموده‌اند که حکم مذبور تأکید بر امری واضح است و تأکید قانون‌گذار در این خصوص، ضروری نیست[۸۳].

 

لیکن باید گفت حکم مذبور تکرار غیرضروری حکم ماده ۵۴ نیست. بلکه متضمن حکم جدیدی است. توضیح این‌که اصولاً وکیل دادگستری حق ندارد دادخواست را به نحوی تقدیم نماید که موجب اخطار رفع نقص گردد. در این خصوص بند ٧ ماده ۴۴ اصلاح آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مقرر می‌دارد: وکلا موظف‌اند به منظور جلوگیری از اطاله‌ی رسیدگی یا ارجاع پرونده به شعب خاصی دادخواست ناقص نداده، بی‌دلیل به ایرادات دادرسی متوسل نشوند. همچنین بند ١٧ ماده٧٧ آیین‌نامه مذبور در خصوص وکیلی که اقدام به تنظیم دادخواست ناقص می‌کند، مجازات انتظامی درجه ۴ کاهش حدود صلاحیت و تنزیل درجه را مقرر نموده است. در واقع قانون‌گذار از وکلای دادگستری توقع داشته که برای حفظ حقوق موکل خود، جلوگیری از اطاله دادرسی و نیز اجتناب از برخی اقدامات غیراخلاقی و دور از شأن وکالت، در تقدیم دادخواست دقت کافی نموده، به نحوی عمل نمایند که دادخواست تقدیمی ایشان با اخطار رفع نقص مواجه نشود. ‌با این همه در فرض خاص مذکور در ماده۴۵، وکیل دادگستری حق دارد دادخواست ناقص تقدیم دارد. بدیهی است از سویی، اقدام مذبور تخلف انتظامی نبوده و از سوی دیگر، حسب تصریح ماده۴۵، اخطار رفع نقص خطاب به خود موکل انجام خواهد شد.

 

۲-۱-۲-۵: اثر استعفا بر موکل

 

استعفای وکیل پس از ختم دادرسی از چند جهت نسبت به موکل دارای اثر خواهد بود. از سویی، باید دید در صورت ابلاغ رأی به وکیل مستعفی، مبدأ مهلت تجدیدنظر و یا فرجام برای موکل چه زمانی خواهد بود؟ از سوی دیگر، باید مسئولیت یا مسئولیت‌های احتمالی وکیل در برابر موکل را موردبررسی قرارداد.

 

۲-۱-۲-۵-۱: مبدأ مهلت شکایت از رأی

 

در صورت استعفای وکیل پس از ختم دادرسی، باید ‌به این سؤال پاسخ داد که مبدأ مهلت شکایت از رأی چه تاریخی است. برای پاسخ ‌به این سؤال، مقررات قانون آیین دادرسی مدنی جدید و قدیم دارای تفاوت است.

 

به‌موجب ماده ۶٧ قانون آیین دادرسی مدنی ١۳١٨، وکیلی که در وکالت‌نامه حق دادرسی در دادگاه بالاتر هم به او داده‌شده و مجاز برای دادرسی در دادگاه بالاتر باشد و یا حق تعیین وکیل مجاز برای دادرسی در دادگاه بالاتر داشته باشد، هرگاه پس از صدور رأی و یا در موقع ابلاغ استعفا کند و از رؤیت امتناع نماید، مؤثر در امر ابلاغ نیست و ابتدا، مدت پژوهش یا فرجام از روز ابلاغ به وکیل محسوب است همان گونه که ملاحظه می‌شود، بر اساس ماده مذبور، درهرحال مبدأ مهلت شکایت از رأی، تاریخ ابلاغ به وکیل مستعفی است حتی اگر موکل از این مسئله بی‌اطلاع بوده باشد. البته به‌موجب ماده مذبور، موکل حق مطالبه ضرر و زیان از وکیل موصوف را دارد.

 

برای ملاحظه رویکرد قانون آیین دادرسی مدنی کنونی نسبت به مسئله موردبررسی، توجه به ماده ۴۵ قانون و سیر تقنینی آن شایسته است. ماده مذبور در زمان تصویب با فراز و نشیب همراه بود. به‌موجب متن اولیه ماده ۴۵ که در جلسه ٢٧۵ دور پنجم مجلس شورای اسلامی مورخ ١۴/ ۲/ ۱۳۷۸ به تصویب رسید، وکیلی که در وکالت‌نامه حق اقدام یا حق تعیین وکیل مجاز در دادگاه تجدیدنظر و دیوان محالی کشور را داشته باشد، هرگاه پس از صدور رأی یا در موقع ابلاغ آن استعفا، و از رؤیت رأی امتناع نماید، مؤثر در امر ابلاغ نیست و ابتدای مدت تجدیدنظر و فرجام روز ابلاغ به وکیل یادشده محسوب خواهد شد و چنانچه از این حیث ضرر و زیانی به موکل وارد شود، وکیل مسئول خواهد بود. متن مذبور نیز همانند ماده ۶٧ قانون سابق، به صورت مطلق مبدأ شروع مهلت را تاریخ ابلاغ به وکیل مستعفی معرفی نموده بود و برای موکل ناآگاه از ابلاغ رأی امتیاز جداگانه‌ای قائل نبود و موکل زیان‌دیده صرفاً حق مطالبه خسارت از وکیل را دارا بود.

 

این مصوبه به دلیل تضییع حق تجدیدنظرخواهی و فرجام‌خواهی موکل، موردایراد شورای نگهبان قرار گرفت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ب.ظ ]




موج سوم، به عنوان نظریه تحول ذهن در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. پژوهشگران نظریه ذهن می­کوشند دریابندکه کودکان درباره وجود و رفتار انواع مختلف وضعیت­های ذهن چه می­دانند واینکه کودکان درباره رابطه علی وضعیت­های ذهن بادروندادهای ادراکی، بروندادهای رفتاری وسایرجنبه­های ذهن چه می دانند. برای مثال، آیاخردسالان می­دانند چه نوع باوری نادرست است؟ یا ‌آنها می­‌دانند که تمایلات ارضا نشده موجب احساسات منفی شده وتلاش­های رفتاری خاصی را برای ارضای این تمایلات برمی انگیزند (فلاول، ۱۹۹۹). با وجود این، آنچه به عنوان دانش فرد درباره ذهن ‌و کارکردهای آن مطرح است موضوعی است که درقلمرو روانشناسی شناختی، درچهارچوب فراشناخت موردبحث قراردارد.

 

همچنین تفکر صوری پیاژه آشکارا ماهیتی فراشناختی دارد. چراکه مستلزم تفکر در باب گزاره ها، فرضیه ­ها و احتمالات متصور است. پیاژه ‌به این عملیات، عملیات درجه دوم[۱۸۷] یا عملیات به‌توان ۲ می‌گوید. اینهلدر و پیاژه[۱۸۸] (۱۹۵۸) درباره عملیات درجه دوم بیشتر توضیح داده‌اند. مفهوم عملیات درجه دوم ویژ‌گی افکارصوری را دارد و فراتر از عملیات برعملیات درجه اوّل است و به سیستم عملیات استنتاجی ـ قیاسی[۱۸۹] مربوط می شود، مثل عملیاتی که امکان‌پذیر است. ‌بنابرین‏، عملیات درجه اوّل که فکر کردن درباره یک واقعیت خارجی است، می‌تواند وسیله‌ای برای افکار درجات بالاتر بشود تا الزاماًً نه چیزی که واقعیت دارد، بلکه چیزی که ممکن است، کشف شود. «افکارصوری تفکردرباره افـکار[۱۹۰] است». بـا توجه ‌به این توضیحات، فلاول[۱۹۱](۱۹۷۷) چنین می‌نویسد: ”راه دیگر پی‌بردن ‌به این مفهوم این است که عملیات صوری یک نوع «فراتفکر» است، یعنی تفکر درباره افکار.“

 

اما این اصطلاح، یعنی فراشناخت، نخستین بار توسط فلاول در سال ۱۹۷۹ مطرح شد. فلاول قبلا هم اصطلاح فراحافظه را مطرح کرده بود و این اصطلاح را بر اساس آن عنوان کرد. معمولاً فراحافظه[۱۹۲] به دانش حافظه و فعالیت‌های حافظه‌ای و فراشناخت به دانش شناخت و کنترل فعالیت­های شناختی گفته می‌شود. امّا اگر حافظه «به کاربردن شناخت» تعریف شود این تمایز از بین می‌رود که در این صورت می‌توان فراحافظه را دانش به کاربردن شناخت تعریف کرد که همان فراشناخت است (هاکر[۱۹۳]، ۱۹۹۸).

 

فراشناخت به دانش فرد درباره نظام شناختی خود، و چگونگی کنترل آن گفته می‌شود. از نظر لغوی، پیشوند “فرا” به معنی ارتقاء و بالارفتن و فراشناخت به‌ معنی اطلاع و تسلط بر شناخت، و دانش ‌در سطحی بالاتراست. ‌بنابرین‏ فراشناخت، شناختی است ورای شناخت و تفکرعادی، و به آگاهی فرد از شناخت، یادگیری و نحوه تفکرخود اطلاق می‌شود. (سیف، ۱۳۸۳). برک[۱۹۴] (۲۰۰۰) نقش فراشناخت را به گونه زیرتوضیح داده است: “برای اینکه نظام خبرپردازی با اثربخشی کامل عمل کند، باید ازخودش آگاه باشد.

 

فکرکردن می‌تواند درباره آنچه شخص می‌داند باشد (دانش فراشناخت[۱۹۵])، می‌تواند درباره آنچه شخص درحال انجام دادن آن است باشد (مهارت‌های فراشناختی[۱۹۶])، یا می‌تواند درباره حالت شناختی واحساس شخصی باشد(تجربه فراشناختی[۱۹۷]). برای اینکه بتوانیم بین افکار فراشناختی و افکار دیگر تمایز قایل شویم، لازم است که منبع افکار فراشناختی را بررسی کنیم. افکار فراشناختی از واقعیت خارجی نشأت نمی‌گیرد ومنبع آن به بازنمایی‌های ذهنی شخص ازآن واقعیت مربوط می‌شود که می‌تواند شامل آنچه باشد که شخص می‌داند، اینکه چطورکار می‌کند، ‌و احساسی که شخص درباره‌ انجام تکلیف دارد. بنابـراین، فـراشناخـت به تفـکردربـاره افـکار، شنـاخت شناخت، یا دانش و شناخت درباره پدیده شناخت توصیف شده است (فلاول، ۱۹۸۸؛ زیمرمن، ۱۹۹۸، به نقل ازمتحدی، ۱۳۸۶). بنـابـراین، فـراشناخت شامل کنترل فعال و تنظیم فعالیت­های شناختی برای دستیابی به اهداف شناختی است.کنترل و تنظیم می‌تواند به شکل چک کردن، برنامه‌ریزی کردن، انتخاب واستنباط (براون وکمبینو[۱۹۸]،۱۹۷۷)، ازخـود سـؤال کـردن، درون نـگری (براون، ۱۹۷۸) و تفسـیرفعالیت­های یادگیری (فلاول وولمن[۱۹۹]، ۱۹۷۷) باشد.

 

کلو[۲۰۰](۱۹۸۲) دو مورد را به فعالیت­های فکری فراشـناختی نسبت می‌دهد: ۱٫ شخص درباره فعالیت­های فکری خود دانش دارد. ۲٫ شخص می‌تواند فعالیت­های فکری خود ‌را کنترل ‌و منظم کند. پاریس و وینوگارد[۲۰۱] (۱۹۹۰) معتقدند که محققان دو ویژگی اصلی فراشناخت را شناخته‌اند: «ارزیابی شناخت[۲۰۲] خود و مدیریت شناخت [۲۰۳]خود». ارزیابی شناخت خود شامل دانش شخص ‌از دانش و استعدادهای خود ‌و حالات احساسی خود ‌از دانش، استعدادها، انگیزه و ویژ‌گی‌ها به عنوان یادگیرنده است. به ارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود «فراشناخت درعمل» گفته می‌شود؛ یعنی فعالیت­های ذهنی که موجب حل بهترمسئله می‌شود. برای تمرکز برارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود لازم است یادگیرنده در مدیریت ساخت دانش خود به‌ طور فعال دخالت کند.

 

فراشناخت یک مفهوم چند وجهی است. این مفهوم در برگیرنده دانش (باورها)، فرایندها و راهبردهایی است که شناخت را ارزیابی، نظارت یا کنترل می­ کند (موسس و بیرد[۲۰۴]، ۲۰۰۲). همچنین فراشناخت را ‌می‌توان به معنی آگاهی فرد از فرایند تفکرخود و توانایی­اش برای کنترل این فرایند دانست(کاگیر و گلو[۲۰۵]، ۲۰۰۷؛ دیسوت و ازسوی[۲۰۶]، ۲۰۰۹؛ هاکر و دونلوسکی، ۲۰۰۳). فراشناخت یک مدل شناختی است که در یک سطح بالاتر فعالیت می­ کند و برپایه نظارت و کنترل قراردارد (افکلیدز[۲۰۷]، ۲۰۰۱).

 

۲-۷- تأثیر فراشناخت بر شناخت

 

گمان می رود که مهارت­ های فراشناختی نقش مهمی در انواع فعالیت­های شناختی از جمله رد و بدل کردن اطلاعات به صورت کلامی، ترغیب کلامی، درک و فهم مطالب خوانده شده، نوشتن، فراگیری زبان، ادراک، توجه، حافظه، حل مسئله، شناخت اجتماعی، اشکال مختلف خود آموزی و کنترل خود بازی می­ کند. فراشناخت و مفاهیم وابسته به آن در میدان­های روانشناسی شناختی، روانشناسی شخصیت، پیری شناسی[۲۰۸]، روانشناسی تربیتی، رشد شناختی کودک و روانشناسی بالینی به کار گرفته شده است. امروزه فراشناخت و وابستگان مفهومی آن در روانشناسی و تعلیم و تربیت بسیار مطرح هستند (فلاول، ۱۹۸۸).

 

راهبردهای شناختی راه­های یادگیری هستند. درقیاس با آن ها راهبردهای فراشناختی تدبیرهایی هستند برای نظارت برخبرپردازی راهبردها و راهبردهای فراشناختی وهدایت آن ها دمبو(۱۹۹۴) در مقایسه این دو راهبرد بایکدیگرگفته است، برحسب نظام شناختی به ما کمک می‌کنند تا اطلاعات تازه رابه منظور پیوند دادن با اطلاعاتی که می­دانیم و برای ذخیره سازی در حافظه درازمدت آماده سازیم. راهبردهای شناختی ابزارهای لازم برای یادگیری محتوا هستند، اما راهبردهای فراشناختی بر راهبردهای شناختی اعمال کنترل ‌می‌کنند و به آن ها جهت می­ دهند. به سخن دیگر، می توان به یادگیرندگان راهبردهای شناختی زیادی را آموزش داد، اما اگر آنان از مهارت­ های فراشناختی لازم که می­گوید در یک موقعیت معین کدام راهبرد یا استراتژی شناختی مورد استفاده قرارگیرد و چه وقت باید تغییر استراتژی داد بی بهره باشند هرگز یادگیرندگان موفقی نخواهند شد. ‌بنابرین‏، راهبردهای شناختی ‌و فراشناختی باید با هم کار کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:48:00 ق.ظ ]




مدیریت دانش در صنایع تولیدی از سوی کیوارک و همکاران (۲۰۰۹) به عنوان یک عامل ضروری در بهبود عملکرد کسب و کار مطرح شده است. آن‌ ها مدیریت دانش اثربخش را عاملی در کاهش هزینه و زمان پروژه ها، بهبود کیفیت و یک منبع اصلی مزیت رقابتی سازمان‌های تولیدی دانسته‌اند. از طرف دیگر، از آنجایی که فرهنگ پتانسیلی برای اثرگذاری بر فعالیت‌های کسب و کار دارد، آن‌ ها شیوه های مدیریت دانش را متأثر از فرهنگ‌های متفاوت می‌دانند. این تفاوت‌های فرهنگی از حیث مدیریت دانش در حوزه های: انتقال و تسهیم دانش (نوآوری، اعتماد و زبان)، کسب و ضبط دانش، یادگیری، ضایعات دانش، روش‌های کسب و کار جدید، تیم مدیریت دانش، کارکنان باتجربه و ورزیده، آموزش، بانک اطلاعاتی پروژه (تجربیات و زبان) بیان شده است. دستاوردهای کیوارک و همکاران (۲۰۰۹) حاکی از تأثیر تفاوت‌های فرهنگی بر تمامی‌شیوه های مدیریتی بود (Kivrak et al, 2009).

 

نظر به اهمیت دانش محوری در قرن بیست و یکم، فرایند ایجاد دانش جدید، تسهیم و نگهداری چنین دانش‌هایی برای دستیابی به مزیت رقابتی تعیین کننده است. البته به منظور دستیابی به سقف مزایا از طریق مدیریت دانش، بایستی آن را در یک چرخه عمر مستمر دانش، به شکل کارآمد یکپارچه نمود.

 

در پژوهشی دیگر، پژوهشگر ارتباط شیوه های مدیریت دانش را با سبک رهبری بررسی نمود که ابعاد مدیریت دانش را شامل: شناسایی و ایجاد دانش، گردآوری و کسب دانش، ذخیره و سازماندهی دانش، تسهیم و توزیع دانش، و درخواست و استفاده از دانش بیان نمود. لازم به ذکر است که در بسیاری از پژوهشات رهبری دانش و رهبران دانش، به عنوان ابزارها و مؤلفه‌های مدیریت دانش موفق مطرح ‌شده‌اند (Debowski, 2006).

 

بر اساس آنچه از مطالعه ادبیات پژوهش و مصاحبه با صاحب نظران بر آمد، شاخص‌های حوزه مدیریت دانش را می‌توانیم در دو بعد ساختاری و فرایندی تقسیم‌بندی کنیم. دلیل این امر این است که، چون هدف پژوهش بررسی

 

ارتباط بین ابعاد مدیریت دانش و چابکی سازمانی است، لذا اگر از تقسیم‌بندی عمومی‌مدیریت دانش (مدل فرایندی) استفاده کنیم، ابعاد مدیریت دانش خواه یا ناخواه با یکدیگر ارتباط خواهند داشت و نمی‌توان نتایج درستی از بررسی ابعاد مدیریت دانش و چابکی داشت. چراکه به عنوان مثال اگر کسب دانش صورت نگیرد، دانشی برای تسهیم وجود نخواهد داشت و لذا می­بایست زیرساخت‌های اساسی و فرایندی مدیریت دانش به صورت جداگانه بررسی شود.

 

۲-۶- مبانی تئوریک مدیریت دانش

 

دانش چیست؟

 

صاحبنظرانی مثل داونپورت و پروساک (Davenport & Prusak, 1996:1-14), نوناکا و تویاما (Nonaka, 1990)، استیوهالس (Gold et al, 2001:12) و کارل ویگ (Wiig, 2002:6) متفق‌القول هستند که سطح تکامل دانش از اطلاعات و داده ­ها بیشتر بوده و دربرگیرنده­ هردوی آن ها‌ است و همچنین سطح تکامل اطلاعات از داده بیشتر بوده و در برگیرنده­ آن نیز ‌می‌باشد. وجود داده برای شکل‌گیری اطلاعات و وجود اطلاعات برای ایجاد دانش ضروری است.

 

 

 

شکل۲- ۲ سلسله مراتب دانش

 

داده

 

داده ­ها اولین سطح دانش را تشکیل می­ دهند و عبارتند از ارقام، اعداد، نمودارها و نظایر این ها که به خودی­خود تولید معنی نمی­کنند (Massa & Testa, 2009).

 

سازمان­ های نوین، معمولاً داده ­ها را در یک سیستم اطلاعاتی ذخیره ‌می‌کنند. این داده ­ها توسط واحدهایی نظیر واحد مالی، حسابداری و بازاریابی به سیستم تزریق می­شوند. ‌پاسخ‌گویی‌ به نیاز مدیران و دیگر بخش­های سازمان، تاکنون بر

 

عهده واحدهای مرکزی اطلاعات سازمان بوده ­است، سازمان‌ها و شرکت­های مختلف، مدیریت داده ­ها را از نظر کمی بر حسب ظرفیت، سرعت و هزینه ارزیابی ‌می‌کنند، چه هزینه ­هایی برای بازخوانی یک واحد داده به مصرف می­رسد؟ با چه

 

سرعتی ‌می‌توان داده را به سیستم منتقل کرد؟ ظرفیت سیستم چقدر است؟ وقتی به داده ­ها نیاز است آیا به موقع در اختیارمان قرار ‌می‌گیرد؟ آیا نیازهای ما را تامین می­ کند؟

 

همه سازما‌‌ن‌ها به انواع داده ­ها احتیاج دارند. نگهداری سوابق و بایگانی، نقطه کانونی فرهنگ داده به شمار می رود و مدیریت مؤثر داده ­ها در موفقیت آن ها نقش بسزایی دارد.

 

بعضی از سازمان­ها به اشتباه فکر ‌می‌کنند، داده ­های بیشتر نسبت به داده ­های کمتر از حالت مطلوبتری برخوردارند و با بهره گرفتن از آن ها می ­توانند تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. این وضعیت به دو دلیل نادرست است: اول اینکه داده ­های زیاد، کار تشخیص داده ­های مربوط و درک آن ها را دشوار می­ کند. دلیل اساسی‌تر اینکه داده ­ها فاقد معنی قابل استفاده­اند، یعنی تنها بخشی از واقعیت را نشان داده و از هر نوع قضاوت، تفسیر و مبنای قابل اتکا برای اقدام مناسب، تهی هستند. داده ­ها را ‌می‌توان مواد خام عناصر مورد نیاز برای تصمیم ­گیری به شمار آورد، چرا که نمی ­توانند عمل لازم را تجویز کنند. داده ­ها نشانگر ربط، بی‌ربطی و اهمیت خود نیستند، اما به هر حال برای سازمان‌ها و مخصوصاً سازمان­ های بزرگ اهمّیت زیادی دارند (Kianto, 2011).

 

اطلاعات

 

دومین سطح دانش را اطلاعات تشکیل می­دهد. این سطح، داده ­های کمی خلاصه­شده را در بر ‌می‌گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی ‌شده‌اند تا بتوانند معنی­دار شوند. این داده ­ها هم دانش را نشان نمی­دهند. آن ها نشانگر آغاز مدیریت اطلاعات هستند، اطلاعاتی که مدیر می ­تواند به کار گیرد تا کاری بیش از پردازش مراوده فردی را انجام دهد. اطلاعات غالباً تشکیل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره ­های انباشته شده را به خود گرفته و معنایی را ارائه می­ کند که بزرگتر از آن چیزی است کـــه از داده ­های خام مکشوف می‌گردد. ولی نظریه­پردازان و دست اندرکاران دانش همگی بر این باورند که این اطلاعات است و نه دانش (جعفری مقدم، ۱۳۸۲). اگرچه خط و مرز بین دانش و اطلاعات روشن نیست، لیکن چند ویژگی وجود دارد که این دو را از هم جدا می‌کند.

 

  1. سطح ظرافت: اطلاعات غالباً به موقعیت‌ها، شرایط، فرآیندها و یا هدف‌های خاص اشاره دارد. در این صورت در برگیرنده­ سطحی از ظرافت و دقت است که آن را برای کار مورد نظر مناسب می‌کند. ورای موقعیت یا کار خاص،

اطلاعات تا زمانی که به دانش تبدیل نشود، کم­ارزش خواهد بود. برای مثال، اطلاعات در خصوص محصول الف چیزهای زیادی در خصوص محصول ب آشکار نمی­کند. ولی دانش، کاملاً انتزاعی است و به­ گونه ­ای طراحی شده که بتواند ظرافت خاص را از بین برده و کاربرد وسیع­تری داشته باشد.

 

    1. زمینه: اطلاعات معادل داده ­ها در متن[۷] است. زمینه ممکن است محصول مشتری یا فرایند کسب‌وکار باشد و شکل اولیه داده ­ها را تا سطح اطلاعات ارتقا دهد. زمینه­، اطلاعات را برای مدیریت جهت تصمیم ­گیری و برنامه­ ریزی مفید می­ کند. مدیر نتایج معناداری را در خصوص معاملات با بررسی و بازبینی داده ­ها استخراج می­ کند. برای اینکه داده مفید واقع شود، باید در درجه اول در زمینه قرار گیرد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:34:00 ق.ظ ]




شرایط صحت معامله. بموجب ماده مذبور برا صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است:

۱_قصدطرفینو رضای آن ها
۲_ اهلیت طرفین
۳_ موضوع معین که مورد معامله باشد
۴_ مشروعیت جهت معامله

 

بحث ‌در مورد شرایط مندرج در این ماده در عهد این مقال نیست .‌همین‌قدر بگوئیم که به چهار شرط مذبور باید شرط دیگری افزود و آن عدم مخالفت قرارداد با نظم عمومی است که از مجموع مواد ۱۰و ۹۷۵ قانون مدنی مستفاد می شود. گفتیم که ماده ۱۰ قانون مدنی مقرر می‌دارد که قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است. منظور از مخالفت صریح با قانون در واقع مخالفت با قوانینی است که دارای جنبه نظم عمومی هستند ونه هر نوع قانونی. ماده ۹۷۵ قانون مدنی در این خصوص صراحت بیشتری دارد.

از شرایط صحت قرارداد که بگذریم لازم است از قرارداد تجاری صحبت به میان آوریم که موضوع این بحث است. قرارداد تجارتی در واقع قراردادی است که در آن موضوع تعهد حداقل یکی از طرفین, یک عمل تجاری باشد. بعبارت دیگر قرارداد تجاری وسیله ایست برای شکل و قالب دادن به اعمال تجارتی و یا اعمالی که برای یکی از طرفین تجارتی و برای طرف دیگر غیر تجارتی است. مثلا یک قرارداد بیع, هرگاه میان دو تاجر حرفه آنان منعقد شد, تجارتی محسوب می شود. همینطور است بیعی که میان تاجر و یک غیر تاجر انجام می‌گیرد که برای تاجر جنبه تجاری دارد. برعکس, بیعی که میان دو تاجر به منظور رفع نیاز غیر مرتبط با شغل تجارت آنان منعقد می‌گردد تجاری محسوبنمیگردد.
قراردادهای تجاری اصولا تابع قواعد عمومی عقود و قراردادها, بنحوی که د رمواد ۱۸۳ ببعد قانون مدنی آمده است,می‌باشند مگر آنکه در قوانین خاص مقررات ویژه ای برای آن ها معین شود که در اینصورت قواعد خاص هر قرارداد نسبت به همان قرارداد قابل اجرا خواهد بود. در حال حاضر قانون تجارت ایران, که عمدتاًً از قانون تجارت فرانسه اقتباس گردیده است متضمن هیچگونه قواعد عمومی برای قراردادهای تجاری نیست و تنها قواعد پاره ای از قراردادها نظیر حق العمل کاری و دلالی را به صورت مجمل و نارسائیان می‌کند.
معذلک, این بدین معنی نیست که قراردادهای تجاری تابع مقررات خاص خود نباشد. در واقع این قراردادها که از نظر قواعد خاص هر یک, با قراردادهای مدنی متفاوتند, از نظر قواعد کلی نیز با قراردادهای نوع اخیر ‌تفاوت‌هایی دارند ا. این ویژگی قراردادهای تجاری مقررات حاکم بر آن ها را بسوی یک نوع وحدت بین‌المللی سوق می‌دهد .

 

۲-۷-۱_ انعقاد قرارداد تجاری
در اینجا قصد آن را نداریم که مجموع مقررات راجع به انعقاد به آثار قانونی و فسخ قراردادهای تجاری را مورد مطالعه قرار دهیم چرا که اکثر قواعدی که قانون مدنی برای صحت معاملات و لازم الاجرا بودن آن ها مقرر نموده است در خصوص قراردادهای تجاری نیز قابل اعمال است. تنها قواعدی را در اینجا بیان می‌کنیم که اصل قراردادهای تجاری است, قواعدی که قراردادهای تجاری را از قراردادهای مدنی جدا می‌کند و جز در موارد استثنائی در خصوص کلیه قراردادهای تجاری صادق هستند.
این قواعد قواعدی هستند که از یک طرف اجرای آن ها از نظر حقوق تجارت از ضروریات است و از طرف دیگر نمایانگر ویژگی خاص این رشته از حقوق می‌باشند. در واقع حقوق تجارت باید بتواند به خصوصیتهای اعمال تجاری که در آن ها سرعت و امنیت از ضروریات است, پاسخ مناسب ارائه دهد.
مطالعه تطبیقی تحول حقوق تجارت در قرن اخیر نشان می‌دهد که این رشته از حقوق که ابتدا ‌بر اساس اراده آزاد فعالان تجارت استوار بود, آهسته آهسته بیشتر از معاملات مدنی در چارچوب قواعد و مقررات دست و پاگیر قرار گرفت. از طرف دیگر معالمات تجارتی که ابتدا میان خود بازرگانان به طور انفرادی و با اراده خود آنان و با توجه به منفعت هر یک از طرفین معامله صورت می‌گیرد ‌به‌تدریج‌ داخل قالب هائی قرار گرفت که یا انجمنها و سندیکاهای تجاری از پیش می‌سازند و به اعضاء خود پیشنهاد و تحمیل می‌کنند ویا در زیر یوغ قواعدی واقع می‌شوند که دولت‌ها مقرر می‌نمایند: چک و چانه زدنهای سابق جای خود را به قیمت گذاریهائی داده‌اند که دولت‌ها راساً معمول می دارند.
در اینجا ابتدا از قواعدی که در جهت سرعت بخشیدن به معاملات تجاری و تامین اجرای آن ها مقرر است صحبت می‌کنیم, سپس از دخا لت دولت در تنظیم. قراردادهای تجاری سخن خواهیم گفت.

 

۲-۷-۱-۱) انعقاد قرارداد تجاری از جهت ماهوی:
بموجب یک اصل کلی حقوق مدنی, برای ایجاد تعهد باید کسیکه متعهد و در نتیجه مدیون می‌گردد قصد خود را اعلام کند و سپس طرف مقابل که متعهد له و منتفع از تعهد است آن را قبول نماید.
در اصطلاح حقوقی اعلام تعهد ویا اعلام تملیک ( در عقد تملیکی) را ایجاب واعلام پذیرفتن را قبول می‌نامند. این نکته در ماده ۱۸۳ قانون مدنی ایران ‌به این عبارت آمده است:
… یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آن ها باشد.
مسئله ای که مطرح می شود این است که برای اینکه قرارداد منعقد شده محسوب شود آیا قبول باید الزاماًً از ناحیه قبول کنند ه اعلام شود یا سکوت اورا میتوان قبول تلقی نمود؟
در امور مدنی اعتقاد بر این است که در قبول مانند ایجاب قصد باید حتماً اعلام شود[۹۹]

 

این است که سکوت نمیتواند کاشف از قصد تلقی گردد. این نظر عمدتاًً بر این استدلال استوار است که هرگاه طرف تعهد بخواهد تعهد را بپذیرد و یا آن را رد کند سکوت نمیکتد و الفاظی می‌گوید ویا اشاراتی می کند که حاکی از قصد او باشد, بعبارت دیگر سکوت محض اگر هراه با قرینه خاصی نباشد بیان اراده محسوب نمیشود.
در امور تحاری مسئله سکوت در مقابل ایجاب قدری پیچیده تر است و نمیتوان آن را ‌در همه احوال حاکی از عدم قبول تلقی کرد. و قرارداد را منعقد نشده دانست و هرگاه میان طرفین قرارداد رابطه دیرین و مستمر تجاری وجود داشته باشد و ایجاب کننده مرتباً برای طرف قرارداد و معامله, کالا ارسال نماید و در گذشته قبول کننده بدون اینکه قبول خود را اعلام داشت باشد, کالاها را قبول کرده و بهاء انرا پرداخته باشد, باید پذیرفت که سکوت ویدلیل وجود قصد واقعی از ناحیه اوست. و نمیتوان بصرف اینکه اعلام قبول ننوده است قرارداد را شکل نیافته تلقی کرد. این نکته را میتوان از روح ماده ۱۹۱ قانون مدنی استنباط نمود که بموجب آن عقد محقق می شود به قصد انشاء بشرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند.
برعکس در صورتی که میان دو تاجر و یا یک تاجر و یک غیر تاجر که فقط یک و یا دوبار با هم معامله کرده‌اند ایجاب و قبول بصورتی ابراز نشود که صراحتاً مبین قصد و رضای آن ها بر عقد قرارداد باشد قرارداد را نمیتوان منعقد شده تلقی نمود

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 08:46:00 ب.ظ ]




سود باقمیانده هم می‎تواند مثبت و هم منفی باشد. اگر انتظار داشته باشیم که شرکت سود غیر عادی مثبتی گزارش نمایدآنگاه ارزش کل حقوق صاحبان سهام عادی باید بیشتر از ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام باشد واگر انتظار سود غیر عادی پایینی راداشته باشیم برعکس می‎شود. از نظر تئوریک مدل سود باقمیانده معادل مدل جریان نقدی تنزیل شده می‎باشد و هر دو مدل سود باقمیانده ومدل جریان نقدی تنزیل شده از مدل سود سهام اصلی [۲]ODD (بیان می‎دارد که ارزش کل حقوق صاحبان سهام عادی برابر با ارزش فعلی سود سهام مورد انتظار آتی است) نشأت می‎گیرند. مقدارقابل توجهی ازتحقیقات در سال‌های اخیرکه به مقایسه قابلیت ارزیابی و پیش‌بینی روشهایسود باقمیانده ومدل جریان نقدی تنزیل شده پرداخته‌اند، در شرایط مساوی نشان داده شده که مدل سود باقمیانده از مدلمدل جریان نقدی تنزیل شده‎یا حتی از مدل ODD دقیق تراست.

 

مدل ODD :

 

 

 

d: سود تقسیمی(قابل انتساب به سهام عادی)

 

مدل مدل جریان نقدی تنزیل شده :

 

 

 

c : خالص جریان نقدی عملیاتی منهای مخارج سرمایه ای بعلاوه خالص تغییرات در بدهی

 

علاوه بر نتایج احتمالی درارزیابی وپیش بینی به هر حال مدل سود باقمیانده چارچوب مفیدی برای تجزیه و تحلیل نسبت‌آموزش‌ها فراهم می‎آورد. مدل سود باقمیانده بینشی می‎دهد تا نتایجی از نسبت‎های قیمت به ارزش دفتری هر سهم و قیمت به سود هر سهم استنباط کنیم. Penman در سال ۱۹۹۶ اثبات کرد که قیمت به ارزش دفتری هر سهم به سود باقمیانده آتی و نرخ رشد مورد انتظار ارزش دفتری مرتبط است. به منظور دستیابی به قیمت به ارزش دفتری هر سهم بالا مدیران نه تنها باید هزینه سرمایه OE غیر عادی بالایی به دست آورند بلکه باید این سودهای غیر مترقبه به صورت افزایش دائمی‎سرمایه گذاری پایه (BV) شناسایی شود. همچنین بیان کرد که نسبت نرمالقیمت به ارزش دفتری هر سهم=۱تنها وقتی که شرکت انتظارسود باقمیانده مثبت را نداشته باشد، شناسایی می‎شود و اگر شرکت انتظار نرخ بازده مورد نظر سهام‌داران را نداشته باشد، قیمت به ارزش دفتری هر سهم از‎یک کمتر است. Penman همچنین اثبات کرد که هم به توان سود دهی جاری و هم آتی بستگی دارد. اگر اینگونه برداشت شود که توان سوددهی جاری (هزینه سرمایه OE)رابطه کمی‎با توان سوددهی آتی داردقیمت به سود هر سهم زیاد خواهد شد و اگر رابطه بالایی دارد آنگاهقیمت به سود هر سهم کم می‎شود. ‌بنابرین‏ قیمت به سود هر سهم برداشت بازار را منعکس می‎کند تا حدی که کدام سودها گذرا و موقتی تلقی می‎شوند و احتمالابه سطح بالا‎یا پایین می‎رسند. اگر انتظار رود که سود باقمیانده صفر می‎شود آنگاه P/E در حالت نرمال (۱+r)/r خواهد بود (Dutta & Reichelstein 2002).

 

۲-۳-۳٫ سود خالص

 

سود خالص‎یا درآمد خالص، در تجارت و کسب و کار به آورده‎یا سود‎یک نهاد، در طول‎یک دوره حسابداری اطلاق می‌گردد، که از طریق کسر نمودن هزینه های عملیاتی و مالیات از درآمد آن نهاد، محاسبه شده باشد.

 

به بیان ساده‌تر، اگر هزینه های عملیاتی و مالیات‎یک شرکت را در طول‎یک دوره زمانی مشخص؛ مثلا‎یک سال مالی، از درآمدهای آن شرکت کسر نماییم، عدد به دست آمده، نشانگر سود خالص آن شرکت می‌باشد. مثبت‎یا منفی بودن این عدد، نسبت مستقیم با عملکرد شرکت مورد نظر دارد. همچنین مثبت بودن سود خالص، به افزایش ارزش سهام و در نهایت افزایش حقوق صاحبان سهام می‌ انجامد. در حوزه ارائه صورت‌های مالی، بنیاد استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی سود خالص را مترادف با سود و زیان، تعریف می‌کند. سود خالص در حسابداری‎یک مفهوم کاملا مجزا از سود می‌باشد. سود خالص همچنین می‌تواند از مجموع درآمدهای غیرعملیاتی و درآمدهای عملیاتی‎یک شرکت، سپس کم کردن مالیات، محاسبه شود.

 

پابلو فرناندز (۲۰۰۲) اعتقاد دارد‎یک اصل حسابداری و مالی وجود دارد که اگر چه نمی‌توان آن را به طور مطلق صحیح دانست، اما می‌توان آن را به عنوان دیدگاهی خوب به شمار آورد. آن اصل، این است ‌که «سود خالص فقط‎یک عقیده، اما جریان وجوه نقد‎یک واقعیت است.

 

امروزه تجزیه‌و تحلیل‌های زیادی درباره سود خالص به عنوان عامل اصلی و تنها عامل معتبر برای تشریح عملکرد شرکت‌ها وجود دارد. ‌بر اساس این رویکرد ساده، شرکت با افزایش سود خالص، بهتر و با کاهش آن، بدتر کار می‌کند. به طور ‌کلی، چنین گفته می‌شود شرکتی که در سال قبل سود خالص بیشتری داشته، نسبت به شر‌کتهای دارای سود خالص ‌کمتر، ثروت و رفاه بیشتری را برای سهام‌داران خود خلق ‌‌کرده‌است. همچنین، ‌بر اساس همین منطق، شرکت‌های دارای سود خالص مثبت، موجب افزایش و شرکت‌های دارای زیان، باعث کاهش ارزش (سهام‌داران) شر‌کتها می‌شوند. البته، همه این نظریه ها ممکن است اشتباه باشد. در بسیاری از تجزیه‌ و تحلیل‌ها با افزودن استهلا‌ک به سود خالص، اغلب رقمی‎ به‌ دست می‌آید ‌که جریان نقدی‌ حسابداری‎ یا جریان نقد حاصل از عملیات نامیده می‌شود. اما نکته مهم در این است که بسیاری از افراد، با این ‌که از این مسائل آگاهند، اما جریان وجوه نقد را به‌جای سود خالص در نظر می‌گیرند.

 

تعریف کلاسیک سود خالص، درامد دوره منهای هزینه های تحصیل درامد در طول دوره است و این مفهوم ساده، بر اساس این نظر است که در مواقع تحصیل درامد باید به شناسایی هزینه های ضروری برای تحصیل این ‌درآمدها پرداخت. این ‌کار همیشه ساده نیست و اغلب مفروضات پذیرفته‌شده زیادی برای محاسبه آن به کار می‌رود.

 

محاسبه و ارائه هزینه های واقعی، روش استهلاک، محاسبه بهای تمام‌شده محصول و ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول، نمونه تلاشهایی است برای شناسایی بهترین روش های ممکن برای شناخت میزان اتلاف منابع برای کسب درامد. اگر چه این شاخص مورد قبول ماست و به‌کارگیری آن می‌تواند اطلاعات کافی درباره نحوه عملکرد شرکت ارائه دهد، اما اغلب کاربرد رقم سود خالص به دست آمده، بدون داشتن دانش کافی از فرضیات استفاده شده در محاسبه آن، موجب سردرگمی‎استفاده‌ کنندگان اطلاعات مالی می‌شود.

 

از سوی دیگر، امکان دارد که سود خالص به عنوان معیار عینی به کار رود که محدود به معیارهای خاصی نیست. بین جریان وجوه نقد ورودی و جریان وجوه نقد خروجی، تفاوتی وجود دارد. معنای دقیق این تفاوت، آن است ‌که پول وارد شده به درون شرکت، کمتر از پولی است که از آن خارج می‌شود. ‌در مورد جریان وجوه نقد، دو مفهوم اساسی دیگر شامل جریان نقدی حقوق صاحبان سهام و جریان نقدی آزاد وجود دارد. همچنین، جریان نقدی سرمایه‌ای نیزاز واژه هایی است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. همواره گفته می‌شود با بهبود جریان وجوه نقد، شرکت بهتر ‌کار می‌‌کند و ثروت سهام‌داران آن افزایش می‌یابد (آزاد ۱۳۸۶).

 

۲-۳-۳-۱٫ توجه به حسابداری و مدیریت سود خالص

 

در زمان تجزیه‌و تحلیل صورت‌های مالی، این موضوع اهمیت دارد ‌که رعایت استانداردهای حسابداری ‌در مورد روش های حسابداری به کار رفته در شرکت مورد توجه قرار گیرد. مهمترین روش های حسابداری مطرح شده دراستانداردها، عبارتند از

 

شناخت درآمد: بعضی از شرکت‌ها، درامد را زودتر و بعضی دیرتر شناسایی می‌کنند. شرکت‌ها درجه آزادی متفاوتی برای شناسایی درامد دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:35:00 ب.ظ ]




 

ثانیاًً –مسئولیت تضامنی ظهرنویس به تبعیت متعهد فوت شده تبدیل به حال نمی شود ولی اگر ظهرنویس فوت نمایددین فقط نسبت به اوحال می‌شود وحال شدن دین ظهرنویس هم تاثیری در مسئولیت متعهد ندارد و در صورتی که دارنده سفته پس از فوت ظهر نویس طلب خود را از ترکه متوفی دریافت نماید فقط در تاریخ سررسید می‌تواند واخواست عدم تأدیه به نام متعهد بنماید».( امیرهوشنگ ساسان نژاد، مجموعه کامل قوانین ومقررات چک، چاپ چهاردهم، انتشارات فردوسی، سال۱۳۸۹، ص۲۰۰). ↑

 

    1. – معاونت آموزش قوه قضائیه، رویه قضایی ایران در ارتباط بادادگاههای عمومی حقوقی، چاپ اول، تهران، انتشارات جنگل، سال ۱۳۸۷، جلد ۷ ،ص۲۳۴٫ ↑

 

      1. – «مرجع رسیدگی‌: شعبه ۲۷دادگاه تجدید نظر استان تهرانتجدید نظر خواه‌: حاج اصغر…تجدید نظرخوانده:حاج رحیم…

        تجدید نظرخواسته‌: دادنامه شماره ۲۶۴ در تاریخ ۳۰/۲/۸۲ صادره از شعبه ۱۳دادگاه عمومی شهر ری

         

        گردش کار: دادگاه بابررسی اوراق ومحتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام وبه شرح زیر رأی صادرکرد:

         

        «رأی دادگاه»

         

        در خصوص تجدید نظر خواهی آقای دکتر مصطفی. .. به وکالت از آقای حاج اصغر. ..به طرفیت آقای حاج رحیم. … نسبت به دادنامه شماره ۸۲-۲۶۴ صادر شده در شعبه ۱۳دادگاه عمومی شهر ری که به موجب آن دعوی تجدید نظرخواه بر مطالبه مبلغ یکصدوهفتاد میلیون ریال وجه ۱۷ فقره سفته منتهی به صدور قرار عدم استماع دعوی شده و در فرجه قانونی تجدید نظرخواهی واعلام داشته تجدید نظرخوانده به ‌عنوان ضامن ظهرسفته ها را امضا نموده است. واو خود نیز به امراقرار دارد با این وصف روشن نیست چرا دادگاه وی را ظهرنویس توصیف وبه لحاظ عدم رعایت مهلت های مقرر در قانون تجارت قرار رد دعوی صادر نموده ولذا خواهان خواستار نقض دادنامه شده است تجدید نظرخوانده با ابلاغ قانونی اخطاریه بر تبادل لوایح دفاعی به عمل نیاورده است، دادگاه تجدید نظرخواهی را وارد نمی داند چه سفته وقتی سند تجاری است که مقررات قانون تجارت درباره آن جاری شده باشد. وماده ۱۲۸۰از قانون تجارت مقرر داشته دارنده برات بایستی ظرف مدت ده روز از تاریخ وعده به وسیله نوشته‌ای که اعتراض عدم تأدیه نامیده می‌شود امتناع از تادیه وجه برات را اعلام دارد. وحسب ماده ۳۰۹ از قانون مذبور مقررات برات تماماً شامل سفته نیز می‌شود. حال آن که در پرونده طرح شده تجدید نظرخواه در وعده اقدام به واخواست ننموده ‌بنابرین‏ سفته های ضمیمه دادخواست وصف سفته تجاری را ندارد وحقوق دارنده آن ها نسبت به ضامن یا ظهرنویس مطابق قانون تجارت ساقط شده ولذا با توجه به جهت خواسته خواهان که تجدید نظر خوانده را به ‌عنوان ضامن طرف دعوا قرارداده وجاهت قانونی نداشته با رد تجدید نظر خواهی دادنامه بدوی تأیید می‌شود. این رأی قطعی است. رئیس شعبه ۲۷ دادگاه تجدید نظر استان تهران حسین ابراهیمی، مستشار دادگاه محمد شفیق».( محمدرضا زندی، اسناد تجاری، رویه قضایی دادگاه های تجدید نظر استان تهران در امور مدنی ، تهران، انتشارات جنگل،سال۱۳۹۰، ص ۲۲۳ و ۲۲۴). ↑

 

    1. – ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، ج۴، ش۷۱۵٫ ↑

 

    1. – بهرام بهرامی، حقوق تجارت کاربردی، ص ۴۲٫ ↑

 

    1. – سوره بقره، آیه ۲۸۰٫ ↑

 

    1. – مفسرین دنیای اسلام در تفسیر این آیه فرموده‌اند‌: «اگربدهکار دارای سختی وگرفتاری باشد او را تاهنگام توانایی مهلت دهید(وان کان ذوعسره فنظره الی میسره). در اینجا یکی از حقوق بدهکاران را بیان می‌فرماید که اگر آن ها از پرداختن اصل بدهی خود(نه سود) نیز عاجز باشند نه تنها نباید به رسم جاهلیت سود مضاعفی برآنها بست وآنها راتحت فشارقرارداد، بلکه باید برای پرداختن اصل بدهی نیز به آن ها مهلت داده شود واین یک قانون کلی در باره تمام بدهکاران است.حتی در قوانین اسلام که در واقع تفسیری است برای آیه فوق، تصریح شده که هیچگاه نمی توان خانه و وسایل زندگی ضروری افراد را به خاطر بدهی آن ها توقیف کرد یا از آن ها گرفت، بلکه طلبکاران تنها از مازاد آن می‌توانند حق خود را بگیرند واین حمایت روشنی است از حقوق قشرهای ضعیف جامعه.در پایان آیه می‌فرماید (وچنانچه قدرت پرداخت ندارند) ببخشید برای شما بهتر است اگر بدانید(وان تصدقواخیرلکم ان کنتم تعلمون).

      این در واقع گامی فراتر از مسائل حقوقی است، این یک مسئله اخلاقی وانسانی است که بحث حقوقی سابق را تکمیل می‌کند وبه طلبکاران می‌گوید: در این گونه موارد که بدهکاران سخت در مضیقه‌اند اگر بدهی آنان بخشوده شود، از ‌هر نظر برای شمابهتراست، احساس کینه توزی وانتقام را به محبت وصمیمت مبدل می‌سازد وافرا ضعیف جامعه را به فعالیت مجددی که نتیجه اش عاید همگان می‌شود، وا می‌دارد ‌و اضافه بر این ها صدقه وانفاقی در راه خدا محسوب می‌شود که ذخیره روز بازپسین است» ↑

 

    1. – محمد حسین طباطبائی، تفسیر المیزان، جلد دوم، صفحه ۶۴۹٫ ↑

 

    1. – محمد رضا زندی، مجموعه قانون و آئین نامه نحوه اجرای محکومیت های مالی، (تألیف و تدوین معاونت قضایی تحقیقات علمی دادگستری استان تهران)، چاپ اول، انتشارات کتابخانه گنج دانش، ۱۳۷۸، ص ۲۴٫ ↑

 

    1. – محمد جعفر جعفری لنگرودی، دانشنامه حقوقی، ص ۶۸۹٫ ↑

 

    1. – همان، ۶۸۹٫ ↑

 

    1. – همان، ص ۶۹۴٫ ↑

 

    1. – ماده ۹۵۷ قانون مدنی: حمل از حقوق مدنی متمتع می‌گردد مشروط براینکه زنده متولد شود. ↑

 

    1. – ماده ۷ قانون مسئولیت مدنی: کسی که نگاهداری یا مواظبت مجنون یا صغیر قانوناً ما بر حسب قرار داد بعهده او می‌باشد در صورت تقصیر در نگاهداری یا مواظب مسئول جبران زیان وارده از ناحیه مجنون یا صغیر می‌باشد و در صورتی که استطاعت جبران تمام یا قسمیت از زیان وارده را نداشته باشد از مال مجنون یا صغیر جبران خواهد شد… ↑

 

    1. – پرسش‌: با توجه به ماده ۲قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب ۱/۸/۱۳۷۷ مجلس شورای اسلامی که می‌گوید: هرکس ‌محکوم به پرداخت مالی به دیگری شود… وآن را تأدیه ننماید، دادگاه او را الزام به تأدیه نموده وچنانچه مالی از او در دسترس باشد آن را ضبط وبه میزان محکومیت از مال ضبط شده استیفاء می‌کند و در غیر اینصورت به تقاضای محکوم له، ممتنع را در صورتی که معسر نباشد تا زمان تأدیه حبس خواهد کرد. وبا عنایت به ماده ۳همین قانون که بیان داشته‌: هرگاه محکوم علیه مدعی اعسارشود (ضمن اجرای حبس) به ادعای وی خارج از نوبت رسیدگی و در صورت اثبات اعسار از حبس آزاد خواهد شد وچنانچه متمکن از پرداخت به نحو اقساط شناخته شود، دادگاه متناسب با وضعیت مالی وی حکم بر تقسیط ‌محکوم به را صادر خواهد کرد.این سوال مطرح است که:۱-آیا ماده ۲ اصل را بر معسر بودن نهاده، چون تصریح نموده در صورتی که معسر نباشد؟

      ۲-در صورت مثبت بودن پاسخ یک، در مقام معارضه با ماده ۳که قید نموده است «ضمن اجرای حبس به ادعای وی رسیدگی و درصورت (اثبات اعسار) آزاد خواهد شد»، چگونه قابل توجیه وتفسیر است‌؛ زیرا در این ماده اصل بر معسر نبودن است؟

       

      پاسخ‌:

       

      نظر اکثریت:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:02:00 ق.ظ ]




 

    1. – حلی، علامه حسن بن یوسف، همان، ص ۳۲۷٫ ↑

 

    1. – سیستانی، سید علی، منهاج الصالحین، ج ۳، دفتر آیت الله سیستانی، ۱۴۱۷ه.ق، ص ۱۰۸ – خویی، سید ابو القاسم، پیشین، ص ۲۸۸٫ ↑

 

    1. – امامی، سید حسن، حقوق مدنی، ج۴، ص۲۵۶٫ ↑

 

    1. – صفار، محمد جواد، پیشین، ص ۱۵۱٫ ↑

 

    1. – ماده ۴۳۸ قانون مدنی: « تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود ». ↑

 

    1. – جعفری لنگرودی، محمد جعفر، حقوق خانواده، کتابخانه گنج دانش، ۱۳۶۸، ص۲۲۳٫ ↑

 

    1. – صفار، محمد جواد، پیشین، ص ۱۴۹٫ ↑

 

        1. – ماده ۲۳۷ قانون مدنی: « هرگاه شرط در ضمن عقد، شرط فعل باشد، اثباتاً یا نفیاً، کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید‌آن را به جا بیاورد و در صورت تخلف طرف معامله می‌تواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفای شرط بنماید».ماده ۲۳۸ قانون مدنی: « هرگاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجام آن غیر مقدور ولی انجام آن به وسیله شخص دیگری مقدور باشد، حاکم می‌تواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند ».ماده ۲۳۹ قانون مدنی: « هرگاه اجبار مشروط علیه برای انجام فعل مشروط ممکن نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمالی نباشد که دیگری بتواند از جانب او واقع سازد، طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت ». ↑

 

    1. – جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ص۲۲۳ – صفار، محمد جواد، همان ص ۱۴۹٫ ↑

 

    1. – ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی: « هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبانیاً بر آن واقع شده باشد ». ↑

 

    1. – صفار، محمد جواد، همان، ص ۱۴۹٫ ↑

 

    1. – جعفری لنگرودی، محمد جعفر، پیشین، ص۲۲۶٫ ↑

 

    1. – لطفی، اسد الله، پیشین، ج۲، ص۱۱۴٫ ↑

 

    1. – کاتوزیان، ناصر، پیشین، ص۳۷۳٫ ↑

 

    1. – همان، ص۳۷۴٫ ↑

 

    1. – صفار، محمد جواد، پیشین، ص ۱۴۹٫ ↑

 

    1. – رضوی، سید امیر، فرهنگ فارسی امید، انتشارات فؤاد، ۱۳۷۴، ص ۶۲۴٫ ↑

 

    1. – سوره شرح، آیه ۵٫ ↑

 

    1. – سوره طلاق، آیه ۷٫ ↑

 

    1. – رضوی، سید امیر، همان، ص ۳۵۳٫ ↑

 

    1. – سوره حج، آیه ۷۸٫ ↑

 

    1. – سوره انعام، آیه ۱۲۵٫ ↑

 

    1. – سوره نور، آیه ۶۱٫ ↑

 

    1. – وطنی، امیر، پیشین، ص ۲۲۷٫ ↑

 

    1. – طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، ملحقات عروه الوثقی، ج۲، صص ۷۵-۷۶، به نقل از مهر پور، حسین، پیشین، ص ۴۰٫ ↑

 

    1. – شیخ انصاری، مرتضی، کتاب النکاح، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، ۱۴۱۵ه.ق، صص ۴۳۳-۴۳۴٫ ↑

 

    1. – میرزای قمی، جامع الشتات، ص ۵۲۳، به نقل از مهر پور، حسین، همان، ص ۳۹٫ ↑

 

    1. – مهرپور، حسین، پیشین، ص ۴۱٫ ↑

 

    1. – وطنی، امیر، پیشین، ص ۲۲۷٫ ↑

 

    1. – هدایت نیا گنجی، فرج الله، بررسی آثار بخش نامه ها و آئین نامه های مسئولان قضایی در قوانین خانواده، نشریه فقه و حقوق، ۱۳۸۳، ص ۱۷۶٫ ↑

 

    1. – موسوی بجنوردی، محمد، اندیشه‌های حقوقی (۱) حقوق خانواده، انتشارات مجد، ۱۳۸۶، ص ۱۷۸٫ ↑

 

    1. – مهرپور، حسین، پیشین، ص ۳۸٫ ↑

 

    1. – اصل ۱۱۲ قانون اساسی: « مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصلحت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان، خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام، نظر شورای نگهبان را تأمین نکند و مشاوره در اموری که رهبری به آنان ارجاع می‌دهد و سایر وظایفی که در این قانون ذکر شده است به دستور رهبری تشکیل می شود. اعضای ثابت و متغیر این مجمع را مقام رهبری تعیین می کند. مقررات مربوط به مجمع توسط خود اعضاء تهیه و تصویب و به تأیید مقام رهبری خواهد رسید ». ↑

 

    1. – لطفی، اسدالله، پیشین، ج ۲، صص ۱۰۷-۱۰۸٫ ↑

 

    1. – حسینی، سید محمدرضا، پیشین، ص ۲۹۴٫ ↑

 

    1. – لطفی، اسدالله، پیشین، ص ۱۰۶ – هدایت نیا گنجی، فرج الله، ارزیابی قوانین خانواده، نشریه مطالعات راهبردی زنان، ۱۳۸۳، ص ۱۵٫ ↑

 

    1. – حرج شخصی: حکم و عملی است که بر فردی قطع نظر از اکثریت مردم، مشقت داشته باشد.حرج نوعی: حکم و عملی است که برای عامه مردم انجام دادن آن با مشقت همراه باشد، اگرچه برای بعضی از افراد، حرجی نباشد. ↑

 

    1. – مکارم شیرازی، ناصر، پیشین، ص ۱۹۶٫ ↑

 

    1. – نراقی، ملا احمد، عوائد الأیام، عائده ۱۹، صص۱۹۴-۱۹۵٫ ↑

 

    1. – امامی، سید حسن، حقوق مدنی، ج ۵، ص ۴۴٫ ↑

 

    1. – هدایت نیا گنجی، فرج الله، پیشین، ص ۲۲٫ ↑

 

    1. – کاتوزیان، ناصر، پیشین، ص ۳۸۶٫ ↑

 

    1. – شکاری، روشنعلی و کریمیان، اسماعیل، طلاق زوجه غایب مفقود الأثر و آثار آن، فصل نامه حقوق، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ۱۳۹۰، صص ۲۴۷-۲۴۸٫ ↑

 

    1. – حبیبی تبار، جواد، گام به گام با حقوق خانواده، ناشر گام به گام، ۱۳۸۳، ص ۴۲۷٫ ↑

 

    1. – فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، ج ۱، مطبوعاتی امیر، ۱۳۷۵، ص ۴۴۹٫ ↑

 

    1. – معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه، مجموعه نظریات مشورتی فقهی در امور حقوقی، ج ۲، انتشارات جنگل، ۱۳۸۸، ص ۵۷٫ ↑

 

    1. – تعریف طلاق عدی: طلاق عدی، نوعی از طلاق رجعی است و طلاقی است که مطابق شرایط، مرد همسرش را طلاق دهد و آن گاه در ایام عده رجوع کند و با زن نزدیکی نماید. ( بعد از هر دو طلاق عدی، طلاق سوم بائن خواهد بود ). ↑

 

    1. – امامی، سید حسن، حقوق مدنی، ج ۴، ص ۲۵۵٫ ↑

 

    1. – شکاری، روشنعلی و کریمیان، اسماعیل، پیشین، صص ۲۴۸-۲۴۹٫ ↑

 

    1. – اصل ۱۶۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر می‌دارد که: « قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر،‏ حکم قضیه را صادر نماید و نمی تواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه،‏ از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد ». ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 11:41:00 ب.ظ ]




 

راتر (۱۹۸۷) بر این باور است که تاب آوری از اعتقاد به خود کفایی شخصی، توانایی مواجهه با چالش ها و خزانه مهارت های حل مسئله ریشه می‌گیرد. اگرچه تاب آوری تا حدی یک ویژگی شخصی و تا حدودی نیز نتیجه تجربه محیطی افراد است، ولی انسان‌ها قربانی محیط یا وراثت خود نیستند. افراد می‌توانند تحت آموزش قرار گیرند تا ظرفیت تاب آوری خود را به وسیله آموختن برخی مهارت ها افزایش دهند. می توان واکنش در مقابل استرس، رویدادهای ناخوشایند و دشواری ها را تغییر داد به طوری که بتواند بر مشکلات و تاثیرات منفی محیط غلبه کنند.

 

 

 

 

 

۱٫ Active participant

 

۲٫ Kumpfer

 

به عبارتی بعضی از مهارت‌ها یی که به افراد کمک می‌کنند تا تاب آوری خود را افزایش دهند، آموختنی هستند. داشتن هدف در زندگی و اعتماد به نفس از عوامل اصلی تاب آوری است.

 

کانر و دیویدسون (۲۰۰۳) بر این عقیده است که از آنجا که تاب آوری به عنوان معیاری برای مقابله با استرس قلمداد می شود، می‌تواند هدف مهمی در مداخله های روانشناختی و روان درمانی باشد.

 

کاظمی( ۱۳۸۳) پنج خصوصیت مهم را برای تاب آوری بر شمرده است:

 

    1. تاب آوری روندی پویا است نه وضعیتی ثابت

 

    1. تاب آوری موقعیتی است. یعنی رفتاری ممکن است در موقعیتی سازگارانه و در موقعیتی دیگر ناسازگارانه باشد.

 

    1. تاب آوری محصول تعامل ویژگی های شخصیتی ذاتی با فاکتورهای محیطی است.

 

    1. تاب آوری در موقعیت هایی که چندین عامل خطر وجود دارد، پیچیده تر است.

 

  1. تاب آوری می‌تواند آموختنی باشد.

کامپل (۲۰۰۶) با تحقیقاتی که بر روی افراد و شخصیت های متفاوت در زمینه تاب آوری آن ها شرایط سخت و تنش زا داشته اند درباره ی خصوصیات تاب آوری به سه نکته مهم اشاره می‌کنند.

 

  1. تاب آوری فقط داشتن فهرستی از ویژگی ها نیست.

یک فرایند است که در زندگی واقعی تاب آفرینی نام دارد.

 

  1. همه انسان‌ها دارای توانایی ذاتی برای تاب آوری هستند.

اما رفتار تاب آورانه رفتاری اکتسابی و یادگیرانه است.

 

  1. برخی از ویژگی های تاب آوری درونی است و انسان آن را دارد یا می‌تواند به دست بیاورد. اما بعضی

دیگر فقط با پرورش آنان در محیطی تاب آفرین ( مانند خانه، مدرسه و اجتماع) به دست می‌آید.

 

۷-۲-۲)ویژگی های افراد تاب آور:

 

افراد تاب آور دارای توانمندی‌های درونی قابل ملاحظه ای هستند که آن ها را در طی کردن شرایط سخت و دشوار زندگی کمک می‌کند. ادوارد۱ و وارلو۲ (۲۰۰۵) ویژگی های افراد تاب آور را عبارت می دانند از: مراقبت از خود و دیگران، انعطاف پذیری، داشتن حس شوخ طبعی، مهارت های ارتباطی مناسب، توانایی حل مسئله، احساس استقلال، داشتن هدف و پشتکار و امیدواری، درایت در کمک طلبیدن از دیگران و جلب کمک از آن ها.

 

ادوارد و همکاران (۲۰۰۵) در تقسیم بندی دیگری ویژگی افراد تاب آور را بدین صورت بیان می‌دارد:

 

  1. شایستگی اجتماعی:

پاسخگو بودن، انعطاف پذیری، همدلی، دلسوزی، مهارت‌های اجتماعی و شوخی.

 

  1. مهارت‌های حل مسئله:

وجدان منتقد و خلاق، برنامه ریزی، انعطاف پذیری، تخیل و سرشار از منابع، ابتکار.

 

۱٫ Edward

 

۲٫Warelow

 

  1. آینده جویی:

علایق خاص، جهت گیری هدفمندانه، معنویت، ایمان، انتظارات سالم، آرمان‌های تحصیلی، پشتکار، امیدواری و خوش بینی، آینده سازی، معنا مندی و انگیزه مندی.

 

  1. خود گردانی:

خودکار آمدی، ارزشمندی، کنترل در محیط ( احساس تسلط)، خود انضباطی، توانایی مستقل شدن و پایداری.

 

همچنین ادوارد و همکاران (۲۰۰۵) در بررسی بر روی محیط هایی که افراد تاب آور در آن زندگی می‌کنند ویژگی های محیط های تاب آور را بدین گونه تقسیم بندی نموده اند:

 

ویژگی های محیط های تاب آور ( خانواده، مدرسه و اجتماع)

 

  1. انتظارات مثبت:

ارائه راهنمایی و ساختار، چالش طلبی حمایت گرانه، انگیزش، باورهای مثبت، شناسایی نقاط مثبت و ترسیم افق و آینده ای درخشان.

 

  1. پیوندهای مهربانانه:

حمایت بی چشم داشت، دلسوزی، شنیدن و درک کردن، گفتن و درک شدن، باور مندی و اعتماد و ایمنی.

 

  1. مشارکت معنامند: پذیرش و گنجایش فرد، مسئولیت دهی، فرصتهایی برای مشارکت و فرصتهایی برای رقابت اجتماعی و حل مسئله.

۸-۲-۲)تاب آوری روانشناختی:

 

تاب آوری روانشناختی به ظرفیت و گنجایش شخص برای تحمل فشارها در شرایط سخت مثل ابتلاء به یک اختلال روانی یا داشتن خلق و خوی مزمن منفی اشاره دارد. به دیگر سخن تاب دآوری روانشناختی همان ظرفیت روانشناختی افراد است که آن ها را از آسیب های روانی ناشی از شرایط استرس زا دور می‌سازد (بونی، ۲۰۰۴).

 

همه افراد در طول زندگی خود با استر سوء استفاده های جنسی، جسمی و هیجانی، گرفتاریهای شغلی و اجتماعی مواجه می‌شوند. در چنین شرایطی مهارت‌های مقابله ای انطباقی۱ می‌تواند مسئله مدار۲، هیجان مدار۳ یا اجتماع مدار۴ باشد، به جریان می افتد. افراد مسئله مدار که به عنوان افراد تاب آور شناخته می‌شوند مشکلات و مسایل به وجود آمده را به عنوان فرصت هایی برای ترقی می بینند. به عبارت دیگر اینگونه افراد نخست با یک ارزیابی مثبت و منطقی سعی می‌کنند از لا به لای مشکلات موجود با صبر و شکیبایی راه حل های منطقی را در پیش گیرند. اما افراد هیجان مدار با ارزیابی منفی که از رویدادهای استرس زا دارند، برخوردهای هیجانی و موقتی در جهت کاهش استرس موقعیت های تهدید کننده دارند. این گونه راه حل ها شاید در کوتها مدت استرس افراد را کاهش دهد اما در بلند مدت در کاهش استرس نقش اساسی ندارد و خلاصه اینگونه افراد اجتماع مدار به دنبال حمایت های عاطفی و فکری دیگران هستند و همیشه انتظار دارند دیگران مسایل و مشکلات آن ها را حل و فصل نمایند ( فریدریکسون۵ ، ۲۰۰۳). تحقیقات ماستن (۲۰۰۷) نشان داده است افراد هیجان مدار و اجتماع مدار، تاب آوری کمتری دارند و در برخورد با فشارهای روانی خود را کم طاقت و ضعیف می بینند لذا به طور منفی با فشارهای روانی برخورد می‌کند.

 

۱٫ Adaptive coping skills

 

۲٫ Focused problem

 

۳٫ Focused emotion

 

۴٫ Focused- social

 

۵٫ Fredrickson

 

۳-۲) درد

 

۱-۳-۲) تعریف درد

 

دردهای مزمن به عنوان یکی از مهمترین معضلات پزشکی در تمام جهان می‌باشند. زیرا سالیانه میلیون‌ها نفر از افراد بشر گرفتار آن می‌شوند، ولی متاسفانه درمان مناسبی دریافت نمی نمایند. در سراسر دنیا دردهای مزمن مهمترین علت رنج و معلولیت انسان‌ها بوده و به طور جدی بر روی کیفیت زندگی افراد بشر تاثیر می‌گذارند.

 

درد کلمه ای است که برای انواع مختلفی از تجربه استفاده می شود و نه تنها به احساس درد، بلکه به چگونگی تاثیر آن بر ما نیز اشاره دارد. بر اساس تعریف انجمن بین‌المللی درد (IASP): ” درد یک تجربه حسی و عاطفی ناخوشایند همراه با یک آسیب بافتی فعال یا بالقوه می‌باشد یا بدان صورت بیان می‌گردد”

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:40:00 ب.ظ ]




 

ممکن است گفته شود که وقوع تهاتر قهری در این فرض مستلزم محرومیت مدیون از حقی است که قانون‌گذار در اختیار او قرار داده است زیرا مدیون دینی که مشمول مرور زمان شده است می‌تواند با طرح ایراد مرور زمان از مطالبه رهایی یابد و حال آنکه وقوع تهاتر قهری او را چنین حقی محروم می کند و این در صورتی است که تهاتر نمی تواند به ضرر یکی از طرفین واقع شود.

 

در پاسخ باید گفت، مطابق با مقررات مربوط به مرور زمان در حقوق ایران چنین حقی به نحو مطلق به مدیون واگذار نشده است بلکه این حق مقید به طرح دعوی در مراجع قضایی است به عبارت دیگر این طور نیست که دین مشمول مرور زمان دیگر لازم التأدیه و قابل مطالبه نباشد بلکه چنین دینی همچنان لازم التأدیه و قابل مطالبه است و به همین خاطر است که اگر مدیون در دادگاه ایراد مرور زمان نکند دادگاه مکلف به رسیدگی است.

 

حق مدیون مقید به زمانی است که طرف مقابل بخواهد دین را از طریق دادگاه مطالبه نماید و لذا طلبکار می‌تواند بدون مراجعه به دادگاه طلب مستند به سند لازم الاجرای خود را حتی پس از انقضای مهلت مرور زمان آن از طریق اجرای ثبت وصول نماید. پس در این صورت هم باید گفته که از حق خود محروم می ماند و چنین اقدامی نباید جایز باشد.

 

و حال آنکه چنین نیست حق مدیون به طرح ایراد و مرور زمان و رهائی از مطالبه یک حق استثنائی است و تنها در دادگاه قابل اعمال است و حال آنکه در فرض ما وقوع تهاتر بین دو دین دیگر موضوعی را برای اعمال این حق باقی نمی گذارد. ‌بنابرین‏ در حقوق ایران، از آنجا که در مقررات مربوطه قابل مطالبه بودن دو دین از حیث قضایی به عنوان یکی از شرایط تهاتر ذکر نشده است و از مقررات مربوط به مرور زمان نیز این امر که مرور زمان مانع از تهاتر بین دو دین است استنباط نمی گردد دلیل بر شرطیت وجود ندارد.

 

حداکثر چیزی که می توان گفت این است که دو دینی که یکی از آن مشمول مرور زمان شده است عرفاً فاقد مماثلتی می‌باشد که برای وقوع تهاتر لازم است و لذا تهاتر بین آن دو ممکن نیست.

 

اما هر گاه دو دین مشمول مرور زمان شده باشند دیگر چنین اختلافی مورد نیاز نیست و لذا دلیلی بر عدم تهاتر بین آن دو وجود ندارد منتهی حقوق دانان، که قابل مطالبه قضایی بودن دو دین را برای وقوع تهاتر شرط دانسته اند نظر به اختلاف دو دین از این حیث نداشته اند و لذا تهاتر بین دو دین طبیعی را نیز منتفی دانسته اند.

 

ایشان شرط مذبور را به عنوان یک شرط مجزا و مستقلی مطرح کرده‌اند و برای توجیه آن چنین تحلیل نموده اند که هر گاه یکی از دو دین مشمول مرور زمان شده باشد با ایراد و مرور زمان از سوی مدیون دین قابل مطالبه نخواهد بود و مدیون ملزم به تأدیه نمی شود و تهاتر نیز در حکم ایفای دین است لذا دینی که نتوان مدیون آن را ملزم به تأدیه آن نمود نمی توان از طریق تهاتر ساقط شود. [۸۹]

 

قضائی بودن دو دین از جمله شرایط تهاتر است و دین طبیعی ‌به این جهت که قابل مطالبه نیست و امکان الزام مدیون به تأدیه آن وجود ندارد غیر قابل تهاتر با دین مدنی و یا حتی دین طبیعی مشابه دانسته شده است و این امر با قواعد حقوقی مطابقت دارد زیرا اولاً مرور زمان در این سیستم حقوقی نه تنها دعوی را غیر قابل استماع می‌سازد بلکه حتی مسقط حق می‌باشد و با انقضا دین دیگر دین اساساً قابل مطالبه نیست و لازم التأدیه هم نمی باشد. [۹۰]

 

ثانیاًً در بسیاری از این کشورها نص خاصی در این مورد وجود ندارد که برای وقوع تهاتر قهری لازم است که هر دو دین قابل مطالبه باشند. [۹۱] همین طور دربرخی از این کشورها نص خاص در خصوص تهاتر در فرض مرور زمان وجود دارد. تهاتر در حکم ایفای دین است و همان‌ طور که نمی توان مدیون چنین دینی را ملزم به تادیه آن نمود الزام او به ایفای آن از طریق تهاتر نیز که به منزله ایفای اجباری دین است صحیح نمی باشد.

 

استدلال فوق گرچه قابل توجه است اما به جهاتی پذیرش آن مشکل به نظر می‌رسد. حکم به وقوع تهاتر قهری در این فرض مستلزم این است که مدیونی که دینش مشمول مرور زمان شده نتواند به ایراد مرور زمان استناد کند از مجموع مقرات مربوط به مرور زمان با توجه به فرض قانون‌گذار از وضع آن چنین به نظر می‌رسد که پس از انقضای مهلت مرور زمان الزام مدیون به تأدیه دین وجود ندارد و به عبارت دیگر چنین دینی با ایراد مرور زمان از سوی مدیون قابل مطالبه نیست.

 

‌بنابرین‏ مدیون با انقضای مرور زمان این حق را دارد که با استفاده به مرور زمان از مطالبه رهایی یابد و حال آنکه وقوع تهاتر در این فرض موجب سلب این امکان از مدیون می‌گردد و همان‌ طور که کرراً گفتیم تهاتر نمی تواند به ضرر یکی از طرفین واقع شود تهاتر جایگزین دو پرداخت است. ‌بنابرین‏ هر گاه الزام مدیون به پرداخت دین ممکن نباشد الزام او به پرداخت از طریق تهاتر که خود به منزله پرداخت اجباری است درست نمی باشد.

 

فرض قانون‌گذار در وضع مقررات مربوط به مرور زمان ثبات و اطمینان نسبت به مالکیت و هر نوع تسلط قانونی دیگر اشخاص بوده است.

 

اشخاص نباید نسبت به حقوقی که دارند برای همیشه در ابهام به سر برند. ‌بنابرین‏ این حق به مدیون داده شده است که با طرح ایراد مرور زمان در مقام دفاع در برابر مطالبه دین بر آید از خود می‌تواند از این حق صرف نظر کرده و دین را ‌به این ایفا نماید اما الزام او به تأدیه آن جایز نیست.

 

ممکن است گفته شود که فرض قانون‌گذار از وضع مقررات مربوط به مرور زمان ملاحظات قضائی بوده است ‌به این معنی که از تراکم بیش از حد دعاوی جلوگیری شود خصوصاًً اینکه پس از گذشتن چنین مدت زمانی معمولاً رسیدگی به واقعیتی که مربوط به سال های بسیار دور است مشکل می کند و لذا صرفاً استماع دعوی در مراجع قضائی منع شده است.

 

اما در پاسخ باید گفت درست است که ملاحظات فوق نیز مد نظر قانوگذار بوده است اما همان‌ طور که گفتیم فرض عمده قانون‌گذار تأمین ثبات و اطمینان نسبت به حقوق اشخاص بوده است اگر بنا بود که وضع این مقررات فقط به جهت جلوگیری از تراکم پرونده است باشد باید بدون آنکه نیازی به طرح ایراد مرور زمان از سوی مدیون باشد دادگاه راساً رد دعوی را صادر می نمود و حال آنکه دادگاه مکلف به رسیدگی است مگر آنکه خوانده ایراد مرور زمان کند.

 

دینی که مشمول مرور زمان شده باشد قابل تهاتر نیست و لو آنکه دین مقابل نیز مشمول مرور زمان شده باشد بعبارت دیگر بین دودین طبیعی و اخلاقی مشابه نیز تهاتر صورت نمی گیرد زیرا طبیعی بودن هر دو دین تغییری را در این وضعیت ایجاد نمی کند که در این دو دین امکان اجبار مدیون به ایفای آن وجود ندارد و تهاتر نیز به همین جهت است که ممنوع می‌باشد و نه به دلیل فقدان مماثل، اگر چه گاه تنها یکی از دو دین مشمول مرور زمان شده باشد از باب فقدان مماثل عرفی بین آن دو نیز می توان به عدم وقوع تهاتر بین آن دو استفاده کرد بدیهی است که در فرضی که هر دو دین مشول مرور زمان شده اند گرچه تهاتر بین آن ها دو ممکن نیست اما بهر حال با طرح ایراد مرور زمان هر دو دین غیر قابل مطالبه می‌شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1401-09-16] [ 09:07:00 ب.ظ ]




۲-۲۸- پیشینه خارجی

 

      • دین[۶۴](۲۰۰۲) در مطالعه انتظارات مشتریان در زمینه کیفیت محصولات بیان نموده است که سازمان ها به منظور افزایش عملکرد بازاریابی و فروش محصولات و یا خدمات ناچار به شناخت دقیق انتظارات مشتریان به منظور ارضای نیازهای پنهان و آشکار آنان می‌باشد. همچنین مشخص گردید که گرایشات مشتریان همواره همراه با انتظارات پیش‌بینی شده و محقق یافته آنان می‌باشد.

 

    • بک لاند و هالکویس[۶۵](۲۰۰۶) در تحقیق خود به مطالعه علل انتظارات بیش از حد مشتریان از دیدگاه خدمات انلاین و آفلاین پرداخته و این دلایل را در قالب مدلی با مؤلفه‌ های رضایتمندی و عدم رضایت بیان نموده است. در نهایت نتیجه می‌گیرد که رضایتمندی و عدم رضایت تاثیر بسزایی در افزایش و یا کاهش انتظارات مشتریان از این سیستم ها دارد.

 

    • کزانچیان[۶۶](۲۰۰۵) در تحقیق خود به بررسی انتظارات بیش از حد مشتریان در صنایع ماشین سازی امریکا پرداخت. و عوامل مختلف موجب انتظارات بیش از حد را در این صنایع مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.

 

    • کمپوس[۶۷](۲۰۰۹) در تحقیق خود به بررسی انتظارات مشتریان از خدمات فست فود پرداخته است . در این تحقیق ۵۰۰ نفر از دانش جویان مورد بررسی قرار گرفتند و نتایج تحقیق نشان داد که رابطه مثبت و معنی داری بین نگرش به کیفیت خدمات و انتظارات مشتریان وجود دارد.

 

    • مولر[۶۸](۲۰۰۷) در تحقیقی به بررسی انتظارات مشتریان در سیستم بانکی آفریقا پرداخته است. در این تحقیق، محقق از دو بعد رضایتمندی مشتریان و کیفیت خدمات به عنوان عناصر مهم در زمینه انتظارات مشتریان یاد مولر ‌کرده‌است.

 

  • مطالعات داتهین و اوکلند[۶۹](۱۹۹۴) ‌در مورد نیازهای مشتریان در حوزه کیفیت نشان داد که بر اساس ادراک پاسخگویان، تفاوتی در کیفیت ابعاد فیزیکی، اطمینان و ‌پاسخ‌گویی‌ مشاهده نشد، در حالی که کیفیت بعد تضمین خدمت در پایین ترین سطح و کیفیت بعد همدلی در بالاترین سطح بود و این تفاوت ها از ‌نظر آماری معنی دار است.

 

 

فصل سوم

 

روش تحقیق

 

۳-۱- مقدمه

 

در تلاش فهمیدن واقعیت، ما تا حدی نظیر کسی هستیم که تلاش می‌کند مکانیزم یک ساعت در بسته را درک کند. او صفحه و عقربه های متحرک آن را می بیند، حتی تیک تیک آن را نیز می شنود، اما هیچ راهی برای باز کردن در آن ندارد. اگر زیرک و باهوش باشد ممکن است تصویری از مکانیزم آن درست کند که بتواند جوابگوی همه چیزهایی باشد که مشاهده می‌کند. اما هرگز نمی تواند کاملاً مطمئن باشد که تصویر او تنها تصویری است که می‌تواند مشاهدات وی را توضیح دهد. او هرگز قادر نخواهد بود که تصویر خود را با مکانیزم واقعی مقایسه کند و حتی نمی تواند امکان چنین مقایسه ای را تصور کند.

 

برای اتفاقات سازمانی، نمی توان توجیه های ساده یافت و برای آن ها به سادگی علتهایی پیدا کرد. بعلاوه غالباً یافتن سرچشمه ها مقدور نیست زیرا منشأها معمولاً در فاصله ای بسیار دورتر از نتایج و علایم قرار دارند و نتایج و علایم بواسطه حلقه های تشدید کننده انحراف از معیار با اصل خود تفاوتی فاحش و غیر قابل تصور می‌یابند. پژوهشگر پس از اینکه روش تحقیق خود را مشخص کرد و با بهره گرفتن از ابزارهای مناسب، داده های مورد نیاز را برای آزمون فرضیه های خود جمع‌ آوری کرد، نوبت آن فرا می‌رسد که با بهره گیری از تکنیک‌های آماری مناسبی که با روش تحقیق، نوع متغیرها، … سازگاری دارد، داده های جمع‌ آوری شده را دسته بندی و تجزیه و تحلیل نماید و در نهایت فرضیه هایی را که تا این مرحله او را در تحقیق هدایت کرده‌اند در بوته آزمون قرار دهد و تکلیف آن ها را روشن کند و سرانجام بتواند پاسخی (راه حلی) برای پرسشی که تحقیق (تلاشی سیستماتیک برای به دست آوردن آن بود) بیابد. (خاکی، ۱۳۸۲). در این فصل به موجب اهمیت بحث روش تحقیق به بررسی روش تحقیق، جامعه آماری، ابزار پژوهش و نحوه تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته می شود.

 

۳-۲- نوع تحقیق

 

تحقیق حاضر را می توان بر اساس هدف از نوع تحقیقات کاربردی به شمار آورد . تحقیقات کاربردی با بهره گرفتن از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که از طریق تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازهای بشر و بهبود و بهینه سازی ابزارها ،روش‌ها و اشیا و الگوها در توسعه رفاه و آسایش و ارتقای سطح زندگی انسان مورد استفاده قرار می گیرند(حافظ نیا ۱۳۸۲). همچنین این پژوهش را می توان جزء تحقیقات توصیفی به شمار آورد . در تحقیقات توصیفی محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و می‌خواهد بداند پدیده متغیر، شئ یا مطلب چگونه است و به عبارت دیگر، این تحقیق وضع موجود را بررسی می‌کند و به توصیف منظم و نظام دار وضعیت فعلی آن می پردازد و ویژگی ها و صفات آن را مطالعه و در صورت لزوم ارتقا بین متغیر ها را بررسی می کند . روش انجام این پژوهش نیز پیمایشی یا زمینه یابی است که از زیر مجموعه های تحقیق توصیفی می‌باشد .

 

مراحل اجرای این پژوهش در قالب موارد زیر می‌باشد:

 

    1. بررسی مبانی نظری تحقیق

 

    1. ارائه پرسشنامه باز به منظور شناسایی عوامل

 

    1. تهیه پرسشنامه دلفی فازی

 

    1. توزیع پرسشنامه

 

    1. شناسایی ابعاد از طریق فرایند دلفی فازی

 

    1. تشکیل پرسشنامه مدل یابی ساختاری

 

    1. توزیع پرسشنامه در میان کارکنان

 

    1. تحلیل اکتشافی و تاییدی

 

  1. ارائه مدل مفهومی استخراجی

۳-۳- جامعه آماری:

 

در این تحقیق از دو نوع جامعه آماری استفاده شده است.

 

*یک نوع ازجامعه آماری ‌بر اساس نظرات خبرگان و متخصصان بانک و تحلیلگران مالی جهت اجرای روش دلفی و تعیین عوامل و مؤلفه‌ های تقاضای پنهان مشتریان می‌باشد که به تعداد ۲۰ نفر از خبرگان شناسایی و انتخاب می‌شوند.

 

جامعه تحقیق در این بخش بر اساس معیار های زیر تعیین شده است:

 

سابقه کاری بیش از ۵ سال در بانک

 

دارای سابقه کاری در بخش بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتریان باشند.

 

اجرای روش دلفی فازی جهت تعیین عوامل و مؤلفه‌ های مؤثر بر تقاضای پنهان ازدیدگاه مدیران وتحلیلگران مالی ومتخصصان بازاریابی و فروش و انتخاب خبرگان ‌و تشریح مسئله برای آن ها است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-14] [ 01:55:00 ب.ظ ]




این مضمون نیز چیزی جز علم بر حکم نبوده و نه تنها تعریف عمد نیست؛ بلکه در اکثر مواقع نمی تواند مؤثر باشد. البته شاید بتوان این تعریف را در قالب قصد مجرمانه و نه مطلق قصد توجیه نمود: ارتکاب رفتار با قصد نقض قانون (اردبیلی،۱۳۸۴: ۲۸۱)

 

با این حال این تعریف جامع و مانع نیست، چرا که از یکسو ناشی از انشقاق قصد به قصد فعل و نتیجه می‌باشد که در اینجا متمایل به وجه ثانیست. و از دیگر سوی قصد نتیجه نمی تواند وابسته به قصد نقض قانون و علم به ماهیت غیر قانونی عمل ارتکابی باشد. زیرا اصل بر علم به قانون بوده و طبق ماده ۱۵۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ جهل به حکم مانع از مجازات مرتکب نیست مگر اینکه تحصیل علم عادتاٌ برای وی ممکن نباشد یا جهل به حکم شرعاً عذر محسوب شود.در نتیجه در تعریف مطلق قصد میتوان گفت که عبارت است از: ارادۀ متمایل و هدایت شده به هدفی مشخص و معین (نوربها،۱۳۷۸: ۱۹۶).

 

قصد و عمد مفاهیمی شخصی است و نه عینی و ملاک و معیار، فاعل و هدف او می‌باشد (وهابی،۱۳۹۰: ۵۲).

 

۳-۲-۴ -تقصیر

 

تقصیر در لغت به معنای: کوتاه کردن، کوتاه کردن، سستی ورزیدن و خطای عمدی آمده (معین،۱۳۸۵: ۳۳۴) و معانی دیگر چون: عدم توانایی، بی لیاقتی، بی کفایتی، عدم شایستگی و عدم صلاحیت نیز برای آن ذکرکرده اند (آذرنوش،۱۳۹۱: ۸۵۶). تقصیر را در اصطلاح به خودداری از انجام امری، علی‌رغم توانایی بر آن، ترک الزام قانونی با ضمانت اجرای جزایی، بی احتیاطی، غفلت و خطای جزایی معنا کرده‌اند (جعفری لنگرودی،۱۳۷۷: ۱۴۲).

 

ماده ۱۴۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ اشعار داشته که تحقق جرایم غیر عمد منوط به احراز تقصیر مرتکب است. و تبصره ذیل آن تقصیر را اعم از بی احتیاطی و بی مبالاتی دانسته است.

 

۳-۳- تبیین و نقد عناوین مجرمانه مصرف مواد مخدر

 

آیا اعتیاد جرم است یا بیماری و به تبع آن معتاد مجرم است یا بیمار؟ برای پاسخ از منظر جرم شناسی ‌به این مقوله نگاه می‌کنیم. از دیدگاه جرم شناسی به منظور بررسی «وضعیت» و «شخصیت» بزه دیده می توان با نگاه دقیق تری به جرم توجه نمود. از این دیدگاه بزه دارای دو شاخصه است:

 

۱- نقش بزه دیده در شکل گیری عمل جنایی

 

۲- بررسی شخصیت بزه دیده مستقل از شکل گیری عمل جنایی.

 

از این منظر شخص معتاد مورد بررسی قرار گرفته و او به عنوان «بزه دیده» مورد توجه قرار می‌گیرد. در این دیدگاه معتاد شخصی است که قربانی جرم است نه بزهکار. او معلول است و علت جرم سوداگران مرگ و توزیع کنندگان مواد مخدر می‌باشند ‌بنابرین‏ مجرمان اصلی قاچاقچیان می‌باشند، فلذا اعتیاد را باید معلول قاچاق مواد مخدر دانسته و گفت که معتادان اشخاص بزه دیده هستند و نه بزهکار و به رغم تقصیر فرد معتاد در تحقق این بزه شخصیت او را بایستی مستقل از عمل مجرمانه ارتکابی مورد توجه قرار داده و همانند یک بیمار نیازمند مساعدت به او نگاه و رفتاری منطقی و معقولانه با او داشته باشیم ‌بنابرین‏ دو راهکار ضروری به نظر می‌رسد:

 

اول: اتخاذ یک سیاست راهبردی به منظور حذف عنوان مجرمانه از مصرف مواد مخدر.

 

ثانیاً: به صو رت علمی به ایجاد مراکز مجهز تخصصی جهت درمان معتادان همت گماریم.

 

۳-۴- نقد و بررسی قوانین کیفری حاکم بر مصرف مواد مخدر

 

با توجه به تصریح ماده ۱۵ قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب سال ۷۶ اعتیاد جرم است ولی به کلیه معتادان اجازه داده می شود به مراکز مجازی که از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مشخص می‌گردد مراجعه و نسبت به درمان و بازپروری خود اقدام نمایند، مطابق تبصره های ماده مذکور:

 

اولا: معتادان در طول دوران بازپروری از تعقیب کیفری معاف می‌باشند.

 

ثانیاً: چنانچه معتادان از پرداخت هزینه ها ناتوان باشند؛ توسط دولت تأمین خواهند شد.

 

ثالثا: دولت مکلف به احیاء و ایجاد اردوگاه های بازپروری معتادان می‌باشد.

 

و در ماده ۱۶ اشاره می کند که معتادان به مواد مخدر در دو ماده ۴ و ۸ به یک میلیون تا پنج میلیون ریال جزای نقدی و تا سی ضربه شلاق محکوم گردیده و مرتکبین تکرار اعتیاد مواد مخدر در صورت تکرار برای هر بار تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شوند.

 

با توجه به نوع نگاه مجرمانه به معتادان در این قانون و تأثیر این دیدگاه ذیلا به آثار و تبعات امر می پردازیم:
اول: با عنایت به بند ۵ ماده ۱ این قانون و ذکر کلی این نکته که (استعمال مواد مخدر جرم است مگر در موارد استثناء)، به راستی موارد استثناء کجاست: آیا ارجاع امر به قوانین گذشته است و یا آیین نامه اجرایی این قانون یا نظر اشخاص؟!

 

می بینیم هیچ کدام را شامل نمی شود و چنانچه بخواهیم تفسیر شایسته ای داشته باشیم آیا می‌توانیم بگوییم اشاره قانون گذار به معتادان بالای ۶۰ سال است یا بیمارانی که حسب تجویز پزشک متخصص و متعهد ترک مواد مخدر را برای آنان مضر و عوارض غیر قابل جبرانی را به دنبال دارد. اگر چه به نظر ممکن است این تفسیر به نفع طبقه خاصی از متهمان باشد ولی با سکوت و ابهام موجود در این قانون نمی توان هیچ حاشیه امنی را پیدا نمود که چنانچه ‌در مورد مستثنی شده اگر کسی مبادرت به مصرف مواد نمود بتوان او را از تعقیب کیفری معاف دانست (ولیدی،۱۳۸۸: ۳۲).

 

۳-۵-بررسی تغییرات عمده اصلاحیّه‌ی قانون اصلاح قانون مبارزه با موادّ مخدّر مصوّب ۹/۵/۱۳۸۹ مجمع تشخیص مصلحت نظام

 

قوانین مرتبط با موادّ مخدّر از زمان قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک مصوّب ۱۳۳۴ تا کنون دست‌خوش تغییرات فراوانی گردیده است که از جمله می‌توان به لایحه قانونی راجع به اصلاح قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک مصوّب ۱۳۳۸ و لایحه قانونی تشدید مجازات مرتکبین جرایم موادّ مخدّر و اقدامات تامینی در قبل از انقلاب اسلامی اشاره کرد. بعد از پیروزی انقلاب نیز، این تغییرات با شدّت و حدت بیشتری ادامه یافت که از جمله مهم‌ترین آن ها، قانون مبارزه با موادّ مخدّر مصوّب ۱۳۶۷ و اصلاحات عمده مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۷۶ می‌باشد. امّا آنچه سبب نگارش پژوهش حاضر گردیده است، اصلاحات جدیدی است که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام در تاریخ ۹/۵/۱۳۸۹ در قانون سابق انجام پذیرفته و در روزنامه رسمی شماره ۸۹۱۶۷/۹۴۹۱ در تاریخ ۲۳/۹/۸۹ انتشار یافته است. نظر به اینکه، زمان چندانی از تصویب قانون مذکور نمی‌گذرد، در پژوهش حاضر تلاش می‌شود، اقدام به معرفی تغییرات عمده این مصوبّه نمایم که ممکن است بسیاری از چند و چون آن آگاهی نداشته باشند.

 

بدیهی است، بررسی تحلیلی هر یک از این تغییرات، نیازمند تحقیقات جامع و مفصّلی است که فعلاً در مقام انجام آن نیستیم و حتماً ضرورت این تحقیق نیز با توجّه به اهمیّت جرایم موادّ مخدّر در نظام قضایی ایران احساس می‌گردد. امّا در عین حال، برای آشنایی با تغییرات عمده صورت‌گرفته مذکور در ضمن سه مبحث آتی، بنا به درجه اهمیّت، صرفاً سه مورد بسیار عمده از موارد اصلاحی جدید شامل:

 

۱- تغییر بنیادین مجازات‌های موادّ روان‌گردان، ۲-تغییر نگرش در خصوص اعتیاد و ۳- تغییر مجازات مصادره اموال به مصادره اموال ناشی از همان جرم در جرایم موادّ مخدّر، به نحو اجمالی، مورد بررسی قرار می‌گیرد:

 

۳-۵-۱- تغییر بنیادین مجازات‌های موادّ روان‌گردان:

 

الف- تغییر بنیادین مجازات

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:58:00 ق.ظ ]